ز  از  کالاها  و  خوشیهایش  بهرۀ  دیگری  از  آن  نخواهند  داشت  و  نخواهند  برد،  بدان  هنگام  مردمان  شیفته  و  دلباختۀ دنیا  می‌شوند،  و  چیز  دیگری  جز  آن  را  نمی‌خواهند،  و  بدان  بسنده  می‌کنند،  و  به  جهان  جاویدان  والای  آخرت  چشم  نمی‌دوزند.

آب  از  سوی  آسمان  می‌بارد. گیاهان  زمـین  آب  را  می‌مکند  و  بر می دمند  و  رشد  و  نمو  مـی‌کنند  و  آمـیزۀ یکدیگر  می‌شوند  و  سرسبز  و  شاداب  می‌گردند،‌گیاهانی  که  انسانها  و  حیوانها  از  آنها  تغذیه  می‌کنند. گیاهان  سر  بر  می‌زنند  تا  بدان‌ گاه‌ که  زمین  می‌آراید  و  به  جلوه‌گری  درمی‌آید،  و  مردمان  گمان  می‌برند  که  بر  آن  توانایند  و  می‌توانند  استفادۀ  کافی  بنمایند...  در  این  هنگام  شبی  یا  روزی  فـرمان  ما  در مـی‌رسد  و گـیاهان  را  از  ریشـه  برمی‌کنیم  و  دروده  و  نابودش  می‌کنیم‌،  به  گـونه‌ای  کـه  انگار  دیروز  در  اینجا  گیاهانی  نبوده  است‌!  آهای‌!  ایـن  هم  زمین  است‌ که  انگار  عروس  زیبا  و  نازنینی  است  و  خویشتن  را  برای  دامادی  آراسته  است  و  جـلوه‌کـنان  و  خرامان ‌گردیده  است‌.  ساکنان  آن  سرزمین  هم  از  همچون  زمین  پربرکت  و  زیبا  و  قشنگی  شاد  و  سرمست  شده‌اند.  گمان  می‌برند  کـه  در  سـایۀ  تـلاش  و کـوشش  ایشـان  سرزمینشان  آراسته  و  پیراسته  گردیده  است‌،  و  در  پرتو  اراده  و  خواست  ایشان  زینت‌ گرفته  است‌،  و  آنان  توانا  بر  همچون  زمین  پرنعمت  و  برکتی  هستند  وکـارها  بـه  فرمان  آنان  مـی‌چرخـد،  و  هـیچ  کسی  نـمی‌توانــد  آن  سرزمین  قشنگ  ایشـان  را  تــیر  دهـد،  و  هـیچ‌کسـی  نمی‌تواند  با  ایشان  بستیزد  و  هماوردشان  شود.

در  بحبوحۀ  این  سرسبزی  و  خـرّمی  چشـمگیری‌،  و  در  میانۀ  این  سرمستی  فرح‌افزای  درخشان  و  درفشـانی‌،  و  در  ژرفای  این  امن  و  امان  اطمینان  بخشی‌:

(أَتَاهَا أَمْرُنَا لَيْلا أَوْ نَهَارًا فَجَعَلْنَاهَا حَصِيدًا كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالأمْسِ). 

فرمان  ما  (‌مبنی  بر  در  هـم  کوبیدن  و  ویران  کردن  آن‌)  در  شب  یا  روز  درمی‌رسد  (‌و  بـا  بـلاهای  گوناگون  آن  را  نـابود  مـی‌سازیم‌)  و  گیاهانش  را  از  ریشـه  بـرآورده  و  دروده  و  نابودش  می‌کنیم‌.  انگار  دیروز  در  اینجا  نبوده  است  (‌و  هرگز  وجود  نداشته  است‌،  و  انسانهائی  در  آن  سرزمین  نزیسته‌اند)‌.

در  یک  درخشش  آذرخشی‌...  در  یک  تاخت‌...  در  یک  ربودن‌...  خلاصه  در  یک  لحظه  این  فرمان  کار  خود  را  می‌کند  و كار  از کار  می‌گذرد...  از  این  کـارها  با  یک  جمله  تعبیر  می‌شود.  این  هم  مقصود  روند  قرآنـی  است  که  پس  از  به  درازا  سخن‌ گفتن  از  صـحنۀ  سـرسبزی  و  خرّمی  و  پیراسـتگی  و  آراسـت  و  اطـمینان  و  یـقین‌،  چکیده‌ای  از  آن  با  جمله‌ای  کوتاه  ولی  رسا  بیان  شود.  این  دنیا  است‌،  دنیائی‌ کـه  بـرخـی  از  مـردمان  غرق  و  دلباخته  آن  می‌شوند،  و  آخرت  خود  را  بطورکلی  ضائع  می‌کنند  و  هدر  می‌دهند  تا  بخشی  ازکالاهای  دنیوی  و  لذات  آن  را  به  دست  آورند.  دنیا  این  است‌.  نه  امـن  و  امانی  در  آن  است‌،  و  نه  یقین  و  اطمینانی  بـدان  است‌.  انسان  در  آن  جا  برجای  و  اسـتوار  و  باقی  و  مـاندگار  نمی‌ماند.  آرامش  و  آسایشی  در  آن  نیست‌.  انسان  جـز  مقدار  اندکی  ازکار  و  بار  جهان  را  در  اختیار  ندارد.  دنیا  این  چنین  است  و  جز  این  نیست‌...

(وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلامِ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ ) (٢٥)

خداوند  (‌انسان  را  به  بهشت‌،  یعنی‌)  به  سرای  امن  و  امان  و  آرامش  و  اطمینان  دعوت  می‌کند،  و  هر  کس  را  بخواهد  به  راه  راست  (‌کـه  مـنتهی  بـه  ایـن  مـرکز  امـن  و  امـان  و  آرامش  و  اطمینان  می‌گردد)  هدایت  می‌نماید.

چه  فاصلۀ  زیادی  است  میان  سرای  این  جهان ‌که  ممکن  است  در  لحظه‌ای  فرو  ریـزد  و  آثـاری  از  آن  بـرجـای  نماند،  در  آن  هنگام ‌که  آراسته  و  پیراسـته  و  شـیرین  و  نگارین  شـده  است  و  دنـیا  دوسـتان‌ گمان  مـی‌برند  و  می‌پندارند که  آنان  بر  آن  قدرت  و  توانائی  دارند.  بدین  هنگام  است  ناگهان  در  هم  نوردیده  می‌شود  و  یکـباره  پرکنده  و  درویده  می‌گردد  و گوئی  دیروز  در  اصل  چیزی  نبوده  است‌...  و  میان  سرای  جاویدان  و  پر  امن  و  امـان  آن  جهان ‌که  یزدان  همگان  را  به  سوی  آن  می‌خواند،  و  هرکس  را  بخواهد  به  راهی  رهنمود  می‌کند که  منتهی  به  بهشت  می‌شود،  اگر  بینش  انسان  باز  بشود،  و  انسان  به  سرای  پر  امن  و  امان  یزدان  چشم  امید  بدوزد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] مراجعه شود به جزوه‌ای که دکتر محمّد حسین‌، تحت  عنوان‌: «‌الروحیه الحدیثه‌: حقیقتها و  اهدافها» نوشثه است‌. 
[2] به عبارت دیگر: گذشته و حال و آینده‌، و اینجا و آنجا، برای خدا  مطرح نیست‌. (مترجم)     
[3] این نگرش در تفسیر المنار تألیف آقای محمّد رشید رضـا رحمه الله  آمـده است‌.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:295.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:296.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:297.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:298.txt">قسمت چهارم</a><a class="text" href="w:text:299.txt">قسمت پنجم</a><a class="text" href="w:text:300.txt">قسمت ششم</a><a class="text" href="w:text:301.txt">قسمت هفتم</a><a class="text" href="w:text:302.txt">قسمت هشتم</a><a class="text" href="w:text:303.txt">قسمت نهم</a><a class="text" href="w:text:304.txt">قسمت دهم</a></body></html>سوره‌ي يونس آيه‌ي 70-26

(لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنَى وَزِيَادَةٌ وَلا يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَلا ذِلَّةٌ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (٢٦) وَالَّذِينَ كَسَبُوا السَّيِّئَاتِ جَزَاءُ سَيِّئَةٍ بِمِثْلِهَا وَتَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ مَا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ عَاصِمٍ كَأَنَّمَا أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعًا مِنَ اللَّيْلِ مُظْلِمًا أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (٢٧) وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مَكَانَكُمْ أَنْتُمْ وَشُرَكَاؤُكُمْ فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ وَقَالَ شُرَكَاؤُهُمْ مَا كُنْتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ (٢٨) فَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ إِنْ كُنَّا عَنْ عِبَادَتِكُمْ لَغَافِلِينَ (٢٩) هُنَالِكَ تَبْلُو كُلُّ نَفْسٍ مَا أَسْلَفَتْ وَرُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ (٣٠) قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالأرْضِ أَمْ مَنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَالأبْصَارَ وَمَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَمَنْ يُدَبِّرُ الأمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَفَلا تَتَّقُونَ (٣١) فَذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلا الضَّلالُ فَأَن