ر  دالّ  بر  توکّل  بیشتر  و  تکیۀ  زیادتر  بر  خدا  است‌.  مؤمن  بلا  را  آرزو  نـمی‌کند،  ولی  هنگام  نزول  بلا  یا  رویاروئی  با  ناگواریـها  مـقاومت  و  ایستادگی  می‌کند.

به  دنبال  این  جدائـی‌،  و  در  دورۀ  انـتظاری  کـه  پس  از  جولانگاه  نخستین‌،  و  بعد  از  ایمان  آوردن  آنان ‌کـه  به  موسی  ایمان  آوردند،  خداوند  به  موسی  و  هارون  وحی  می‌کند که  برای  بنی‌اسرائیل  خانه‌های  ویژۀ  ایشان  ترتیب  داده  شود.  به  خاطر  این ‌که  آنان  از  دیگران  جدا  شوند  و  خویشتن  را  سر  و  سـامان  و  نـظم  و  نـظام  بـخشند  تـا  آمادگی ‌کوچ  از  مصر  را  در  وقت  مناسب  را  پیدا کـنند.  خداوند  بنی‌اسرائیل  را  مکـلّف  مـی‌سازد  به  ایــن  کـه  خانه‌هایشان  را  پاک  و  پاکیزه  دارنـد،  و  نـفس  خـود  را  تزکیه‌ کنند،  و  از  پیروزی  و  مددی  که  خـدا  مـی‌رساند  شادمان  گردند:

(وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى وَأَخِيهِ أَنْ تَبَوَّآ لِقَوْمِكُمَا بِمِصْرَ بُيُوتًا وَاجْعَلُوا بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ) (٨٧)

و  به  موسی  و  برادرش  (‌هارون‌)  وحی  کردیم  کـه  بـرای  قوم  خود  خـانه‌هائی  در  سـرزمین  مـصر  برگزینید  و  خانه‌هایتان  را  مقابل  یکدیگر  بسازید  و  (‌در  آنـجاها،  بـه  دور  از  چشم  فرعون  و  فرعونیان‌)  نماز  را  برپای  دارید،  و  به  ایمانداران  مژده  بده  (‌که  سرانجام  پیروز  می‌شوند و در دنــیا  نـصرت  و  در  آخـرت  جـنّت  از آن  ایشــان  می گردد  )‌.

این  یک  آمادگی  روحی  است ‌که  در کنار  آمادگی  نظامی  قرار  می‌گیرد.  با هم  بودن  هر  دو  تای  این  آمادگیها  برای  اشخاص  و  افراد  و گـروه‌ها  و  دسـته‌ها  ضـروری  است‌،  بویژه  اندکی  پیش  از  جنگها  و  دشـواریــها.  بـرخـی  از  مــردمان  ایــن  آمــادگی  روحــی  را  خوار  و  نـاچیز  می شمارند،  و لیکن  تجارب  تا  این  لحظه  همیشه  خبر  از  این  امر  می‌دهد که  عـقیده  نـخستین  اسـلحه  در  پـیکار  است‌،  و  ادوات  جــنگی  در  دست  سـربازی  کـه  دارای  عقیدۀ  سست  است  در  ساعت  شدّت  و  در  وقت  سختی  چیز  مهمّی  نیست‌.

این  تجربه‌ای ‌که  یزدان  آن  را  به  گروه  مؤمنان  نشـان  می‌دهد  و  ایشـان  را  بـدان  رهـنمود  مـی‌کند  تـا  آن  را  بشنوند  و  سرمشق  خود کنند،  یک  تجربۀ  ایمانی  ویــژه  است‌.  چه‌ بسا  مـؤمنان  روزی  و  روزگـاری  در  جـامعۀ  جاهلی  خود  را  رانده  و  مانده  ببینند،  و  فتنه  و  بلا  فراگیر  گردد،  و  طاغوت  زورگوئی  و  قلدری‌ کند،  و  مردمان  تباه  و  فاسد  شوند،  و  محیط  بگندد  -‌ همان ‌گونه‌ که  حال  و  وضع  در  دوران  فرعون  این  چنین  بود  -  در  اینجا  است  که  یزدان  مؤمنان  را  به  چند کار  رهنمود  می‌فرماید: 

1-دوری  گزیدن  از  جـاهلیّت  و گـندناها  و  تـباهیها  و  بدیهای  آن  تا  آنـجا کـه  مـمکن  است‌.  هـمایش‌گـروه  مؤمنان  نیک  و  پاک  پـيرامون  یکدیگر،  و  اشتغال  آنان  به  پاکیزه  داشتن  و  تزکیه  نمودن‌،  و  تمرین  دادن  و  نـظم  و  نظام  بخشیدن  خود،  تا  خدا  وعدۀ  خویش  را  برای  ایشان  به  مرحلۀ  ظهور  می‌رساند  و  آنان  را  پیروز  می‌گرداند.

 ٢-  دوری  گزیدن  از  پرستشگاه‌های  جاهلیّت‌،  و  خانه‌های  گروه  مسلمانان  را  مسجد  نمودن‌،  و  در  آنجاها  از  جامعۀ  جاهلی  بـریدن  و گـوشه‌گـیری  گـزیدن‌،  و  بـه  عـبادت  پروردگارشان  برابر  برنامۀ  درستی  پـرداختن‌،  و  در  فضای  پاک  عبادت  به  نوعی  از  نـظم  و  نـظام  اشـتغا‌ل  ورزیدن  و  سر  و  سامان ‌گرفتن‌.

