ی‌کنند  خویشتن  را  از  خدا  پنهان  و  نهان  دارند،  در  آن  حال‌ که  با  آیات  خدا  روبرو  می‌شوند،  آیاتی ‌که  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه و آله وسلّم   آنها  را  بر  ایشان  می‌خواند:

(أَلا إِنَّهُمْ يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِيَسْتَخْفُوا مِنْهُ أَلا حِينَ يَسْتَغْشُونَ ثِيَابَهُمْ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ) (٥)

هان‌!  (‌برخی  از)  آنان‌،  کینه  و  دشمنی  (‌پیغمبر  و  مؤمنان‌)  را  به  دل  می‏‎گیرند  و سعی  می‌کنند  تا  آن  را  از  خدا  پنهان  دارند!  هان‌!  آنـان  هنگامی  کـه  بـا  جـامه‌ها  خویشتن  را  می‌پوشاننـد  (‌و  رازها  بـه  همدیگر  می‌گویید  و  نیرنگها  می‌جویید  تا  با  آشکـار  شـدن  کارشان  رسـوا  نشـوند)  خـداونـد  از  آنــچه  نـهان  مـی‌دارنـد  و  از  آنـچه آشکـار  می‌سازند  (‌به‌طور  یکسان‌)  باخبر  و  آگاه  است‌.  چرا  که  او  آگاه  از  رازهای  سینه‌ها  است‌.

شاید  نصّ  آیه  حالت  واقعیّتی  را  به  تصویر  می‌زند که از مشرکان  سر  بر  می‌زد  در آن  حال‌ که  پیغمبر  خدا صلّی الله عليه و آله وسلّم   سخنان  خدا  را  به‌ گوش  ایشان  می‌رسانید،  و  آنـان  سینه‌های  خـود  را  پیچ  و  تاب  می‌دادند  و  سرهایشان  را  به  زیر  می‌انداختند  تا  بدین  وسیله  خویشتن  را  از  خدائی  پنهان  دارند  که  از  ژرفای  درونشان  احساس  مـی‌کردند  او گویندۀ  همچون  کلامی  است‌...  البته  این  کار  از  ایشان  بعید  نبوده  است‌،  زیرا  همچون  حرکاتی ‌گاه‌گاهی  از  ایشان  سر  زده  است‌!

روند  قرآنی  آیه  را  هنوز  به  پایان  نمی‌برد که  بیهودگی  همچون  حرکتی  را  بیان  می‌دارد،  و  می‌گوید:  خدائی ‌که  این  آیات  را  نازل  کرده  است‌،  با  آنان  است  بدان‌گاه‌ که  خویشتن  را  پنهان  می‌دارند  و  بدان‌گاه ‌که  خویشتن  را  می‌نمایانند.  این  معنی  را  -‌به  شیوۀ  قرآنی كه  شکل  هراس‌انگیزی  به  تصویر  می‌کشد،  در  حالی که  آنان  در  وضع  بسیار  پنهان  و  نهانی  از  اوضاع  خود  هـسـتند.  در  آن  زمان‌ که  به  رختخوابهای  خود  فروخزیده‌انـد،  و  با  خویشتن  خلوت‌ گزیده‌اند،  و  تنهای  تنها  مانده‌اند،  و  شب  ایشان  را  در  خود  پوشانده  است  و  پردۀ  تاریک  خویش  را  بر  ایشان  فرو هشته  است‌،  و  جامه‌هایشان  نیز  ایشان  را  در  خود  پیچیده  است‌.  در  فراسوی  همۀ  اینها  با  ایشـان  است  و  از  پس  پرده‌ها  و  جامه‌ها  آنان  را  می‏‎بیند  و  حاضر  و  ناظر  حرکات  و  سکنات  ایشان  است‌.  در  این  خلوتکده  آگاه  از  هر  آن  چیزی  است‌ که  پـنهان  می‌دارنـد  و  یا  آشکار می سازند:

(أَلا حِينَ يَسْتَغْشُونَ ثِيَابَهُمْ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ). 

هان‌!  آنان  هنگامی  که  با  جامه‌ها  خویشتن  را  می‌پوشانند  (‌و  رازها  به  همدیگر  می‏‎گویند  و  نیرنگها  می‌جویند  تا  بـا  آشکار  شدن  کارشان  رسوا  نشوند)  خداوند  از  آنچه  نهان  می‌دارند  و  از  آنـچه  آشکـار  می‌سازند  (‌بـه  طور  یکسان‌)  باخبر  و  آگاه  است‌.

خدا  پنهان‌تر  و  نهان‌تر  از  اینها  را  هم  می‌داند،  و  جامه‌ها  و  پرده‌هایشان  جلو  دانش  او  را  نمی‌گیرد  و  مانع  آگاهی  یزدان  از  اوضاع  و  احوال  ایشان  نمی‌شود،  ولیکن  انسان  در  همچون  خلوتی  احساس  می‌کند که  او  تـنها  است  و  کسی  وی  را  نمی‏بیند.  تعبـير  قرآنی  بدین  شیوه  وجدان  او  را  می‌پساید  و  بیدارش  می‌نماید،  و  آن  را  سخت  تکان  می‌دهد  و  متوجّه  این  حقیقت  می سازد که  چـه بسا  ایـن  حقیقت  را  فراموش ‌کرده  و  از  یاد  برده  باشد،  و  به  خیال  او  چنین  خطور  و گذر کند که  در ا‌یـن  خلوت  چشمی  وجود  ندارد که  او  را  ببیند  و  بپاید!

(إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ) (٥)

یزدان  آگاه  از  رازهای  سینه‌ها  است‌.

خدا  از  اسراری  بس  آگاه  است‌ که  همدم  و  همنشین  سینه‌ها  است‌،  اسراری‌ که  از  سینه‌ها  جدا  نمی‌گردد،  و  با  سینه‌ها  میماند  همان‌گونه‌ که  دوست  با  دوست  خود،  یا  مالک  با  مالک  خود  می‌ماند...  ایـن  اسـرار  به  سـبب  بسیار  نهان  و  پنهان  بودن،  ذات‌الصد‌ور،  یـعنی  خود  سینه‌ها،  نامیده  شده‌اند.  امّا  با  وجود  پو‌شیدگی ‌کامل‌،  خدا بس  آگاه  از  آنها  است‌...  در  این  صورت  هیچ  چیزی  بر  خدا  پنهان  و  نهان  نمی‌گردد،  و  هیچ  جرگه  و  هیچ  سینه‌ای  از  حرکات  و  سکنات  ایشان‌،  از  بین  نمی‌رود  یـا  هدر  نمی‌شود.                 

(وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الأرْضِ إِلا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُبِينٍ) (٦)

هیچ  جنبنده‌ای  در  زمین  نیست  مگر  این  که  روزی  آن‌،  بر  عهدۀ  خدا  است  (‌و  خدا  روزی  مناسب  هر یک  را  در  بحر  و  بر  می‌رساند)  و  محل  زیست  (‌دوران  حیات‌)  و  مـحلّ  دفن  (‌پس  از ممات‌)  او  را  مـی‌دانـد.  هـمۀ  ایـنها  در  کـتاب  روشنی  (‌به  نام  لوح  محفوظ‌،  موجود  و  مضبوط‌)  است‌.  

این  هم  شكل  دیگری  از  شکلهای  دانش  فراگیر  و  هراس‌برانگیز  خدا  است‌...  این  جـنبندگان  -  هـر چه  بر  زمین  حرکت‌ کند  دابّه  یعنی  جنبنده‌ گفته  می‌شود،  اعم  از  انسان  و  حيـوان  و  خزنده  و  حشره  - ‌بلی  هر  جنبنده‌ای  از  این  جنبندگانی‌ که  سطح  زمین  را  پر  می‌کنند،  و  در  درون  زمین  پنهان  می‌شوند  و  جای  می‌گیرند،  و  در  راه‌ها  و  مسیرها  و  درزها  و  شکافهای  آن  نـهان  می‌گردند،  و  بیرون  از  اندازه  و  شمارند،  خارج  از  دائرۀ  علم  خدا  نیستند  و  خدا  از  یکایـک  آنها  آگاه  است  و  روزی آنها  بر  خدا  است‌،  و  خدا  می‌داند  هر یک  از  آن  جنبندگان،  کـجا  جای  می‌گیرد  و  استقرار  می‌پذیرد  و کجا  نهان  و  پـنهان  می‌شود.  از کجا  می‌آید  و  به  کجا  می‌رود...  هـر يک  از  آنها  در  دائرۀ  این  علم  دقیق  قرار  دارد.

این‌،  صورت  مفصّلی  از  دانش  الهی  در  حالت  تعلّق  آن  به  آفریده‌های  او  است‌.  زمانی  که  آدمی  بـخواهد  آن  را  به  تصور  انسانی  خود  درآورد  سراپای  هستی  او  به  لرزه  می‌افتد  و  تاب  و  توان  آن  را  نمی‌آورد.

گذشته  از  خود  عـلم‌،  انـدازه‌گیری  و  سـنجش  روزی  هر یک  از  این  جمع  بیشمار،  خیال  از  تصوّر  آن  درمانده  و  ناتوان  است‌.  این  نیز  امر  دیگری  است‌ که  خیال  انسان  ناتوانتر  از  آن  است ‌که  بتواند  بدان  پی برد  مگر  با   الهام  و  پیام  یزدان  جهان‌.یزدان  سبحان  به  اختیار  خود  بر  خویشتن   واجب فر‌موده  است  که  این  جمع  جنبندگان  بیشمار  شگفت‌انگـیزی  را  روزی  برساند که  بر  زمین  حرکت  می‌کنند.  بدین  خاطر  است ‌که  در  این  زمین  توان  جواب‌ گفتن  و  برآورده ‌کردن  نیازمندیهای  همۀ  این  آفـریده‌ها  را  به  ودیـعت  نـهاده  است‌،  و  به  این  آفریده‌ها  نیز  نیروی  دستیابی  به  ر‌وزی  خود  عطاء  فرموده  است  که  به  شکلی  از  اشکال  در  این  زمین  به  ودیعت‌ گذاشته  شده  است‌،  خواه  این  روزی  به  صورت 