دان  را  خداوندگار  خود  بدانند  و  ملتزم  ربوبیّت  او  بمانند.  حدود  و  ثغور  عبودیّت  و  بندگی  خویش  را  در  برابر  پروردگارشان  مراعات ‌کنند  و  بر  سلطه  و  قدرت  او  نشورند  و  بدان  تعدّی  نکنند.  در  زمین  با  ترک  شرع  خدا  و  پیروی  از  هوس  و  هوا  تباهی  نورزند،  پس  از  آن ‌که  یزدان  جهان  آن  را  با  برنامۀ  خود  اصلاح  فرموده  است‌: 

(ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً إِنَّهُ لاَيُحِبُّ الْمُعْتَدينَ. وَلاَ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفاً وَطَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ).

پروردگار  خود  را  فروتنانه  و  پنهانی  به  کمک  خوانید  (‌و  در  دعا  با  بلند  گرداندن  صدا  یا  درخواست  چیز  ناروا  از  حدّ  اعتدال  تجاوز  مکنید  کـه‌)  او  تـجاوزکاران  را  دوست  نمی‌دارد.  در  زمین  بعد  از  اصلاح  آن  (‌توسّط  خدا  یا  بـر  دست  انبیاء  علی‌الخصوص  محمّد  مـصطفی‌)  فساد  و  تباهی  مکنید  و  خدا  را  بیمناكانه  و  امیدوارانه  بـه  فریاد  خوانید،  (‌بیم  از  عدم  پذیرش‌،  و  امید  به  رحمتش‌)‌.  بی‏گمان  رحمت  یزدان  به  نیکوکاران  نزدیک  است‌.  (‌پس  نیکوکار  باشید  تا  دعای  شما  پذیرفته  گردد  و  رحمت  خدا  شـامل  شما  شود).

این  بهترین  رهنمود  است‌.  در  این  هنگام  انسـان  دارای  مناسب‌ترین  و  بهترین  حالت  شایستۀ  روانی  برای  دعا  کردن  و  اظهار  توبه  و  پشیمانی  است  ...گریه  و  زاری  سردهد  و کوچکی  و  خواری  بنماید.  پنهان  دعا کند  و  نهانی  بنالد،  نه  فریاد  زنان  و کف  زنان  واویلا کند.  چه   تضرّع  مخفی  مناسب‌ترین  و  شایسته‌ترین  کار  در  برابر  ذات  ذوالجلال‌،  و  برای  تقرّب  بنده  شرمسار  به  آستان  سرورش  خدای  دادار  است‌.

مسلم  با  اسنادی‌ که  داشـته  است  از  ابوموسی  روایت  کرده  است ‌که  او گفته  است‌:  در  سفری  -  در  روایت  دیگری‌،  در  غزوه‌ای  -  با  پـیغمبر  خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم  بودیم.  مردمان  با  صدای  بلندی  تكبیر  (‌=‌الله  اکبر)  مـی‌گفتند.  پیغمبر  خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم  فرمود:

(اَيُّهَا النَّاسُ اَرْبِعُوْا عَلَي اَنْفُسِكُمْ. اِنَّكُمْ لَسْتُمْ تَدْعُوْنَ اَصَمََّ. وَ لَا غَائِبًا. اِنَّكُمْ تَدْعُوْنَ سَمِيْعًا قَرِيْبًا. وَ هُوَ مَعَكُمْ).

ای  مردمان‌!  بر  خویشتن  سخت  نگیرید.  شما  کر  یا  غائب  را  فریاد  نمی‌دارید  و  به  کـمک  نـمی‌طلبید.  شـما  شـنوای  نزدیک  را  فریاد  می‌دارید  و  به  کمک  می‌طلبید.  او  با  شما  است.

این  احساس  ایمانی  دربارۀ  عظمت  خدا  و  نزدیک  بودن  او،  هر  دو  با  هم‌،  همان  چیزی  است ‌که  در  اینجا  برنامۀ  قرآنی  آن  را  تأکید  می‌کند  و به  شکل  یک  حرکت  واقعی  به  هنگام  دعا  آن  را  مقرّر  می‌دارد.  آخر کسی‌ که  ذات  ذوالجلال  را  عملًا  احساس  می‌کند  و  او  را  در کنار  خود  می‏‎یابد،  از  بلند کردن  صدا  و  فریاد  کشیدن  در  دعا  شرم  می‌کند،  و  چون  یزدان  را  واقعاً  نزدیک  به  خود  می‌داند،  دلیلی  برای  فریاد کشیدن  نمی‌یابد  و  نیازی  به  هوار  زدن  نمی‏بیند.

