‌کند)  حقّ  را  پایدار  و  ماندگار  می‏‎گرداند.  

سخنان  تکوینی‌،  یعنی‌:

( كُنْ  فَيَکُونُ )‌.

باش‌،  و  می‌شود. (‌بقره/117)

کلمات  خدا،  بیانگر  روی‌ کردن  مشیّت  است‌.  یا  این ‌که  کلمات  خدا  عبارت  است  از:  آیات  و  دلائل  خدا.

(وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ) (٨٢)

هر چند  که  گناهکاران  و  بزهکاران  نپسندند.

نپسندیدن ‌گناهکاران  و  بزهکاران  مشیّت  خدا  را  بی‏اثر  نمی‌گرداند،  و  سدّ  و  مانع  سر  راه  آیات  خدا  نمی‌شود.  کار  شد...  سحر  باطل‌ گـردید  و  حـقّ  برتری  گرفت‌...  و لیکن  رونـد  قرآنی  صحنه‌ها  را  در  ایـنجا  مـختصر  می‌کند،  زیرا  صحنه‌ها  در  این  جولانگاه  مراد  نیست‌.  

*در  اینجا  پرده  فرو می‌افتد  تا  پردۀ  صحنۀ  موسی  و کسانی  که  با  او  هستند  بالا  رود.  آنان  گروه  اندکی  از  جوانـان  مردم  بودند،  نـه  از  پیرمردان  ایشـان‌!  ایـن  یکـی  از  عبرتهای  مورد  نظر  داستان  است‌.

(فَمَا آمَنَ لِمُوسَى إِلا ذُرِّيَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلَى خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِمْ أَنْ يَفْتِنَهُمْ وَإِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِي الأرْضِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ (٨٣) وَقَالَ مُوسَى يَا قَوْمِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُسْلِمِينَ (٨٤) فَقَالُوا عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْنَا رَبَّنَا لا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ (٨٥) وَنَجِّنَا بِرَحْمَتِكَ مِنَ الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ (٨٦) وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى وَأَخِيهِ أَنْ تَبَوَّآ لِقَوْمِكُمَا بِمِصْرَ بُيُوتًا وَاجْعَلُوا بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ) (٨٧)

هـیچ  کس  بـه  مـوسی  ایـمان  نـیاورد  مگـر  گروهی  از  مــردمان  قـومش‌،  (‌کـه  ایـمان  آوردنـد)  و  از  فرعون  و  دربــاریان  و  اشـراف  بنی‌اسـرائـیل  مـی‌ترسیدند  کـه  (‌شکـــنجه  و  آزارشـان  رســانند  و)  آنــان  را  از  دیـن  برگردانند.  بیگمان  فـرعون  در  زمـین  عَلَم  طغیان  بـرافـراشـته  بود  و  گردنکشی  کـرده  بود  و  از  زمرۀ  متجاوزان  (‌در  ظلم  و  فساد  و  جنایت  و  خونریزی‌)  بود.  موسی  (‌برای  دلداری  و  تشجیع  مؤمنان‌)  گفت‌:  ای  قوم  من‌!  اگر  واقعاً  به  خدا  ایمان  دارید  بر  او  توکّل  کنید  (‌و  باید  بر  او  توکّل  کنید)  اگر  خود  را  بدو  تسلیم  کرده‌ایـد.  پس  مؤمنان  گفتند:  بر  خدا  توکّل  می‌كنیم  و  بس‌،  پروردگارا!  ما  را  (‌وسیلۀ‌)  آزمون  مردمان  سـتمکار  و  (‌آماج‌)  بـلا  و  آزار  کافران  (‌بدکردار)  مساز.  و  ما  را  با  فضل  و  رحمت  خود  از  دست  مردمان  کافر  نجات  بـده‌.  و  به  مـوسی  و  بـرادرش  (‌هارون‌)  وحـی  کـردیم  کـه  بـرای  قوم  خـود  خانه‌هائی  در  سرزمین  مصر  برگزینید  و  خانه‌هایتان  را  مقابل  یکدیگر  بسازید  و  (‌در  آنجاها،  بـه  دور  از  چشـم  فـرعون  و  فـرعونیان‌)  نـماز  را  بـرپای  داریـد.  و  بـه  ایمان‌داران  مژده  بده  (‌که  سرانجام  پـیروز  مـی‌شوند  و  در  دنیا  نصرت  و  در  آخرت  جنّت  از آن  ایشان  می‌گردد)‌.  این  نصّ  قرآنی  بیانگر  این  واقعیّت  است ‌که  از  مـیان  بنی‏اسرائیل  اظهار  ایمان‌ کرده  بودند  و  به  موسی  پیوسته  بودند،  نوجوانانی  بودند،  نه  همۀ  ملّت  اسرائیل‌.  خوف  این  در  میان  بود که  نوجوانان  از  دین  برگردانده  شوند  و  از  پیروی  موسی  برگردند،  از  تـرس  فرعون  و  تأثـیر  بزرگان  قـوم  ایشـان‌،  بزرگانی‌ که  مـصالحی  در  نزد  صاحبان  سلطه  و  قدرت  داشتند،  و  از  ترس  اشخاص  پستی ‌که  به  هر کسی‌ که  صاحب  سلطه  و  قدرت  باشد  پناه  می‏‎برند،  مخصوصاً  از  میان  بنی‌اسرائیل‌...  فرعون  دارای  سلطه  و  قدرت  فراوانی  بود.  در  طغیان  و  سرکشی  نـیز  اسراف  مـی‌کرد.  در  طـغیان  حدّی  و  مـرزی  نـمی‌شناخت‌،  و  از  سنگدلی  و  سـختگیری  خودداری  نمی‌کرد.

