در  ابعاد  و  آفاق  و  اعماق  و  سطوح  مـی‌شود...  در  صـورتی  کـه  جهان‌بینیهای  کسانی  که  به  اخرت  ایمان  ندارند  نسـبت  به‌ کیهان  و  هستی  انسان‌،  ضعیف  و  ناچیز  می‌گردد.  آنان  خویشتن  را،  و  جهان‌بینیهای  خویشتن  را،  و  ارزشـها  و  معیارهای  خویش  را  و  تلاشها  و كو‌ششهای  خود  را  در  آن  سوراخ  تنگ  و کوچک  و  ناچیز  زندگی  دنیوی ‌گرد  می آورند!

با  توجّه  بدین  اختلاف  در  جهان‌بینی  است ‌که  اختلاف  در  ارزشها  و  معیارها،  و  اختلاف  در  قوانین  و  مقرّرات  آغاز  می‌گردد.  همچنین  روشن  می‌شود کـه  چـرا  ایـن  آئین‌،  برنامۀ ‌کامل  و  همآهنگ  زنـدگی  است‌.  از  دیگر  سـو  ارزش  زندگی  آخرت  در  ساختار  این  آئین‌،  چه  از  نظر  جهان‌بینی  و  اعتقادی‌،  و  چه  از  لحاظ  اخلاق  و  رفتار،  و  چه  از  دیدگاه  قانون  و  نظام  حکـومتی‌،  پـیدا  و  هویدا  می‌گردد.

انسانی‌ که  در  این‌ گسترۀ  باز  و  فراخ  و  طولانی  و  ممتدّ  زمان  و  مکان  و  جهانهای  نامحدود  و  نوعهای  خارج  از  تصوّر،  زندگی  می کند،  با  انسانی  فرق  بسیاری  دارد که  در  آن  سوراخ  تنگ  زندگی  سپری  می‌کند،  و  با  دیگران  بر  سر  این  سوراخ  تنگ  می‌جنگد،  بدون  این ‌که  در  برابر  چیزی‌ که  از  دست  او  برود  چشم  به  راه  عوضی  باشد،  و  منتظر  پاداشی  باشد که  او  انجام  می‌دهد  یـا  در  حقّ  او  انجام  می‌پذیرد...  امید  او  تنها  محدود  به  این  کرۀ  زمین  است  و  چشم  براه  دریافت  سزا  و  جزا  از  مردمان  خـاک  نشین  و  بس!همچنین  قالب  سخن  الهی  در  این  قرآن  آشکار  و  نمایان  است  در  شیوۀ  استدلال  قرآنی  با  چیزها  و  رخدادهائی ‌که  برانگیزنده‌اند  و  در  ظاهر کوچک  جلوه‌گر  می‌آیند،  امـا  در حقیقت  بزرگ ‌و  سترگ  هستند  و با  موضوع  بزرگ  و  سترگ  تناسب  دارند که  مورد  استدلال  قرار  می‌گیرد...  همان ‌گونه  که  در  این  فرموده‌های  خداوند  بزرگوار  پیدا  است:

(نحن خلقناكم فلولا تصدقون ! أفرأيتم ما تمنون ? أأنتم تخلقونه أم نحن الخالقون ? نحن قدرنا بينكمالموت وما نحن بمسبوقين . على أن نبدل أمثالكم وننشئكم فيما لا تعلمون . ولقد علمتم النشأة الأولى , فلولا تذكرون !) .

مـا  شـما  را  (‌از  نیستی  بـه  هسـتی  آورده‌ایـم  و)  خلقت  بخشیده‌ایم‌،  پس  چرا  (‌آفرینش  دوبارۀ  خود  را  از  خاک‌)  نباید  تصدیق  و  باور  کنید؟  آیا  دربارۀ  نطفه‌ای  که  (‌بـه  رحم  زنان‌)  می‌جهانید،  اندیشیده‌اید  و  دقّت  کرده‌اید؟  آیا  شما  آن  را  مـی‌آفرینید،  یــا  مـا  آن  را  مـی‌آفرینیم‌؟  مـا  در  میان  شما  مرگ  را  مقدّر  و  معیّن  ساخته‌ایم‌،  و  هرگز  بـر  ما  پیشی  گرفته  نمی‌شود  (‌و کسی  بر  ما  چیره  نمی‏گردد  و  از  دست  ما  به  در  نمی‌رود)‌.  هدف  (‌از  قانون  مرگ‌)  این  است  که  گروهی  از  شما  را  ببریم  و  گروه  دیگری  را  جای  آنــان  بـیاوریم‌،  و  (‌سـرانـجام‌)  شـما  را  در  جـهانی  کـه  نمی‌دانـید  آفرینش  تـازه  ببخشیم‌.  شـما  که  پیدایش نخستین  (‌این  جهان  را  دیده‌اید،  و  آن  را  لمس  و  اوضـاع  آن  را)  دانسـته‌ایـد،  پس  چـرا  یــادآور  نـمی‌گردید  (‌و  آفرینش  جهان  دیگر  را  بـر  آفرینش  ایـن  جـهان  قیاس  نمی‌کنید؟‌)‌.(واقعه/57-62)  

(أفرأيتم الماء الذي تشربون ? أأنتم أنزلتموه من المزن أم نحن المنزلون ? لو نشاء جعلناه أجاجاً , فلولا تشكرون !) .

