خشم  ما  به  غـایت  رسـید.  بـه  نوح‌)  گفتیم‌:  سوار  کشتی  کن  از  هر  صنفی  نر  و  ماده‌ای  را،  و  خاندان  خود  را،  مگر  کسـانی  را  کـه  فرمان  هـلاک  آنان  قبلاً  صادر  شده  است  (‌که  همسر  و  یکی  از  پسران  تــو  است‌)‌،  و  کســانی  را  (‌در  آن  بـنشان‌)  کــه  ایـمان  آورده‌اند.  و  جز  افراد  اندکی  بدو  ایمان  نـیاورده  بودند.  (‌نوح  خطاب  به  خاندان  و  بستگان  باایمان  خود  و  سـائر  مـؤمنان‌)  گفت‌:  سوار  کشـتی  شوید  (‌و  نترسید)  که  حرکت  و  توقّف  آن  با  یاری  خدا  و  حفظ  و  عنایت  الله  است  (‌و به  هنگام  ورود  به  کشتی  و  حرکت  آن‌،  و  در  وقت  لنگر  انداختن  و  خروج  از  آن‌،  نام  خدا  را  بـر  زبـان  رانـید  و  از  حضرت  باری  یـاری  بـطلبید،  و  از  او  آمـرزش  گناهان  خود  را  بخواهید  و  بدانید  که‌)  بیگمان  پروردگار  من  بسیار  آمـرزنده  و  بس  مـهربان  است‌.  (‌مـؤمنان  سـوار  کشتی  شدند  و)  کشتی  بـا  سرنشینانش  (‌سينۀ‌)  امـواج  کوه‌ پیکر  را  می‌شکافت  و  (‌هـمچنان‌)  بـه  پـیش  مـی‌رفت‌.  (‌مهر  پدری  در  میان  این  امواجی  که  از  سر  و  دوش  هـم  بالا  می‌رفتند  و  روی  هم  می‌غلتیدن‌،  موج  گرفت‌)  و  نـوح  پسرش  را  که  در  کناری  (‌جدا  از  پـدر)  قـرار  گرفته  بود  فریاد  زد  که  فرزند  دلبندم  با  ما  سوار  شـو  و  بـا  کـافران  مباش‌،  (‌اگر  به  سوی  خدا  برگردی  نجات  می‌یابی‌،  والّا  با  جملگی  بی‌دینان  هلاک  می‌گردی‌.  پسر  لجوج  و  مغرور  نوح‌)  گفت‌:  به  کوه  بزرگی  می‌روم  و  مأوی  می‌گزینم  که  مرا  از  سیلاب  محفوظ  می‌دارد  (‌و  از  غرقاب  مصون‌)‌.  نوح  گفت‌:  امروز  هیچ  قدرتی  در  برابر  فرمان  خدا  (‌مبنی  بر  غرق  و  هلاک  شدن  کافران‌)  پـناه  نـخواهـد  داد  مگر  کسی  را  که  مشمول  رحمت  خدا  گردد  و  بس‌.  (‌در  هـمین  هنگام  موجی  برخاست  و  او  را  در  کام  خود  فروبرد)  و  موج  میان  پدر  و  پسر  جدائی  انـداخت  و  پسـر  در  مـیان  غرق‌شدگان  جای  گرفت  (‌و  خيال خام، او را  از  راه   آب دنيا،  به آتش  آخرت   انداخت. بعد  از  هلاك كافران) گفته  شد  كه: ای زمين آب  خود  را  فروخور، و  ای آسمان! از  باريدن  بايست، و (آن  گاه  به دستور  خدا)  آبها  از  مـیان  برده  شده  و  فرمان  اجراء  گردید  و  کار  به  انجام  رسید،  و  کشتی  بر  کوه  جودی  پهلو  گرفت  (‌و  در  این  وقت  بود  که‌)  گفته  شد:  نابود  باد  گروه  ستمکاران‌!.(‌هود/36-44)  ...  تـا  آخر  ...  تا  آخر  ...  تا  آخر  ...

5-‌روند  سوره  برخی  از تصاویر  نـفس  بشری  را  می‌نمایاند،  بدانگاه  کـه  نـفس  بشـری  با  رخـدادهـای  خوشیها  و  ناخوشیها  رویاروی  می شود.  عذاب  را  پیش  چشم  تکذیب‌کنندگان  می‌دارد که  عذاب  را  با  شتاب  می‌خواسـته‌انـد،  و  با  پـیغمبرانی‌ که  ایشـان  را  بیم  می‌داد‌ه‌انـد  متّحد  و  متّفق  بی‌شرمی  می‌کرده‌انـد  ...  تصاویر  خود  تکذیب‌کنندگان  را  نشان  می‌دهد،  بدانگاه  که  رویاروی  شده‌اند  با  عذابی‌ که  در  فرود  آمدن  آن  شتاب  می‌ورزیده‌اند،  و  هم‌ اینک  بدان  گرفتار  آمده‌اند،  و  آه‌ها  و  ناله‌ها  سر  داده‌اند  بر اثر  حوا‌دثی‌ که  بر  ایشـان  گذشته  است‌،  و  نعمت  و  فرصتی‌ که  از  دستشان  به  در  رفته  است‌،  و  با  سرمستی  و  خودخواهی  و گول  خوردن  شگفتی  برطرف  شدن  زیان  و  ضرر  را  خواستار  شده‌اند، و  فزونی  و فراوانی  نعمت  را  از  نو  درخواست كرده اند: 

