  تو تحقّق  پیدا  می‌کند  و امید  آمرزش‌ گناه  و  پذیرش  توبه  می‌رود...  هرگاه كسی گمان  برد کـه  از  شرک  توبه ‌کرده  است  و  دست  برداشته  است  و به اسلام  داخل‌ گردیده  است‌،  در  صورتی ‌که  او  تنها  در  برابر  یزدان ‌کرنش  نـبرد  و او را  به  یگانگی  نپرستد،  و  فقط  از  طریق  پیغمبر  صلّی الله عليه و آله وسلّم  از خدای‌ یکـتا  اوامـر و نواهی  دریافت  ندارد،  این‌ گمان  او  ارزشی  ندارد،  گمانی‌ کـه  واقعيّـت‌ کرنش  بردن  و  عبادت ‌کردن  او  برای  غیر  خدا  آن  را  تکذیب  می كند.

مژده  داد‌ن  به  توبه‌کنندگان‌،  و  بیم  دادن‌ کسـانی‌ که  بـه  اسلام  پشت  می‌کنـند،  بنیاد  رسالت  و  اصل  تـبلیغ  است‌.  آنها  دو  عنصر  ترغیب  و تشویق‌،  و  ترهیب  و  تهدیدند.  دو  چیزی  هستند که  یزدان  كه ‌طور  طبیعی  می‌دانسته  است‌ که  آنـا  انگیزه‌های  نیرومند  و  ژرفی  می‏‎باشند.  اعتقاد  به  روز  بازپسین  برای‌ کامل  شدن  احساس  این‌ که  در  فراسوی  زندگی  فلسفه  و  حکمتی  است‌،  و خیر و  خو‌بی‌ای ‌که  رسالتهای  آسمانی  مردمان  را  به  سوی  آن  فرا مـی‌خوانند  هدف  اصلی  زندگی  است‌،‌ کمال  ضرورت  را  دارد.  و  چون  چنین  است  ناچار  هر کسی  باید  به  پاداش  خود  برسد.  اگر  هم  آن  را  د‌ر  این  جهان  دریافت  ندارد،  پاد‌اش  او  در  جهان  دیگر  تضمین  شـده  است‌،  جهان  دیگری ‌که  زندگی  بشریّت  در  آن  به ‌کمـال  مـقدّر  شـود  می‌رسد. کسانی‌ که  از راه  راست  یزدان  و  از  فلسفه  و  حکمت  او در زندگی  منحرف  می‌شوند  و  به  بیراهه  می‌روند،  چنین‌ کسانی  كه  ژرفای  عذاب  فرو می‌افتند  و  سرنگون  می‌شوند...  در  این‌ کـار  برای  فـطرت  سالم  ضمانتی  است ‌که‌ منحرف  نشود  و به ‌کژراهه  نرود.  اگر  هم  هوا  و  هوسی  بر او  چیره‌ گردد،  یا  سستی  و  ناتوانی  بـر  او  دست  یابد،  توبه  هی‌کنـد  و  به  سوی  خد‌ا  بر می گردد،  و  در  سرکشی  و گناه  پافشاری  نمی‌کند.  بدین  خاطر  این زمین  برای  زندگی  انسانها  شایسته  و  بایسته  می‌شود،  و  زندگی  برابر  سنّت  و  قانون  خود  در  راه  خير  و  خوبی  پیش  می‌رود.  چـه  اعـتقاد  بـه  روز  بـازپسين  تـنها  راه  رسیدن  به  پاداش  در  آخرت  نیست  و  بس  -‌ همان‌گونه ‌که  برخیها  معتقدند  -  بلکه  اعتقاد  به  آخرت  انگيزۀ  خـیر  و  خوبـی  در  زندگی  دنـیا  می‌گردد،  و  باعث  اصـلاح  و  پیشرفت  زندگی  می‌شود.  بـه  شرط  اين‌ که‌،  در  ایـن  پیشرفت  پیــش  چشم  باشد که  خود  این  پیشرفت  هـدف  اصلی  نیست‌،  بلکه  این  پیشرفت  وسیله‌ای  برای  تحقّق  یافتن  زندگی  سـزاوار  انسـانی  است  کـه  خـدا  از  روح  متعلّق  به  خود  بدو  دمیده  است‌،  و  او  را  بر  بسياری  از  آفریدگانش  بزرگی  و  برتری  بخشیده  است‌،  و  از  پلّۀ  پست  حیوان  برکشیده  است  و  فراتر  برده  است‌،  تا  اهداف  زندگی  وی  والاتر  و  عـالی‌تر  از  نـیازمندیهای حیوان  بوده،  و  انگیزه‌ها  و  مقاصدش  بالاتر  و  برتر  از  انگیزه‌ها  و  مقاصد  حیوان  باشد.

به  همین  جهت  است‌ که  مضمون  رسـالت  یــا  مضمون  آیات  محکم  و  استوار  و  شرح  و  بیان  شدۀ‌ کتاب قرآن ،  پس  از  یگانگی‌ کرنش  در  برابر  یزدان  و  یگانگی  پرستش  خدای  سبحان‌،  و  اثبات  رسالت  از  جـانب  ایـزد  منّان‌، فراخواندن  مردمان  به  طلب  آمرزش  از  شرک‌،  و  توبه،  و  بـرگشت  بـه  سـوی  خداونـد  یگـانۀ  جـهان  است‌،‌...  فرا‌خواندن  به  آمرزش‌ گناهان  و  درخواست  پذیرش  توبه  در  پیشگاه  یزدان‌،  سرآغاز  راه  انجام  کارهای  شایسته  و  بایسته  است‌.  کارهای  شایسته  و  بایسته  نيز  تنها  پاکدلی‌،  و  انجام  شعائر  و  مراسم  واجب  دینی  نیست  و  بس.  بلکه،  اصلاح‌ کردن  زمین  با  همۀ  معانی  اصلاح  است‌،  از  قبیل ساختن‌،  آبادکردن‌،  رشد  و  نموّ  بخشیدن  و  تولید کردن‌...  جزای  این  شرط  نیز  عبارت  است  از:  

(يُمَتِّعْكُمْ مَتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ). 

