ا گفته‌اند  و  ديگران  را  بدین  دعوت  فراخوانده‌اند.

٢-  یکی  دیگـر  از  ایـن  نشـانه‌های  جسـته‌،  عـرضۀ  موقعیّتهای  پیغمبران  -‌درود  و  سلامشان  بادا  -  در  احوال  و  اوضاعی  است ‌که  با  روی‌گردانی  و  تکذیب  و  تمسخر  و  اســتهزاء  و  بــیم  و  تـردید  و  اذیّت  و  آزار  دیگـران  رویاروی ‌گردیده اند،  و  در  همچون  مواقعی  چگونه  صبر  و  استقامت  نشان  داده‌اند،  و  بر  حق  و  حقیقتی  که  با  خود  به  ارمغان  آورده‌اند  ماندگار  مانده‌اند  و  ایمان  و  اطمینان  داشته‌اند،  و  چه  اندازه  به  یاری  یزدان  امیدوار  بوده‌اند،  و  کمترین  شکّ  و گمانی  به  فرارسیدن  پیروزی  و  بهروزی  از  سوی  آفریدگارشان  نداشته‌اند،  و  کاملاً  بر  این  باور  بوده‌اند  و  مانده‌اند  که  سرانجام  کارها  در  دنیا  و  آخرت  به  کجا  می‌انجامد،  و  خداوندگار  توانای  بـزرگوارشـان  قطعاً  تکـذیب‌کنندگان  را  هـلاک  و  نـابود  مـی‌نماید،  و  مؤمنان  را  رها  و  رستگار  می‌فرماید  ...  مثلاً  در  داستان  نوح  همچون  صحنه‌ای  را  می‌یابیم‌:

(فَقَالَ الْمَلأ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مَا نَرَاكَ إِلا بَشَرًا مِثْلَنَا وَمَا نَرَاكَ اتَّبَعَكَ إِلا الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِيَ الرَّأْيِ وَمَا نَرَى لَكُمْ عَلَيْنَا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِينَ (٢٧) قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَآتَانِي رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنْتُمْ لَهَا كَارِهُونَ (٢٨) وَيَا قَوْمِ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مَالا إِنْ أَجْرِيَ إِلا عَلَى اللَّهِ وَمَا أَنَا بِطَارِدِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّهُمْ مُلاقُو رَبِّهِمْ وَلَكِنِّي أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ (٢٩) وَيَا قَوْمِ مَنْ يَنْصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ طَرَدْتُهُمْ أَفَلا تَذَكَّرُونَ (٣٠) وَلا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلا أَقُولُ إِنِّي مَلَكٌ وَلا أَقُولُ لِلَّذِينَ تَزْدَرِي أَعْيُنُكُمْ لَنْ يُؤْتِيَهُمُ اللَّهُ خَيْرًا اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا فِي أَنْفُسِهِمْ إِنِّي إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِينَ (٣١) قَالُوا يَا نُوحُ قَدْ جَادَلْتَنَا فَأَكْثَرْتَ جِدَالَنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ (٣٢) قَالَ إِنَّمَا يَأْتِيكُمْ بِهِ اللَّهُ إِنْ شَاءَ وَمَا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ) (٣٣)

