ه  شده  است‌.  ناگهان  خويشتن  را  در  برابر  چـیزهای  فـراوان  سـرسام‌ آوری  می بیند،  و  حرکتها،  حجمها،  شکلها،  سیماها،  معنیها،  قواره‌ها  و  غیره  در  جلو  چشمانش  رژه  می‌روند،  بدان  اندازه  که  نیروی  خیال  در  وراندازی  آنها  درمی‌مانند  و  حتماً  نمی ‌توانند  پیجوئی  و  سرشماری‌ کنند!

چـه  چـیزهائی‌ که  در  همین  یک  لحظه  به  زمین  فرو می‌روند؟  چه  چیزهائی‌ که  در  همین  یک  لحـظه  از  زمین  بیرون  می‌آیند؟  چه  چیزهائی ‌که  در  همین  یک  لحظه  از  آسـمـان  پائین  می‌آیند؟  چـه  چیزهائی  که  در  همین  یک  لحظه  به  سوی  آسمان  بالا  می‌روند؟

چه  چیزها که به  زمین  فرومی‌رود؟  چه  اندازه  دانه‌هائی  که  در  اطراف  و اکناف  زمین  پنهان  می‌شود  یا  پنهان ‌کرده  می‌شود؟  چه  اندازه‌ کرمها  و  حشره‌ها  و  پشّه‌ها  و  مگسها  و  خزنده‌هائی‌ که  در  نواحی  فراخ  زمین  به  زمـین  فرومی‌روند؟  چه  اندازه  قطره‌های  آبها  و  ذرّه‌های ‌گازها  و  پرتوهای  برقها  در  اطراف  و  اکناف  وسیع  زمـین  بـه  زمین  می‌روند  و  آمیزۀ  آن  می‌شوند؟  چه  اندازه  و  چه  مقدار  چیزهائی‌ که  به  زمین  داخل  مـی‌شوند،  در  حالی  چشم  بیدار  خدا  ایشان  را  می‌پاید؟‌!

چه  چیزهای  زیادی ‌که  از  زمین  بیرون  می‌آید؟  چه  اندازه  گیاهانی  که  برمی‌دمند؟  چقدر  چشـمه‌هائی  که  بـــر می‌جوشند  و  فـوران  مـی‌کنند؟  چه  انـدازه  آتشفشانیهائی‌ که  منفجر  می‌شوند  و  بیرون  می‌جهند؟  چه  اندازه  گازهائی  که  بالا  می‌روند؟  چه  انـدازه  نهانیهائی‌ که  آشکار  می‌گردند؟  چه  اندازه  حشره‌هائی‌ که  از  سوراخها  و  لانه‌های  خود  بـیرون  مـی‌آیند؟  و  چه  اندازه  و  چه  مقدار  از  چیزهائی  که  دیده  مـی‌شود،  و  از  چیزهائی ‌که  دیده  نمی‌شود،  و  انسانها  آنها  را  می‌شناسند  یا  می بینند،  و  از  چیزهائی ‌که  انسانها  آنها  را  بـا  وجـود  فراوانی  نمی‌شناسند  یا  نمی‌بینند؟

چه  چیزهائی  که  از  آسمـان  پائین  مـی‌آید؟  چـه  انـدازه  قـطره‌های  بــاران  فــرومی‌ریزد؟  چـه ‌قدر  شـهابها  و  آذرخشهائی‌ که  می‌درخشد  و  دل  فضای  ظلمانی  و  جـو  را  می‌سوزاند  و  بدن  شیاطین  متمرّد  را  سوراخ  سـوراخ  می‌کند؟  چه  اندازه  اشعّه  و  پرتوهای  سـوزانـنده‌ای  کـه  فرود  می‌آید؟  چه  اندازه  نورهای  منّوری؟  چـه  انـدازه  قضا  و  قدری ‌که  مقرّر  و  اجراء  می‌گردد؟  چه  رحـمتهای  فراوانی‌ که  هستی  را  فرا می‌گیرد  و  برخی  از  بندگان  را  دربر  می‌گیرد؟  چه  اندازه  رزقها  و  روزیهائی  که  یزدان  برای  بعضی  از  بندگانش  مقدّر  می‌فرماید  و  بسط  و  توسعه  می‌دهد؟‌..  و  چه  اندازه  و  چه‌ قدر  چـیزهائی  کـه  وجود  دارد  و  جز  خدا کسی  نمی‌تواند  آنها  را  سرشماری  کند؟

چه  اندازه  چیزهائی‌ که  به  سوی  آسمان  بالا  می‌رود؟  چه  اندازه  نفسهائی  که  از گیاهان  و  حـیوانـها  و  انسـانها  و  موجودات  دیگری‌ که  مردمان  با  آنها  آشنائی  ندارند  بالا  می‌رود؟  چه  دعاها  و  لابه‌هائی‌ که  آشکارا  یـا  نـهان  در  پیشگاه  یزدان  می‌شود  و  جز  خدا  در  آن  بالا  بالاها کسی  آنها  را  نمی‌شنود؟

چه  روحهائی‌ که  از  آفـریده‌هائی  کـه  مـی‌شناسیم  و  از  پدیده‌هائی  که  نمی‌شناسیم  می‌میرد  و  برگرفته  می‌شود؟  چه  فرشتگان  زیادی‌ که  به  فرمان  جبرئیل  بالا  می‌روند؟  چه  روحهای  فراوانی‌ که  در  ملکوت  آسمانها  به  پـرواز  درمی‌آیند  و  جز  خدا  كسی  از  آنها  آگاه  نیست‌؟

چه  ذرّات  بخار  فـراوانـی  کـه  از  دریـاها،  و  چـه  ذرّات  بسیاری  که  از گازهای  اجسام  برمی‏خیزد  .و  بالا  می‌رود؟  و  چه  اندازه  و  چه‌ قدر  چیزهائی‌ که  وجود  دارد  و  جز  خدا  کسی  از  وضع  آنها  اطّلاع  ندارد؟‌!

بــلی  چـه  انـدازه  و  چـه ‌قدر  در  یک  لحـظه  صورت  می‌پذیرد؟  مگر  دانش  و  آگاهی  و  شمارش  و  سرشماری  انسانها  نسـبت  بـه  چـیزهائی‌ کـه  در  ایـن  یک  لحـظه  می‌گذرد  تا  به‌ کجا  است‌؟  اگر  انسانها  عمر  دراز  خود  را  صرف  شمارش  و  سرشماری  چیزهائی‌ کنند که  در  همین  یک  لحظه  می‌گذرد  آیا  می‌توانند  از  عـهدۀ  شـمردن  و  سرشماری  کردن  همۀ  آنها  برآیند؟‌..  تنها  این  علم  کامل  و  مطلق  و  دقیق  و  ژرف  و  شگفت  و  شگرف  خدا  است  که  محیط  بر  همه  چیزهائی  است ‌که  در  هر  مکانی  و  در  هــر  زمـانی  بوده  و  خواهـد  بـود  و گـذشته  است  و  می‌گذرد...  هر  دلی  و  هر آنـچه  از  نـیّات  و  خاطره‌ها  و  حرکات  و  سکنات  در  آن  می‌گذرد،  زیر  نظر  و  نـظارت  خدا  است‌،  و  خدا  با  وجود  این‌،  عـیبها  را  مـی‌پوشاند  و  آنها  را  می‌بخشاید:

(وهو الرحيم الغفور).
و  او  مهربان  و  بخشاینده  است‌.

آیۀ  یگانه‌ای  از  قرآن  همچو‌ن  این  آیه  بیانگر  این  است  که  قرآن  سخن  انسان  نیست‌.  چه  این‌ گو‌نه  اندیشۀ  جهانی  به ‌طور  طبيعی  بر  دل  انسان  نمی‌گذرد،  و  هیچ  انگیزه‌ای  در  سرشت  انسان  پدیدار  نمی‌آید که  همچون  تـصوّری  را  بر  صفحۀ  دل  او  نمودار  سازد.  همسان  چنین  پسوده  یگانه‌ای ‌که  بتواند  بر  همۀ  این ‌گستره  احاطه  پیدا کند  و  این  همه  چیز  را  به  تصویر کشد،  آشکارا  ساختار  خدا  در  آن  جلوه‌گر  است  و  خدائـی  آن  را  فرموده  است‌ که  آفریدگار  جهان  و  جهانیان  است‌.  کاملاً  هم  پیدا  است‌ که  ساختارهای  بندگان  با  ساختار  یزدان  سبحان  هـمسان  و  همگون  نخواهد  بود.ترجمه فارسي
تفسير في ظلال القرآن
(الانعام - الحجر)

تأليف: سيدقطب

ترجمه: دكتر مصطفي خرمدل

تهيه در سايت نواراسلام

آدرس سايت:
www.IslamTape.Com

تماس با ما:
IslamTape@Gmail.comهمۀ  این  تلاشها  بدان  خاطر  بود که  خودشان  را  و  دیگران  را  از گوش  فرا  دادن  به  قرآن  بدور  دارند،  و  خود  را  و  سائرین  را  از  تأثیر  قرآن  و  پذیرش  آن‌،  برکنار  نمایند!  این  هـم  تـلاشی  است‌ کـه  در  حـقیقت  برای  نـابو‌دی  خویشتن  می‌ورزیدند،  همانگونه  که  خداوند  سبحان  بیان  می فرمايد :

(وَإِنْ يُهْلِكُونَ إِلا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ!).

 آنان  جز  خویشتن  را  هلاک  نمی‌نمایند  (‌و  تنها  خودشان  زیان  می‌بینند)  ولی  (‌زشتی  عمل  خود  و  فرجام  بد  آن  را) درك نمی كنند.

آیا کسی‌ که  با  خویشتن  می‌رزمد  و  با  دیگران  به  پیـکار  می‌نشیند،  تا  خود  را  و  دیگران  را  از  هدایت  و  صلاح  و  فلاح  در  دنیا  و  آخرت  باز  دارد،  جز  خویشتن  را  هلاک  و نابود می سازد؟

آن‌ کسانی ‌که  تمام  تلاش  و کوشش  خود  را  صرف  این  می‌کنند که  خویش  را  و  مردمان  را  همراه  یا  خویشتن  از  هدایت  یزدان  به  دور  دارند،  واقعاً  بیچاره  و  د‌رمانده‌اند،  هر  چند که  در  جامه‌های  پر  زرق  و  برق  تـوانـمندان  و  قلدران‌،  و  در  لباسهای  فاخر  طـاغوتیان  و گردنکشان  جلوه‌گر  آیند  و  بخرامند)  آنان  بیچاره  و  درمانده‌اند  و  جز  خود  را  در  دنیا  و  آخرت  هلاک  و  نابود  نمی‌سازند،  هر  چند که  در  مدّت  زمانی  چنین  به  نظر  ای