ندید  (‌و  از  زبان  خدا  چیزهائی  میگوئید  و  مـی‌کنید  که  خدا  بدانها  دستور  نداده  است‌؟‌)‌.  آیا  گمان  کسانی  که  بر  خدا  دروغ  می‌بندند،  دربارۀ  (‌چیزهائی  کـه‌)  در  روز  قـیامت  رخ  مـی‌دهد  چیست‌؟  (‌آیـا  گمان  مـی‌برند  کـه  بازخواسـتی  در  مـیان  نیست؟  یـا  ایـن  کـه  کـیفر  داده  نمی‌شوند؟  و  یا  این  که  اندکی  عذ‌اب  می‌بینند؟‌)‌.  خداوند  دارای  لطف  و  مرحمت  (‌فراوان‌)  نسبت  به  مردمان  است  و لیکـن  بـیشتر  آنـان  سپاسگزاری  نمی‌کنند  (‌و  بلکه  ناسپاسی  می‏‎کنند  و  بر  خدا  دروغ  می‌بندند)‌.

بگو:  در  رزق  و  روزی  خدا که  آن  را  بر  شما  نازل ‌کرده  است  چه  می‏‎بینید؟  -‌ هر  چیز  هم  از  سوی  خدای  والامقام  برای  انسانها  نازل  گردد،  از  آن  مقام  والا  نازل  گردیده  است  - ‌چه  چیز  می‌بینید  در  این  رزق  و  روزی‌ای‌ که  به  شما  بخشیده  است‌،  تا  برابر  اجازه  و  شـریعت  او  در  آن  دخل  و  تصرّف‌ کنید؟  امّا  شما  از  پیش  خودتان  و  بدون  ا‌جازه  دادن  خدا  به  شما،  انـواعی  از  ارزاق  را  حـرام  می‌کنید  و  انواعی  از  آنها  را  حلال  می‌سازید،  در  حالی  که  حــرام  کـردن  و  حـلال  کـردن  قـانونگذاری  است  و  قانونگذاری  حاکمیّت  است  و  حاکمیّت  ربـوبیّت  است‌.  شما  هم  این  ربوبیّت  را  خودسرانه  به  دست  می‌گیرید:

(قُلْ: آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ؟ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ ؟)(٥٩) 

بگو:  آیا  خدا  به  شما  اجازه  داده  است  (‌که  از  پپش  خود  چنین  کنید)  یا  این  که  بر  خدا  دروغ  می‌بندید  (‌و  از  زبــان  خدا  چیزهائی  را  میگوئید  و  مــی‌کنید  کـه  خدا  بـدانها  دستور  نداده  است‌؟‌)‌.

این  مسأله‌ای  است ‌که  ذکر  آن  در  قرآن  مجید  تکـرار  می‌شود،  و  گاه  گاهی  جاهلیّت  با  آن  رویاروی  می شود.  چرا که  مسألۀ  بزرگی  است  و  پس  از گواهی  لا اله ‌الّا الله ‌  قرار  دارد.  این  مسأله  در  حالت  پیاده  شدن  واقعی  هم  همان  مسألۀ  مهم‌ّ در  زندگی  است‌.

اعتراف  به  این ‌که  خدا  رازق  و  روزی‌رسان  است‌،  قطعاً  این  را  به  دنبال  دارد که  یزدان  خداوندگار  معبود  است‌،  و  یزدان  است  که  حاکم  بر  همۀ  امـور  مـردمان  است‌...  از  جمله  این  امور،  همین  ارزاق  و  روزیهائی  است ‌که  خدا  آنها  را  به  انسانها  داده  است‌.  این  ارزاق  و  روزیها  نـیز  شامل  همۀ  چیزهائی  است‌ که  خدا  آنـان  را  بدیشان  از  آسمان  و  زمین  عطاء  می‌کند...  جاهلیان  عرب  به  وجود  خداوند  سـبحان  اعـتراف  مـی‌کردند  و  او  را  آفـریدگار  روزی‌رسـان  می‌دانستند  -  همان ‌گونه  که  امروزه  مردمانی  که  خویشتن  را  «‌مسـلمان‌«  می‌نامند  بدین  معترف  هستند.  امّا  با  وجود  این  اعتراف ‌کار  حلال‌ کردن  و  حرام  نمودن  را  برای  خود  در  چیزهائی ‌که  خدا  بدیشان  داده  است  درست  می‌دانند.  جاهلیان  عرب  با  وجود  این  اعتراف‌،‌ کار  حرام  نمودن  و  حلال‌ کردن  چیزهائی  را کـه  خـدا  بدیشان  داده  بود  وظیفۀ  خـود  می‌دانسـتند  -  همان‌ گونه ‌که  امروزه  کسـانی‌ که  خود  را  «‌مسـلمان‌«  می‌نامند  کار  حلال  کردن  و  حرام  نمودن  را  از آن  خود  می‌دانند  - ‌این  قرآن  چنین  تناقضی  را  بدیشان‌ گوشزد  می‌کند،  تناقض  میان  اعتراف  ایشان  به  وجـود  خدا  و  آفریننده  و  روزی‌رسان  بودن  او،  و  میان  چیزی ‌کـه  در  زندگی  درپیش  می‌گیرند.  مثلاً  ربوبیّت  را  برای  غیرخدا  درست  می‌دانند،  ربوبیّتی  که  در  قانونگذاری  جلوه‌گـر  است  و گروهی  از  آنان  قانونگذاری  می‌کنند!  این  هـم  تناقض  آشکاری  است  و  داغ  شرک  بر  پـیشانی  آنـان  می‌زند،  همان ‌گونه‌ که  داغ  شـرک  را  بر  پـیشانی  همۀ  کسانی  می‌زند که  امروز  و  فردا  و  تا  آخر  دنیا  مرتکب  همچون  تناقضی  می‌شوند،  هر چند  هم  نامها  و  تابلوها  و  پلاکارتها گوناگون  و  جوراجور  باشد.  چه  اسلام  حقیقت  واقعی  و  عملی  است‌،  نه  فقط  عنوان  و  نام  و  نشان‌! 

