ز  یزدان  اطـاعت  نـمایند،  آنـان  را  به  بهشت‌ برمی‌گردانند  و  ایشان  را  فریاد  می‌دارند:
(أَن تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ). 
این  بهشت  شما  است  (‌که  در  جهان  به  شـما  وعده  داده  شده  بود،  هم  اینک‌)  آن  را  به  خـاطر  اعمالی  (‌بـایسته  و  کـردارهـای  شـایسته‌ای‌)  کـه  انجام  داده‌ایـد  بـه  ارث  می‌برید. (اعراف/43) 
پس  به  دیار  غربت  روندگان‌،  دیگر  باره  به  سرای  پـر  نعمت  بهشت  یزدان  برمی‌گردند!!!
این صـحنه  طولانی  است  و  ما  نمی‌توانیم  در  این  معرّفی  کوتاه  آن  را  بنگاریم‌.  پس  از  این‌،  مفصّل  از  آن  سخن  خواهیم  گفت‌.
روند  قرآنی  این  صحنه  را  مناسبتی  می‌کند  برای  بیم  دادن  و  اندرز گفتن‌،  و  برحذر  داشتن  کسانی  که  قرآن  را  تکذیب  می‌نمایند،  و  برای  ایـمان  آوردن  به  قرآن‌،  خواسـتار  مـعجزات  و  خوارق  عادات  می‌گردند،  از  سرنوشت  بد  و  فرجام  نابهنجاری ‌که  در  پیش  دارند:  
(وَلَقَدْ جِئْنَاهُمْ بِكِتَابٍ فَصَّلْنَاهُ عَلَى‏ عِلْمٍ هُدىً وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ. هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِن قَبْلُ قَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ فَهَل لَنَا مِن شُفَعَاءَ فَيَشْفَعُوا لَنَا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ).
بی‏گمان  کتاب  بزرگی  (‌بـه  نـام  قرآن‌)  را  بـرای  ایشـان  فرستاده‌ایم  که  با  آگاهی  (‌کامل  و  شامل  خدایانۀ  خود  از  فطرت  انسان  و  سرشت  جهان‌،  احکــام  و  مـعانی‌)  آن  را  توضیح  داده  و  تبیین  کرده‌ایم  تا  مایۀ  هدایت  (‌ایشان  به  سوی  سـعادت‌)  و  رحمت  (‌خدا  در  هـر  دو  سـرا)  بـرای  کســانی  بـاشد  که  مؤمنین  (‌بـدان‌)  بـاشند.  آیـا  (‌افراد  بی‌باور)  انتظار  جز  این  را  دارند  که  سرانجام  تهدیدهای  کتاب  خدا  را  مشاهده  کنند  (‌و  عقاب  و  عذاب  موعود  او  را  هم  اینک  ببینند؟‌)‌.  روزی  چنین  سرانجامی  فرا  می‌رسد  و  (‌عقاب  و  عذاب  خدا  گریبانگیرشان  می‏‎گردد.  در  آن  روز)  آنان  که  در  دنیا  آن  را  فرامـوش  کرده‌انـد  و  پشت  گوش  انـداخـته‌انـد،  مــی‌گویند:  بی‏گمان  پیغمبران  پروردگارمان  آمدند  و  حقّ  را  با  خود  آوردنـد  (‌و  مـا  و  دیگران  را  به  سوی  آن  دعوت  کردند،  ولی  ما  بدان  کــافر  شـدیم  و  اکنون  پشـیمانیم  و  راه  چـاره‌ای  بـرای  خود  نــمی‌دانـیم‌)  آیــا  مـیانجیگرانـی  داریـم  کـه  بـرای  مـا  میانجیگری  کنند  (‌و  ما  را  از  دست  عـذاب  بـرهانند؟‌!)  یـا  (‌کاری  کنند  که  مجدّدًا  به  جهان‌)  برگردانده  شـویم  تـا  اعمالی  انجام  دهیم  جدای  از  اعمالی  که  قبلًا  مـی‌کردیم‌؟  (‌ولی  مگر  ممکن  است  چنین  شود؟‌!  آنان  پاسخی  بــرای  خود  نمی‌شنوند.  چرا  که  با  غرور  بیجا  در  دنـیا)  ایشـان  خویشتن  را  زیانبار  کرده‌اند  و  هستی  خود  را  باخته‌اند،  و  معبودهائی  را  که  به  دروغ  سـاخته  بـودند  همگی  گم  گشته‌اند  و  ناپدید  شده‌اند.                     