خداوند  (‌به  سبب  استغفار  صادقانه  و  توبۀ  مخلصانه‌)  شما  را  تا  دم  مرگ  به  طرز  نیکوئی  (‌از  مواهب  زندگی  این  جهان‌)  بهره‌مند  می‌سازد،  و  (‌در  آخرت  برابر  عدل  و  داد  خود)  به  هر  صاحب  فضیلت  و  احسانی  (‌پاداش‌)  فضیلت  و  احسانش  را  می‌دهد.  

متاع  حسن‌،  یعنی  بهره‌مند  ساختن  زیبا،  یا  کالای  خوب،  در  زندگی  این  دنیا گاهی  به  شکل ‌کمیّت  و  زمـانی  بـه  صورت ‌کیفیّت  است‌.  ولی  در  آخرت  هم  به  شکل ‌کمیّت  و  هم  به  صـورت‌ کـیفیّت  است‌،  و  بـه  انـدازه‌ای  و  به  گونه‌ای  است ‌که  به  دل  هیچ  انسانی  خطور  نکرده  است  و  نگذشته  است‌)  اینک  به  متاع  حسن  یـا  بـهرۀ  نـیکو  و  کالای  زیبای  این  زندگی  نگاهی  می‌اندازیم‌:

ما  بسیاری  از  پاکان  و  صالحان  و  آمرزش  خـواهـان  و  توبه‌ کاران  و  کارگران  را  در  زندگی  می‌بینیم‌ که  روزی  تنـگ  و  رزق  اندکی  دارند...  پس  آن  متاع  حسن ‌کـو  و  کجا  است‌؟

این  پرسشی  است ‌که  به ‌گمان  ما  بر  زبان  بسـیاری  از  مردمان  می‌گذرد!

لازم  است  برای  درک  و  فهم  مـعنی  بـزرگی‌کـه  نـصّ  قرآنی  آ‌ن  را  دربر  دارد،  به  زندگی  از  زاویۀ  فراخ‌تری  بنگریم،  و  در گسترۀ  فراگیـر  و  هـمگانی  آن  بدان  نـظر  اندازیم‌،  و  به  نماد  تنگ  و  به  نگاه  گذرائی  بدان‌،  بسنده  نكنيم.

هیچ  اجتماعی  نیست‌ که  در  آن  سازمان  شایستۀ  متّکی  بر  ایمان  به  خدا  باشد  و  تنها  در  برابر  یزدان  جهان ‌کـرنش  برد،  و  ربویّت  و  قیمومت  را  فقط  به  خدا  اختصاص  دهد،  و  استوار  بر کار  پاک  مثمرثمر  در  زندگی  باشد،  مگر  این  که  آن  اجتماع  به‌طور  عـام  دارای  پـيشرفت  و  رفـاه  و  زندگی  خوشایند  و  پاکیزه‌ای  خواهد  بود،  و  در  میان  افراد  آن  به ‌طور  خاص  دادگری  بين  تلاش  و  پاداش  رعـا‌یت  خواهد  شد  و  خشنودی  و  آرامشی  بدیشان  دست  خواهد  داد.  هـرگاه  در  اجتماعی  دیـدیم  کـه  افـراد  تلاشگر  تــولیدکنندۀ  ثـمر بخش  از  لحــاظ  رزق  و  روزی  و  بهره‌مندی  از  زندگی  پاک  و  پاکیزه  در تنگنا  هستند  و  بر  ایشان  سخت  می‌گذرد،  اين  دلیل  و  نشانۀ  این  است‌ که  بر  همچون  اجتماعی  سیستم  و  نظامی  فرمانروائی  نمی‌کند  که  ا‌ز  ایمان  به  خدا  یاری  جوید  و  بر  دادگری  میان  تلاش و  پاداش  استوار  باشد.

با  وجود  این‌،  افراد  پاک  شایستۀ  تولید کنندۀ  ثمر بخش،  در  همچون  جامعه‌ای  نیز  از  زندگی  خـوب  بهره‌مندند،  حتّی  اگر  از  لحاظ  رزق  و  روزی  در  تنگنا  باشند،  و  حتّی  اگر  همچون  جامعه‌ای  ایشان  را  براند  و  اذیّت  و  آزارشان  برساند،  بدان‌ گونه  که  مشرکان  گروه  انـدک  مـؤمنان  را  اذیّت  و  آزار  می‌رساندند،  و  بدان‌ گونه  که  جاهلیتها  گروه  اندک  دعوت ‌کنندگان  به  سـوی  یـزدان  را  اذیّت  و  آزار  می‌رسانند!  این  چیزی  را که  می‌گوئیم  نه  خیال  است  و  نه  ادّعا  است‌.  چه  اطمینان  خاطر  به  سرانجام‌،  و  پیوند  با  خدا،  و  امیدواری  به  یاری  و