ه  در  آن  شـرکت  نداشته‌اند!

در  این  هنگام‌،  و  در  این  مـوقعیّت  آشکـار،  هـرکسـی  چیزهائی  را که  در گذشته‌ کرده  است  و  اعمالی  را که  در  جهان  انجام  داده  است  امتحان  می‌کند  و  مـی‌آزماید،  و  نتیجه  و  عاقبت  آنها  را  می‏‎بیند  و  مـی‌فهمد،  دیـدن  و  فهمیدنی ‌که  حاصل  آزمایش  و  تجربه  است‌:

(هنالك تبلو كل نفس ما أسلفت ).

در  آنجا  (‌که  میدان  محشر  و  پهنۀ گردهمائی  است‌)  هـر  کسی  کارهائی  را  که  قبلا ً (‌در  دنیا)  کرده  است  می‌آزماید  (‌و  نتیجۀ اعمال  خود  را  می‌بیند)‌.

آنجا  که  محشر  است  و  جایگاه‌ گردهمآئی  است‌،  خداوند  یگانۀ راستینی  را  نشان  می‌دهد که  همگان  به  سوی  او  برمی‌گردند،  و  او  حقّ  است  و  جز  او  باطل‌:

(وردوا إلى الله مولاهم الحق).

و  جملگی  مردمان  به  سوی  یزدان‌،  یـعنی  آقـا  و  مولای  حقیقی  خویش  برگردانده  می‌شوند.

در  آنجا  مشـرکان  چـیزی  از  ادعـاهائی‌ کـه  داشتند  و  گمانهائی  که  می‌بردند  و  خداگونه‌هائی  که  می‌انگاشتند  نمی‏‎یابند.  چه  همۀ  این  چیزها  از  ایشان  رمیده‌اند  و  گریخته‌اند  و  اثری  از  آنها  نمانده  است‌:

( وضل عنهم ما كانوا يفترون ).

و  چیزهائی  که  به  دروغ  ساخته  و  به  هم  بافته  بـودند  از  میان  برمی‌خیزند.

بدین  منوال  صحنۀ  زنده‌ای  در  پهنۀ  مـحشر  مـردمان  و  گردهمآئی  همگان‌،  با  همۀ حقائقی  و  با  همۀ وقائعی‌ که  در  بر  دارد،  و  با  همۀ  انگیزه‌ها  و  پاسخگوئیهائی  که  در  آن  است‌،  آشکارا  جلوه‌گر  می‌آید.  واژه‌های  انـدکی  ایـن  صحنۀ  زنده  را  نشان  می‌دهند،  و  آن  انـدازه  در  انسان  تأثیر  می‌گذارند  که  خـبر  دادن  تنها،  و  دلائـل  جـدلی‌،  همچون  تأثیری  در  او  ندارند.

*روند  سوره  از گردش  در  جولانگاه  محشر  و  پـهنۀ  گردهمآئی‌ که  در  آنجا  همۀ  ادعاها  و  پوچگرائیها  بی‌بها  و  بی‌ارزش  می‌گردد،  و  روشن  و  آشکار  می‌شود که  در  آنجا  آقا  و  سرور  فقط  یزدان  است‌،  و  او  محشر  را  و  هر  که  و  هر  چه  راکه  در  آن  است  می‌پاید  و  نظارت  و  مراقبت  می‌نماید٠‌٠٠  و  از گردش  در  واقعیّت  زندگی‌ای ‌که  در  آن  بسر  می‌برند...  و  ازگردش  در  آفاق  و  اقطار  جهان  صغیر  درونشان  که  خودشان  تا  اندازه‌ای  بـدانـها  آشـنایند...  و  از گـردش  در  صحنه‌های  جهان  کبیر  بیرونشان  که  در  دوران  زندگانیشان  آنها  را  می‏بینند  و  دید  مـی‌زنند...  و  ازگردش  در  صحنۀ  اعترافی  کـه  خودشان  دربارۀ خودشان  دارند  و  اقرار  می‌کنند  که  آنان  به  فرمان  یزدان آ‌فریده  شده‌اند  و  از  زمره  پـدیده‌های  خدا  هستند،  روند  سوره  از  این  جولانگاه‌ها  می‌پردازد  و  ازگوشه‌های  دیگری  سخن  می‌آغازد:

(قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ أَمَّن يَمْلِكُ السَّمْعَ والأَبْصَارَ وَمَن يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيَّتَ مِنَ الْحَيِّ وَمَن يُدَبِّرُ الأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللّهُ فَقُلْ أَفَلاَ تَتَّقُونَ (31) فَذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلاَلُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ )(32) 