(اعراف/52 و 53)
پس  از  این ‌کوچ  دور  و  دراز،  و  طیّ  سرزمینهای  فرخ  و  راه‌های  پر  نشیب  و  فراز، ‌کوچی‌ که  از  پیدایش  انسان‌،  تا  برگشت  ایشان  بدان  جـهان  را  در  بر  می‌گیرد،  روند  قرآنی  می‌ایستد  تا  پيروی  بر  آن  بزند،  و  در  این  پـیرو  «‌حقیقت  الوهیّت‌»  و  «‌‌حقیقت  ربوبیّت‌»  را  در  صحنه‌های  جهان  هستی  بنمایاند.  صحنه‌هائی‌ که  با  ایـن  حقیقت  گواهی  دهد  بر  شیوۀ  قرآن  در  تبدیل  سراسر  جـهان  به  جولانگاهی‌ که  این  حقیقت  آثار  زیبا  و  نوین  خود  را  در  آن  جلوه‌گر  می‌سازد.  آثار  حیرت‌انگیز  و  شگفت‌آوری  که  به  ژرفاهای  دل  انسـان  سرک  مي‌کشند  و  نـفوذ  می‌کنند،  زمانی‌ که  انسان  با  احساس  باز  و  بینش  روشن  پذيرۀ  آنها  رود.  هدف  از  این  کوچ  بنیادین  در  صحنه‌های  جهان  و  فرو  رفتن  به  ژرفاهای  اسرار  آن  نیز  جلوه‌گر  ساختن  و  پدیدار  کردن  حقیقت  اعتقادی  اساسی  است‌.  این  حقیقت  اعتقادی  اساسی  هم  این  است‌ که‌:  سراسر  این  جهان  سرگرم  بندگی  و  پرستش  خدا‌وند  یگانه  است‌،  و  یـزدا‌ن  پروردگار  و  فرمانروای  آن  است  و  بس.  پس  سزاوار  انسان  این  است ‌که  از  آهنگ  جهان  هسـتیِ  با  ایمان  نگریزد،  و  همآوا  و  همنوا  با  آن  شود،  و  از  بندگی  و  پـرستش  خـداونـدگار  جــهان ‌کناره‌گيری  نکند،  خداوندگاری‌ که  آفرینش  و  فرمانروائی  از  آن  او  است  و  او  پروردگار  جهانها  و  جهانیان  است‌:
(إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماوَاتِ والْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى‏ عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ. ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً إِنَّهُ لاَيُحِبُّ الْمُعْتَدينَ. وَلاَ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفاً وَطَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ. وَهُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ حَتَّى‏ إِذَا أَقَلَّتْ سَحَاباً ثِقَالاً سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَيِّتٍ فَأَنْزَلْنَا بِهِ الْمَاءَ فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِن كُلِّ الَّثمَرَاتِ كَذلِكَ نُخْرِجُ الْمَوْتَى‏ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ. وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لاَيَخْرُجُ إِلَّا نَكِداً كَذلِكَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ). 
پروردگار  شما  خداوندی  است  که  آسمانها  و  زمـین  را  در  شش  دوره  بیافرید،  سـپس  بـه  ادارۀ  جهان  هستی  پرداخت‌.  بـا  (‌پـردۀ  تـاریک‌)  شب‌،  روز  را  مـی‌پوشاند  و  شب  شتابان  به  دنبال  روز  روان  است‌.  خورشید  و  ماه  و  ستارگان  را  بیافریده  است  و  جملگی  مسـخّر  فرمان  او  هستند.  آگاه  باشید  که  تنها  او  می‌آفریند  و  تنها  او  فرمان  می‌دهد.  بزرگوار  و  جـاویدان  و  دارای  خیرات  فراوان‌،  خداوندی  است  که  پروردگار  جهانیان  است‌.  پروردگار  خود  را  فروتنانه  و  پنهانی  به  کمک  خوانید  (‌و  در  دعا  بـا  بلند  گرداندن  صدا  یا  درخواست  چیز  ناروا  از  حدّ  اعتدال  تجاوز  مکنید  که‌)  او  تجاوزکاران  را  دوست  نمی‌دارد.  در  زمین  بعد  از  اصلاح  آن  (‌توسّط  خدا  یا  بـر  دست  انـبیاء  علی‌الخصوص  محمّد  مصطفی‌)  فساد  مکنید.  و  خـدا  را  بیمناکانه  و  امیدوارانه  به  فریاد  خوانـید،  (‌بـیم  از  عدم  پذیرش‌،  و  امید  به  رحمتش‌)‌.  بی‏گمان  رحمت  یـزدان  بـه  نیکوکاران  نزدیک  است‌.  او  کسی  است  کـه  بـادها  را  بـه  ع