روند  قرآنی  در  پرتو  صحنۀ  تضرّع  و  زاری  در  دعـا،  و  بیان  سیمای  خضوع  و  خشوع  و  فروتنی  در  آن  برای  یزدان‌،  از  تعدّی  و  تجاوز  به  حریم  سلطه  و  قدرت  خدا  نهی  می‌کند.  چرا که  در  جاهلیّت  عربها  برای  خود  ادّعای  حاکمیّت  می‌کردند،  حاکمیّتی ‌که  تنها  از  آن  خدا  است  و  بس.  از  فساد  و  تباهی  در  زمین  نیز  نهی  می‌کند،  فساد  و  تباهی ‌کردن  با  پيروي  از  هوا  و  هوس  نمودن‌.  و  حال  این  که  یزدان  آن  را  با  شریعت  خود  اصلاح  فرموده  است  و  رو  به  راه‌ کرده  است  ...  کسی‌ که‌ گـریه  و  زاری  نـهانی  سرمی‌دهد،  و  فروتنانه  به  آستانۀ  خـدای  نـزدیک  و  پذیرندۀ  دعا  می‌نالد،  نه  تعدّی  و  تخطّی  می‌کند  و  نه  در  زمین  بعد  از  اصلاح  آن‌،  فساد  و  تباهی  می‌نماید  ...  چرا  که  میان  این  دو  انـفعال‌،  پیوند  درونی  اسـتواری  در  سرشت  جسمانی  و  روحانی  آدمی  برقرار  است‌.  برنامۀ  قرآنی  خاطره‌ها  و  اندیشه‌های  دلها،  و  فعل  و  انفعالات  نفسها  را  می‌پاید  و  آنها  را  دنبال  می‌نماید  ...  این  برنامه،  برنامۀ  خدائی  است‌ که  می‌آفریند  و  می‌داند  چه ‌کسی  را  می‌آفریند.  او  دقیق  و  آگاه  است‌.

(وَادْعُوهُ خَوْفاً وَطَمَعاً) 

خدا  را  بیمناکانه  و  امیدوارانه  به  فریاد  خوانید.

بیمناک  از  خشم  و  عذابش،  و  امیدوار  به  خشـنودی  و  پاداششش....

(إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ) 

بيگمان  رحمت  یزدان  به  نیکوکاران  نزدیک  است‌.

کسانی  که  یزدان  را  می‌پرستند،  باید  به‌گونه‌ای  او  را  بپرستند که  انگار  او  را  می‏بینند.  اگر  هم  آنـان  او  را  نمی‏بینند،  می‌دانند که  او  ایشان  را  می‏‎بیند  ...  این  مفهوم  در  توصیف  پیغمبر صلّي الله عليه و آله و سلّم  از  احسان  آمده  است‌.

بار  دیگر  روند  قرآنـی  صفحه‌ای  از  صفحات  دیدنی  جهان  را  برای  دلها  باز  می‌کند.  صفحاتی‌ که  چشمها  آنها  را  می‏بینند  و  دلها  آنها  را  فهم  می‌کنند.  امّا  دلهای  غافل  و  جاهل  سرسری  از کنار  آنها  می‌گذرند.  نه ‌گفتارشان  را  مـی‌شنوند،  و  نـه  آهـنگها  و  نـواهـایشان  را  احسـاس  می‌کنند...  این  صفحه‌ای  است‌ که  روند  قرآنی  آن  را  با  ذکر  رحمت  یزدان  در  آیۀ  پیشین  باز  مي‌کند.  نمونه‌ای  از  این  رحمت  یزدان  به  صورت  آب  بارنده  و  ریـزان‌،  و  کشتزاری ‌که  می‌بالد  و  رشد  و  نمو  مي‌کند،  و  زندگی  و  حیاتی ‌که  پس  از  مرگ  و  خشکیدگی‌،  تکان  می‌خورد  و  موج  می‌زند، ‌خودنمائی  می‌کند  و  جلوه‌گر  می‌آید:

(وَهُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ حَتَّى‏ إِذَا أَقَلَّتْ سَحَاباً ثِقَالاً سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَيِّتٍ فَأَنْزَلْنَا بِهِ الْمَاءَ فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِن كُلِّ الَّثمَرَاتِ كَذلِكَ نُخْرِجُ الْمَوْتَى‏ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ). 

او  کسـی  است  که  بـادها  را  بــه  عنوان  مـژده‌رسانهای  رحمت  خود  پـیشاپیش  مـی‌فرستد  (‌تـا  مـردمان  را  بـه  باریدن  باران  که  مایۀ  حیات  و  بیانگر  لطف  یـزدان  است  مژده  دهند)‌.  هنگامی  که  بادها  ابرهای  سنگین  (‌و  پـرآب  را  بر  دوش  خود)  برداشتند،  آنها  را  به  خـاطر  (‌آبیاری‌)  زمینی  (‌بـی‌جنب  و  جوش  و  خشکیده  همچون‌)  مـرده  می‌رانیم  و  آب  را  در  آنجا  می‌بارانیم  و  بـا  آن  هر  نوع  میوه  و  محصولی  را  (‌از  خاک  تیره‌)  پـدید  مـی‌آوریم‌.  و  همانگونه  (‌که  زمین  مرده  را  پر جنب  و  جوش  و  زنـده  می‌کنیم‌)  مردگان  را  (‌نیز  از  دل  خاک‌)  بیرون  مـی‌آوریم  (‌و  زندگی  دوبـاره  مـی‌بخشیم‌.  دربـارۀ  ایـن  امـثال  کـه  بیانگر  نمونۀ  معاد  در  این  دنیا  است  بیندیشید)  تـا  شـما  متذکّر  شوید  و  عبرت  گیرید.

اینها  آثار  ربوبیّت  در  جهان  هستند.  آثار ک