بگو:  چه  کسی  از  آسمان  (‌به  وسیلۀ  اشعّه  و  باران‌)  و  از  زمین  (‌به  وسیلۀ  فعل  و  انفعالات  خاک  و  رویش  گیاهان  و  درختان  و  میوۀ  آنها)  به  شما  روزی  می‌رساند؟  یا  چه  کســی  بـر  گوشها  و  چشـمها  تـوانـا  است  (‌و  آنـها  را  می‌آفریند  و  بدانها  نیروی  شنوائی  و  بینائی  می‌دهد؟‌)  یا  چه  کسی  زنده  را  از  مرده‌،  و  مـرده  را  از  زنـده  بـیرون  می‌آورد؟  (‌و  حیات  و  ممات  در  دست  او  است‌؟‌)‌.  یا  چـه  کسی  امور  (‌جهان  و  جهانیان‌)  را  می‏‎گرداند؟  (‌و  کارساز  و  کاردان  است‌؟‌..  پاسخ  خواهند  داد  و)  خواهند  گفت‌:  آن  خدا  است‌.  (‌چرا  کـه  آفریدگار  جهان  و  روزی  رسـان  مردمان  و  مدبّر  کار  و  بار  هستی‌،  به  اقرار  وجدان  بیدار،  خداوندگار  دادار  است‌)‌.  پس  بگو:  آیـا  نـمی‌ترسید  و  پرهیزگار  نـمی‌شوید؟‌..  آن‌،  خدا  است  کـه  پروردگار  بـرحـقّ  شـما  است  (‌و  او  چنین  کـارهائی  را  مـی‌کند  و  ربوبیّت  و  وحدانیّت  او  با  براهین  و  دلائل  قاطعانه  ثـابت  مــی‌باشد.  بــه  هـمین  سـبب  پـرستش  او  حقّ  است  و  پرستش  جز  او  باطل‌)‌.  آیا  سوای  حقّ  جز  گمراهی  است‌؟  پس  چگونه  باید  از  راه  به  در  برده  شوید؟‌.

قبلاً  گذشت‌ که  مشرکان  عرب  منکر  وجود  خدا  نبودند،  و  منکر  این  هم  نبودند  که  خدا  خالق  و  رازق  و گرداننده  جهان  است‌.  مــشرکان  انبازهائی  برای  نزدیکی  به  خدا  بر  می‌گزیدند،  یا  اعتقاد  داشتند که‌ گذشته  از  این ‌کـه  خـدا  دارای  قدرت  است‌،  انبارها  نیز  از  قدرت  برخوردارند.  خدا  ایشان  را  برابر  باورهایشان  به  داوری  می‌خواند،  تا  از  راه  برانگیختن  هوش  و  بیدار کردن  شعورشان‌،  و  از  طریق  تدبّر و  تفکّر  و  منطق  فطریشان‌،  آمیختن  حقّ  و  باطل،  و گمراهی  و  سر  درگمی  فوق الذّکر  را  برای  ایشان  تصحیح  کند.

(قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ ).
بگو:  چه  کسی  از  آسمان  (‌به  وسیلۀ اشعه  و  بار‌ان‌)  و  از  زمین  (‌به  وسیلۀ  فعل  و  انفعالات  خاک  و  رویی‌،  گیاهان  و  درختان  و  میوۀ آنها)  به  شما  روزی  می‌رساند؟‌.

 چه ‌کسی  به  وسیلۀ  باران  زمین را زنـده می گرداند و گياهان را می روياند؟ و چه كسی از زمين خوراكيهای گوناگونی از  قبیل‌:‌ گیاهان  و  پرندگان  و  ماهیها  و  حیوانها،  و  سائر  چیزهائی  را  نصیب  مردمان  و  چهارپایان  ایشـان  می‌گرداند؟  ...  اینها  چیزهائی  است  که  مـردمان  بـه ‌طور  طبیعی  در  آن  زمـان  از  روزیـهای  زمین  و  آسمان  می‌دانستند  و  تا  اندازه‌ای  بدانـها  آشنا  بـود‌...  ولی  روزیهای  زمین  و  آسمان  بسی  از  این  چیزها  فراوان‌تـر  است‌.  پیوسته  انسانها  روزی  بـعد  از  روزی  آسمان  و  زمین  را  در  پرتو  دسترسی  به  قـوانـین  هسـتی، ‌کشـف  می‌کنند.  حال  برابر  عقیدۀ  سالم  یا  ناسالمی ‌که  دارند  این  روزیها  را  در  راه  خوب  یا  گـاهی  در  راه  بد  اسـتعـمال  می‌کنند.  بالا  و  پائین  لبریز  از  روزیهای  خدادادی  است‌،  روزیهائی که  یزدان  آنها  را  به  زیر  فرمان  انسان  کشیده  است  و  بدو  ارمغان  داشته  است‌.  در  سطح  زمین‌،  روزیها  است‌.  در  درون  زمـین  روزیـها  است‌.  در  سطح  زمين  روزیها  است‌.  در  ژرفاهای  آبها  روزیها  است‌.  از  اشعۀ خورشید  روزیها  پدید  می‌آید.  از  پرتوهای  ماه  روزیها  پدید  می‌آید.  حتّی  کشف  شده  است  کـه  در گندناهای  زمین  نیز  درمان  و  پادزهر  وجود  دارد.[1]

)أم من يملك السمع والأبصار ?).

 یا  چه  کسی  بر  گوشها  و  چشمها  توانـا  است  (‌و  آنـها  را  می‌آفریند  و  بدانها  نیروی  شنوائی  و  بینائی  می دهد؟‌.  چه ‌کسی  است  بـه‌ گـوشها  و  چشـمها  قـدرت  و  تـوان  می‌بخشد که  بتوانند کار  خود  را  بکنند،  یا  نكنند؟  چـه  کسی  است‌