ذشته‌های  قرون  و  اعصار  به  زمان  حال  حاضر،  و  از  این  جهان  فانی  به  آن  جهان  باقی  است‌...  اینها  در  سیاق  و  روندی  به  رشتۀ سخن‌ کشیده  می‌شوند.

در  درس  پیشین  پسوده‌هائی  از  این  قبیل  بود،  و گردشها  و  چرخشهائی  از  این  نوع  وجود  داشت‌.  ولی  پسوده‌ها  و  گشت  و  گذارها،  در  این  درس  نمایان‌تر  و  بـرجسته‌تر  است‌...  در  این  درس  صحنه‌های  مـحشر  و گـردآوردن  مردمان  در  آن  جهان‌،  مـنظره‌های‌ کیهان‌،  ذات  انسـان‌،  مبارزه‌طلبی  با  قرآن‌،  و  یـادآوری‌ کردن  همگان  به  سرنوشت  تکذیب‌كنندگان  پیشینیان‌،  نشان  داده  می‌شود.  بدین  خاطر  اشارۀ ‌گذرائـی  در  یک  صحنۀ  نوین  به  مــحشر  انــداخــته  مـی‌شود.  آن  وقت  به  صورت  الهامگرانه‌ای  هراس  از  عذاب  ناگهانی  به  گوش  حسّ  و  شعو‌ر  خوانده  و  رسانده  می‌شود.  سـپس  عـلم‌ کـامل  و  شامل  خدا  به  تصویر  زده  می‌شود،  علمی‌ که  هیچ  چیزی  از  آن  نهان  و  پنهان  نمی‌گردد  و  به  درنمی‌رود.  بعد  از  آن  به بر خی  از  نشانه‌های  شناخت  یزدان  درگسترۀ  جهان  اشاره  می‌شود،  و کسانی‌ که  از  زبان  خدا  دروغ  می‌گویند  و  بر  خدا  دروغ  می‌بندند  از  چیزی  ترسانده  می‌شوند که  در  روز  حساب  و کتاب  قیامت  در  انتظار  ایشان  است‌.  اینها  بعضی  از  پسـوده‌های  ژرف  و  درسـتی  است  کـه  فطرت  سالمی  که  درست  دریـافت  مـی‌دارد،  و  درست  می‌پذیرد،  نمی‌تواند  بدانها  پاسخ  مثبت  ندهد  و  آنها  را  نپذیرد،  و  سدها  و  مـانعهای  درون  آن  در  بـرابـر  ایـن  جوشش  و  ریزش  بردمیده  از  انگیزه‌های  حقائق  موجود،  و  سرچشمه ‌گرفته  از  حقائق  سرشت  هستی‌،  و  از  سرشت  نفس  آدمی،  و  از  واقعیات  وجود،  تاب  مقاومت  بیاورند  و  خرد  و  خمیر  نگردند  و  از  میان  نروند.

کافران  درست  احساس  کـرده  بـودند  کـه  قرآن  برای  صفهای  ایشان  خطرناک  است‌.  به  هـین  جهت  یکدیگر  را  از گوش  فرا  دادن  به  قرآن  بازمی‌داشتند.  چه  از  ایـن  بیمناک  بودند که  تأثیر  قرآن  دلهـایشان  را  بلرزاند  و  ایشان  را  از  سر  راه  خود  بردارد.  و  حال  ایـن  کـه  آنـان  چنان  می‌خواستند که  پیوسته  بر  شرک  بمانند  و  بـر  آن  ماندگار  شوند!

*

(لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنَى وَزِيَادَةٌ وَلا يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَلا ذِلَّةٌ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (٢٦) وَالَّذِينَ كَسَبُوا السَّيِّئَاتِ جَزَاءُ سَيِّئَةٍ بِمِثْلِهَا وَتَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ مَا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ عَاصِمٍ كَأَنَّمَا أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعًا مِنَ اللَّيْلِ مُظْلِمًا أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ) (٢٧)

کسانی  که  کارهای  نیکو  می‌کنند،  مـنزلت  نـیکو  (‌یـعنی  بهشت‌)  از  آن  ایشان  است  و  افزون  (‌بر  آن  هم  كه  مغفرت  و  رضوان  است‌)  دارند،  و  غبار  غم  و  اندوه  بـر  پشانی  ایشان  نمی‌نشیند  و  خواری  و  رسوائی  نـمی‌بینند.  آنـان  اهـل  بهشتند  و  جـاودانه  در  آن  مـی‌مانند.  کسـانـی  کـه  کارهای  زشت  می‌کنند،  کیفر  هر  صار  زشتی  به  اندازۀ     آن  خواهد  بود  (‌نه  بیشتر)‌،  و  خواری  و  حقارت  آنان  را  فرا  می‏‎گیرد.  هیچ  کس  و  هیچ  چیزی  نـمی‌توانـد  آنان را  از  (‌دست  عذاب‌)  خدا  رهائی  بخشد  (‌و  در  پناه  خود  دارد.  آن  اندازه  روسـیاه  و  گرفتار  غـم  و  انـدوهند)  انگـار  با  پاره‌های  تاریکی  از  شب  چهره‌هایشـان  پـوشانده  شـده  است‌.  آنان  دوزخیانند  و  جاودانـه  در  آن  می‌مانند.

