فته‌اند  و  کرده‌اند  سخن  بـه  پـایان  می‌برد،  به  گـفتگو  از  بــعضی  از  طبائع  بشری  می‌پردازد،  طبائعی  که  پس  از  رهـائی  از گـرفتاری‌،  و  بـهبودی  از  بیماری‌،  و  چشش  مـزۀ  رحـمت  بـه  دنـبال  زحمت‌،  و  رسیدن  به  دارائی  فراوان  پس  از  نجات  از  تنگنای  ضرر  و  زیان‌،  چه  می‌کنند  و  چون  می‌زیند.  همان‌گونه ‌که  قبلاً  دربارۀ  ایشان  صحبت  کرده  است  و  سخن  رانده  است‌،  بدان‌گاه‌ که  از  زیان  و  ضرر  و  بلا  و  مـصیبت  جـانی  و  مالی  رسته‌اند،  و  به  آسایش  و  آرامش  و  نعمت  و ثروت  رسیده‌اند.  برای  آنان  مـثالی  مـی‌آورد  کـه  در  ز‌نـدگی  بسیار  روی  می‌دهد  و گواه  بر  این  مطلب  است‌.  این  مثال  را  به  صورت  صحنه‌ای  از  صحنه‌های  تصویری  برجسته  و  رسای  قرآن  بیان  می‌کند:

(وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُمْ إِذَا لَهُمْ مَكْرٌ فِي آيَاتِنَا قُلِ اللَّهُ أَسْرَعُ مَكْرًا إِنَّ رُسُلَنَا يَكْتُبُونَ مَا تَمْكُرُونَ (٢١) هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُوا بِهَا جَاءَتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنْجَيْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ (٢٢)فَلَمَّا أَنْجَاهُمْ إِذَا هُمْ يَبْغُونَ فِي الأرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْيُكُمْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ مَتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَيْنَا مَرْجِعُكُمْ فَنُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ) (٢٣)

هنگامی  کـه  پس  از  شرّ  و  بـلائی  کـه  (‌بـرای  بـیداری  و  آگاهی‌)  به  مردم  رسـیده  است‌،  مـزۀ  خیر  و  نعمتی  بـه  انسانها  می‌چشانیم  (‌و  ایشـان  را  بـه  قدرت  و  ثـروت  و  شادی  هم  می‌آزمائیم‌)  به  ناگاه  دربـارۀ  آیـه‌های  مـا  بــه  چاره‌سازی  می‌نشینند  (‌و  به  تکذیب  آنها  می‌پردازند  و  با  توجیهات  نادرست  در  مـقام  انکـار  آیـه‌ها  بـرمی‌آیند،  و  پیغمبر  ما  را  شـاعر  و  سـاحر  و  دیـوانـه  مـی‌خوانـند،  و  مشکلات  و  سختیها  را  ناشی  از  اسباب  و  علل  و  تصادف  و  قهر  طبيعت  می‌دانند،  و  نعمتها  و  خوشیها  را  حمل  بـر  زرنگی  و  شایستگی  خود  و  شفقت  روزگار  می‌نمایند!)  بگو:  خداوند  در  چـاره  سـازی  (‌حیله‌گریهای  شـما)  از  سرعت  بیشتری  برخوردار  است  (‌و  می‌تواند  شما  را  در  اسرع  وقت  نابود  نـماید  و  سریعاً  تـازیانۀ  عذاب  را  بـه  تنتان  آشنا  کند  و  فوراً  در  برابر  اعمال  زشتتان  سزایتان  دهد.  امّا  تا  آن  زمان  که  خـود  می‌داند،  مهلتتان  می‌دهد  و  بــه  حـال  خودتان  وامـیگذ‌ارد)‌.  بیگمان  فرستادگان  (‌مأمور  ثبت  و  ضبط  کردار  و  گفتار  و  پندار  شمـا،  یـعنی  فـرشتگان‌)  مـا  حیله‌گریها  و  چـاره‌سازیهای  شـما  را  می‌نویسند  (‌و  در  قیامت  کیفر  آنـها  را  بـه  کف  دسـتتان  می‌گذاریم‌)‌.  او  است  که  شما  را  در  خشکـی  و  دریـا  راه  می‌برد  (‌و  امکان  سیر  و  حرکت  در  قارّه‌ها  و  آبها  را  برای  شما  میسّر  می‌کند)‌.  چه  بسا  هنگامی  که  در  کشتیها  قرار  می‏گیرید  و  کشتیها  با  باد  مـوافق  سـرنشینان  را  (‌آرام  آرام  به  سوی  مـقصد)  حرکت  مـی‌دهند،  و  سـرنشینان  بدان  شادمان  می‌گردند،  به  ناگاه  بـاد  سـختی  وزیـدن  می‏‎گیرد  و  از  هـر  سـو  مـوج  بـه  سـویشان  مـی‌دود  و  می‌پندارند  که  (‌توسّط  مرگ  از  هر  سو)  احاطه  شده‌اند  (‌و  راه  گریزی  نـیست‌.  در  ایـن  وقت‌)  خـدا  را  بـه  فریاد  می‌خوانند  و  طاعت  و  عبادت  و  فرمانبرداری  و  دین  را  از  آن  او  می‌دانند  (‌چرا  که  همه  کس  و  هـمه  چیز  را  بسـی  ضعیف‌تر  و  ناتوان‌تر  از  آن  می‌بینند  که  کـاری  از  دست  آنان  برآید  و  از  ایـن  ورطـه  رسـتگارشان  نـماید.  بـدین  هنگام  عهد  می‌کنند  که‌)  اگر  ما  را  از  این  حال  برهانی‌،  از  زمرۀ سپاسگزاران  خواهـیم  بـود  (‌و  دیگر  بـه  کسی  و  چیزی  جز  تو  روی  نمی‌آوریم  و  هرگز  ایـن  و  آن  را  بـه  فریاد  نمـی‌خوانیم  و  نمی‌پرستیم‌)‌.  امّا  هنگامی  کـه  خدا  آنان  را  نجات  می‌دهد،  ناگهان  به  ناحقّ  در  زمین  شروع  به  ظلم  و  فساد  می‏‎کنند  (‌و  عهد  و  پـیمان  را  فـرامـوش  می‌نمایند)‌.  ای  مردم‌!  ظلم  و  ستمی  كه  مرتکب  می‌شوید،  وبال  و  زیان  آن  متوجّه  خود  شما  می‌شود.  چند  روزی  از  مــتاع  و  لذّت  دنـیا  بــهره‌مند  مـی‌شوید،  پس  از  آن  بازگشت  شما  به  سوی  خدا  است  و  آن  گاه  ما  شما  را  از  آنــچه  انــجام  مــی‌داده‌ایـد  آگاه  مـی‌سازیم  (‌و  سـزای  اعمالتان  را  می‌دهیم‌)‌.

