  گردن  نهادن  به  کفر  و  پیروی  از  وسوسه‌های  شیطان‌)  گمراه  و  ســـرکشته  شــود،  بــه  زیـان  خـود  گمراه  و  سـرکشته  مـی‌شود  (‌و  زیــان  کفر  و  بـی‌دینی  گریبانگیر  خودش  می‌گردد)‌.

پیغبر صلّی الله عليه و آله وسلّم  موظّف  نیست  مردمان  را  به  سوی  هدایت  سوق  دهد.  بلکه  او  تنها  پیام‌رسان  است  و  بـر  او  پـیام  است  و  بس‌.  مـردمان  هـم  به  ارادۀ خـودشان  واگـذار  گردیده‌اند  و  هرچه  می‌خواهند  می‌توانـند  برگزینند،  و  پیامدهای‌ کارهایشان  را  ببینند،  و  در  خاتمه  این  قضا  و  قدر  یزدان  است  که  کارا  درکار  و  بار  ایشان  است‌.

در  پایان‌،  خطاب  بـه  پیغمبرصلّی ا‌لله‌ علیه و آله وسلّم  مـی‌گردد  و  از  او  خواسته  می شود که  از  چیزی  پیروی ‌کند که  بدو  دستور  داده  شده  است‌،  و  در  برابر  آنچه  بدو  می‌رسد  و  بر  سر  او  می‌آید  شکیبائی  ورزد  و  ایستادگی  کند  تا  آن‌ گاه‌ که  خدا  بدانچه  مقدّر  و  مقرّر  فرموده  است  فرمان  می‌دهد: 

(وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَاصْبِرْ حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ)(١٠٩)

از  آنچه  بر  تو  وحی  می‌شود،  پیروی  کن  و  شکیبا  بـاش  (‌و  در  بـرابـر  اذیّت  و  آزاری  کـه  در  راه  تـبلیغ  رسـالت  آسـمانی  به  تو  می‌رسد،  استقامت  کن‌)  تا  خداوند  (‌میان  تو  و  دیگران‌)  داوری  می‌کند  (‌و  فرمان  خـود  را  صـادر  می‌نماید)  و  او  بهترین  داوران  است‌.

این  خاتمۀ  مناسبی  است ‌که  با  سرآغاز  سوره  می‌خواند  و  با  آن  سازگاری  دارد،  و  با  محتویات  سراسـر  سـوره  هماهنگ  و  همآوا  است‌،  بدان‌ گونه ‌که  روش  قرآن  در کار  به  تصویر  زدن  و  به  رشتۀ  نظم  و  نظام‌ کشیدن  است‌.  

*
پایان  جـزء  یازدهم  في  ظلال  القرآن<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:313.xml">رهنمودهاي جزء دوازدهم</a><a class="folder" href="w:html:319.xml">سوره‌ي هود آيه‌ي 24-1</a><a class="folder" href="w:html:326.xml">سوره‌ي هود آيه‌ي 49-25</a><a class="folder" href="w:html:334.xml">سوره‌ي هود آيه‌ي 68-50</a><a class="text" href="w:text:340.txt">سوره‌ي هود آيه‌ي 83-69</a><a class="folder" href="w:html:341.xml">سوره‌ي هود آيه‌ي 95-84</a><a class="text" href="w:text:344.txt">سوره‌ي هود آيه‌ي 99-96</a><a class="folder" href="w:html:345.xml">سوره‌ي هود آيه‌ي 123-100</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:314.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:315.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:316.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:317.txt">قسمت چهارم</a><a class="text" href="w:text:318.txt">قسمت پنجم</a></body></html>جزء  دوازدهم
سورۀ  هود  و  سورۀ  یوسف  تا  آیۀ  53  
رهنمودهاي جزء دوازدهم 
سورۀ هود  مکّی  است  و  دارای  123  آيه  است  

سورۀ  هود  همه  مكّی  است‌،  برخلاف  چیزی‌ که  در  مصحف  امیری  آمده  است  و گفته  شده  است ‌که  آیه‌های  ١٢  و  ١٧  و  ١١٤  سورۀ  هود  مدنی  است‌.  با  مراجعه  به  این  آیات  روشن  خواهد  شد که  آنها  در  جایگاه  مناسب  خود  در  روند  قرآنی  آمده‌اند،  و  در  نخستین  نگاه  پیدا  و  هویدا  می‌شود  که  روند  قرآنی  نمی‌تواند  از  آنها  خالی  باشد،  گذشته  از  این  که  موضوعات  این  آیـات  آنـها  را  جزو  اصل  موضوعات  کلّی  قلمداد  و  مـقرّر  مـی‌نماید،  موضوعاتی‌ که  متعلّق  هستند  به  عقیده  و  موضعگیری  مشـرکان  قـریش  در  بــرابـر  عقیده‌،  و  تأثـیرات  ایـن  موضعگیری  در  خـود  پـیغمبر  خـدا صلّی الله علیه و آله وسلّم  و  در گـروه  اندک  مسلمانانی  که  با  او  بوده‌اند،  و  چـاره‌جوئی  ایـن  تأثیرات  توسّط  قرآن  یزدان‌.

