 ساده  و  خام  باشد،  یـا  بـا کشـاورزی  تـولید  و  فراهم  آید،  یا  ساخته  شود،  و  یا  ترکیب  و  آمیخته ‌گردد...  و  سائر  شکلها  و  صورتهای  جدید  تولید  و  فراهم  آوردن  رزق  و  روزی‌.  حتّی  برخی  از  جنبندگان  از  قبیل  «‌پشّه  و  کیک  رزق  و  روزی  خود  را  به  صورت  خون  زندۀ  آماد‌ۀ  قابل  هضم  به  دست  می‌آورند  و  می‌خورند!!

این  صورت‌،  همان  صورتی  است  که  سزاوار  حکمت  و  رحمت  یزدان  در  آفرینش  جهان  است  و  جهان  را  بر  آن  سرشته  است  و  آفریده  است‌،  و  این  آفریده‌ها  را  نيز  بـا  استعدادها  و  نيروهائی  آفریده  است  که  بدانها  داده  شده  است‌،  بویژه  انسان  را  با  استعداد  و  نیروئی  آفریده  است  که  بتواند  کار  جانشینی  و  خلیفه‌گری  در  زمین  را  انجام  دهد،  و  قدرت  تجزیه  و  ترکیب  و  تولید کـردن  و  رشـد  دادن  را  داشته  باشد،  و  روی  زمین  را  چنان‌ که  شایسته  و  بایسته  است  تغییر  دهد،  و  اوضاع  زنـدگی  را  دگـرگون  سازد  و  ترقّی  و  تعالی  بخشد،  و  برای  فراهم  آوردن  و  به  دست  آوردن  رزق  به  تلاش  ایستد،  رزقی  که  او  آن  را  نمی  آفريند،  بلکه  او  آن  را  از  اندوخته‌های  این  جـهان  هستی  پدید  می‌آورد،  اندوخته‌هائی  از  قبیل‌:  نیروها  و  توانهائی‌ که  یزد‌ان  آنها  را  بـه  ودیـعت  نـهاده  است‌،  و  انسان  با کمک‌ گرفتن  از  قوانین  الهی  موجود  در  هستی‌،  جهان  را  به  گونه‌ای  درمی‌آورد  که  اندوخته  و  اقوات  و  ارزاق  خود  را  به  همۀ  زنده‌ها  عطا کند.

مقصود  این  نیست ‌که  در  جهان  رزق  و  روزی  هـر یک  مقدّر  و  مقرّر  است  و  با  سعی  و  تلاش  فراهم  نمی‌آید،  و  با  نشسـتن  و  دست  روی  دست ‌گـذاشتن  بـه  تأخـیر  نمی‌افتد،  و  با  منفی  بودن  و  تنبلی‌ کردن  هدر  نمی‌رود  و  ضایع  نمی‌شود،  همان‌گونه  که  برخی  از  مـردمان  چـنین  معتقدند !  اگر  چنین  است  اسباب  و  عللی‌ که  یزدان  دستور  داده  است  بدانها  چنگ  زده  شود،  و  آنـها  را  بـخشی  از  قوانین  خود کرده  است‌،  چه  می‌شود؟  حکـمت  خـدا  در  بخشیدن  این  نیروها  و  توانها  به  آفریده‌ها،  چه  می‌شود؟  اصلاً  چگونه  ممکن  است‌ که  زندگی  ترقّی‌ کند  و  پله‌های  کمالی  را  بپیماید که  در  علم  خدا  برای  زندگی  مـقدّر  و  مقرّر  است‌،  و  انسان  بدان  جهت  در  زمین  بـه  خـلافت  رسیده  است  و  جایگزین ‌گردیده  است ‌که  نقش  خود  را  در  این  زمینه  ایفاء  و  اداء  کند؟

این‌ که  برای  هر  آفریده‌ای  روزی  و  رزقـی  است‌،  حـقّ  است‌.  این  رزق  و  روزی  در  این  هستی  ذخیره ‌گـردیده  است  و  اندوخته  شده  است‌،  و  از  سوی  یزدان  این  رزق  و  روزی  در  قوانین  و  سنن  الهی  مقدّر  و  مقرّر گـردیده  است‌،  قوانین  و  سننی‌ که  تولید  را  مترتّب  بر  تلاش‌ کرده  است‌.  پس  کسی  نباید  از  تلاش  بازایستد،  در  حالی  کـه  می‌داند  از  آسمان  طلا  و  نقره  نمی‌بارد.  بلکه  آسمان  و  زمین  لبریز  از  ارزاق‌ کافی  برای  همگی  آفریدگان  است‌،  هنگامی ‌که  این  آفریدگان  برابر  قانون  و  سنّت  یزدان  در  طلب  ارزاق  جهان  به  تـلاش  بایستند  و  سـعی  لازم  را  بنمایند،  قانون  و  سنّتی ‌که  از کسی  جانبداری  نمی‌کند،  و  پــیشی  و  پســی  نـمی‌ورزد  و کـناره‌گـیری  و  دوری  نمی‌نماید.