در  اینجا  باید  ایمانی  در میان  باشد که  بر  همۀ  این  ترسها  و  هراسها  بچربد  و  غلبه ‌کند،  و  دلها  را  اطمینان  و  آرامش  دهد،  و  دلها  را  بر  حقّ  و  حقیقتی  استوار  بدارد که  بدان  می‌گراید:

(وَقَالَ مُوسَى يَا قَوْمِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُسْلِمِينَ) (٨٤)

موسی  (‌برای  دلداری  و  تشجیع  مؤمنان‌)  گفت‌:  ای  قوم  من‌!  اگر  واقعاً  به  خدا  ایمان  دارید  بر  او  توكّل  کنید  (‌و  باید  بر  او  توكّل  کنید)  اگر  خود  را  بدو  تسلیم  کرده‌ايد.

توکّل  بر  خدا  نشانۀ  ایـمان  و  انگـیزۀ  آن  است‌.  ایـمان  عنصر  نیروئی  است‌ که  به  پشتوانۀ گروه  اندک  و‌  ضعیف  مؤمنان  در  برابر  قدرت  و  قوّت  طاغی  و  سرکش،  افزوده  می‌شود،  و  باعث  می‌گردد  نیرومندتر  و  ثـابت‌ قدم‌تر  از  آن  طاغیان  و  سرکشان  شوند.  موسی  ایمان  و  اسلام  را  برای  ایشان  ذکر کرده  است‌،  و  توكّل  بر  خدا  را  مقتضی  هم  این  و  هم  آن  دانسته  است‌...  مقتضی  اعتقاد  به  خدا،  و  مقتضی  تسلیم‌ کردن  خالصانۀ  خود  بـه  یـزدان‌،  و  عـمل  کردن  به  چیزهائی‌ که  او  می‌خواهد.

مؤمنان  ندای  ایمان  را  از  زبان  پیغمبرشان  شنیدند  و  پاسخ  گفتند:

(فَقَالُوا عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْنَا ).

پس  مؤمنان  گفتند:  بر  خدا  توكّل  می‌کنیم  و  بس.

بدین  خاطر  با  دعا  و  زاری  به  خدا  رو کردند  و  گفتند: 

(رَبَّنَا لا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ) (٨٥)

پروردگارا!  ما  را  (‌وسـیلۀ‌)  آزمـون  مـردمان  ستمکار  و  (‌آماج  )  بلا  و  آزار  کافران  (‌بدکردار)  مساز.

مراد  از  دعا  کردن  بدین  صورت  که  خداونـد  ایشـان  را  وسیلۀ  آزمون  مــردمان  سـتمکاره  نـفرماید  اين  است  خداوند  مردمان  ستمگر  را  بر  ایشان  مسلّط  نسازد  تـا  ستمکاران  گمان  نکنند که  چیره  شدن  ایشان  بر  مـؤمنان  به  خدا  دلیل  این  است‌که  عقیدۀ  آنان  درست‌تر  است  و  بدین  سبب  است  که  ایشان  پیروز  گردیده‌اند  و  مؤمنان  شکست  خورده‌انــد...  چـه‌ بسا  پـیروزی  یـا  بـهروزی  ستمکاران  اسـتدراج  و  آزمـونی  از  سـوی  خدا  بـرای  ایشان  باشد  و  خدا  خواسته  باشد  آنان  به  گمراهی  خـود  فرو روند  و  پلّه  پلّه  به  سوی  دوزخ  روند.  مؤمنان  خدا  را  به  کمک  می‌طلبند که  ایشان  را  بپاید  و  از  مسلّط  شدن  ستمکاران  بر  آنان  -  هر چند  هم  پیروزی  ستمکاران  برای  استدراج  باشد  -  ایشان  را  محفوظ  و  مصون  فرماید.  آیۀ  دوم  در  حصول  مطلوب  صریح‌تر  و  آشکارتر  است‌: 

(وَنَجِّنَا بِرَحْمَتِكَ مِنَ الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ) (٨٦)

و  ما  را  با  فضل  و  رحمت  خود  از  دست  مـردمان  کافر  نجات  بده‌.

مؤمنان ‌که  دعا  می‌کنند  خداوند  ایشان  را  وسیلۀ  آزمون  مردمان  ستمکاره‌،  و  آماج  بلا  و  آزار کافران  نسـازد،  و  در  پرتو  لطف  خود  ایشان  را  از  دست ‌کافران  برهاند،  با  توکّل  بر  خدا  و  نیرو  و  مدد  خواسـتن  از  او،  مـنافات  و  مخالفت  ندارد.  بلکه  این  ک