 عربهای  دوران  جاهلیّت  گمان  می‏‎برند  -  همانگونه  کـه  امروزه  مردمانی  که  خویشتن  را  «‌مسـلمان‌«  می‌نامند  گمان  می‏‎برند  -‌ کار  حلال ‌کردن  و  حرام  نمودنی  را که انجام  می‌دهند  خدا  ایشان  را  به  چنین  چیزی  اجازه  داده  است‌.  یا  به  تحلیل  و  تحریمی‌ که  می‌کردند  شریعت  خدا  می‌گفتند!  در  سورۀ  انعام  این  ادّعای  ایشان  ذکر  شـده  است‌،  ادّعای  این  که  اگر  ایـن  را  حـلال  و  آن  را  حـرام  می‌کنند،  مورد  پسند  خدا  است  و  شریعت  خدا  به  حساب  می‌آید...  این  مطلب  در  این  فرمودۀ  خداونـد  بزرگوار  آمده  است‌:

 (وقالوا هذه أنعام وحرث حجر لا يطعمها إلا من نشاء - بزعمهم - وأنعام حرمت ظهورها , وأنعام لا يذكرون اسم اللّه عليها افتراء عليه . سيجزيهم بما كانوا يفترون). 

و  (‌از  جملۀ  خرافات  ایشان  این  است  که‌)  مـی‌گويند:  ایـن  (‌قسمت  از)  چهارپایان  و  کشت  و  زرع  ممنوع  است  (‌و  مخصوص  بتها  می‌باشد)  و  جز  کسانی  (‌از  خدمتکاران  اصنامی‌)  که  ما  بخواهیم  از  آن  نمی‌خورند،  و  این  (‌قاعدۀ  ناروا  ساختۀ  آنان  و  نـاشی  از)  گـمان  ایشـان  است  (‌نـه  نــاشی  از  فرمان  یـزدان‌،  و  هـمچنین  مـی‌گفتند:  ایـنها)  حیواناتی  هستند  که  سوار  شدن  بر  آنـها  حرام  است  و  (‌کسی  نباید  سوار  آنها  شود.  و  اینها)  حیواناتی  هسـتند  که  به  هنگام  ذبح  نام  خدا  را  بر  آنها  نمی‌رانـند  (‌بلکه  نـام  بتان  را  بر  آنها  می‌رانند  و  این  را  دستور  خدا  می دانند  و)  بر  خدا  دروغ  می‌بندند.  هر چه  زودتر  کیفر  افتراها‌ی  آنان  را  خواهیم  داد.

آنــان  مـی‌گفتند:  خدا  ایـن  را  مـی‌خواهـد،و  آن  را  نمی‌خواهد...  بر  خدا  دروغ  می‌بندند...  امروزه  هم  کسانی  هستند که  خویشتن  را  «‌مسـلمان‌«  مـی‌نامند  و  خـودسرانـه  قـانونگذاری  مـی‌کنند  و  مـی‌گویند‌:  ایـن  شریعت  خدا  است‌!

یزدان  جهان  در  اینجا  ایشان  را  به  افتراء  نمودن  و  دروغ  بستن  نسبت  می‌دهد  و  مفتری  و  دروغ‌پرداز  می‌نامد.  سپس  از  ایشان  می‌پرسد  روز  قیامت  گـمانتان  دربـارۀ  خدا  چیست ‌که  در  حقّ  شما  چه‌ کار  بکند،  در  حالی که  در  دنیا  از  زبان  او  دروغ  گفته‌اید  و  افتراء  نموده‌اید:

(وَمَا ظَنُّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ؟).

آیا  گمان  کسـانی  که  بـر  خـدا  دروغ  مـی‌بندند،  دربـارۀ  (‌چیزهائی  که‌)  در  روز  قیامت  رخ  می‌دهد  چیست‌؟  (‌آیـا  گمان  می‌برند  که  بازخواستی  در  میان  نیست‌؟  یا  این  که  کـیفر  داده  نــمی‌شوند؟  و  یــا  ایـن  کــه  انـدکی  عذاب  می‌بینند؟‌)‌.  

خدا  فضل  و  لطف  بسیاری  به  مردمان‌ کرده  است‌.  رزق  و  روزی  مادی  را  به  خاطر  ایشان  در  این  جهان  به  ودیعت  نهاده  است‌،  و  در  آنان  نیز  قدرت  به  ودیـعت  گذاشته  است  تا  سرچشمه‌های  رزق  و  روزی  را  بشناسند،  و  بـا  قوانینی  آشنا  شوند  که  بر  ایـن  سـرچشـمه‌ها  فـرمانروا  است