بلکه  آنچه  هست  رزق  و  روزی  پاک‌،  و  رزق  و  روزی  ناپاک  است‌.  هر  دوی  آنها  هم  در  پـرتو  کار و تلاش  فراهم  می‌گردد  و  به  دست  می‌آید،  ولی  نـوع  و  صـف  آنها  با  یکدیگر  تـفاوت  و  اختلاف  دارد،  و  فرجام  خورداری  از  این  و  از  آن  متفاوت  و  مختلف  است‌.  نباید  سـنجش  و  مـقابله‌ای  را  از  یـاد  بـبریم ‌کـه  مـیان  جنبندگان  و  روزی  آنها  در  اینجا  آمـده  است‌،  و  مـیان  متاع  حسن  و  بهره‌مندی  نیکوئی ‌که  در  بخش  پیشین  از  آن  سخن  رفته  است‌.  روند  قرآنی  استوار  و  هـماهنگ‌،  این  نگرشهای  اسلوبی  و  موضوعی  از  دید  آن  به  دور  نمی‌گردد  و  از  دست  آن  به  در  نمی‌رود،  نگرشهائی ‌که  در  ترسیم  فضای  سیاق  کلام  سهم  و  مشارکت  دارند.

  این  دو  آیۀ  بزرگوار،  سرآغاز  آشـنا کـردن  مـردمان  بـا  پروردگار  راستین  خودشان  است‌،  پروردگار  راستیـی  که  بر  ایشان  واجب  است  تنها  در  برابر  او کرنش  برند  و  تنها  او  را  بپرستند.  دانش  یزدان  همۀ  آفریدگان  را  در برگرفته  است‌،  و  او  روزی‌ رسانی  است ‌که  کسی  را  می‌بهره  از  روزی  خود  نمی‌سازد.  ایـن  آشـنائی  و  شـناخت  بـرای  پیوند رابطۀ  انسانها  با  آفریدگار  روزی‌رسان  و  آگاه  و  محیط  بر  اوضاع  و  احوال  همگان  ضروری  است‌.

*
سپس  روند  قـرآنی  در  امـر  آشـنا کـردن  مـردمان  بـا  پروردگارشان  به  پیش  می‌رود،‌و  ایشان  را  بــر  آثـار  و  حکمت  یزدان  جهان  در  آفرینش  آسمانها  و  زمین  آگاه  می‌سازد،  آفرینشی ‌که  با  نظلم  و  نظام  ویژه‌ای  در  دوره‌ها  یا  مدّت  زمانهای  معیّنی  صورت‌ گـرفته  است  و  برای  حکمت  و  فلسفۀ  خاصی  نیز  سر  و  سامان  پذیرفته  است‌.  در  اینجا  روند  قرآنی  آنچه  را که  مناسب  با  رستاخیز  مردمان  و  حساب  و کتاب  و  سزا  و  جزای  ایشـان  است  بیان  می‌دارد:

(وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلا وَلَئِنْ قُلْتَ إِنَّكُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلا سِحْرٌ مُبِينٌ) (٧)

خدا  آن  کسـی  است  که  آسمانها  و  زمین  را  در  شش  دوره  بیافرید  و  (‌پیش  از  آن‌،  جهان  هستی  و  پای‌)  تخت  قدرت  خدا  بر  (‌این  مادۀ  عظیم  به  ظاهر )  آب‌،  قرار  داشت‌.  (‌این  آفرینش  سترگ  و  شگفت  را  بدین  خاطر  ساخت‌)  تا  شما  را  بــیازماید  (‌و  مـعلوم  شـود)  که  چـه  کسـانی  از  شـما  کارهای  نیکو  می‌کنند  (‌و  چه  افرادی  از  شما  كارهای  بـد  می‌کنند)‌.  اگر  به  آنان  بگوئی  شما  بعد  از  مرگ  برانگیخته  می‌شوید  (‌و  زندگی  دوبـاره  پـیدا  مـی‌کنید)  کافران  (‌از  روی  شگفت‌)  می‏‎گویند  (‌چیزی  را  می‏گوئی  باور  کردنی  نـیست  و  واقــعیّت  نـدارد  بـلکه‌)  ایـن  یک  جادوگری  آشکاری  است  (‌که  خردها  را  به  بازیچه  می گیرد)‌.

دربارۀ  آفـرینش  آسـمانها  و  زمین  در  شش  دوره‌،  در  سورۀ  یونس  سخن  گـفتیم ‌[1]...  از  آفـرینش  آسـمانها  و  زمین  در  شش  روز  دوباره  در  اینجا  دیگر  باره  سخن  می‌رود  برای  پیوند  میان  نظم  و  نظامی‌ که  هستی  بر  آن  بنیاد  و  پابرجا  می‌گردد،  و  میان  نظم  و  نظامی‌ که  زندگی  انسانها  بر  آن  محکم  و  استوار  می‌شود.

(لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلا ).

(‌این  آفرینش  سترگ  و  شگفت  را  بدین  خاطر  ساخت‌)  تا  شما  را  بیازماید  (‌و  معلوم  شود)  کـه  چه  کسانی  از  شـما  کارهای  نیکو  می‏‎كند  (‌و  چه  افرادی  از  شما  کارهای  بـد  می‌کنند)‌.

چیز  تازه‌ای  که  در  اینجا  راجع  به  آفـرینش  آسـمانها  و  ز