برای  مثال آیۀ  ١٢  که  این  است‌:

(فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَضَائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْلا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جَاءَ مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنْتَ نَذِيرٌ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ) (١٢)

 (‌ای  پیغمبر!  برای  خشنودی  مشرکان  تلاش  مکن‌.  آنان  نـمی‌خواهـند  ایمان  بیاورند.  اگر  بـرای  ارضـاء  آنـان  بکوشی‌)  چه‌بسا  تو  برخی  از  چیزهائی  را  که  به  تو  وحی  می‌شود  (‌از  قبیل  آیاتی  که  دربارۀ  نکوهش  مـعبودهای  دروغین  ایشـان  است‌)  فروگذ‌اری  و  از  (‌تـبلیغ‌)  آن  (‌بـه  مشرکان‌)  دلتنگ  و  ناراحت  شوی‌؟  ریرا  که  نکـند  (‌آن  را  تکذیب  کنند  و  مانند  همیشه‌)  بگویند:  چرا  گنجی  رایگان  بدو  ارمغان  نمی‏گردد،  یا  این  که  او  با  فرشته‌ای  نمی‌آید  (‌تا  صحّت  نبوّت  وی  را  به  ما  اعلام  نماید.  ای  پیغمبر)  تو  تنها  بیم‌دهندۀ  (‌کافران  و  مژده‌رسان  مؤمنان‌)  هستی  (‌و  وظیفۀ  تو  تبلیغ  کلام  آسـمانی  است  و  بس‌)  و  خداوند  مطّلع  و  مراقب  هر  چیزی  است  (‌و  از  احوال  تو  و  احوال  ایشان  آگاه  است  و  اعمال  همگان  را  می‌پاید)‌.

روشن  است  که  چالش  و  مبارزه ‌طلبی‌،  و  این  دشمنانگی  و  ســرکشی  قــریش  بـدان  انـدازه‌ کـه  سـینۀ  پـیغمبر  خدا  صلّی الله عليه  وآله وسلّم  از  آن  به  تنگ  آید،  و  نیازمند  غمخواری  و  غمزدائی‌،  و  محتاج  تشویق  به  ثابت‌ قدمی  و  پابرجائی  بر  چیزی ‌گردد  که  بدو  وحی  می‌شود،  در  مكّه  بوده  است‌.  در  دوره‌ای  از  زمان  انجام  پذیرفته  است  که  بـه  دنـبال  وفات  ابوطالب  و  خدیجه‌،  و  پس  از  رخداد  معراج‌،  و  جسارت  مشرکان  بر  اذیّت  و  آزار  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  و  تقریباً  توقّف  دعوت  آئـین  اسـلام‌،  قـرار گـرفته  است‌.  دوره‌ای  بوده  است  که  از  هـمۀ  دوره‌هـائی  سـخت‌تر  و  دشوارتر  بوده  است‌ که  دعوت  این  آئین  در  مکّه  به  خود  ديده  است‌.

آیۀ  ١٧  این  است‌:

(أَفَمَنْ كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً أُولَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الأحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ) (١٧)

آیا  کسی  که  دلیل  و  برهان  روشنی  (‌به  نام  فطرت  و  عقل  سلیم‌)  از  سوی  پروردگار  خود  دارد  (‌و  بـا  نـور  آن  بـه  آفاق  و  انفس  می‏نگرد  و  به  وجود  آفریدگار  جهان  پی  می‌برد)  و  گواهی  از  جانب  خدا  (‌به  نام  قرآن‌)  به  دنبال  آن  می‌آید  (‌و  بر  صدق  دریافت  عقل  او  از  جـهان‌،  شـهادت  می‌دهد  و  برداشت  وی  را  تـصدیق  مـی‌نماید)  و  قبل  از  قرآن  (‌هـم  جملگی  کتابهای  آسـمانی‌،  ایـن  راه  را  تأیـید  کرده‌اند  و  در  این  مسیر  رفته‌اند،  از  آ‌ن  جمله  تورات‌،  یعنی‌)  کتاب  موسی  که  رهبر  و  رحمت  بـوده  است‌،  (‌ا  یـا  چنین  کسانی  با  افرادی  برابــرند  که  بـا  چشــم  خـرد  بـه  مـلکوت  جــهان  نـمی‌نگرند،  و  به  کـتابهای  آسـمانی  و  پیغمبران  الهی  گوش  دل  فرانمی‌دهند،  و  جز  به  فکر  دنـیا  نبوده  و  گمراه  بسر  می‌برند  و  گمراه  مــی‌میرند؟‌)‌.  آنـان  (‌که  دربارۀ  کائنات  می‌اندیشند  و  با  چراغ  عقل  پروردگار  خود