این  آفریده‌های  انسان  نام  شگفت‌انگیزند!  به  یـاد  خـدا  نمی‌افتند  مگر  در  وقت  سختیها  و گرفتاریها  و  دشواریها.  به  فطرت  خود  بازنمی‌گردند  و  بدان  نگاهی  نمی‌اندازند  تا  آن  را  از  آلودگیها  و گـمانها  و کـجرویهائی  بـاک  و  زدوده  کنند که  بر  فطرت  ایشـان  افـتاده  است  و  آن را فراگرفته  است  و  اندوده  است‌،  مگر  در  وقت  غمها  و  اندوه‌ها  و  بیچارگیها  و  درماندگیها.  وقتی  هم  ایمن  شدند  و  از  بلاها  و  مصیبتها  رستند، ‌کارشان  یا  نسیان  است  یا  طغیان‌...  آدمیزادگان  این  چنین  هستند،  مگر  کسانی  کـه  راهياب  و  راه  یافته  باشند.  فطرت  اینان  در  همه  حـال  و  آن‌،  سالم  و  زنده  و  پاسخگوی  فرمان  یـزدان  است‌،  و  همیشه  با  صیقل  ایمان  صیقلی  خورده  است  و  صاف  و  بـرّاق  و  جلوه‌گر  در  میان  است‌.

(وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُمْ إِذَا لَهُمْ مَكْرٌ فِي آيَاتِنَا ).
هنگامی  که  پس  از  شـرّ  و  بـلائی  کـه  (‌برای  بیداری  و  آگاهی‌)  به  مردم  رسـیده  است‌،  مـزۀ خیر  و  نعمتی  بـه  انسانها  می‌چشانیم  (‌و  ایشان  را  به  قـدرت  و  ثـروت  و  شادی  هم  می‌آزمائیم‌)‌،  به  ناگاه  دربارۀ  آیـه‌های  مـا  بـه  چاره‌سازی  می‌نشینند  (‌و  به  تکذیب  آنها  می‌پردازند  و  با  توجیهات  نادرست  در  مقام  انکـار  آیـه‌ها  بـرمی‌آیند،  و  پیغمبر  ما  را  شـاعر  و  سـاحر  و  دیـوانـه  مـی‌خوانـند،  و  مشکلات  و  سختیها  را  ناشی  از  اسباب  و  علل  و  تصادف  و  قهر  طبیعت  می‌دانند،  و نعمتها  و  خوشیها  را  حمل  بـر  زرنگی  و  شایستگی  خود  و  شفقت  روزگار  می‌نمایند!)‌. 

 قوم  فرعون  با  موسی عليه السّلام  این  چنین‌ کردند.  هر  زمان‌ که  به  عذابی  دچار  می‌شدند،  فریاد  برمی‌آوردند  و کـمک  می‌طلبیدند،  و  وعده  می‌دادند که  از کـارهای  زشت  و  پلشتی‌ که  می‌کنند  دست  برمی‏دارند  و  از  بـدیها کناره  می‌کشند.  ولی  وقتی ‌که  مـزۀ لطـف  و  رحـمت  خـدا  را  می‌چشیدند  و  به  رفـاه  و  نـعمت  مـی‌رسی