خدا  از  اولیـاء  و  سرپرستان  دیگری  پپروی  مکنید  (‌و  فـرمان  مـپذیرید)‌.  کمتر  متوجّه  (‌اوامر  و  نواهی  خدا)  هسـتید  (‌و  کـمتر  پـند  می‌گیرید)‌. (اعراف/2و 3).
--------------------------------------------------------------------------------
1- ‌مسلم  آن  را  روایت ‌کرده  است. 
2- برخی  از  مفسّران  می‌گویند:  مردانی ‌که  بر  اعراف  قـرار  دارنـد  از  زبـدگان  مؤمنان  هستند.  (‌مترجم‌).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:122.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:123.txt">قسمت دوم</a></body></html>سوره‌ي اعراف آيه 58-54

 (إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماوَاتِ والْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى‏ عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ (54) ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً إِنَّهُ لاَيُحِبُّ الْمُعْتَدينَ (55) وَلاَ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفاً وَطَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ (56) وَهُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ حَتَّى‏ إِذَا أَقَلَّتْ سَحَاباً ثِقَالاً سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَيِّتٍ فَأَنْزَلْنَا بِهِ الْمَاءَ فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِن كُلِّ الَّثمَرَاتِ كَذلِكَ نُخْرِجُ الْمَوْتَى‏ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ (57) وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لاَيَخْرُجُ إِلَّا نَكِداً كَذلِكَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ (58)

پس  از  آن ‌کوچ  دور  و  درازی‌ که  از  مبدأ  تا  مـعاد  را  در برگرفته  بود،  روند  قرآنی  دست  انسانها  را  می‌گیرد  و  کوچ  دیگری  در  اندرون  جهان‌،  و  در  صفحۀ  پدیدار  در  برابر  دیدگان  را  می‌آغازد،  و  انسان  را  در  این  کوچ  به  همراه  می‏‎برد  و  به  گشت  و  گذار  مـی‌انـدازد.  پس  از  داستان  آفرینش  انسان‌،  داستان  آفرینش  آسمانها  و  زمین  را  مطرح  مي‌‌سازد.  چشمها  و  بینشها  را  متوجّه  رازها  و  رمزهای  جهان  هستی  می‌کند:  ظوا‌هر  و  وقائع  و  احوال  و  اوضاع  آن‌،  و  شبی ‌که  در  چرخ ‌گردندۀ گو‌ژ  پشت  آسمان  به  دنبال  روز  است  و  آن  را  می‌جوید،  و  خورشید  و  ماه  و  ستارگان  و  سیّارگانی ‌که  به  فرمان  یزدان  مسخّرند،  و  بادهائی ‌که  در  فضا  می‌وزند  و  چرخ  مي‌زنند  و  ابرها  را  با  اجازۀ  یـزدان  با  خود  برمی‏دارند  و  به  سوی  سرزمینهای  مرده  و  خشکیده  می‏‎برند،  و  هنگامی ‌که  می‌بارند  ناگهان  ا‌ین  چنین  سرزمینهای  مرده‌ای  جان  می‌گيرند  و  زندگی  موج  می‌زند  و  زمینهای  مـرده  و  خشکیدۀ  پیشین  انـواع  مـحصولات  و  ثمرات  تولید  می‌کنند  و  به  همگان  ارمغان  می‌دارند.

پس  از  شناوری  و گردش  در گسترۀ  ملكو‌ت  یـزدان‌،  و  پس  از  داستان  پیدایش  انسان‌،  و  به  تصویر کشیدن  دو  طرف  ابتداء  و  انتهاء  کوچ‌،  و  سخن  از  پیروی  اهریمن  و  خود  را  بزرگتر  از  پیروی  پیغمبران  یزدان  دیدن‌،  و  بیان  جـهان‌بینی‌ها  و  انـدیشه‌ها  و  آداب  و  رسوم  جاهلیّت‌،  آدا‌ب  و  رسومی‌ کـه  انسـانها  برای  خویشتن  ترتیب  می‌دهند  بدون  اجازۀ  یزدان  و  شرع  خداونـد  سبحان،  روند  قرآنی  بدین ‌گسترۀ  فراخ  پای  می‌نهد  تا  انسانها  را  به  سوی  پر‌وردگارشان  برگرداند.  پروردگاری‌ که  سراسر  جهان  هستی  را  آفریده  است  و  آن  را  مسخّر کرده  است‌،  و  جهان  هستی  را  با  قوانین  و  سنن  خود  استوار  داشته  است  و  آن  را  با  قضا  و  قدر  خود  می‌گردانـد  و كار  و  بارش  را  می‌چرخاند،  و  تنها  او  است ‌که  مـی‌آفریند  و  فرمان  می‌راند.

