ان  را  ضائع  نخواهد  کرد  (‌و  رنج  آنان  را  در  دنیا   و  آخرت  هدر  نخواهد  داد)‌.

روشن  است ‌که  آیۀ  ١١4  تکّه‌ای  از  روند  قرآنی  مکّی  از  لحاظ  موضوع  و  فضا  و  عبارت  است‌.

*
سراسر  سورۀ  هود  پس  از  سورۀ  یـونس  نـازل ‌گـردیده  است‌.  سورۀ  یونس  نیز  به  دنبال  سورۀ  اسراء  نازل  شده  است‌.  این  امر  نشانه‌های  دوره‌ای  از  زمان  را  مشـخّص  می‌سازد  که  سورۀ  هود  در  آن  نازل ‌گردیده  است‌.  ایـن  دوره  از  زمان  همان‌ گونه‌ که‌ گفتیم  در  تاریخ  دعـوت  در  مکّه  تنگ‌ترین  و  سخت‌ترین  دوره  از  ادوار  است‌.  پیش  از  این  دوره  از  زمان‌،  ابوطالب  و  خدیجه  وفات  کردند.  مشرکان  بر  انجام  کارهائی  جسارت  یافتند  که  در  زمان  زندگانی  ابوطالب  جسارت  آنها  را  نداشتند.  مخصوصاً  پس  از  رخداد  معراج  و  شگـفتی  آن‌،  و  تـمسخر کـردن  مشرکان  به  آن‌،  و  مرتدّ  شدن  برخی  از  مسلمانانی‌ کـه  پیش  از  قضیّۀ  معراج  ایمان  آورده  بودند،  و  دور  افتادن  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  از  خديجه  رضی ‌الله ‌عـنها  در  زمانی  کـه  قریشیان  بر  او  و  بر  دعوت  او  جسارت  پـیدا کـردند،  و  همچنين  جنگی‌ که  بر  ضدّ  او  و  بر  ضدّ  دعوت  او  اعلان  شده  بود  به  سخت‌ترین  مرحله  و  به  آخرین  درجه  خـود  رسید،  جلو  حرکت  دعوت‌ گرفته  شد  تا  بدانجا که  در  مکّه  و  پیرامون  آن  یک  نـفر  هـم  بـه  اسـلام  نـمی‌گروید  و  نمی‌پیوست  ...  این  امر  اندکی  پیش  از  آن  بود که  خدا  با  بیعت  عقبۀ  یک  و  عـقبۀ  دو  در  رحـمتی  بر  روی  او  و  مسلمانان  اندکی ‌که  در  خدمت  او  بودند  بگشاید.

ابن‌ اسحاق  گفته  است‌:

آن‌گاه  خدیجه  دختر  خویلد  و  ابوطالب  هـر  دو  در  یک  سال  وفات  کردند.  مصیبتها  بـر  پـیغمبر  خـدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  بـا  وفات  خدیجه ‌که  مددکار  راستین  او  بود  و  درد  دل  خود  را  با  وی  می‌گفت‌،  و  با  وفات  عمویش  ابوطالب ‌که  یاور  و  پناهگاه  او  در کار  و  بار  زندگی‌،  و  محافظ  و  مدافع  او  در  برابر  قومش  بود،  پیاپی‌ گردید.  سیلاب  بلاها  سه  سال  پیش  از  هجرت  پیغمبر  هصلّی الله عليه وآله وسلّم به  مدینه  به  سویش  سرازیر  شد.  هنگامی ‌که  ابوطالب  وفات  یـافت  اذیّت  و  آزار  قریش  به‌گونه‌ای  متوجّه  پیغمبر  صلّی الله عليه و آله وسلّم   شد كه  هرگز  پیش  از  وفات  ابوطالب‌،  قریش  جسارت  آن  را  به  خود  نمی‌داد.  تا  آنجا که  ابلهی  از  ابلهان  قریش  در  راه  به  پیغمبر  صلّی الله عليه و آله وسلّم  رسید  و  بر  سر  مبارک  او  خاک  ريخت‌.  ابن‌اسحاق  گفته  است‌:

هشام  پسر  عروه  از  پدرش  عروه  پسر  زبیر  برایم  روایت  کرده  است  و گفته  است‌:  وقتی که  آن  ابله  بر  سر  مبارک  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه و آله وسلّم   خاک  پاشید،  پیغبر  خدا  صلّی الله عليه و آله وسلّم   بـه  خانه‌اش  برگشت  و  خاک  هنوز  بالای  سر  او  مانده  بود.  یکی  از  دخترانش  بلند  شد  و گریه‌کنان  خـاک  را  پـاک  کرد.  پیغمبـر  خدا  صلّی الله عليه و آله وسلّم   بدو  فرمود:

(لاتبكي يا بنية , فإن الله مانع أباك). 

دختر  عزیزم  گریه  مکن‌،  چه  خدا  پدرت  را  مـی‌پاید  و  از  دیگران  مصون  می‌نماید.

درضمن  کلام  فرمود:

(ما نالت مني قريش شيئا أكرهه حتى مات أبو طالب ).

