كَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لأمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ) (١١٩)

 (‌سـنّت  و  عـادت‌)  پروردگارت  چنین  نـبوده  است  کـه  شهرها  و  آبادیها  را  ستمگرانه  ویران  کند،  در  حالی  که  ساکنان  آنجاها  (‌متمسّک  به  حقّ  و  ملتزم  به  فضائل  بوده  و)  در  صدد  اصلاح  (‌حال  خود  و  دیگران‌)  برآمده  باشند.  (‌ای  پیغمبری  که  آزمند  بـر  ایـمان  آوردن  قوم  خـود  و  متأسّف  بـر  روی‌گردانـی  ایشـان  از  دعوت  آسمانی  هستی‌!  بدان  که‌)  اگر  پروردگارت  می‌خواست  مردمان  را  (‌همچون  فرشتگان  در  یک  مسیر  و  بر  یک  برنامه  قرار  می‌داد  و)  ملّت  واحدی  مـی‌کرد  (‌و  پـیرو  آئـین  یگانه‌ای  می‌نمود،  و  آنان  در  مادّیات  و  در  معنویات  و  در  انتخاب  راه  حقّ  یا  راه  باطل  اختیار  و  اختلافی  نمی‌داشتند.  آن  وقت  جــهان  بــه  گـونۀ  دیگـری  درمـی‌آمد)  ولی  (‌خدا  مردمان  را  مختار  و  با  اراده  آفریده  و)  آنان  همیشه  (‌در  همه  چیز،  حتّی  در  گزینش  دیـن  و  اصـول  عقائد  آن‌)  متفاوت  خواهند  ماند.  (‌مردمان  بنا  به  اختلاف  استعداد،  در  همه  چیز  حتّی  در  دینی  که  خدا  برای  آنان  فرستاده  است  متفاوت  می‌مانند)  مگر  کسـانی  کـه  خدا  بـدیشان  رحم  کرده  باشد  (‌و  در  پرتو  لطف  او  بر  احکـام  قطعی  الدلالۀ  کتاب  خدا  متّفق  بوده‌،  هر چند  در  فهم  معنی  ظنّی  الدلالۀ  آن  كه  منوط  بـه  اجتهاد  است‌،  اختلاف  داشـته  باشند)  و  خداوند  برای  همین  (‌اختلاف  و  تـحقّق  اراده  و  رحمت‌)  ایشان  را  آفریده  است‌،  و  سخن  پروردگار  تو  بر  این  رفته  است  که‌:  دوزخ  را  از  جملگی  جنّیها  و  انسانهای  (‌پیرو  نفس  امّاره  و  اهریمن  مکّاره‌)  پُر  می‌کنم‌.(‌هود/  117-119)  

بخشهای  سه‌گانۀ  سوره‌،  به  تمام  و کمال  حقیقت  الوهیّت  و  حقیقت  آخرت  را  در  روند  سوره  می‌شناسانند.  سوره  در  صدد  اثبات  وجود  خدای  سـبحان  نـیست‌.  بـلکه  در  صدد  بیان  ربوبیّت  خدای  یگـانه  در  زنـدگی  مـردمان  است‌،  بدان‌ گونه  که  در  نظام  جهان  هستی  مقرّر  است  ...  چه  مسألۀ  الوهیّت  محل  اختلاف  نبوده  است‌،  و  بلکه  مسألۀ  ربوبیّت  است‌ که  رسـالتهای  آسـمانی  بــدان  رو  کرده  است‌،  و  واپسین  رسالت  آسـمانی  نیز  بـدان  رو  می کند  و  در  صدد  توضیح  آن  بـرمی‌آید.  ایـن  مسأله‌،  مسألۀ ‌کرنش  بردن  در  برابر  یزدان  و  پرستش  کردن  ایزد  یگانۀ  سبحان  بدون  هیچ ‌گونه  شـریک  و  انـبازی  است‌.  خضوع  و  خشوع  در  برابر  خدای  یکـتا  بـدون  هر گونه  مدّعی  و  منازعی  است‌. کارهای  همۀ  مردمان  را  به  سلطه  و  قدرت  و  قضاوت  و  داوری  و  شریعت  و  فرمان  یزدان  برگرداندن  است‌،  همان‌ گونه  که  آشکارا  از  جملگی  ایـن  گلچینهای  بخشهای  سوره  پیدا  و  هویدا  است‌.

در  راه  پدید  آورد‌ن  همچون  حقائق  اعتقادی‌ای  در  دلها،  و  استوار  داشتن  آنها  در  درونها،  و  ژرفا  بخشیدن  آنها  در  هستی  بشری‌،  و  پخش  زندگی  جـنبان  و  جـوشان  و  خروشان  در  این  حقائق  اعتقادی‌،  بدان ‌گونه ‌که  تبدیل  به  یک  نیروی  مثبت  و  الهام ‌بخش  شوند،  و  احسـاسات  و  تصوّرات  و  اعمال  و  حرکات  را  دگرگون  سازند،  در  راه  پدید  آوردن  همچون  حقائقی‌،  آن  هم  بدین ‌گونه  و  شیوه  و  در  ایـن  سـطح  و  مرتبه،  رونـد  سـوره  انگـیزه‌های  الهام‌بخش  و  آهنگها  و  نواهای‌ گوناگونی  دربر  دارد‌،  انگيزه‌ها  و  آهنگهائی‌ که  همۀ  تارهای  هستی  بشری  را  سخت  می‌نوازند  و  به  خروش  می‌اندازند،  بدانگاه  کـه  این  حقائق  را  عرضه  می‌دارد  و  آنها  را  شرح  و  بسط  می‌دهد.