این  نوای  نیرومند  ژرفی  است ‌که  دربارۀ  عبودیّت  و  بندگی  همۀ  هستی  در  برابر  آفریدگار  خود  سر  داده  می‌شود  و  هماهنگي  شگرفی  را  سـاز  مـی‌کند.  نوا  و  هماهنگی  شگفتی ‌که  سرباز  زدن  مستكبرانۀ  انسـان  از  این  عبودیّت  و  بندگی،  در  سراسـر  جـهان  هستی  چیز  بیگانه  و  ناجوری  است‌،  و  آن ‌کس‌ که  سرباز  می‌زند  و  از  همۀ  موجودات  هستی ‌کناره‌گیری  مـی‌کند  و  به  راه  آنها  نمی‌رود،  نافرمانبردار  و  زشترو  در  دائرۀ  وجود  است‌.

در  سایۀ  این  صحنه‌ها،  و  در  رویاروئی  با  این  آهنگ  و  نوا،  خدا  ایشان  را  فریاد  مي‌دارد که‌:

(ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً إِنَّهُ لاَيُحِبُّ الْمُعْتَدينَ. وَلاَ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفاً وَطَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ).

پروردگار  خود  را  فروتنانه  و  پنهانی  به  کمک  خوانید  (‌و  در  دعا  با  بلند  گرداندن  صدا  یا  درخواست  چیز  ناروا  از  حدّ  اعتدال  تجاوز  مکنید  کـه‌)  او  تجاوزکاران  را  دوست  نمی‌دارد.  در زمین  بعد  از  اصلاح  آن  (‌توسّط  خدا  یا  بر  دست  انبیاء  علی‌الخصوص  مـحمّد  مصطفی‌)  فسـاد  و  تباهی  مکنید  و  خدا  را  بیمناکانه  و  امیدوارانه  بـه  فـریاد  خوانید،  (‌بیـم  از  عدم  پذیرش‌،  و  امید  به  رحمتش‌)‌.  بی‏گمان  رحمت  یزدان  به  نیکوکاران  نزدیک  است‌.  (‌پس  نیکوکار  باشید  تا  دعای  شما  پذیرفته  گردد  و  رحمت  خدا  شـامل  شما  شود).

بی‏شائبه  از کفر  و  شرک  خدا  را  پرستیدن‌،  و  او  را  طاعت  و  عبادت  خالصانه ‌کردن‌،  و  اظـهار  عبودیّت  و  بندگی  انسان  در  برابر  یزدان‌،  جز  فـرع  و  شـاخه‌ای  از  تسلیم  سراسر  هستی  در  برابر  سـلطه  و  قـدرت  آفریدگار،  و  اظهار  عبودیّت  و  بندگي جمـلگی ‌کائنات  در  مقابل  شوکت  و  عظمت  پروردگار  نیست  ...  این  الهامی  است  که  برنامۀ  قرآنی  در  صدد  بیان  آن  و  ژرفا  بخشیدن  بدان  در  دل  انسان  است  ...  هر  دلی  یا  هر  خردی‌ که  هو‌شیار  و  آگاه‌،  به  این  هستی  و  قوانین  نـهفته  در  آن  بنگرد،  و  ظواهر  جهان  را  ورانداز کند  که  گویای  چـنان  قـوانـین  نهفته‌اند،  قطعًا تأثیری  را  احساس  می‌کند که  سـلطه  و  قدرت  آن  را  نمی‌تواند  برگرداند.  هـمچنین  از  ژرفای  درون  به  لرزه  و  تکـان  درمی‌آید  در  برابر  احسـاس  نیرومندی ‌که  نسبت  به  وجود  خداوندگاری  پیدا  مي‌کند  که  اداره‌کنندۀ  جهان‌،  و  روزی‌رسان  همگان‌،  و  آفریدگار  و  فرمانروای ‌کیهان  است  ...  این  هم  نخستین‌ گام  جهت  برانگيختن  این  دل  -  برای  پذیرش  فرموده‌های  شخص  فراخوان  به  سوی  یزدان‌،  و  تسلیم  شدن  در  برابر  سلطه  و  قدرت  خداوند  سبحان  است‌،  خـداونـدی ‌کـه  سـراسـر  هستی  تسلیم  فرمان  او  و  سر  بر  خط  دستور  او  است  و  از  فرمان  و  دستورش‌ کناره‌گیری  نمی‌کند  و  سربرنمی‌تابد.  بدین  خاطر،  برنامۀ  قرآنی‌، ‌گسترۀ  این  هستی  را  به  عنوان  نخستین  جولانگاه  جلوه‌گری  حقّی  الوهیّت‌،  و  بندگی  انسانها  در  ب