آیا  هیچ  دربارۀ  آبی  که  می‌نوشید  اندیشیده‌اید؟  آیا  شما  آب  را  از  ابر  پائین  می‌آورید،  یا  ما  آن  را  فرود  می‌آوریم‌؟  اگر  ما  بخواهیم  این  آب  (‌شیرین  و  گوارا)  را  تلخ  و  شور  می‌گردانیم‌.  پس  چرا  نباید  سپاسگزاری  کنيد؟‌.(واقعه/68-70)

(أفرأيتم النار التي تورون ? أأنتم أنشأتم شجرتها أم نحن المنشئون ? نحن جعلناها تذكرة ومتاعاً للمقوين . فسبح باسم ربك العظيم). 

آیا  هیچ  دربارۀ  آتشی  که  برمی‌افروزید،  اندیشیده‌ایـد؟  آیا  شما،  در  آغاز  این  آتش  را  پدیدار  کرده‌اید،  یا  این  که  ما  پدیدآورندگان  آن  هستیم‌؟  ما  آن  را  وسیلۀ  یاد‌آوری  (‌قدرت  خدا)  و  وسیلۀ  زندگی  اقویاء  و  فقراء  نـموده‌ایـم‌.  حال  که  چنین  است‌،  نام  پروردگار  بزرگوار  خود  را  ورد  زبان  ساز  (‌و  سپاسگزار  نعمتهای  فراوان  او  باش  و  بـه  ستایش  وی  بپرداز)‌.(‌واقعه / 71-74‌)

  این  قرآن  از  چیزهائی  که  مردمان  بدان  عادت  گرفته‌اند،  و  از  رخدادهائی  که  برایشان  تکـرار  مـی‌شود،  مسائل  جهانی  بزرگی  را  می‌سازد،  و  در  آنها  از  قوانـین  الهی  موجود  در گسترۀ  هستی  پرده  برمی‌دارد،  و  در  پرتو  آنها  عقیدۀ  سترگی  و  جهان‌بینی  کاملی  را  برای  ایـن  دسـتی  پدید  می‌آورد.  همچنین  از  آنها  برنامه‌ای  برای  نگرش  و  اندیشه‌،  و  زندگی‌ای  برای  جانها  و  دلها،  و  بیداری‌ای  در  ذهنها  و  شعورها  پدید  می‌آورد،  بیداری‌ای  دربارۀ  نماها  و  نمادهای  این  هستی‌ای‌ که  بامدادان  و  شامگاهان  و  هر  دم  و  آن  به  مردمان  می‌نگرد  و  آنان  از  آن  غافل  هستند،  و  بــیداری‌ای  دربـارۀ  وجـود  خودشان  و  عـجا‌ئب  و  خوارقی  که  در  وجودشان  می‌گذرد.

قرآن  مردمان  را  به  رخدادهای  خارق‌العاده‌ای  که  به  نـدرت  پـیش  مـی‌آید،  و  بـه  مـعجزه‌های  ویـژۀ  قـابل  شمارش‌،  وانـمی‌گذارد  و  نـمی‌سپارد.  هـمچنین  قـرآن  مردمان  را  مکلّف  نمی‌سازد  و  وادار  نمی‌گرداند  به  این  که  به  دنبال  خوارق  و  معجزات  و  نشـانه‌ها  و  دلائـلی  بروند  که  دور  از  خودشان‌،  و  فراتر  از  عادات  و  اعـمال  زندگیشان‌،  و  بـالاتر  از  ظواهر  جهانی  نـزدیک  به  خودشان  و  چیزهائی  باشد کـه  بـرای  آنـان  معروف  و  مشهور  است‌...  قرآن  مردمان  را  به  مـیان  فـلسفه‌های  پیچیده‌،  یا  مشکلات  دشوار  عقلانی‌،  و  یـا  آزمـونهای  علمی‌ای  نمی‌کشاند که  هر کسی  بدانها  توان  دسترسی  و  قدرت  دستیابی  ندارد...  تا  بـدین  وسـیله  عـقیده‌ای  در  اندرونشان  پدید  آورد،  و  جهان‌بینی‌ای  دربارۀ  جهان  و  زندگی  بدیشان  بخشد که  بر  همچون  عقیده‌ای  استوار  و  پایدار  باشد.

خودشان  ساختار  یزدانند.  ظواهر  جهان  پیرامـونشان  از  نوآوریهای  قدرت  یزدان  ا‌ست‌.  معجزه  در  هــر  چـیزی  نهفته  است‌ که  دست  خدا  آن  را  از  نـیستی  به  هستی  آورده  است‌.  این  قرآن  هم  قرآن  خدا  است‌،  بدین  خاطر  است  که  یزدان  مردمان  را  به  سوی  معجزاتی  می‌خواند  که  نـهان  در  خـودشان  است‌،  و  پـراکـنده  در  جـهان  پیرامونشان  است‌.  ایشان  را  به  سوی  خوارقی  می‌خواند  که  معروف  و  مشـهور  برای  خـودشان  است‌.  آنـها  را  می‌بینند  و  حقیقت  اعـجاز  نـهفته  در  آنـها  را  احساس  نمی‌کنند.  زیرا  آنان  بر اثر  طول  الفت  بـدانـها  از  مـوارد  اعجاز  نهفته  در  آنها  غافل  گردیده‌اند.  یزدان  ایشان  را  به  سوی  آنها  می‌خواند  تا  چشمهایشان  را  به  سـوی  آنـها  بگشاید،  و  چشمانشان  راز  بزرگ  نهان  در  آنها  را  ببیند  و  بدان  پی  ببرد،  راز  قدرت  افریدگ