پس  ا‌حوال  ایشان  را  به  تصویر  می‌کشد،  در  آن  هنگام ‌کـه  -  لبـۀ  آتش  دوزخ  نگاه  داشته  شد‌ه‌انـد  و  می‌گویند:  کاش  می‌توانستیم  به  دنیا  برگردیم  و  از  زمرۀ  مؤمنان  بشویم!  بعد  ایشان  را  به  دنیا  برمی‌گرداند  و  آنان  را  به  تـصویر  می‌کشاند  در  حال  و  وضعی ‌که  زنده  شـدن  و  زنـدگی  دوباره  را  انکار  می‌کنند.  سـپس  به  دنبال  ایـن  امر،  تصویری  از  حال  و  وضعشان  می‌کشد  بدانگاه ‌که  آنان  را  در  پیشگاه  پروردگارشان  نگاه  داشته‌انـد،  و  از  ایشـان  دربارۀ  این  انکار  و  ناباوری  پـرسش  می‌شود،  و  بار  گناهانشان  را  بر  دوشهایشان  می‌کشند...  این  موج  پایان می‌پذیرد  با  بیان  زیانـمندی  تکذیب ‌کنندگان  ملاقات  با  یزدان  و  آماده  شدن  در  پیشگاه  خداوند  مـنّان‌،  و  ذکر  ناچیزی  زندگی  دنیا  در  برابر  زندگی  سرای  آخرتی‌ که  برای  پرهیزگاران  اندوخته  و  ذخیره ‌گشته  است‌:
(الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمُ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ .وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ .وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا أَيْنَ شُرَكَاؤُكُمُ الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ .ثُمَّ لَمْ تَكُنْ فِتْنَتُهُمْ إِلا أَنْ قَالُوا وَاللَّهِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشْرِكِينَ .انْظُرْ كَيْفَ كَذَبُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ .وَمِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِهَا حَتَّى إِذَا جَاءُوكَ يُجَادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلا أَسَاطِيرُ الأوَّلِينَ .وَهُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَيَنْأَوْنَ عَنْهُ وَإِنْ يُهْلِكُونَ إِلا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ .وَلَوْ تَرَى إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ فَقَالُوا يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلا نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ .بَلْ بَدَا لَهُمْ مَا كَانُوا يُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ وَلَوْ رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ .وَقَالُوا إِنْ هِيَ إِلا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ .وَلَوْ تَرَى إِذْ وُقِفُوا عَلَى رَبِّهِمْ قَالَ أَلَيْسَ هَذَا بِالْحَقِّ قَالُوا بَلَى وَرَبِّنَا قَالَ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ .قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِلِقَاءِ اللَّهِ حَتَّى إِذَا جَاءَتْهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً قَالُوا يَا حَسْرَتَنَا عَلَى مَا فَرَّطْنَا فِيهَا وَهُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزَارَهُمْ عَلَى ظُهُورِهِمْ أَلا سَاءَ مَا يَزِرُونَ .وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلا تَعْقِلُونَ).(  20-32  )  