قریش  هیچگونه  کاری  با  من  نکرد  که  آن  را  نپسندم  تـا  وقتی  که  ابوطالب  مرد.

مقریزی  در کتاب  «‌امتاع  الأسماع‌« ‌گفته  است‌:

با  مرگ  ابوطالب  و  خدیجه  مصیبت  بزرگی گـریانگیر  پیغـمبر  خدا  صلِّ الله عليه و آله وسلّم گــردید.  پــیغمبر صلِّ الله عليه و آله وسلّم  آن  سال  را  «‌عام‌الحزن‌«  یعنی  سال  غم  و  اندوه‌ نامید  و  فرمود: 

(ما نالت مني قريش شيئا أكرهه حتى مات أبو طالب ).

قریش  هیچگونه  کاری  با  من  نکرد  که  آن  را  نپسندم  تـا  وقتی  که  ابوطالب  مرد.

زیــرا  در  مــیان  قبیله  و  عـموهایش  حـمایت كننده  و  دفاع‌کننده‌ای  جز  ابوطالب  برای  او  نبود.

در  این  دوره  از  زمان‌،  سورۀ هود  و  پیش  از  آن  سوره  یونس‌،  و  پیش  از  آن  دو  سوره‌،  سورۀ  اسـراء  و  سوره  فرقان  نازل  گردید.  همۀ  این  سوره‌ها  قالب  این  دوره  را  دارنــد  و  از  چــالش  و  دست‌درازی  قــریش  سـخن  می‌رانند.[1]

نشانه‌ها  و  فضا  و  سایه  روشنهای  این  دوره  از  زمان‌،  در  فضای  سوره  و  سایه‌ روشنها  و  موضوعات  آن  هویدا  و  پیدا  است‌)  به‌ ویژه  چیزی ‌کـه  مـربوط  به  ثـابت ‌قدم  و  استوار  نگـاه  داشـتن  پـیـغمبر  صلّی الله عليه و آله وسلّم   و  کسانی  کـه  در  خدمت  او  بودند،  بر  حقّ  و  حقیقت  است‌،  یا  مربوط  بـه  غمخواری  و  غمزدائی  از  دل  مبارک  پیغمبر  صلّی الله عليه و آله وسلّم  است  و  تلاش  می‌شود که  دل  مبارک  او  را  از  وحشت  و  شدت  و  غربتی‌ که  در  جامعۀ  جاهلی  بر  او  می‌تازند،  پـاک  و  زدوده  كند.

قالب  این  دوره  و  مقتضیات  آن  در  نشانه‌های  برجستۀ  چندی  از  سوره  خودنمائی  می‌کند.  بـه  بـرخـی  از  ایـن  نشانه‌ها  اشاره  می‌کنیم‌:

ا-  از  جملۀ  این  نشانه‌ها  این  است ‌که  سورۀ  هود  جنبش  عقیدۀ  اسلامی  را  در  سراسر  تـاریخ  بشـری‌،  از  زمـان  نوح عليه السّلام   تا  روزگار  محمد  لّی الله عليه و آله وسلّم   عـرضه  مـی‌دارد،  و  مقرّر  می‌نماید که  عقیده بر  حقائق  بنیادین  یکتائی  استوار  و  پایدار  است‌،  و  آن  پرستش  یزدان  یگانۀ  جهان  بدون  هرگونه  انبازی‌،  و  بندگی  او  بدون  هرگونه  منازعی‌،  و  در  این  پرستش  و  بندگی  در  چـرخش  و گـردش  درازنـای  تاریخ  فقط  از  پیغمبران  یزدان  فرمان  را  دریافت  کـردن  است‌.  باید  به  این  هم  اعتقاد  داشت  که  این  جهان  سرای  آزمایش  است  نه  سرای  سزا  و  جزا .  چرا که  سزا  و  جـزا  در  آخرت  است‌،  و  یزدان  به  انسان  آزادی  داده  است  که  در  این  دنیا  هدایت  یا  ضلالت  را  گزیند،  و  این  آزادی  است‌ که  ملاک آزمایش  است‌.

محمد  صلّی‌الله عليه و آله وسلّم با  خود کتابی  را  به  ارمغان آورده  است‌ که‌:

(كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ) (١)

کتاب  بزرگواری  که  آیه‌های  آن  (‌تـوسّط  خدا)  منظّم  و  محکم  گردیده  است  (‌و  لذا  تنـاقض  و  خلل  و  نسخی  بدان  راه  ندارد)  و  نیز  آیات  آن  از  سوی  خداوند  (‌جهان‌)  شرح و بیان  شـده  است  کــه  هـم  حکیم  است  و  هـم  آگاه  (‌و  کارهایش  از  روی  کاردانی  و  فرزانگی  انجام  می‌پذیرد)‌.  (‌هود/ 1)  

مضمون  اساسی  این‌ کتاب  نیز  چنین  است‌:

(أَلا تَعْبُدُوا إِلا اللَّهَ إِنَّنِي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ (٢) وَأَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُمْ مَتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ (٣) إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ) (٤)

 (‌ای  پیغمبر!  بدیشان  بگو:‌)  این 