ّیّت  و  آزادگی  فـرامـی‌برد  و  نائل  می‌گردانید.

به  دنبال  این  حرّیّت  و  آزادی‌،  ا‌رزاق  مادی  و  رفاه  مادی  و  قـدرت  مادی  درمی‌رسید  و  ارمغان  می‌گردید.  همان ‌گونه‌ که  در  تاریخ  آن  دستۀ  مسلمان  تحقّق  پیدا کرد،  بدان  هنگام  که  جـاهلیّتهای  پـیرامون  خـود  را  جـارو  می‌زدند،  و  زمام  سلطه  و  قدرت  را  در  زمین  بـه  دست  می‌گرفتند،  و  انسانها  را  به  سوی  خدا  رهنمود  می‌کردند  و  می‌بردند،  تا  انسانها  همراه  با  ایشـان  از  فضل  خدا  بهره‌مند  شوند.

کسانی ‌که  بر  ارزشهای  مادی‌،  و  بر  تولیدات  مادی  تکیه  می‌کنند،  و  این  ارزش  بزرگ  بنیادین  را  نادیده  می‌گیرند  و  از  آن  صرف  نظر  مـی‌کنند،  آنـان  دشـمنان  بشریّت  هستند  و  نمی‌خواهند  بشریّت  از  سطح  حیوان  فراتر  رود  و  بر  مطالب  حیوان  اوج‌ گیرد.

همچون  مردمانی  دعوت  نظیف  و  فراخوانـی  پـاکـی  ندارند.  آنان  در  پشت  سر  دعوت  و  فراخوانی ‌کـثیف  و  پلیدشان  هـدف  اهـریمنانه  دارنـد!  آنـان  مـی‌خواهـند  ارزشهای  ایمانی  را  نابود کنند،  و  بر  عقیده‌ای  بتازند  و  کارش  را  یکسره  سازند  که  دلهـای  انسـانها  را  آویـزۀ  مطالبی  والاتر  از  خواستهای  حیوان  می‌گردانـد،  بدون  این  که  نیازمندیهای  زندگی  ایشان  را  نادیده  بگـیرد،  و  برای  انسانها  مقاصد  عالی  و  مطالب  بنیادین  دیگری  در  کنار  خوراک  و  مسکن  و  جنس  دارد،  خوراک  و  مسکن  و  جنسی‌ که  حیوان  تنها  در  حدود  آنها  می‌ماند  و  بدانها  بسنده  می‌کند.

ایـن  فـریادهائی  کـه  پـیاپی  بـرای  بزرگ  جـلوه  دادن  ارزشهای  مادی  و  تولیدات  مادی  سر  داده  می‌شود،  به  گونه‌ای ‌که  سرگرم  شدن  بدان  فریادها  بر  سراسر  زندگی  و  اندیشه‌ها  و  جهان‌بینیهای  مردمان  چیره‌ گردد  و  بچربد،  و  به‌ گونه‌ای ‌که  مردمان  به  آدم ‌آهنیهائی  تبدیل  شوند که  به  دنـبال  هـمچون  ارزشـهائی  زبـان  بـیرون ‌کشـند  و  نــفس‌ زنان  بــروند  و  بـدوند،  و  آنـها  را  بزرگ‌ترین  ارزشهای  زنـدگی  بشـمارند،  و  در  طوفان  فریادهای  پیاپی‌:  تولید...  تولید...  تولید...  همۀ  ارزشهای  روحی  و  اخلاقی  فراموش‌ گردد،  و  زیر  پای  تولیدات  مادی  له  و  په  گشته‌،  و  در  راه  تولیدات  مادی  فدا  و  قربان  شـود...  این  فریادها  پاک  و  سالم  نیستند،  بلکه  نقشه  و  طرحـی  است ‌که  کشیده  و  تهیّه  دیده  شده  است  بـرای  نصب  و  علم‌ کرد‌ن  بتهائی ‌که  به  جـای  بتهای  جـاهلیّت  پـیشین  پرستیده  شـوند،  و  آقـائی  و  سـروری  فـرازمندانـه  و  قلدرانه‌ای  بر  همۀ  ارزشها  داشته  باشند!

هنگامی‌ که  تولید  مـادی  بـتی  شـد،  بـتی‌ کـه  مردمان  پیرامون  آن  به  تکاپو  و  جست  و  خیز  بپردازند،  و  آن  را  بسان  بتها  طواف ‌کنند  و  بدان  قداست  دهند،  مسلّماً  همۀ  ارزشها  و  اعتبارهای  دیگر  در  راه  آن  لگدکوب،  و  له  و  لورده  می‌شود،  و  اخلاق‌،  خانواده‌،  ناموس‌،  تضمینهای  اجتماعی‌،  تعهّدات‌،  و  ...  همه  و  همه  بی‌ارج  و  حـرمت  می‌گردد.  همۀ  اینها  وقتی  کـه  با  فـرآورده‌هـا،‌،  تـولید  تعارض  پیدا كند  باید که  زیر  پا  له  و  په  شود!  گر  این‌،  خداگونه  و  بت  نباشد،  پس  خداگونگان  و  بتها  كد‌امند؟‌!  لازم  نیست‌ که  بت  فقط  سنگی  یا  تخته  و  چوبی  باشد.  بلکه  بت  گاهی  ارزشی‌،  اعتباری‌،  تابلو  و  پلاکارتی‌،  و  لقبی  و  شهرتی  است‌!

