ولَئِكَ لَمْ يَكُونُوا مُعْجِزِينَ فِي الأرْضِ وَمَا كَانَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ يُضَاعَفُ لَهُمُ الْعَذَابُ مَا كَانُوا يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَمَا كَانُوا يُبْصِرُونَ (٢٠) أُولَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ (٢١) لا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الأخْسَرُونَ (٢٢) إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُوا إِلَى رَبِّهِمْ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (٢٣) مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالأعْمَى وَالأصَمِّ وَالْبَصِيرِ وَالسَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلا أَفَلا تَذَكَّرُونَ) (٢٤)

درس  نخستین  این  سوره  به  منزلۀ  دیـباچه‌ای  است‌ که  میان  داستان  و  میان  پیرو  جای ‌گرفته  است‌،  و  مشتمل  بر  عرضۀ  حقائق  اساسی  در  عقیدۀ  اسلامی  است‌.  از  قبیل‌:  کرنش  بردن  در  برابر  یزدان  سبحان،  و  پرستیدن  ایزد  یگانۀ بی‌انباز  جهان‌،  و  اعتقاد  به  رستاخیز  و  زنده  شدن  دوبارۀ  مردمان‌،  و  ایمان  به  قیامت  برای  رسيدگی  به  حساب  و کتاب  و  سزا  و  جزای  کارهائی‌که  ایشـان  در  سرای  عمل  و  آزمون  جهان  انجام  داده‌انـد  ...  همچنین  این  دیباچه  مردمان  را  با  پـروردگار  راستیـنشان  آشـنا  مـی‌گردانـد،  و  ایشـان  را  از  صـفات  مؤثّر  یـزدان  در  وجودشان  و  در  وجود  جهان  پیرا‌مونشان  آگاه  می‌سازد،  و  حقیقت  الوهیّت  و  حقیقت  عبودیّت  را  برایشان  بیان  می‌دارد،  و  آنان  را  از  مقتضیات  الوهیّت  و  عودیّت  در  زندگی  بشریّت  مطلّع  می‌گرداند،  و‌ کرنش  بردن  برای  خدا  و  پرستش  الله  را  در  آن  جهان  همچون  این  جـهان‌،  مورد  تأکید  قرار  می‌دهد.

همچنین  این  دیباچه  متضمّن  روشنگری  سرشت  رسالت  و  سرشت  پیغمبر  صلّی الله عليه و آله وسلّم   است‌،  همان‌گونه  که  مـتضمّن  دلداری  و  غمزدائی  از  پیغمبر  صلّی الله عليه و آله وسلّم   در  رویاروئی  بـا  سـرکشی  و  دشمنانگی  و  تکذیب  و  مـبارزه ‌طلبی  و  خود بزرگ‌بینی  و  تکبّری  است ‌که  پیغمبر  صلّی الله عليه و آله وسلّم   در  این  دورۀ  نژادگرائی  در  زندگی  دعوت  در  مکّه  با  آن  روبرو  گردیده  است‌،  همان‌گونه  که  در  آشنائی  با  سـوره  بـیان  داشتیم‌،  و  از  مبارزه‌طلبی  و  چالش  مشرکان  با  این  قرآن  سخن ‌گفتیم‌،  قرآنـی ‌کـه  آن  را  تکذ‌یب  مـی‌کردند.  از  مشرکان  خواسته  شد که  ده  سـورۀ  ساخته  و  پـرداخـته  همچون  این  قرآن  را  تهیه  ببینند،  بدان‌گونه ‌که  گمان  می‌کنند که  این  قرآن  ساخته  و  پرداختۀ  مردمان  است  و  به  دروغ  به  یزدان  سبحان  نسـبت  داده  شده  است‌ا  از  دیگر  سو  پیغمبر  صلّی الله عليه و آله وسلّم   و گروه  اندك مؤمنانی  کـه  در  خدمت  او  بوده‌اند  با  ذکر  ایـن  مـبارزه‌طلبی  و  چـالش  قرآن‌،  و  با  بیان  آن  عجز  و  ناتوانی  مشرکان‌،  ثابت ‌قدم  و  برجای  دا‌شته  می‌شوند.

همراه  با  این  مبارزه‌طلبی  و  چـالش‌،  تـهدید  کـمرشکن  تکذیب‌کنندگان  در می‌رسد،  و  ایشان  را  به  عذابـی  بـیم  می‌دهد  که  در  آخرت ‌گریبانگیرشان  می‌شود،  عذابی  که  در  جهان  با  شتاب  آن  را  درخواست  می‌کنند  و  اصلاً  آن  را  دروغ  می نامند.  آنان  در  دنــیا  تاب  و  تـوان  ایـن  را  ندارند که  رحمت  خـدا  از  ایشـان  بـرگرفته  شـود،  و  شکیبائی  در  برابر  آزمون  الهی  را  ندارند،  آزمونی که  از  عذاب  آخرت  ساده‌تر  و  آسانتر  است‌!

آن‌گاه  این  بــیم  و  تــهدید  در  صحنه‌ای  از  صـحنه‌های  قیامت  برجسته  می‌گردد  و  به  تصویر  زده  مـی‌شود.  در  این  صحنه  موقعیّت  تکذیب‌کنندگان  این  قرآن  از گروه‌ها  و  دسته‌های  مشرکان  نمو‌ده  می‌شو‌د  در  این  صحنـه  درماندگی  سرپرستان  و  اولیاء  مشرکان  از  نـجات  دادن  ایشان  از  عذاب  دردناک  یزدان  پیدا  و  هویدا  می‌گرد،  عذابی‌ که  خواری  آنان  را  دربر  دارد  و  ایشان  را  رسوای  خاص  و  عـام  می‌نماید  و  سخت  تنبیه  و  توبیخشان  می‌سازد.  در  صفحۀ  مقابل  این  صحنه‌،  کسانی  قـرار  دارند  که  ایمان  آورده اند  و  کارهای  نـکو کرده‌اند ‌،  و  پاداش  و  نعمت  و  بزرگداشت  در  انـتظارشان  است  ...  صحنه‌ای  است‌ که  هر  دوگروه  را  به تـصویر  می‌کشد،  بدان‌گونه‌ که  شیوۀ  قرآن  مجید  در کار  تعبیر  با  تـصویر  است‌:

(مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالأعْمَى وَالأصَمِّ وَالْبَصِيرِ وَالسَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلا أَفَلا تَذَكَّرُونَ) (٢٤)

 حال  دو  گروه  (‌یعنی  مؤمنان  و  کافران‌)  همانند  حال  کور  و  کر،  یا  بینا  و  شنوا  است‌.  آیا  حال  و  مآل  این  دو  گروه  یکی  است‌؟  آیا  یادآور  و  پندپذیر  نمیگردید؟‌. (‌هود/24)  

*

(الر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ (١) أَلا تَعْبُدُوا إِلا اللَّهَ إِنَّنِي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ (٢) وَأَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُمْ مَتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ (٣) إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ) (٤)

الف‌.لام‌.را.  (‌ایـن  قــرآن‌)  کـتاب  بزرگواری  است  که  آیه‌های  آن  (‌توسّط  خدا)  منظّم  و  محکم  گردیده  است  (‌و  لذا  تناقض  و  خلل  بدان  راه  ندارد)  و  نیز  آیات  آن  از  سوی  

خداوند  (‌جهان‌)  شرح  و  بیان  شده  است  کـه  هـم  حکیم  است  و  هـم  آگاه  (‌و  کـارهایش  از  روی  کـاردانـی  و  فرزانگی  انجام  می‌پذیرد.  ای  پیغمبر!  بدیشان  بگو:‌)  این  کــه  جز  خدا  را  نـپرستید.  بیگمان  من  از  سـوی  خدا  بـیم‌دهندۀ  (‌کـافران  بــه  عـذاب  دوزخ‌)  و  مـژده‌دهندۀ  (‌مـؤمنان  بــه  نـعمت  بـهشت‌)  هسـتم‌.  و  ایــن  کـه  از  پروردگارتان  طلب  آمرزش  کنید  و  به  شوی  او  برگردید  کـه  خـداونـد  (‌بــه  سـبب  اسـتغفار  صادقانه  و  تـوبۀ  مخلصانه‌)  شما  را  تا  دم  مرگ  به  طرز  نیکوئی  (‌از  مواهب  زندگی  این  جهان‌)  بهره‌مند  می‌سازد،  و  (‌در  آخر‌ت  برابر  عدل  و  داد  خـود)  بـه  هـر  صاحب  فضیلت  و  احسـانی  (‌پاداش‌)  فضیلت  و  احسانش  را  مـی‌دهد.  اگر  هم  پشت  بکنید  (‌و  از  ایمان به  یزدان  و  طاعت  و  عبادت خداونـد  رحمان  روی  بگردانید،  بر  رسولان  پیام  باشد  و  بس‌)  من  بر  شـما  از  عذاب  روز  بزرگی  (‌کـه  روز  قیامت  است‌)  بیمناکم‌.  برگشت  شما  به  سوی  خدا  است‌،  و  خدا  بر  هر  چیزی  توانا  است‌.  (‌او  است  که  به  شما  زندگی  می‌بخشد  و  شما  را  می‌میراند  و  دوباره  جان  به  پیکرتان  می‌دواند  و  برای  حساب  و  کتاب  در  قیامت  جمعتان  می گردانـد  و  به  دوزخ  یا  بهشتتان  می‌رساند)‌.

این  آیات  چند تا از حـقائق  اسـاسی  اعـتقادی  را  در بـر  دارند:

ا-‌اثبات  و