(وَلَئِنْ أَخَّرْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِلَى أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ لَيَقُولُنَّ مَا يَحْبِسُهُ أَلا يَوْمَ يَأْتِيهِمْ لَيْسَ مَصْرُوفًا عَنْهُمْ وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ (٨) وَلَئِنْ أَذَقْنَا الإنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَئُوسٌ كَفُورٌ (٩) وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ (١٠) إِلا الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ) (١١)

اگر  عذاب  را  تا  مدّت  زمان  محدودی  (‌که  پایان  عمر  جهان  و  آغاز  قـیامت  است‌)  بـه  تأخیر  اندازیـم‌،  (‌از  روی  استهزاء‌)  می‌گویند:  چه  چیز  مانع  آن  (‌از  رسـیدن  بـه  مـا  الآن‌)  شـده  است‌؟  (‌اگر  وعدۀ خدا  راست  است‌،  عذاب  را  هـمین  الآن  بـر  سر  ما  بیاورد  و  ما  را  مـهلت  نـدهد)‌.  هـان‌!  روزی  عـذاب  بـه  سراغ  آنان  می‌آید  و  دیگر  از  ایشان  دور  نمی‌گر‌دد  (‌و  دست  از  سرشان  برنمی‌دارد)  و  چیزی  را  کـه  در  (‌دنیا)  مسـخره  مـی‌کردند،  از  هر سو  دربرشان  می‏‎گیرد.  و  اگر  از  سوی  خود  به  انسان  نعمتی  بچشانیم  (‌و  مثلاً  روزی  فراوان  و صحّت  و  امنیّت  برسانیم  و  بنا  به  حکمتی‌)  سپس  آن  را  از  او  بگیریم  و  بستانیم‌،  بسیار  ناامید  (‌از  برگشت  دوبارۀ  این  نعمت  به  خود)  و  ناسپاس  (‌در  برابر  سائر  نعمتهای  دیگـر)  مـی‌شود.  و  اگر  بعد  از  ناخوشی  و  زیان  و  ضرری  که  به  انسان  رسیده  است‌،  خوشی  و  نعمت  و منفعتی  بدو  برسانیم‌،  مـی‌گوید:  بدیها  و  سختیها  از  من  به  دور  شده‌اند  (‌و  مشکلات  و  ناراحتیها  دیگر  هرگز  برنمی‌گردند.  دوبـاره  دچـار  سـرور  و  غـرور  بـیجا  می‏‎گردد  و)  بسی  شادان  (‌از  متاع  دنیا)  و  نازان  (‌بر  دیگـران‌)  می‌شود.  مگر  کسانی  که  (‌به  هنگام  شدائد)  شکیبائی  کنند.  و  (‌در  وقت  خـوشی  و  نـاخوشی  و  ثـروتمندی  و  مسـتمندی‌)  کـارهای  شـایسته  و  بــایسته  انـجام  دهند،  بیگمان  آنـان  بـخشایش  (‌یـزدان  شـامل  گناهانشان  مـی‌گردد)  و  پـاداش  بزرگی  (‌در  برابر  اعمال  صالحه‌)  دارند.(‌هود/8-11)

  ٦-‌روند  سوره  مشتمل  است  بر  برخی  از  صـحنه‌های  قــیامت‌،  و  تـصویرهای  تکـذیب‌کنندگان  در  آن‌،  و  رویاروئی  ایشان  با  پروردگارشان‌،  پرورگاری ‌که  وحی  او  را  تکذيب‌ کرده‌اند  و  به  پیغمبران  او  پشت  نموده‌انـد  ...  همچنین  روند  سوره  خواریها  و  رسوائیهائی  را  به  تصویر  می‌کشد که  در  آن  روز گریبانگیرشان  می‌گردد،  و  اربابان  و  میانجیگر‌انی  ندارند که  ایشان  را  یاری  دهند  و  از  خواریها و  رسوائیها  برهانند:           

(وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أُولَئِكَ يُعْرَضُونَ عَلَى رَبِّهِمْ وَيَقُولُ الأشْهَادُ هَؤُلاءِ الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى رَبِّهِمْ أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ (١٨) الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُمْ بِالآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ (١٩) أُولَئِكَ لَمْ يَكُونُوا مُعْجِزِينَ فِي الأرْضِ وَمَا كَانَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ يُضَاعَفُ لَهُمُ الْعَذَابُ مَا كَانُوا يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَمَا كَانُوا يُبْصِرُونَ (٢٠) أُولَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُمْ م