رخی  از  امواج  به  قلّه‌های  بلندتری  از  این  موجها  می‌رسد،  موجهائی‌ که  بیان‌ کردیم‌.  همچنین  جوش  و  خروش  امواج  آن  در  برخی  از  مسیرهائی‌  که  می‌پیماید،  بیش  از  سایر  موارد  دیگر  است  و  دراز  آهنگ‌تر  و  پیچان‌تر  بوده  و  از  غرّش  و  جوشش  بیشتری  برخوردار  است‌...  ولی  مـا  نمی‌توانیم  همۀ  مطالب  سوره  را  در  این  شناسائی ‌کوتاه‌،  مطرح  سازیم  و  عرضه  داریم‌.  قسمتی  ا‌ز  این  مطالب  در  بخش  بعدی  ذکر  می‌گردد.
*سپس  عرضۀ  صحنه‌ها  به  پیش  می‌رود.  ناگهان  خود  را  در  برابر  صحنه‌ای  می‌یابیم ‌که  ملحق  به  صحنۀ  پـیشین  است  ...  بهشتیان  در  سرای  بهشت  خود  آرمیده‌انـد،  و  دوزخیان  نیز  به  سرنوشت  خود  اطمینان  حاصل  کرده‌اند.  بدین  هنگام‌ گروه  نخستین ‌گروه  دوم  را  فریاد  می‌زنند  و  از  ایشان  می‌پرسند  به  چیزی  رسیده‌اند  که  در  دنیا  خدا  بدیشان  وعده  داده  بود:

(وَنَادَى‏ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابَ النَّارِ أَنْ قَدْ وَجَدْنَا مَاوَعَدَنَا رَبُّنَا حَقّاً فَهَلْ وَجَدْتُمْ مَا وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقّاً قَالُوا نَعَمْ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَن لَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ. الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَيَبْغَونَهَا عِوَجاً وَهُم بِالآخِرَةِ كَافِرُونَ).

(‌پس  از  استقرار  بـهشتیان  در  بـهشت‌،  و  دوزخیان  در  دورخ‌)  بهشتیان  دوزخیان  را  صدا  می‌زنند  که  مـا  آنچه  را  پروردگارمان  (‌توسّط  پـیغمبران‌)  بـه  مـا  وعده  داده  بود  همه  را  حقّ  یافته‌ایـم  (‌و  بـه  نـعمت  و  کـرامت  خدای  خود  رسیده‌ایم‌)‌،  آیا  شما  هم  آنچه  را  پـروردگارتان  بـه  شما  وعده  داده  بود  حقّ  یافته‌اید  (‌و  بـه  عقاب  و  عذاب  خدا  گرفتار  آمـده‌ایـد؟‌)‌.  مـی‌گویند:  بـلی‌!  (‌هـمه  را  عین  حقیقت  دیده‌ایم  و  به  عقاب  هولناک  و  عذاب  دردنـاکی  دچار  آمده‌ایم‌.  دریغا  و  فسـوسا!  در  ایـن  هنگام،  مـیان  بهشت  و  دوزخ‌)  ندا  دهنده‌ای  در  میانشان  ندا  درمی‌دهد  که  نفرین  خدا  بر  ستمگران  بـاد!  آن  سـتمگرانـی  که  (‌مردمان  را)  از  راه  خدا  باز  می‌داشـتند،  و  (‌بـر  راسـتای  خداشناسی  سدّها  و  مانعها  ایجاد  می‌کردند،  و  در  دلهای  مردمان  شکها  و  گمانها  می‌انداختند  تا  آنان  را  مـنحرف  سازند  و  بدیشان‌)  راه  خدا  را  کج  و  نادرست  نشان  دهند،  و  آنانی  که  به  آخرت  کفر  می‌ورزیدند  (‌و  به  جهان  دیگر  ایمان  نداشتند).

در  این  پرسش‌،  تمسخر  تلخی  نـهفته  است  ...  مؤمنان  اطمینان  و  ایمان ‌کامل  دارند  به  تـحقّق  وعـید  خدا،  همان‌گونه  که  اعتقاد  و  ایمان  دارند  به  تحقّق  وعدۀ  خدا،  امّا  باز  هم  می‌پرسند!

پاسخ  در  یک ‌کلمه  ذکر  می‌شود:  بلی‌!...

در  اینجا  است  که  پاسخ  پایان  می‌گیرد،  و گـفتگو  تـمام  می‌شود:

(فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَن لَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ. الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَيَبْغَونَهَا عِوَجاً وَهُم بِالآخِرَةِ كَافِرُونَ).

ندا  دهنده‌ای  در  میانشان  ندا  درمی‌دهد  که  نفرین  خدا  بر  ستمگران  باد.  آن  ستمگرانی  که  (‌مردمان  را)  از  راه  خدا  باز  می‌داشـتند،  و  (‌بـر  راسـتای  خداشـناسی  سدّها  و  مانعها  ایجاد  می‌کردند،  و  در  دلهای  مـردمان  شکّ‌‌هـا  و  گمان‌ها  مـی‌انداختند  تـا  آنان  را  مـنحرف  سـازند  و  بدیشان‌)  راه  خدا  را  کج  و  نادرست  نشان  دهند،  و  آنانی  كه  به  آخرت  کفر  می‌ورزیدند  (‌و  به  جهان  دیگر  ایمان  نداشتند).

