تشان  عجله  نمی‌کنیم  و  بلکه  در  دنیا  بدیشان  مهلت  می‌دهیم‌)  تا  در  سرکشی  و  نـافرمانی  خود  (‌بـلولند  و)  سرگردان  شوند  (‌و  حقّ  را  از  باطل‌،  و  راه  را  از  چاه  بـاز  نشـناسند)‌.  هنگامی  که  بـه  انسـان  نـاراحتی  و  بـلائی  می‌رسد  (‌که  نه  خود  و  نه  دیگران  نمی‏‎توانند  آن  را  دفع  و  چاره  کنند)‌،  چه  بر  پهلو  خوابیده‌،  و  چه  نشسـته‌،  و  چه  ایسـتاده  بــاشد  (‌بـرای  رفــع  مشکل‌)  مـا  را  بـه  کمک  می‌خواند.  امّا  هنگامی  که  نـاراحتی  و  بـلائی  را  (‌که  در  مقابل  آن  درمانده  بود)  از  او  به  دور  داشتیم‌،  آن  چنان  راه  (‌سابق‌)  خود  را  در  پیش  می‏‎گیرد  (‌و  خدای  را  باز  هم  فراموش  می‌کند)  که  انگار  ما  را  برای  دفع  محنتی  که  بدو  رسیده  است  به  فریاد  نخوانده  است  (‌و  اصـلاً  ضـرر  و  زیانی  متوجّه  او  نبوده  و  بلائی  بـدو  دست  نـداده  است‌.  آری‌!  همیشه‌)  این  چنین  اعمال  اسرافگران  در  نظرشان  آراسته  شده  است  (‌و  تکرار  گناه  از  قباحت  آن  کـاسته  است‌،  و  اهریمن  نابکار  باطل  را  بـرای  آنـان  حقّ  جـلوه  داده  است‌)‌.  مـا  گروهها  (‌و  نسـلهای  زیـادی‌)  را  هـلاک  كرده‌ایم  که  پیش  از  شما  بـوده‌انـد،  بـدان  گاه  که  سـتم  کرده‌اند  (‌و  راه  گناه  سپرده‌انـد)  و  پـیغمبرانشـان  بـرای  آنان  دلائل  روشن  و  معجزات  آشکاری  آورده‌اند  و  ارائه  نموده‌اند،  ولی  آنان  جزو  کسـانی  نبوده‌انـد  کـه  ایـمان  بـیاورند  (‌و  سـخنان  پـیغمبران  را  بشـنوند  و  بـه  دنـبال  ایشان  روند.  آری  در  گذشته  و  حال  و  آینده‌)  این  چنین  

گروه  بـزهکاران  را  سـزا  مـی‌دهیم‌.  (‌پس  خویشتن  را  بپائید  و  نافرمانی  ننمائید)‌.  سپس  به  دنبال  آنان  شـما  را  در  زمـین  جـانشینان  (‌ایشــان  و  سـرنشینان  زمـین‌)  کرده‌ایم  تا  بنگریم  شما  چگونه  عمل  می‌کنید.

مشـرکان  عــرب  پیغمبر  خدا  را صلّی الله عليه و آله وسلّم ‌به  مبارزه  می‌طلبیدند  و  از  او  درخواست  می‌کردند که  عذاب  را  هر  چه  زودتر  بر  سرشان  بیاورد  و  بدیشان  مهلت  ندهد...  از  جملۀ چیزهائی  که  خداوند  متعال  در  این  سـوره  راجـع  بدیشان  بیان  می‌فرماید،  این  چنین  است‌:

(وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ )(٤٨)

 می گویند:  این  وعدۀ  (‌عذاب‌)  اگر  راست  می گوئید  (‌که  عذابی  در  میان  است‌)  کی  عـملی  مـی‌شود  (‌و  مـوقع  و  موعد  آن  کی  خواهد  بود؟‌)‌.                      (‌یونس/48 )   در  غیر  این  سوره  هم  آمده  است‌:

(ويستعجلونك بالسيئة قبل الحسنة وقد خلت من قبلهم المثلات)

 (‌كافران  و  مشركان  تمسخرکنان‌)  از  تو  می‌خواهند  کـه  بــدی  (‌و  عـذابــی  کــه  از  سـوی  خدا  ایشـان  را  از  آن  می‌ترسانی‌)  پیش  از  خوبی  (‌و  نعمتی  که  از  سـوی  خدا  بدیشان  مژدۀ  آن  را  می‌رسانی‌)  بدانان  رسد!  و  حال  آن  که  عذابهای  درهم  کوبنده  و  خوار  کننده  قبل  از  ایشـان  بوده  است  و  (‌بـر  سـر  گذشتگان  آمـده  است  و  طـومار  

حیات  افراد  کـافر  و  مشـرکان  چون  ایشـان  را  درهـم  

نوردیده  است‌)‌.(‌رعد  /  6‌) 

 همچنین  قرآن  مجید  این‌گفتارشان  را  نیز  نقل  می‌فرماید: 

