  را  مـی‌یابند  و  تـاریخ  انـبیاء  و  گذشتگان  را  پیش  چشـم  می‌دارند)  بیگمان  به  قرآن  ایمان  می‌آورند  (‌چرا  که  آن  را  با  دید  جهان‌بین  و  بینش  حقگرای  خویش  همگام  و  همنوا  می‌بینند)‌.  هر کس  از  گروهها  (‌و  طوائف  گمراه  که  دشمن  حقّ  و  حقیقت  و  ادیان  و  انبیاء  خدایند)  به  قرآن  ایــمان  نـیاورند،  میعادگاه  او  آتش  است  (‌و  جملگی  گمراهان  گریزان  از  نـور  قرآن‌،  در  آتش  سـوزان  دوزخ  گرد  می‌آیند  و  چه  بد  جایگاهی  است‌!  ای  پیغمبر!)  دربارۀ  قرآن  شکّ  و  گمانی  به  خود  راه  مده‌.  قرآن  حق  است  و  از  سوی  پروردگارت  آمده  است‌،  ولی  بیشتر  مردم  (‌حقّ  را  نمی‌پذیرند  و  بـه  چیزی  که  بـاید  ایـمان  داشت‌)  ایـمان  نمی‌آورند.

 این  هم  مثل  آیۀ  پیشین‌،  روشن  است ‌که  از  زمرۀ  قرآن  مکّی  و  رویکرد  قــرآن  مکّـی  در  رویــاروی  شدن  بـا  مشرکان  قریش  است‌،  به  گواهی  قرآن  مبنی  بر  اين ‌کـه  آنچه  به  پـیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم   پیام  مـی‌شود  تـنها  از  سـوی  پروردگارش  بدو  وحی  می‌گردد  و  بس‌،  و  به ‌گواهی  همۀ  کتاب‌های  آسمانی  پیشین‌،  به ‌ویژه‌ کـتاب  موسی‌،  و  به  تصدیق  قرآن  از  سوی  برخی  از  اهل‌ کتاب  -  این  كار  هم  در  مکّه  از  جانب  افرادی  از  اهل ‌کتاب  صورت‌ گرفته  است  - ‌هـمچنین  مشـرکان  را  در  برابر  همچون  موضعگیری  تهدید کرد‌ن‌،  و  بیم  دادن  احزاب  و گروه‌های  ایشان  به  آتش  دوزخ‌،  و  تشویق  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  بـه  ثابت ‌قدمی  و  پابرجائی  بر  حقّ  و  حقیقتی‌ که  با  خدا  بـه  ارمغان  آورده  است‌،  و  سست  و  ناامید  نشدن  او  از  این  که  مشرکان  جلو  پیشرفت  دعوت  اسلامی  را گرفته‌اند  و  با  آن  رو  در  رو  ایستاده‌اند،  و  دشمنانگی  اکثر  مردمان  مکّه  و  قبائل  پیرامون  مکّه  با  آئین  اسلام‌،  اینها  هم‌،  دالّ  بر  مکّی  بودن  این  آیه  است  ...  ذکر کتاب  موسی  شبهه‌ای  تولید  نمی‌کند  و  دالّ  بر  مدنی  بودن  این  آیه  نیست‌،‌.  چه  این  آیه  خطاب  به  بنی‌اسرائیل  نیست‌.  همچنین  این  آیه  بنی‏اسرائیل  را  به  چالش  و  مبارزه  نـمی‌خوانـد  -  همان ‌گونه ‌که  در  قرآن  مدنی  حال  چنین  است  -  بلکه  این  آیه  استشهاد  به  تصدیق  اسلام  از  سوی  برخی  از  آنان‌،  و  گواه‌ کردن ‌کتاب  موسی  عليه السّلام  بر  صدق  چیزی  است‌ کـه  محمد  صلّی الله عليه وآله وسلّم  با  خود  به  ارمغان  آورده  است  ...  این  امور  هم  بیشتر  همآوا  با  موقعیّتی‌  است ‌که  در  این  دورۀ  تنگ  و  سخت  مکّه  پیش  آمده  است‌،  و  با  مقتضیات  واضح  آن  همخوانی  کاملی  دارد.

آیۀ  114  نـیز  در  روند  غمزدائی  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  بـا  درگیـریها  و کشمکشهائی  است‌ که  قبلاً  با  موسی  انجام  پذیرفته  است‌.  همچنین  این  آیه  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  و  مؤمنان  با  او  را  به  استقامت  می‌خواند،  و  از  ایشان  می‌خواهد  به  ستمگران‌،  یعنی  مشـرکان‌،  تکـیه  نکنند،  و  از  نـماز  و  شکیبائی  در  رویاروئی  با  ایـن  دورۀ  سـخت  و  دشوار  زمان‌،  یاری  جویند  ...  آیه‌ها  این  چنین  پیاپی  می‌آیند  و  ردیف  می‌شوند:

(وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَلَوْلا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ (١١٠) وَإِنَّ كُلا لَمَّا لَيُوَفِّيَنَّهُمْ رَبُّكَ أَعْمَالَهُمْ إِنَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ خَبِيرٌ (١١١) فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (١١٢) وَلا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ (١١٣) وَأَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ (١١٤) وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ) (١١٥)

ما  کتاب  (‌آسمانی  تورات‌)  را  به  مـوسی  دادیـم  و  سـپس  دربــارۀ  آن  (‌از  سـوی  پـیروان  در  تفسیر  و  معنی  آن  بــرحسب  اهــواء  و  شــهوات  ایشــان  اخـتلاف  شـد  (‌و  بسیاری  از  حقّ  به  دور  گشتند  و  دسته  دسته  و  پراکنده  شدند)  و  اگر  سخن  پروردگارت  از  پیش  بـر  این  نـرفته  بود  (‌که  عذاب  کافران  و  مجازات  شدید  مبطلان  تـا  روز  رستاخیز  به  تأخیر  انداخته  شود)  دربارۀ  چیزی  که  در  آن  اختلاف  پیدا  کرده  بودند  (‌با  تـمییز  حقّ  از  بـاطل‌، و بـرجـای  داشتن  محقّ  و  نـابود  کـردن  مـبطل‌)  داوری  می‌شد  (‌و  مسألۀ  کفر  و  نفاق  خاتمه  می‌یافت‌،  چرا  کـه  از  ترس  نابودی  آنی‌،  اختیار  که  رمـز  تکـامل  و  پیشرفت  است  از  میان  برمی‌خاست  و  جبر  مطلق  بر  جامعه  حاکم  می‌شد.  امّا  چون  مجازات  آنی  مخالف  سرشت  انسـانی  است‌،  خدا  چنین  نکرد)‌.  آنان  (‌که  تورات  را  از  پدران  خود  به  ارث  برده‌اند)  دربارۀ  کتاب  (‌آسمانی  خود)  به  شکّ  و  تردید  شگفتی  گرفتار  آمده‌اند  (‌و  از  حقیقت  فرسنگها  به  دور  افتاده‌اند)‌.  پروردگارت  حتماً  (‌پـاداش  و  پـادافره‌)  اعمال  همگان  را  بی كم  و  کاست  می‌دهد  و  او  آگاه  از  هـر  آن  چیزی  است  که  مـی‌کنند.  بنابراین،  همانگونه  که فرمان  یافته‌ای  (‌در  راه  تبلیغ  و  ارشاد  و  مبارزه  و  پیکار  و  پـیاده  کـردن  تـعلیمات  قـرآن‌)  اسـتقامت  کن  هـمراه  کسانی  که  (‌از  کفر  و  شرک  دست  کشیده‌اند  و)  با  تو  (‌به  سوی  خدا)  برگشته‌اند  و  (‌ایمان  آورده‌انـد،  و  از  حدود  قوانین  خدا)  تجاوز  نکنید  (‌و  از  جـاده  اعتدال  بـه  کنار  نروید  و  راه  افراط  و  تفریط  مپوئید)  چرا  كه  خدا  می‌بیند  چیزی  را  که  می‌کنید  (‌پس  مواظب  پندار  و  گفتار  و  کردار  خود  باشید)  و  به  کافران  و  مشرکان  تکیه  مکنید  (‌که  اگر  چنین  کنید)  آتش  دوزخ  شما  را  فرو  می‏‎گیرد،  و  (‌بـدانـید  که‌)  جز  خدا  دوستان  و  سرپرستانی  ندارید  (‌تا  بتوانـند  شما  را  در  پناه  خود  دارند  و  شرّ  و  بلا  و  زیان  و  ضرر  را  از  شــما  بـه  دور  نمایند)  و  پس  از  (‌تکیه  بـر  کـافران  و  مشركان‌،  دیگر  از  سوی  خدا)  یاوری  نـمی‌کردید  و  (‌بـر  دشمنان‌)  پیروز  گردانده  نمی‌شوید.  در  دو  طـرف  روز  که  وقت  نماز  صبح  و  عصر  است‌)  و  در  اوائل  شب  (‌کـه  وقت  نماز  مغرب  و  عشاء  است‌)  چنان  که  بـاید  نـماز  را  بجای  آوریــد.  بیگمان  نـیکیها  (‌و  از  جمله  نـمازهای  پـنجگانه‌)  بـدیها  را  از  مـیان  مـی‌برد.  بیگمان  در  ایـن  (‌سفارشها  و  قانونهای  آسمانی‌)  اندرز  و  ارشاد  کسانی  است  که  پند  می‌پذیرند  و  خدای  را  یاد  می‌کنند  و  بـه  یـاد  می‌دارند.  و  (‌در  برابر  سـختیهای  چیزهائی  کـه  بـه  تو  دستور  داده  شده  است‌)  شکیبائی  کن  که  خداوند  پاداش  نیکوکار