کسانی  که  کتاب  آسمانی  بدانان  داده‌ایم  (‌یعنی  یهودیان  و  مسیحیان‌)  او  را  (‌که  محمّد  نام  و  پیغمبر  خاتم  است  و  صــــفات  او  در  کــتابهایشان  مــذکور  است‌،  خـوب‌)  می‌شناسند،  همانگونه  که  فرزندان  خود  را  می‌شناسند.  کسانی  که  (‌سـرمایۀ  وجود)  خود  را  از  دست  داده‌اند  (‌زیانکارند  و  بدانچه  پی  می‌برند  اقرار  نمی‌کنند  و)  ایمان  نمی‌آورند.  چه  کسی  ستمکارتر  از  کسی  است  که  بر  خدا  دروغ  می‌بندد  (‌و  فرزند  و  انباز  برای  او  قرار  مـی‌دهد  و  چیزهای  ناروای  دیگر  بدو  نسبت  می‌دهد؟‌)  یا  دلائل  (‌دالّ  بر  یگانگی  خدا  و  صدق  انبیاء‌)  او  را  تکذیب  مـی‌نماید  (‌و  آیـات  قرآن  و  مـعجزات  پـیغمبران  را  بـاور  نمی‌دارد  و  نـادیده  مـی‌انگـارد؟‌)‌!  مسـلّماً  سـتمکاران  رستگار  نمی‌شوند.  (‌برای  آنان  بیان  کن  چیزی  را  کـه  در روز  قـیامت  رخ  می‌دهد)  آن  روزی  که  همۀ  آنان  را  جمع  می‌کنیم  و  سپس  به  کسانی  كه  (‌انبازانی  برای  خدا  قرار  داده‌اند  و  بدو)  شرک  ورزیده‌اند  می‌گوئیم‌:  انبازانی  کـه  گمان  می‌بردید  کجایند  (‌تا  چنین  معبودهای  دروغین  در  عرصۀ  وحشتناک  به  فریادتان  رسند؟‌!)‌.  سپس  عـاقبت  کـفر  آنـان  چیری  جر  ایـن  نـیست  کـه  مـی‌گویند:  بـه  خداوندی  که  پروردگار  ما  است  سوگند  که  مـا  مشـرک  نبوده‌ایم‌!  (‌و  هرگز  جز  تـو  را  نـپرستیده‌ایـم‌!)‌.  بنگر  کـه  چگونه  بـا  خـویشتن  نـیز  دروغ  می‏‎گویند،  و  نشـانی  از  شرکاء  و  انبازانی  نماند  که  آنان  به  هم  می‌بافتند.  برخـی  از  آنان  (‌به  هنگام  تلاوت  قرآن‌)  به  تو  گوش  فرا  می‌دهند  ولی  (‌نه  برای  فهمیدن  آن  و  هدایت  بدان‌،  بلکه  برای  طعنه  زدن  و  ریشخند  کردن  آن‌.  بدین  سبب  ایشان  را  از  فایدۀ  عـقل  و  گوش  مـحروم  کرده‌ایـم  و  گوئی  کـه‌)  مـا  بـر  دلهـایشان  پــرده‌ها  افکـنده‌ایـم  تـا  آن  را  نفهمند  و  در  گوشهایشان  کری  قرار  داده‌ایم  (‌تا  ندای  آسمانی  قرآن  را  نشنوند)‌.  اگر  آنان  همۀ  دلائل  و  نشانه‌های  حقّ  را  هم  ببینند  بدان  باور  نمی‌دارند  و  ایمان  نمی‌آورند.  تا  آنجا  که  وقتی  برای  مجادله  به  پیش  تو  می‌آیند  می‌گویند:  اینها  (‌که  تو  بر  ما  می‌خوانی‌)  جز  افسانه‌های  پیشینیان  چیز  دیگری  نیست‌.  آنان  (‌دیگران  را)  از  قرآن  باز  می‌دارند  و  خود  نیز  از  آن  دوری  می‌گزینند  (‌و  لذا  نـه  خودشان  از  قرآن  سود  می‌برند  و  نه  می‏‎گذارند  از آن  سود  ببرند!  به  سـبب  چـنین  کـاری‌)  آنــان  جـز  خویشتن  را  هـلاک  نمی‌نمایند  (‌و  تنها  خودشان  زیان  می‌بینند)  ولی  (‌زشتی  عمل  خود  و  فرجام  بد  آن  را)  درک  نمی‌کنند.  اگر  تو  (‌ای  محمّد!)  آنان  را  مشاهده  کنی  بدانگاه  کـه  ایشـان  را  (‌در  کنار)  آتش  دوزخ  نگاه  می‌دارند  (‌و  هراس  جهنّم  ایشـان  را  برداشته  است‌،  منظره‌های  وحشت‌انگیزی  را  می‌بینی  و  سخنهای  شگفت‌انگیزی  را  می‌شنوی‌!)  آنان  می‌گویند:  ای  کاش  (‌برای  نجات  از  این  سرنوشت  شوم‌،  بار  دیگر)  بـــه  دنـــیا  بــرمی‌گشتیم  و  (‌در  آنـجا  دیگـر)  آیـات  پروردگارمان  را  تکذیب  نمی‌کردیم  و  از  زمـرۀ  مـؤمنان  می‌شدیم‌.  (‌این  تمنّا،  آرزوی  دروغینی  بیش  نیست‌)  بلکه  (‌به  خاطر  آن  است  که  در  آن  جهان‌،  عیوب‌)  کارهائی  را  کـه  قبلاً (‌در  این  دنیا  انـجام  می‌داده‌اند و  از خود  و  دیگران‌)  پنهان  می‏کرده‌اند،  بـرای  آنـان  آشکـار  گشـته  است‌.  اگر  هم  (‌به  فرض  محال  به  دنیا)  برگردانده  شوند،  به  سراغ  همان  چیزی  می‌روند  که  از  آن  نـهی  شـده‌انـد.  ایشان  (‌در  وعدۀ  ایمان‌)  دروغگویند.  و  آنان  (‌اگر  هم  به  دنیا  برگردند، 