(وإذ قالوا:اللهم إن كان هذا هو الحق من عندك فأمطر علينا حجارة من السماء أو ائتنا بعذاب أليم).  
 (‌ای  پـیغمبر!  بــه  خــاطر  بـیاور)  زمـانی  را  كـه  کافران  می‌گفتند:  خداوندا  اگر  این  (‌آئین  و  این  قرآن‌)  حقّ  است  و  از  ناحیۀ  تو  است‌،  از  آسمان  بارانی  از  سنگ  بر  سـر  مـا  فرود  آور  یا  به  عذاب  دردناک  (‌دیگری‌)  مـا  را  گرفتار  ساز.             (انفال/32)

همۀ  اینها  حالت  سرکشی  و  دشمنانگی ‌کافران  و  مشرکان  را  به  تصویر  می‌زند،  سرکشی  و  دشمنانگی  با  هدایت  یزدان ‌که  در  قرآن  برای  ایشان  به  ارمغان  آمده  بود!  حکمت  یزدان  خواستار  این  بود که ‌کافران  و  مشرکانی  را  که  نخستین  مخاطبان  این  قرآن  بودند  با  عذاب  ریشه‌کن  کننده  هلاک  و  نابود  نکند  و  ايشـان  را  از  روی  زمـین  برندارد،  همان‌گونه ‌که  تکذیب‌کنندگان  حقّ  و  حقیقت  را  در  گذشته‌های  پیش  از  ایشان  با  عذاب  ریشه‌کن  کننده  نابود  و  هلاک  سـاخته  بود.  چـرا کـه  یـزدان  سبحان  می‌دانست ‌که  بسیاری  از  جمعیّت  این ‌کافران  و  مشرکان‌،  آئین  اسلام  را  می‌پذیرند،  و  این  آئین  توسط  ایشان  بر  جای  و  ماندگار  می‌ماند،  و  با  د  ست  آنان  در کرۀ  زمین  روان  و  که  پیش  می‌رود.  این  امر  پس  از  فتح  مکّه  به  وقوع  ییوست‌،  چیزی‌که  آنان  بی‏خبر  از  آن  بودند،  بدان  هنگام‌که  با  قرآن  مبارزه  می‌کردند.  آنان  نمی‌دانستندکه  

یزدان  سبحان  می‌خواهد  بدیشان  خیر  حقیقی  برساند،  نه  خیری  که  می‌انگاشتند  و  شـتابگرانـه  آن  را  در‌خواست  می‌کردند،  همان‌گونه ‌که  شرّ  را  شتابگرانه  می‌طلبیدند  و  در  آن  نیز  عجله  می‌ورزیدند!

یزدان  سبحان  در آیة  نخست  بدیشان  می‌فرما‌ید:  اگر  خدا  شرّ  و  عذابی  را  بر  سر  ایشان  می آورد كه  در مبارزۀ  با  پیغمبر صلّی الله عليه و اله وسلّم  شتابگرانه  آن  را  درخواست  ه‌ـی‌کردند  که  انگار  خیر  و  خوبی  را  با  عجله  برای  خود  درخواست  می‌کنند،  ایشان  را  نابود  می‌نمود  و  به  زندگيشان   پـایان  می‌داد.  ولی  خدا  آنان  را  برای  چیزی  کـه  در  آیـنده  در  نظر  داشت  برجای  گذاشت‌...  آن  گاه  ایشان  را  بـرحـذر  می‌فرماید  از  این ‌که  غافل‌ گردند  و  سرا‌نجام  اين فرصت  و  مهلت  را  پیش  چشم  ندارند  و  به  فکر  آخرت،  نباشند.  چه ‌کسانی ‌که  ملاقات  با  خدا  را  انتظار  نمی‌كشند  و  به  حساب  و کتاب  قیامت  ایمان  نـدارنـد،  در  گمـراهـی  و  سرگشتگی  خود  خواهند  ماند،  تا  مرگشان  فـرا  خـواهـد  رسید،  مرگی ‌که  وقت  مشخص  و  مـنعی  دارد.

روند  قرآنی  به  مناسبت  سخن  از  شـتابگری  انسـان  در  درخواست  شرّ  برای  خود،  تصویری  از  بشریّت  آ‌دمـیان  را  شان  می‌دهد  بدان  هنگام‌ که  بلا  و  مصیبتی  و ضرر  و  زیانی  بدیشان  می‌رسد.  این  تصویر  بیانگر  تناقضی  در  سرشت  بـعضی  از  انسـانها  است‌.  آنـان  از  شرّ  و  بلا  می‌ترسند،  امّا  با  این  وجود  شتابان  آن  را  بـرای  خـود  درخواست  می‌کنند!  وقتی ‌که  دچار  شرّ  و  بلا  گردیدند  با  تضرّع  و  زاری  مخلصانه  آفریدگار  جهان  را  به  یـاری  می‌طلـبند.  ولی  زمانی‌ که  شرّ  و  بلا  از  ایشان  دفع  و  رفع  شد،  دیگر  باره  به  همان  زشتیها  و  پلشتیهائی  برمی‌گردند  که  قبلاً  می‌کردند:

(وَإِذَا مَسَّ الإنْسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنْبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَائِمًا فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنَا إِلَى ضُرٍّ مَسَّهُ كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ )(١٢)

  هنگامی  که  به  انسان  ناراحتی  و  بلائی  مـی‌رسد‌.  (‌که  نـه  خود  و  نه  دیگران  نمی‌توانند  آن  را  دفع  و  چاره كنند)‌،  چه  بر  پهلو