ارزش  والا  واجب  است  برای  فضل  و  رحمت  خدا  بماند،  و  بهای  بالا  را  باید  به  فضل  و  رحمتی  داد که  در  هدایت  خدا  جلوه‌گر  و  مجسّم  هستند،  هدایتی ‌که  سینه‌ها  را  شفا  و  بهبودی  می‌دهد،  و  مردمان  را  آزاد  و  آزاده  می‌سازد،  و  ارزشهای  انسانیّت  را  در  انسان  منزلت  و  مكانت  و  ارج  و  حرمت  می‌بخشد.  در  سایۀ  همچون  ارزش  والائی  است ‌که  می‌توان  از  روزی  و  رزق  خدا  اسـتفاده‌ کرد،  روزی  و  رزقی‌ که  خدا  آن  را  در  زمین  به  انسانها  عطاء  فرموده  است‌،  و  از  صنعتی ‌کردن  بهره  جست‌،  صـنعتی  کردنی  که  تولیدات  مادی  را  فراوان  می‌کند،  و  از  رفـاه  مادی  سود  برد،  رفـاهی‌ کـه  از  شـدّت  رنـج  و  زحـمت  می‌کاهد،  و  از  ساير  ارزشهائی  استفاده  نمود که  جاهلیّت‌،  پیرامون  آنها  در  زمین  طبلها  را  به  صدا  درمی‌آو‌رد!  

بدون  وجود  این  ارزش  والا  و  سیادت  و  فرمانروائی  آن‌،  ارزاق  و  رفاه  مادی  و  تولیدات‌،  نفرینی  مـی‌گردند  کـه  انسانها  بدان  بدبخت  می‌شوند.  چون  در  این  صـورت‌،  همۀ  این  نعمتها  در  راه  بالا  بردن  ارزشهای  حـیوانـی  و  مادی  به‌ کار گرفته  می‌شوند،  و  ارزشـهای  انسـانی  آسمانی  فدای  ارزشهای  حیوانی  و  مادی  می‌گردند.  

خداوند  راست  فرموده  است‌:

(يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ (٥٧) قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ) (٥٨)

ای  مردمان‌!  از  سوی  پروردگارتان  برای  شما  انـدرزی  (‌جهت  رهنمود  زندگی‌)  و  درمـانی  برای  چیزهائی  که  در  سـینه‌ها  است  (‌هـمچون  کـفر  و  نـفاق  و  کـینه  و  سـتم  و  دشمنی  با  حقّ  و  حقیقت‌)  آمده  است  (‌که  قرآن  نام  دارد)  و  هدایت  و  رحمت  برای  مؤمنان  است‌.  بگو:  بـه  فضل  و  رحمت  خدا  -‌ به  همین  (‌نه  چیز  دیگـری‌)  -‌ بـاید  مـردمان  شادمان  شوند.  این  بهتر  از  چیزهائی  است  که  (‌از  حطام  دنیا)  گرد  می‌آورند  (‌و  روی  همدیگر  می‌گذارند)‌.  

*در  پرتو  سخن  از  فضل  و  رحمت  خدا که  جلوه‌گر  و  مجسّم  در  چیزی  است  که  از  سوی  یزدان  برای  مردمان  نازل  گردیده  است‌،  از  قبیل‌:  پند  و  اندرز  و  رهـنمود  و  رهنمون‌،  و  بهبودی  و  شفای  بیماریهائی  که  در  سـینه‌ها  است‌،  روند  قرآنی  به  جاهلیّت  می‌پردازد،  جاهلیّتی ‌که  به  زندگی  عملی  خود  سرگرم  است‌،  زندگی  نه  برابر  چیزی  که  از  سوی  خدا  آمده  است‌،  بلکه  زندگی  برابر  هواها  و  هوسهای  انسانها،  و  موافق  با  تعدّی  ایشان  به  ویژگیهای  یزدان  سبحان‌،  و  طبق  دست  یازیدن  آنان  به  کار  حلال  کردن  و  حرام  نمودن  روزیها  و  ارزاقی‌ که  خدا  بدیشان  داده  است‌:

(قُلْ أَرَأَيْتُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ لَكُمْ مِنْ رِزْقٍ فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَرَامًا وَحَلالا قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ (٥٩) وَمَا ظَنُّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَشْكُرُونَ) (٦٠)

بگو:  به  من  بگوئید:  آیا  چیزهائی  را  که  خدا  بـرای  شما  آفریده  و  روزی  شما  کرده  است  و  (‌خودسرانه‌)  بخشی  از  آنها  را  حلال  نموده‌اید  بگو:  آیا  خدا  به  شما  اجازه  داده  است  (‌که  از  پیش  خود  چنین  کنید)  یا  این  که  بر  خدا  دروغ  مـی‌