معنی  «‌ظالمین‌»  مورد  نظر  مشخّص  می‌گردد.  این  واژه  مترادف  با  معنی  «‌کافرین‌»  است‌.  و  آنان  کسانیند  که  مردمان  را  از  راه  خدا  باز  می‌دارنـد  و كژ  راهه  را  می‌خواهند،  کژراهه‌ای  که  راست  و  صـاف  نـباشد.  به  آخرت  نیز  ایمان  ندارند.

در  این  وصف‌:

(وَيَبْغَونَهَا عِوَجاً) 

می‌خواهند  راه  خدا  را  کج  و  نادرست  نشان  دهند.

اشاره  به  حقیقت  چیزی  دارد که  کسـانی  در  صدد  آن  هستند.  کسانی  که  مردمان  را  از  راه  خدا  بازمی‌دارنـد.  آنان  راه‌ کج  و  نادرست  را  می‌خواهند  و  راه  راست  و  درست  را  نمی‌خواهند.  در  پی‌ کجی  و کژی  هستند،  نه  به  دنبال  راستی  و  درستی‌.  چه  راستی  و  درستی  یک  شکل  بیش  ندارد:  شکل  حرکت  در  راه  خدا  و  برنامه  و  شرع  او.  هر  چیزی  جز  این‌،‌ کج  و كژ  است‌،  و کجروی  طلبیدن  و  کژراهه  خواستن  است‌.  این  نوع  طلبیدن  و  خواستن  هم  منتهی  به‌ کفر  و  ناباوری  به  آخرت  می‌گردد.  کسی‌ که  مردمان  را  از  راه  خدا  باز  می‌دارد  و  از  برنامه  و  شرع  او  کناره‌گیری  می‌کند،  قطعاً  به  آخرت  ایـمان  نـدارد،  و  مطمئنّ  نیست ‌که  به  سوی  پروردگارش  برمی‏گردد  ...  این‌،  تصویر  حقیقی  سرشت  كسانی  است‌ که  از  شرعی  جز  شرع  خدا  پیروی  می‌کنند.  تصویری ‌که  حقیقت  درونهای  این  چنین‌ کسانی  را  جلوه‌گر  می‌سازد،  و  آنچه  را که  در  دل  دارند  بگونۀ  راست  و  درست  و  بی‌کم  و  کاست  بیان  می‌نماید.

*

آن‌گاه  چشـم  مـتوجّه  ظـاهر  صـحنه  می‌گردد.  در  آن  برجستگی  و  مانعي  می‌بیند که  بهشت  را  از  دورخ  جدا  کرده  است  و  میان  آن  دو  قرار گرفته  است‌.  بالای  ایـن  برجستگی  و  مانع  اشـخاصی  هسـتند که  بهشتیان  و  دوزخیان  را  از  روی  سیماها  و  نشانه‌هائی ‌که  دارنـد  از  یکدیگر  جدا  و  شناسائی  می‌کنند  ...  پس  بنگریم  و  ببینیم  آنان  چه‌ کسانی  هسـتند  و  چه ‌کاری  با  بهشتیان  و  دوزخیان  دارند:

(وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌ وَعَلَى الْأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلّاً بِسِيَماهُمْ وَنَادَوا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَن سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ. وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاءَ أَصْحَابِ النَّارِ قَالُوا رَبَّنَا لاَتَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ. وَنَادَى‏ أَصْحَابُ الْأَعْرَافِ رِجَالاً يَعْرِفُونَهُم بِسِيَماهُم قَالُوا مَاأَغْنَى‏ عَنْكُمْ جَمْعُكُمْ وَمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ. أَهؤُلاَءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لاَيَنَالُهُمُ اللّهُ بِرَحْمَتِهِ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لاَخَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلاَأَنْتُمْ تَحْزَنُونَ).

در  مـیان  بــهشتیان  و  دوزخـیان  مـانعی  وجود  دارد  (اَعراف  نام‌)  و  بالای  اعراف  مردانی  (‌از  بهترین  مؤمنان  و  بــرگزیده‌ترین  ایشـان‌)  قرار  دارند  و  (‌از  آنـجا  همۀ  مردمان  را  می‏نگرند  و  نیکان  و  بدان‌)  جملگی  را  از  روی  سیمای  (‌ســعادت  یــا  شـقاوت‌)  ایشـان  مـی‌شناسند.  بهشتیان  را  بدانگاه  که  هنوز  وارد  بـهشت  نشـده‌انـد  و  مـی‌خواهـند  بـدان  داخل  شـوند  فریاد  مـی‌دارنـد  که  درودتان  باد!  (‌مژده  باد  شـما  را  که  خـوفی  و  هـراسی  ندارید  و  جاودانه  د‌ر  بـهشت  مـاندگارید)‌.  هنگامی  که  چشمان  (‌مؤمنان  مستقرّ 