لها )

کیفر  هر  کار  زشتی  به  اندازۀ  آن  خواهد  بود  (‌نه  بیشتر)‌.   

 (ترهقهم ذلة ).

و  خواری  و  حقارت  ایشان  را  فرا  می‏‎گیرد.

زبونی  آنان  را  در  برمی‌گیرد،  و  خواری  بر  سیماهایشان  می‌نشیند  و  ایشان  را  حزین  و  غمگین  می‌سازد.

( ما لهم من الله من عاصم ).

هیچ  کسی  و  هیچ  چیزی  نـمی‌توانـد  آنـان  را  از  (‌دست  عذاب‌)  خدا  رهائی  بخشد  (‌و  در  پناه  خود  دارد)‌.

هیچ‌کسی  نمی‌تواند  ایشان  را  مصون  و  محفو‌ظ‌ کند  و  از  سرنوشتی  برهاند  که  حکم  قطعی  آن  صادر  گـردیده  است‌.  چه  سنّت  جهانی  خدا  باید  در  حقّ  کسانی  اجراء  شود  که  از  راستای  راه  کناره‌گیری  مـی‌کنند  و  بـیراهـه  می‌روند،  و  بر  خلاف  قوانین  الهی  گام  برمی‌دارند...  آن‌گاه  روند  قرآنی‌،  صورت  محسوسی  را  از  تـاریکی  نــفسانی  درون‌،  و  از  تـیرگی  و  بدحالی  بیرون‌ کـه  چهره‌های  غمگینان‌ گرفتار  وحشت‌زده  را  فرا  می‌گیرد،  به  تصویر  می‌کشد:

(كأنما أغشيت وجوههم قطعا من الليل مظلما ).

(‌آن  اندازه  روسیاه  و  گرفتار  غـم  و  انـدوه  هسـتند  کـه‌)  انگار  با  پاره‌های  تاریکی  از  شب  چهره‌هایشان  پوشانده  شده  است‌.  

انگار  از  شب  تاریک  تکّه‌ها  و  بخشهائی  برگرفته  شـده  است  و  به  هم  دوخته  و  پینه ‌گردیده  است  و  بر  رخسارۀ  همچون  چهره‌هائی  افکنده  شده  است‌!..  به  همین  منوال  تاریکیهای  شب  و  هول  و  هراسهای  آن‌،  همۀ  فضا  را  در  برمی‌گیرد،  و  بالا  و  پائین  محیط  را  فرو  مـی پوشاند،  و  این  چهره‌های  پوشیده  و  پیچیده  بـا  چـینها  و  لایـه‌های  ظـلمتهای  مـتراکـم‌،  در  چـنین  شب  بسیار  تـاریک  و  خوفناک‌،  نمود‌ار  و  پدیدار  می‌گردند.

(أولئك). آنان‌.

آنان‌ که  در  میان  این  تاریکی  و  در  لابلای  این  غبار  غم  می‌لولند  و  به  ژرفای  این  ظلمت  و  محنت  فرو  افتاده‌اند،  آنان‌:

(أصحاب النار ).

یاران  آتش‌،  یعنی  اهـل  دوزخ  هستند.

آنان  صاحبان  و  دوستان  جهنّم  هستند،  و:

(هم فيها خالدون).

  آنان  در  دوزخ‌،  سـرمدی  هستند.

و  امّا کسانی  و  چیزهائی  را که  شریک  و  انباز  خـدا،  و  میانجیگرانی  میان  خود  و  خـدا  می‌دانسـتند،  کجایند؟  چگونه  انبازان  و  میانجیگران‌،  مشرکان  را  از  دست  خدا  رهائی  می‌دهند  و  نجات  می‌بخشند؟‌..  داستان  ایشان  در  روز  سخت  قیامت‌،  یعنی  در  میدان  محشر،  ایــن  چـنین  است‌:

ويوم نحشرهم جميعا , ثم نقول للذين أشركوا:مكانكم أنتم وشركاؤكم ! فزيلنا بينهم , وقال شركاؤكم:ما كنتم إيانا تعبدون . فكفى بالله شهيدا بيننا وبينكم إن كنا عن عبادتكم لغافلين . هنالك تبلو كل نفس ما أسلفت , وردوا إلى الله مولاهم الحق , وضل عنهم ما كانوا يفترون . . 

روزی  (‌بـرای  رسیدگی  بــه  حسـاب  و  کتاب  مـردمان‌)  جملگی  (‌کافران  و  مؤمنان‌)  را  گرد  می‌آوریم  و  سپس  به  کافران  می‌گوئیم‌:  شما  بـا  معبودهایتان  در  جـای  خود  بایستید.  بعد  آنها  را  از  هم  جـدا  مـی‌سازیم  (‌و  ایشـان  را  مقابل  معبودهایشان  نگاه  می‌داریم  و  در  میان  طرفین  به  داوری  می‌پردازیم‌)  و  معبودهایشان  می‌گویند:  شما  ما  را  نپرستیده‌اید  (‌بلکه  به  وسوسۀ  اهریمن  و  به  سخن  دل  گوش  فرا  داده‌اید  و  مجسمۀ ما  را  به  خاطر  مـنافع  خود  پرستش  نموده‌اید.  معبود  حقّ  ذات  پاک  پروردگار  است  و  بس‌)‌.  همین  بس  که  خدا  میان  ما  و شما  گواه  است  كه  ما  بدون  شکّ  از  عبادت  شما  بی‌خبر  بوده‌ایم‌.  در  آنجا  (‌كه  میدان  حشر  و  پهنۀ  گردهمائی  است‌)  هر  کسی  کارهائی  را  که  قبلاً  (‌در  دنـیا)  کـرده  است  مـی‌آزماید،  و  جملگی  مردم  به  سوی  آقا  و  مولای  حقیقی  خویش  بـرگردانـده  می‌شوند،  و  چیزهائی  را  که  به  دروغ  سـاخته  و  بـه  هـم  بافته  بودند  از  میان  بر  می‌خیزند.

