 دیگر  باره  می‌گویند:  زندگی  تنها  همین  زندگی  دنیای  ما  است  و  ما  هرگز  برانگیخته  نمی‌شویم  (‌و  قیامت  و  دوزخ  و  بهشتی  در  میان  نیست‌!)‌.  اگر آنان  را  بـبینی  بــدان  هنگام  کـه  در  پیشگاه  (‌دادگاه  عدل‌)  پروردگارشان  نگاه  داشته  شده‌اند  (‌خواهی  دید  كه  چه  حـال  بـد  و  وضع  تباهی  دارنـد،  و  خداونـد  بـدیشان‌)  می‌گوید:  آیا  این  (‌چیزهائی  را  که  می‌بینید  و  دامنگیرتان  است‌)  حقّ  نـیست‌؟‌!  مـی‌گویند:  آری  بـه  پـروردگارمان  سوگند  (‌حقّ  است‌.  آنگاه  خداوند  باز  بدیشان‌)  می‌گوید:  پس  به  سبب  کفری  کـه  مـی‌ورزیديد  عذاب  (‌دوزخ‌)  را  بـچشید.  مسـلّماً  آنـان  کـه  مـلاقات  بــا  خدا  را  دروغ  مـی‌پندارند  (‌و  حسـاب  و  کتاب  و  مـجازات  و  مکـافات  آخرت  را  باور  نمی‌دارند  و  به  انکار  خود  ادامه  می‌دهند)  تا  آنگاه  که  ناگهان  قیامت  فرا  می‌رسد،  زیان  می‌بینند  (‌و  در  هنگامۀ  رسـتاخیز  ســخت  پشیمان  می‏‎شوند  و)  می‌گویند:  فسوسا  و  دریغا  (‌چرا  غافل  بودیم  و)  در  دنیا  کوتاهی  کردیم  و  (‌توشه  و  زاد  آخرت  را  تهیّه  ننمودیم‌.  آنان  در  آن  روز  بار)  گناهان  را  بر  دوش  خود  می‌کشند.  هان‌!  چه  بد  چیزی  بر  دوش  می‌کشند!  زندگی  دنـیا  (‌کـه  کـافران  تـنها  آن  را  زندگی  مــی‌دانـند)  سرگرمی  و  بازیچه‌ای  بیش  نیست‌،  و  سرای  آخرت  (‌جــهان  حقیقی  است  و)  برای  پـرهیزگاران  بهتر  (‌از  ایـن  جـهان  فـانی‌)  است‌.  آیا  (‌این  امر  بدیهی  را)  نمی‌فهمید  (‌و  سود  و  زیـان  خود  را  نمی‌دانید)‌.
آنگاه  موج  پنجمی  می‌آغازد.  در  این  موج‌،  روند  قرآنی  رو  به  پیغمبر  صلیّ الله عليه وآله وسّلم  خدا  می‌کند  و  او  را  دلداری  می‌دهد،  و  غم  و  اندوهی  را  از  او  می‌زداید که  بدو  دست  مـی‌دهد  به  سبب  ایـن‌ که  مردمان  او  را  دروغگو  می‌شمارند،  و آنچه  را که  با  خود  از  سوی  خدا  آورده  است‌،  تکذیب  می‌دارند.  همچنین  روند  قرآنی  برای  او  الگو‌ئی  از  پیغمبران  پیشین  می‌سازد،  پیغمبرانی ‌که  پیش  از  او  زیسـته‌انـد  و  در  برابر  تکذیبها  و  دروغگو  نامیدنهای  دیگران  ایستادگی  و  شکیبائی  کـرده‌اند،  و  اذیت  و  آزارها  دیده‌اند،  تا  مدد  و  یاری  یزدان  فرا  رسیده  است  و  ایشان  را  در  برگرفته  است‌.  روند  قر‌آنـی  از  دیگر  سو  مقرّر  می‌دارد که  سنّت  خدا  دگرگون  نمی‌شود،  امّـا  شتاب  نمی‌ورزد!  حال‌ که  پـیغمبر صلیّ الله عليه وآله وسّلم  ‌بر  رویگردانی  ایشان  شکیبائی  نمی‌ورزد،  دست  کم  تلاش  بشری  خود  را  در  آوردن  معجزه‌ای  برای  آنان  بذل‌ کند.  اگر  خـدا  خواست  ایشـان  را  پـیرامون  هـدایت ‌گـرد  می‌آورد!  مشیّت  یزدان  در  میان  آفریدگانش  بر  آن  قرار  گرفته  است  -  یزدانی ‌که  فرمانده  جهان  و گردانندۀ  امور  آن‌،  تنها  او  است  -  فقط‌ کسانی  پـاسخ  مثبت  دهند  و  پذیرای  ایمان  گردند  که  دستگاههای  سرشتی  ایشـان  برای  دریافت  خراب  نشده  و  از کار  نیفتاده  بـاشد...  مردگان  چون  حیاتی  در  آنان  نیست‌،  الهامها  و  پیامهای  هدایت  را  نمی‌شنوند  و  پاسخ  نمی‌گو‌یند.  خداوند  ایشان  را  زنده  می‏‎گرداند  و  آنان  به  سوی  او  برمی‌گردند:
(قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لا يُكَذِّبُونَكَ وَلَكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآيَاتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ .وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلَى مَا كُذِّبُوا وَأُوذُوا حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ وَلَقَدْ جَاءَكَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِينَ .وَإِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْرَاضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَبْتَغِيَ نَفَقًا فِي الأرْضِ أَوْ سُلَّمًا فِي السَّمَاءِ فَتَأْتِيَهُمْ بِآيَةٍ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَى فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ .إِنَّمَا يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ وَالْمَوْتَى يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ). (33-36)
  (‌ای  پیغمبر!)  ما  می‌دانیم  که  آنچه  (‌کفّار  مکـّه‌)  می‏‎گویند  تو  را  غمگین  می‌سازد.  (‌ناراحت  مبـاش‌)  چرا  که  آنان  (‌از  ته  دل  به  صدق  تو  ایمان  دارند  و  در  حقیقت‌)  تو  را  تکذیب  نمی‏‎کنند.  بلکه  ستمکاران  (‌چون  ایشـان‌،  از  روی  عناد)  آیات  خدا  را  انکار  می‌نمایند.  پپغمبران  فراوانــی  پـیش  از  تو  تکذیب  شده‌اند  (‌و  مورد  اذّیت  و  آزار  قرار  گرفته‌اند)  و  در  برابر  تکذیبها  (‌و  اذّیت  و  آزارها)  شکیبائی  کرده‌اند  (‌و  بر  عقیدۀ  خود  ماندگار  مـانده‌اند  و  سنگر  را  خالی  نکـرده‌انــد)  و  اذّیت  و  آزار  شــده‌انـد  (‌و  گرفتاری‏ها  و  شکنجه‌ها  را  تحمّل  کرده‌اند)  تـا  یـاری  مـا  ایشـان  را  دریافته  است  (‌و  در  مبارزۀ  حقّ  و  باطل  پیروز  شده‌اند.  تو  نیز  چنین  باش‌.  این  سخن  خداوند  است  و  مـبتنی  بـر  وعدۀ  پیروزی  است‌)  و  هیح  چیز  نمی‌تواند  سخنان  خدا  را  دگرگون  سازد.  به  تو  اخبار  و  سرگذشت  پـیغمبران  رسیده  است  (‌و  می‌دانی  که  رسالت  با  شدائد  همراه  است  و  سـرانـجام  سختیها  پـیروزی  در  دنـیا  و  آنگاه  جنة  المأوی  است‌)‌.  اگر  روگردانی  ایشان  از  (‌دعوت‌)  تو  برای  تو  سخت  و  سنگین  است‌،  چنانکه  می‌توانی  (‌جهت  اقناع  آنان  راهی  پیدا  کنی  و  مـثلاً)  نـقبی  در  زمـین  بزنی  و  یـا  نردبانی  به  سـوی  آسمان  بگذاری  (‌و  اعماق  زمـین  و  بالای  آسمانها  را  بگردی‌)  و  دلیلی  برای  (‌ایـمان  آوردن‌)  ایشان  بیاوری  (‌چنین  کن‌.  امّا  بدان  که  این  لجوجان  تو  را  تـصدیق  نمی‌کنند  و  ایـمان  نـمی‌آورند)‌.  ولی  اگر  خدا  بخواهد  آنان  را  (‌قهراً  و  جبراً‌)  بر  هـدایت  جمع  خواهـد  کرد  (‌و  ایمان  را  بدیشان  تلقین  خواهد  نمود.  امّـا  هـدایت  اجباری  و  ایمان  زورکی  چه  سود  دارد؟  لذا  ایشان  را  به  خود  وامـی‌گذارد  تا  با  اراده  و  اختیار  خود  اگر  خواستند  ایمان  بیاورند  و  اگر  نخواستند  ایـمان  نیاورند)‌.  پس  از  زمرۀ  کسانی  مباش  که  (‌حکم  خدا  و  سنّت  او  را  دربـارۀ  مردم‌)  نمی‌دانند.  تنها  کسانی  (‌دعوت  تـو  را)  مـی‌پذیرند که  گوش  شنوا  دارند  (‌و  از  روی  تدبّر  و  تفکّر  سخنان  را  می‌شنوند.  امّا  اینان  مردگان  زنده‌نما  هستند)  و  خداوند  مردگان  (‌چون  ایشان  را  به  هنگام  رستاخیز  از  گورها)  برمی‌انگیزد،  و  پس  از  زنده  شدن  به  سوی  او  برگردانده  می‌شوند  (‌و  مورد  بازخواست  قرار  می‏‎گیرند  و  سـزا  و  جزای  خود  را  می‌بینند)‌.
بدین  شیوه‌،  روند  سوره  به  پیش  می‌رود  و  موج  موج  به  پیش  می‌تازد  و  موجها  بر سر و کول  یکدیگر  می‌دوند  و  به  همدیگر  می‌پیوندند،  بدانگونه ‌که  نمونه‌هائی  از  این  امواج  را  ذکر کردیم‌.  بدان  امید که  سرشت  سوره  را  همچون  موضوع  آن  به  تصویر کشد...  سوره  در  