٣-‌روند  سوره  مشتمل  ترغیب  و  تشویق  و  تـرهیب  و  تهدید  فراوانی  است  ...  ترغیب  و  تشویق  به  نیکیها  و  خوبیهای  دنیا  و  آخرت‌،  ترغیب  و  تشویق ‌کسـانی‌ کـه  دعوت‌کنندۀ  به  سوی‌ کرنش  بردن  در  برابر  یزدان  بی‌انباز  جهان  و  پرستش  خدای  یگانۀ  سبحان  را  پاسخ  می‌دهند،  و  خیر  و  صلاح  و  رشدی  را  پذیره  مـی‌شوند کـه  ایـن  کرنش  و  پرستش ‌یکتاپرستانه  با  خود  به  ارمغان  می‌آورد  ...  ترهیب  و  تهدید  به  محروم  شدن  از  نیکیها  و  خوبیهای  دنیا  یا  آخرت‌،  و  ترهیب  و  تهدید  به  عذاب  در  دنیا  یا  در  آخرت‌،  ترهیب  و  تهدید  کسانی  که  از  این  دعوت‌کننده  رویگــردان  مـی‌شوند،  و  راه  طـاغوتهائی  را  در پـیش  می‌گیرند که  در  آخرت  ایشـان  را  به  دوزخ  تسـلیم  می‌کنند،  دوزخی‌ که  طاغوتها  پیروان  خود  را  در  آخرت  به  سوی  آن  می‌رانند،  به  پاداش  این‌ که  پیروانش  در  دنيا  رهبری  ایشـان  را  پـذیرفته‌انـد  و  زمام  اختیارشان  را  بدیشان  سپرده‌اند،  و  به  جای ‌کرنش  در  برابر  یـزدان  بزرگوار  و  پرستش  خداوند  منّان  دادار،  در  برابر  ایشان  کرنش  کرده‌اند  و  آنان  را  پرستش  نموده‌اند  ...  این  هم  نمونه‌ای  از  ترهیب  و  تهید:

(أَلا تَعْبُدُوا إِلا اللَّهَ إِنَّنِي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ (٢) وَأَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُمْ مَتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ (٣) إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ) (٤)

 (‌ای  پیغمبر!  بدیشان  بگو:‌)  این  كه  جز  خدا  را  نـپرستید.  بیگمان  من  از  سوی  خدا  بیم‌دهندۀ  (‌کافران  بـه  عذاب  دوزخ‌)  و  مژده‌ دهندۀ  (‌مؤمنان  به  نعمت  بهشت‌)  هستم‌.  و   این  که  از  پروردگارتان  طلب  آمرزش  کنید  و  به  سوی  او  برگردید  که  خداوند  (‌به  سبب  استغفار  صادقانه  و  توبۀ  مخلصانه‌)  شما  را  تا  دم  مرگ  به  طرز  نیکوئی  (‌از  مواهب  زندگی  این  جهان‌)  بهره‌مند  می‌سازد،  و  (‌در  آخرت  برابر  عدل  و  داد  خود)  بـه  هر  صـاحب  فضیلت  و  احسـانی  (‌پاداش‌)  فضیلت  و  احسانش  را  مـی‌دهد.  اگر  هــم  پشت  بکنید  (‌و  از  ایمان  به  یزدان  و  طاعت  و  عیادت  خداوند  رحمان  روی  بگردانید،  بر  رسولان  پیام  باشد  و  بس‌)  من  بر  شـما  از  عذاب  روز  بزرگی  (‌کـه  روز  قیامت  است‌)  بیمناکم‌.  برگشت  شما  به  سوی  خدا  است‌،  و  خدا  بر  هـر  چیزی  توانا  است‌.  (‌او  است  که  به  شما  زندگی  می‌بحشد  و  شما  را  می‌میراند  و  دوباره  جان  به  پیکرتان  می‌دواند  و  برای  حساب  و  کتاب  در  قیامت  جمعتان  می‏‎گرداند  و  به  دوزخ  یا  بهشتتان  می‌رساند)‌. (‌هود/2-4 ‌)

(مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لا يُبْخَسُونَ (١٥) أُولَئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ إِلا النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا فِيهَا وَبَاطِلٌ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ) (١٦)

کسانی  که  (‌تنها)  خواستار  زندگی  دنیا  و  زینت  آن  باشند  (‌و  جـز  خوردن  و  نـوشیدن  و  امـوال  و  