َا كَانُوا يَفْتَرُونَ (٢١) لا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الأخْسَرُونَ) (٢٢)

چه  کسی  ستمگرتر  از  کسی  است  که  به  خدا  درو‌غ  بندد؟‌!  (‌كسانی  که  به  خدا  دروغ  مـی‌بندند  و  چیزهائی  را  بـدو  نســبت  مـی‌دهند  کـه  از  او  نـیست‌،  در  قیامت  به  گـونۀ  خاصی‌)  آنان  به  پروردگارشان  عرضه  می‌گرد‌ند  (‌و  در  دادگاه  عدل  الهی  به  سان  می‌شوند)  و  گواهان  (‌حـاضر  در  آنجا،  اعم  از  پیغمبران  و  فرشتگان  و  غیره  بر  آنـان  گواهی  می‌دهند  و)  می‌گویند:  اینان  بر  پـروردگا‌ر  خـود  دروغ  بسته‌اند  (‌و  لذا  زشت‌ترین  گناه  و  رسواکننده‌ترین  ستم  را  مرتکب  شده‌اند)‌.  هان‌!  نفرین  خدا  بر  ستمکاران  بـــاد!  آن  سـتمکارانــی  کـه  (‌مـردمان  را)  از  راه  خـدا  بـازمی‌داشـتند،  و  (‌بـر  راسـتای  خداشـناسی  سـدّها  و  مانعها  ایجاد  می‌کردند،  و  در  دلهـای  مـردمان  شکّـها  و  گمان‏ها  می‌انداختند  تا  آنان  را  منحرف  سازند  و  بدیشان‌)  راه  خدا  را  کج  و  نادرست  نشـان  دهـند،  و  آنـانی  کـه  بـه  آخرت  کفر  می‌ورزیدند  (‌و  به  جهان  دیگر  ایمان  نداشتند.  این  کافران‌)  چنان  نیستند  که  آنـان  بـتوانـند  (‌‌خدا  را  از  عذاب  رساندن  به  خود)  در  دنیا  ناتوان  و  درمانده  سازند  (‌و  از  قلمرو  قدرت  او  خـارج  شـوند.  اگر  خدا  بـخواهد  ایشان  را  گرفتار  عذاب  و  بلائی  کند)  آنان  بجز  خدا  یاور  و  فریادرسی  نـدارند  (‌که  ایشـان  را  از  عذاب  و  بـلای  آسـمانی  برهاند.  در  آخرت  هـم  بـه  سـبب  عصیان  و  طغیانشان  عذابشان  چندین  برابر  می‏‎گردد  (‌و  پـیوسته  افـزونتر  و  افزونتر  مـی‌شود.  چرا  کـه  در  دنیا)  آنـان  نمی‌توانستند  (‌نشانه‌های  خداشناسی  پـخش  در  آفاق  و  انفس  را)  بشنوند  و  ببینند.  آنان  کسانیند  که  خویشتن  را  زیانبار  می‌کنند  و  هستی  خود  را  می‌بازند،  و  معبودهائی  را  که  به  دروغ  به  هم  می‌بافند  و  می‌سازند،  گم  و  نـاپدید  می‌گردند  (‌و  دروغگوئیها  و  یاوه‌سرائـیهایشان  از  بـین  می‌رود  و  بیفائده  و  بیسود  مـی‌شود)‌.  مسـلّماً  آنـان  در  آخرت  زیانبارترین  (‌مردمان‌)  هستند،  (‌چرا  که  سـعادت  خود  را  باخته‌اند،  و  باقی  را  به  فانی‌،  و  نعمت  را  به  نقمت‌،  و  جنان  را  به  نيران  داده‌اند. (‌هود/18-22) 

(إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِمَنْ خَافَ عَذَابَ الآخِرَةِ ذَلِكَ يَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ وَذَلِكَ يَوْمٌ مَشْهُودٌ (١٠٣) وَمَا نُؤَخِّرُهُ إِلا لأجَلٍ مَعْدُودٍ (١٠٤) يَوْمَ يَأْتِ لا تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلا بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَسَعِيدٌ (١٠٥) فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَشَهِيقٌ (١٠٦) خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأرْضُ إِلا مَا شَاءَ رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِمَا يُرِيدُ (١٠٧) وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأرْضُ إِلا مَا شَاءَ رَبُّكَ عَطَاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ) (١٠٨)

به  حقیقت  در  این  (‌مجازات  و  نابودی  ملّتهای  ستمگر،  و  در  این  روایات  و  اخبار  گذ‌شتگان‌)  عبرت  بزرگی  است  برای  کسی  که  از  عذاب  آخرت  بــهراسد.  آن  روزی  کـه  مردمان  را  در  آن  (‌برای  حساب  و  کتاب‌)  گرد  می‌آورند،  و  روزی  است  کـه  (‌از  سـوی  مـردمان  و  فرشتگان  و  پریان‌)  مشاهده  می‏‎گردد  (‌و  همگان  آن  را  خواهند  دید  و  ناظر  صحنه‌هایش  خواهند  شد)‌.  مـا  چنین  روزی  را  فقط  تا  زمان  اندکی  به  تأخیر  می‌اندازیم‌.  روزی  که  ایـن  روز  فرامـی‌رسد  کسـی  یـارای  سـخن  گفتن  و  دم  بـرآوردن  ندارد،  مگر  با  اجازۀ  خدا.  (‌در  چنین  روزی‌،  مردمان  دو  گروه  بیش  نیستند:‌)  دسته‌ای  از  آنان  (‌بـه  سـبب  کفر  و  ضلال‌،  به  انواع  عذاب  گرفتارند  و)  بدبختند،  و  دسته‌ای  (‌به  سبب  طاعت  و  عبادت‌،  غرق  در  نعتمهای  گوناگونند  و)  خوشبختند.  و  امّا  آنان  که  بدحال  و  بدبیارند  در  آتش  دوزخ  جای  دارند  و  در  آنجا  (‌در  دم  و  بازدم  خود)  ناله  و  فریاد  سر  می‌دهند.  آنان  در  دوزخ  جاودانه  می‌مانند  تـا  آن‌ گاه  که  آسمانها  و  زمین  (‌آنجا)  بـرپا  است‌.  (‌یـعنی  تـا  دوزخ‌،  دوزخ  است  در  آن  بسـر  مـی‌برند)  مگر  ایـن  که  خدای  تو  بخواهد  (‌و  اوضاع  را  دگرگون  کند،  و  عذابی  را  جایگزین  عذاب  دیگری  گرداند)‌.  بیگمان  پروردگار  تـو  هـر  کـاری  را  که  بـخواهـد  انجام  مـی‌دهد  (‌و  چیزی  نمی‌تواند  جلو  او  را  بگیرد  و  از  انجام  آن  کار  بازدارد)‌.  و  امّا  کسانی  که  (‌به  سبب  انجام  کارهای  نیکو)  خوشبخت  شـده‌انـد  (‌وارد  بهشت  گشـته  و)  در  بـهشت  جـاودانـه  می‌مانند،  مادام  که  آسمانها  و  زمین  برپا  است‌.  مگر  این که  خدا  بخواهد  (‌و  اهل  تـوحید  بـزهکار  را  وارد  بـهشت  نسازد  و  به  دوزخشـان  درانـدازد  و  بـعدها  بـیرونشان  آورد  و  به  بهشتشان  برد.  خداوند  به  افراد  خوشبخت‌)  عطیۀ  عظیمی  می‌دهد  که  گسیختنی  (‌و  کاستی  پذیرفتنی‌)  نیست.  (‌هود/103-108 ) 

٧-  از  جـملۀ  انگـیزه‌هائی‌ کـه  دلهـا  از  آنـها  بـه  لرزه  درمی‌آید،  و  روند  سوره  آنها  را  به  تـصویر  می‏‎كشد،  حضور  یزدان  سبحان  و  آگاهی  او  بر  هر  آن  چیزی  است  که  انسانها  در  سینه‌های  خود  نهان  و  پنهان  می‌پندارند.  آنان‌ گول  خوردگانی  هستند که  حضور  یزدان  سبحان  و  آگاهی  فراگیر  او  را  درک  و  فهم  نمی‌کنند،  و  چیرگی  و  غلبۀ  خدا  بر  همۀ  آفریدگان  خود  را  احساس  نمی‌نمایند،  و  خود  این  تکذیب‌کنندگان  بسان  سائر  مردمان  در  دست  اختیار  و  قدرت  ایزد  منان  قرار  دارند،  بدون  ایـن‌ که  متوجّه  باشند:

(إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (٤) أَلا إِنَّهُمْ يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِيَسْتَخْفُوا مِنْهُ أَلا حِينَ يَسْتَغْشُونَ ثِيَابَهُمْ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ (٥) وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الأرْضِ إِلا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُبِينٍ) (٦)

برگشت  شما  به  سوی  خدا  است‌،  و  خدا  بـر  هـر  چیزی  توانا  است‌.  (‌او  است  که  به  شما  زندگی  مـی‌بخشد  و  شما  را  می‌میراند  و  دوباره  جان  به  پیکرتان  مـی‌دواند  و  برای  حساب  و  کتاب  در  قیامت  جمعتان  می‏‎گرداند  و  به  دوزخ  یا  بهشتتان  می‌رساند)‌.  هان‌!  (‌بـرخی  از)  آنـان‌،  کینه  و  دشمنی  (‌پیغمبر  و  مؤمنان‌)  را  به  دل  می‏‎گیرند  و  سـعی  می‌کنند  تا  آن  را  از  خدا  پنهان  دارند!  هان‌!  آنان  هنگامی  که  بـا  جامه‌ها  خویشتن  را  مـی‌پوشانند  (‌و  رازهـا  بـه  همدیگر  می‏‎گویند  و  نیرنگها  می‌جویند  تا  با  آشکار  شدن  کارشان  رسوا  نشوند)  خداوند  از  آنچه  نهان  می‌دارند  و  ا