واپسین  آیه  در  درس  پیشین‌،  این  بود:

(وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلامِ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ )(٢٥)

خداوند  (‌انسان  را  به  بهشت‌،  یعنی‌)  به  سرای  امن  و امان  و  آرامش  و  اطمینان  دعوت  می‌کند،  و  هر  کس  را  بخواهد  به  راه  راست  (‌کـه  منتهی  بـه  ایـن  مـرکز  امن  و  امان  و  آرامش  و  اطمینان  می‌گردد)  هدایت  می‌نماید.

در  اینجا  قرآن  مجید،  قواعد  سزا  و  جزای  راه  یافتگان  و  راه  نایافتگان  را  معیّن  و  مقرّر  می‌نماید،  و  از  رحمت  و  فضل  یزدان  در  حقّ  راه‌یافتگان‌،  و  از  عدالت  و  دادگری  خداوند  سبحان  در  حقّ  راه‌نایافتگان‌،  سخن  می‌راند‌،  و  پاداش  آنان  و  پادافره  اینان  را  روشن  می‌سازد.

کسانی‌که  خوبی‌کرده‌اند،  یعنی  در  اعتقاد  خوب  بوده‌اند،  و  در  عمل  نیک  بوده‌اند،  و  در  شناخت  راه  راست  خوب  تلاش  ورزیده‌اند،  و  در  درک  و  فهم  قانون  هسـتی،‌کـه  منتهی  به  بهشت  می‌گردد  خوب  سعی  نموده‌اند،  اينان  دارای  مقام  خـوب  و  جـایگاه  پسـندیده‌ای  هسـتند.  بـه  پاداش  پندار  و گفتار  و کردار  خوب  و  نیکی‌ که  داشته‌اند،  و  افزون  بر  پاداش  افکـار  و  اقـوال  و  اعـمال  خـوب و  نیکشان‌،  یزدان  مهربان  از  جود  وکرم  نـامحدود  خـود  بی‌اندازه  بدیشان  عطاء  می‌فرماید:

(لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنَى وَزِيَادَةٌ ).

کسانی  که  کارهای  نـیکو  مـی‌کنند،  مـنزلت  نیکو  (‌یـعنی  بهشت‌)  از  آن  ایشان  است  و  افزون  (‌بر  آن  هم  که  مغفرت  و  رضوان  است‌)  دارند.  

آنان  از  غمها  و  سختیهای  روز  محشر،  و  از  هول  و  هراسهای  حضور  در  پیشگاه  داور  سبحان‌،  قبل  از  این‌ که  به‌ کار  مردمان  رسیدی  و  حسـابرسی  شـود،  ایـمن  و  آسوده  خواهند  بود:

 (وَلا يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَلا ذِلَّةٌ).

 و  غـبار  غـم  و  انـدوه  بر  چـهره‌هایشان  نـمی‌نشیند،  و  خواری  و  رسوائی  نمی‌بییند.

«‌قَتََر»  به  معنی  غبار  و  سیاهی  و  تیرگی  غم  و  اندوه  یا  تغییر  رنگ  ناشی  از گرفتار  شدن  و  به  تنگنا  افـتادن  است‌.

«‌ذلََّه‌«‌:  به  معنی  سرشکستگی  و  زبونی  و  خوار  بودن  و  خواری  دیدن  است‌...  این  نوع  مـردمان  غـبار  غــم  بر  چهره‌هایشان  نــمی‌نشیند،  و  خـواری  و  زبــونی  سیماهایشان  را  فرا  نـمی‌گیرد...  تعبیر  قـرآنی  نشـان  می‌دهد که  در  صحرای  محشر  ازدحام  و  هراس  و  غم  و  پریشانی  و  خواری  است‌،  بدان  اندازه  که  آثار  آنها  بـر  چهره‌ها  و  سیماها  پدیدار  می‌گردد.  پس  رستن  از  هـمۀ اینها  خود  غنیمتی  و  فضیلتی  از  جانب  خدا  است ‌که  بـر  پاداش ‌مضاعف  خوبان  و  نیکان  افزوده  می‌شود. 

(أولئك)  آنان‌.

آنان‌ که  دارای  این  منزلت  والا  و  ملک  فـراخ  و  عـالی  بیکران  می‏‎باشند.

(أصحاب الجنة ).

صاحبان  بهشت‌.

مالکان  و  ساکنان  بهشت  هستند.

(هم فيها خالدون). 

  آنان  در  آنجا  جاودانه  می‌مانند.  

( والذين كسبوا السيئات ).

کسانی  که  کارهای  زشت  کرده‌اند.

آنان  که  بدیها  و  زشتیها  را  کسب  کرده‌اند،  سودی  که  از  این  معاملۀ  زندگی  با  خود  آورده‌انـد گـناه‌ها  و  بـزه‌ها  است‌!  عدالت  و  دادگری  خدا  ایشان  را  فـرا  مـی‌گیرد،  و  کیفرشان  چندین  برابر  نمی‌گردد،  و  بر  بدیها  و گناهانشان  افزوده  نمی‌شود.  و  بلکه‌:

(جزاء سيئة بمث