ایــن  داسـتان  مـیانجیگران  و  انـبازان  در  صـحنه‌ای  از  صحنه‌های  قیامت  است‌،  صحنۀ  زنده‌ای  است  که  رساتر  و گویاتر  از  خبر  دادن  تنها  دربارۀ  انبازان  و  میانجیگران  است‌،  مـثلاً گـفته  شـود  انبازان  و  مـیانجیگران،  هـرگز  نمی‌توانند  پرستشگران  خود  را  از  عذاب  خدا  محفوظ  و  مصون  دارند،  و  هرگز  نـمی‌توانـند  ایشـان  را  از  دوزخ  برهانند  و  آنان  را  خلاص‌ کنند  و  نجات  دهند.

همۀ  آنـان  گـرد  آورده  مـی‌شوند...  هـم  کـافران‌،  و  هـم  انبازها...  انبازهائی  که  کافران  گمان  می‏بردند  که  آنـها  شریکان  یزدانند.  ولی  قرآن  ایشان  را:  (شركاؤكم) شریکان  ایشـان  می‌خواند  و  می‌نامد.  این  نامگذاری  از  یک  سو  جنبۀ  تمسخر  ایشان  را  در  بر  دارد،  و  از  دیگر  سو  اشاره  دارد  به  این  موضوع ‌که  کسانی  و  چیزهائی  را  که  شریک  خدا  می‌خوانند  ساختۀ  دست  و  پرداختۀ  خیال  خودشان  بوده‌،  و  هرگز  روزی  از  روزها  انبازاز  یـزدان  سبحان  نبوده‌اند.

فرمان  یزدان  دربارۀ  جـملگی  آنـان‌،  اعم  ازکافران  و  مشرکان‌،  این‌ گونه  صادر  می‌شود:

(مكانكم أنتم وشركاؤكم ).

(‌ای  کــافران  و  مشــرکان‌)  شـما  و  مـعبودهایتان  و  انبازهایتان  در  جای  خود  بایستید.

بایستید  هرکجا  هستید!..  چـون  در  آن  زمـان  صـدور  فرمان  برای  اجـراء  امر  است‌،  قطعاً  در  جای  خود  میخكوب  می‌ایستند.  سپس  یـزدان  جهان  آنان  را  از  انــبازهایشان  جـدا  مـی‌فرماید،  و  مـیانشان  فـاصله  می‌اندازد:

(فزيلنا بينهم ).

سپس  آنها  را  از  هم  جدا  مـی‌سازیم  (‌و  ایشـان  را  مـقابل  مـعبودهایشان  نگاه  مـی‌داریـم  و  در  مـیان  ط‌رفین  بـه  داوری  می‌پردازیم‌)‌.

در  این  وقت‌ کافران  سخن  نمی‌گویند،  بلکه  انبازان  به  سخن  می‌پردازند  تا  خویشتن  را  از  جرم  تبرئه‌ کنند،  جرم  این‌ که  این ‌کافران  ایشـان  را  با  خـدا،  یـا  بـجای  خـدا  پرستیده‌اند،  و  اعلان  کنند  که  ما  از  پرستشی  کـه  ایـنان  برای  ما  کرده‌اند،  اطلاع  و  آگاهی  نداشته‌ایم  و  بی‏خبر  از  عبادتشان  بوده‌ایم‌،  پس  ما  در  جرمی  که  ورزیـده‌انـد  شرکت  نکرده‌ایم  و  پـاک  و  بـیگناهیم‌...  انـبازان  بـدین  هنگام  خـداونـد  یگـانه  را  بر  آنــچه  مـی‌گویند  گـواه  می‌گیرند:

(وقال شركاؤكم:ما كنتم إيانا تعبدون . فكفى بالله شهيدا بيننا وبينكم إن كنا عن عبادتكم لغافلين ).

و  معبودهایشان  میگویند:  شما  ما  را  نپرستیده‌اید  (‌بلکه  به  وسوسۀ  اهریمن  و  به  سخن  دل  گوش  فرا  داده‌ایـد  و  مجسمۀ  ما  را  به  خاطر  منافع  خود  پـرستش  نـموده‌ایـد.  معبود  حقّ  ذات  پاک  پروردگار  است  و  بس‌)‌.  همین  بس  که  خدا  میان  ما  و  شما  گواه  است  کـه  مـا  بـدون  شک  از  عبادت  شما  بی‌خبر  بوده‌ایم‌.

اینان  همان  انـبازهائی  هسـتند  که  آنـها  را  پرستش  می‌کردند.  اینان  که  درمانده  و  ناتوانند  و  از گناه  پیروان  خود  بیزاری  می‌جویند  و  خویشتن  را  از  جرم  ایشـان  تبرئه  می‌کنند،  و  خداوند  یگـانه  را  گـواه  مـی‌گیرند،  و  درخواست  رهائی  از گناهی  می‌کنند  کـ