اشراف  کافر  قوم  او  (‌بدو  پاسخ  دادند  و)  گفتند:  تو  را  جز  انسانی  همچون  خود  نـمی‌بینیم  (‌و  لذا  بـه  پیغمپری  تـو  باور  نداریم‌)‌.  ما  می‌بینیم  که  کسی  جز افراد  فرومایه  و  کوتاه‌ فکر  و  ساده‌لوح  ما  (‌به  تو  نگرویده  و)  از  تو  پیروی  نكرده  است‌.  (‌شما  ای  پیروان  نوح‌!  نه  نوح  و  نه‌)  شما  را  برتر  از  خود  نمی‌بینیم  و  بلکه  دروغگویتان  می‌دانیم‌.  ای  قـوم  مـن‌!  بـه  مـن  بگوئید،  اگر  مـن  دلیـل  روشـنی  از  پروردگارم  داشته  باشم  (‌که  علم  ضروری  من  برگرفته  از  دانش  و  بینش  پـیغمبری  است‌)  و  خداونـد  از  سـوی  خود  رحمتی  به  من  عطاء  فرموده  باشد  (‌که  نبوّت  است‌)  و  این  رحمت  الهی  (‌بـه  سـبب  توجّه  شـما  بـه  مـادّیات  و  غفلت  از معنویّات‌)  بر  شما  پنهان  مـانده  بـاشد،  آیـا  مـا  می‌توانیـم  شما  را  به  پذیرش  آن  واداریـم‌،  در  حالی  کـه  شما  دوستش  نمی‌دارید  و  منکر  آن  می‌باشید؟  (‌دین  را  با  اجبار  که  نمی‌شود  به  دیگران  تحمیل  و  تزریق  کرد)‌.  ای  قـوم  مــن‌!  مـن  در  برابر  آن‌،  (‌یـعنی  تـبلیغ  رســالت  پـروردگارم‌)  از  شـما  (‌پول  و  مزد  و  ثـروت  و)  مـالی  نمی‌خواهم‌،  چرا  که  مزد  من  جز  بر  عهدۀ  خدا  نـیست  (‌و  پاداش  خود  را  تنـها  از  او  می‌خواهم  و  بس‌)‌.  و  من  کسانی  را  که  ایمان  آورده‌اند  (‌از  مجلس  و همدمی  خود  به  خاطر  شما)  نـمی‌رانم‌.  آنـان  (‌در  روز  قیامت‌)  خـدای  خود  را  مـلاقات  می‏‎کنند  و  (‌اگر  آنان  را  برانـم  در  آن  وقت  از  مـن  شکایت  می‌کنند)‌.  و  امّا  من  شما  را  گروه  نادانی  می‌دانم  (‌چرا  که  معیار  ارزش  نسلها  را  در  مال  و  جاه  می‌دانید؛  نه  در  پیروی  از  حقّ  و  انجام  كار  نیک‌)‌.  ای  قوم  من‌!  اگر  من  مؤمنان  (‌فقیر  و  به  گمان  شـما  حقیر)  را  از  پـیش  خـود  برانم‌،  چه  کسی  مرا  (‌از  دست  انتقام  خدا  می‌رهاند  و)  در  برابر  (‌مجازات  شدید)  الله  یاری  مـی‌دهد؟  (‌هیچ  کسـی‌)‌.  آیا  یادآور  نمی‌شوید  (‌و  نمی‌اندیشید  کـه  آنـان  خدائـی  دارند  و  انتقام  ایشان  را  می‌گیرد؟‌)‌.  من  به  شما  نمیگویم  که  گنجینه‌های  (‌رزق  و  روزی‌)  خدا  در  دست  مـن  است  (‌و  هرگونه  که  بخواهم  در  آن  تصرّف  می‌کنم  و  کسانی  را  که  از  من  پیروی  کنند،  ثروتمند  می‌سازم‌ )  و  بـه  شـما  نمیگویم  کـه  مـن  غـیب  مـی‌دانـم  (‌و  آگاه  از  علم  خدا  مـی‌باشم  و  از  چـیزهائی  بـاخبرم  که  دیگران  از آنها  بی‌خبرند)‌.  و  من  نمیگویم  که  من  فرشته‌ام‌.  و  من  (‌هرگز  برای  خوشایندی  شما)  نمیگویم  آنان  که  در  نـظر  شما  خوار  می‌آیند،  خداوند  هـیچ گونه  خوبی  و  نـیکی  بهرۀ  ایشان  نمی‌سازد  (‌و  اجر  و  پاداش  فراوان  و  قابل  توجّهی  بدانان  عطاء  نمی‌کند.  من  جز  ایـمان  و  صداقت  از  آنـان  نمی‌بینم  و  من  مأمور  به  ظاهرم‌ )  و  خدا  از  چیزهائی  کـه  در  اندرون  دارند  آگاه‌تر  (‌از  هر  کسی‌)  است‌.  (‌اگر  آنچه  شما  دوست  دارید  بگویم  و  بکنم‌،‌)  در  این  صورت  من  از  زمرۀ  ستمکاران  (‌به  خود  و  بـه  دیگـران‌)  خواهـم  بـود.  کـند:  ای  نوح‌!  با  ما  جر  و  بحث  کردی  (‌تا  بـه  تـو  ایمان،  بیاوریم‌)  و  جرو  بحث  را  به  درازا  کشاندی  (‌تا  آنجا  خـه  ما  را  خسته  کردی‌.  جـانمان  از  این  همه  گفتار  به  لب  رسـیده  است  و  دیگر  تـاب  تـحمّل  شـنیدن  سخنانت  را  نداریم‌)‌.  اگر  راست  می‏گوئی  (‌که  تو  پیغمبری  و  اگر  به  تو  ایمان  نیاوریم‌،  عذاب  خدا  گریبانگیرمان  مـی‌گردد)  آنچه  را  که  ما  را  از  آن  می‌ترسانی‌،  به  ما  برسان  (‌و  هیچ درنگ  مکن‌.  حرف  بس  است‌،  عذاب  کو؟‌)‌.  گفت‌:  (‌رساندن  عذاب  در  دست  خدا  است‌؛  نه  در  دست  من‌)‌.  این  خدا  است  کـه  آن  را  به  شما  می‌رساند  اگر  بخواهد  (‌و  حکمتش  اقتضاء  کند)‌،  و  شما  نمی‌توانید  (‌خدا  را)  درمانده  کنید  (‌و  از  نزول  عذاب  او  جلوگیری  نمائید  و  یا  از  آن  بگریزید  و  خویشتن  را  برهانید)‌.(هود/‌٢7-٣2)

  در  داستان  هود  همچون  صحنه‌ای  را  می‌یابیم‌:

(قَالُوا يَا هُودُ مَا جِئْتَنَا بِبَيِّنَةٍ وَمَا نَحْنُ بِتَارِكِي آلِهَتِنَا عَنْ قَوْلِكَ وَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ (٥٣) إِنْ نَقُولُ إِلا اعْتَرَاكَ بَعْضُ آلِهَتِنَا بِسُوءٍ قَالَ إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ وَاشْهَدُوا أَنِّي بَرِيءٌ مِمَّ