*
موسی  عليه السّلام  به  آستانۀ  پـروردگار  خود  رو  کـرد،  بـدان  هنگام‌ که  از  فرعون  و  درباریان  او  مأیوس  شده  بود  و  گمان  نمی‌برد  در  میان  ایشان  فرد  خوبی  باشد،  و  اثری  از  خوبی  در  میانشان  برجای  مـانده  بـاشد،  و  امـیدی  بـه  اصلاح  آنان  باشد.  رو  به  درگاه  خدا کـرد  و  فرعون  و  درباریان  او  را  نفرین  نمود  و  نابودی  ایشان  را  خواستار  شد.  فرعون  و  درباریان  او کسانی  بودند که  دارائی  و  زر  و  زیور  و  زرق  و  برق  زنـدگی  را  داشـتند،  و  دلهـای  بسیاری  از  مؤمنان  در  برابر  آن  اموال  و کوکبه  و  دبدبه،  ضعیف  می‌گردید،  و  چه  بسا  در  مقابل  جاه  و  جـلال  و  ثروت  و  مال  سقوط  می‌کرد  و  به  گمراهـی  مـی‌افتاد...  موسی  رو  به  آستانۀ  پروردگار  خود کرد  و  عاجزانه  از  او  تمنّا  می‌کرد که  این  اموال  را  نابود  فرماید،  و  بر  دلهـای  صاحبان  این  اموال  مهر  زند  تا  نتوانند  ایمان  بیاورند  تا  زمانی ‌که  ایمان  آوردن  سودی  نمی‏‎بخشد.  یزدان  دعا  را  استجابت  فرمود  و  آن  را  پذیرفت‌:

(وَقَالَ مُوسَى رَبَّنَا إِنَّكَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلأهُ زِينَةً وَأَمْوَالا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا رَبَّنَا لِيُضِلُّوا عَنْ سَبِيلِكَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلَى أَمْوَالِهِمْ وَاشْدُدْ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَلا يُؤْمِنُوا حَتَّى يَرَوُا الْعَذَابَ الألِيمَ (٨٨) قالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ) (٨٩)

 (‌هنگامی  که  کینه‌توزی  کافران  و  اذیّت  و  آزار  ایشان  بـا  موسی  به  غایت  رسید)  موسی  گفت‌:  پروردگارا!  تو  بـه  فرعون  و  فرعونیان  در  دنیا  زینت  (‌و  بهجت  جهان‌،  یعنی  فرزندان  و  قدرت  فراوان  و  نعمت‌)  و  دارائــی  (‌سـرشار)  داده‌ای‌،  و  عاقبت  آن  این  شده  است  که  (‌بـندگانت  را)  از  راه  تو  به  در  می‌برند  و  گمراهشان  می‏‎کنند.  پروردگارا!  اموالشان  را  نابود  گردان  و  بر  دلهایشان  (‌بند  قسوت  را)  محکم  کن‌،  تا  ایمان  نـیاورند  مگـر  آنگاه  که  بــه  عـذاب  دردنــاک  (‌دوزخ‌)  گرفتار  آیـند  (‌کـه  آن  وقت  تـوبه  و  پشیمانی  دیگر  سودی  ندارد)‌.  خدا  فرمود:  دعـای  شما  (‌مـوسی  و هـارون‌)  پـذیرفته  شـد،  پس  بـر  راستای  راه  پابرجا  بـاشید  و  اسـتقامت  بـه  خـرج  دهـید  (‌و  از  انبوه  مشکلات  نهراسید)  و  از  راه  برنامۀ  کسانی  پیروی  نکنید  که  ناآگاهند.

(رَبَّنَا إِنَّكَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلأهُ زِينَةً وَأَمْوَالا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ).

پروردگارا!  تو  به  فرعون  و  فرعونیان  در  دنیا  زیـنت  (‌و  بهجت  جهان‌،  یعنی  فرزندان  و  قدرت  فراوان  و  نعمت‌)  و  دارائی  (‌سرشار)  داده‌ای‌.

از  این  امر گمراهی  مردمان  از  راه  یزدان  نشأت  می‌گیرد.  این ‌گمراهی  یا  با  فریبی  پدید  می‌آید که  نماد  نعمت  و  سیمای  ثروت  آن  را  در  درون  دیگران  ایجاد  می‌کند،  و  یا  این ‌که  این ‌گمراهی  با  قدرتی  پدید  می‌آید كه  ثروت  آن  را  به  صاحبان  ثروت  می‌بخشد  و  ایشان  را  بر  خوار  داشتن  و  گمراه  ساختن  دیگران  قادر  می‌نماید.  وجود  نعمت  در  دست  مفسدان  بدون  شكّ  بسیاری  از  دلها  را  به  تزلزل  می‌اندازد،  دلهائی ‌که  یقين  و  ایمان  ايشان  به  خدا  به  مرحله‌ای  نرسیده  است ‌که  بدانند  و  بــفهمند کـه  این  نعمت  آزمون  و  