 يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِهَا حَتَّى إِذَا جَاءُوكَ يُجَادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلا أَسَاطِيرُ الأوَّلِينَ .وَهُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَيَنْأَوْنَ عَنْهُ وَإِنْ يُهْلِكُونَ إِلا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ .وَلَوْ تَرَى إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ فَقَالُوا يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلا نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ .بَلْ بَدَا لَهُمْ مَا كَانُوا يُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ وَلَوْ رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ).

 برخی  از  آنان  (‌به  هنگام  تلاوت  قرآن‌)  به  تـو  گوش  فرا  می‌دهند  ولی  (‌نه  برای  فهمیدن  آن  و  هدایت  بدان‌،  بلکه  برای  طعنه  زدن  و  ریشخند  کردن  آن‌.  بدین  سبب  ایشان  را  از  فایدۀ  عقل  و  گوش  محروم  کرده‌ایم  و  گوئی  که‌)  ما  بر  دلهایشان  پرده‌ها  افکنده‌ایـم  تــا  آن  را  نـفهمند  و  در  گوشهایشان  کری  قرار  داده‌ایم  (‌تا  ندای  آسمانی  قرآن  را  نشنوند)‌.  اگر  آنان  همۀ  دلائل  و  نشانه‌های  حقّ  را  هـم  ببینند  بدان  باور  نمی‌دارند  و  ایمان  نمی‌آورند.  تا  آنجا  که  وقتی  برای  مجادله  به  پیش  تو  مـی‌آیند  مـی‌گویند:  ایـنها  (‌که  تو  بر  ما  می‌خوانی‌)  جز  افسانه‌های  پیشینیان  چیز  دیگری  نیست‌.  آنان  (‌دیگران  را)  از  قرآن  باز  می‌دارند  و  خود  نیز  از  آن  دوری  می‌گزینند  (‌و  لذا  نه  خودشان  از  قرآن  سود  می‌برند  و  نه  می‌گذ‌ارند  از  آن  سود  ببرند!  به  سـبب  چـنین  کــاری‌)  آنـان  جــز  خویشتن  را  هـلاک  نمی‌نمایند  (‌و  تنها  خودشان  زیان  می‌بینند)  ولی  (‌زشتی  عمل  خود  و  فرجام  بد  آن  را)  درک  نمی‌کنند.  اگر  تو  (‌ای  محمّد!)  آنان  را  مشاهده  کنی  بدانگاه  که  ایشـان  را  (‌در  کنار)  آتش  دوزخ  نگاه  می‌دارند  (‌و  هراس  جهنّم  ایشـان  را  برداشته  است‌،  منظره‌های  وحشت‌انگیزی  را  می‌بینی  و  سخنهای  شگفت ‌انگیزی  را  می‌شنوی‌!)  آنان  می‌گویند:  ای  کاش  (‌برای  نجات  از  این  سرنوشت  شوم‌،  بار  دیگر)  بـــه  دنـــیا  بــرمی‌گشتیم  و  (‌در  آنـجا  دیگر)  آیــات  پروردگارمان  را  تکذیب  نمی‏کردیم  و  ار  زمـرۀ  مؤمنان  می‌شدیم‌.  (‌این  تمنّا،  آرزوی  دروغینی  بیش  نیست‌)  بلکه  (‌به  خاطر  آن  است  که  در  آن  جهان‌،  عیوب‌)  کارهائی  را  کـه  قبلاً  (‌در  این  دنیا  انجام  می‌داده‌اند  و  از  خود  و  دیگران‌)  پنهان  می‌کرده‌انـد،  بـرای  آنان  آشکـار  گشته  است‌.  اگر  هم  (‌به  فرض  محال  به  دنیا)  برگردانده  شوند،  به  سراغ  همان  چیزی  می‌روند  که  از  آن  نـهی  شده‌انـد.  ایشان  (‌در  وعدۀ  ایمان‌)  دروغگویند.

اینها  دو  پردۀ  متقابل  یکدیگرند.  پرده‌ای  مربوط  به  دنیا  است  و  در  آن  ستیزه‌ گری  و  رویگردانی  ترسیم  می‌شود  و  به  نمایش  درمی‌آید.  و  پرده‌ای  مربوط  به  آخرت  است  و  در  پشیمان  شدن  و  افسوس  خوردن  به  تصویر  کشیده  می‌شود...  روند  قرآن  این  دو  پرده  را  به  تصویر  می‌زند،  و  بگونۀ  الهامگرانۀ  مؤثّری  آن  دو  پرده  را  نشان  می‌دهد  و  به  تماشا  می‌گذارد.  فطر‌تهای  چمباتمه  زده  و  خفته  را  به  وسیلۀ  این  پرده‌ها  مخاطب  قرار  می‌دهد،  و  آنها  را  با  نشان  دادن  پرده‌ها  سخت  به  تکان می اندازد،  تا  این‌ که  توده‌ها  و  اندوده‌های  روی  فطرتها  فرو  افتد  و  کنار  رود،  و  سوراخهای  سخت  فرو  بسته  آنها  گشوده  شود،  و  پیش  از  فوت  فـرصت  به  سـوی  ایـن  قـرآن  برگردند  و  به  تدبّر  و  تفکّر  آن  بپردازند.

(وَمِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِهَا).

برخی  از  آنان  (‌به  هنگام  تلاوت  قرآن‌)  به  تـو  گوش  فرا  می‌دهند  ولی  (‌نه  برای  فهمیدن  آن  و  هدایت  بدان‌،  بلکه  برای  طعنه  زدن  و  ریشخند  كردن  آن‌.  بدین  سبب  ایشان  را  از  فایدۀ  عقل  و  گوش  محروم  کرده‌ایم  و  گوئی  که‌)  ما  بر  دلهایشان  پرده‌ها  افکنده‌ایـم  تـا  آن  را  نفهمند  و  در  گوشهایشان  کری  قرار  داده‌ایم  (‌تا  ندای  آسمانی  قرآن  را  نشنوند)‌.  اگر  آنان  همـۀ  دلائل  و  نشانه‌های  حقّ  را  هـم  ببینند  بدان  باور نمی‌دارند  و  ایمان‌ نمی‌آورند.

(‌اکنّة)  غلافها  و  پرده‌هائی  است ‌که  میان  دلها  و  قرآن  حائل  می گردد  و  نمی‏گذارد  این  چنین  دلهائی  باز  شوند  و  پذیرای  آن‌ گردند  و  آن  را  بدانند  و  فهم ‌کنند...

(‌وقْر)‌ کری  است‌،‌ کريی ‌که  مانع  می‌گردد گوشها  وظیفه  و كار  خود  را  انجام  دهند  و  بشنوند.

این  نوع  انسانهائی‌ که  گوش  فرا  می‌دهند،  امّا  نمی‌فهمند،  گوئی  دلهائی  ندارند که  درک‌ کنند،  و  انگار گوشهائی  ندارند  که  بشنوند...  چنین  انسانهائی  در  میان  هر  نسلی  و  در  میان  هر دسته‌ای‌،  موجود  بو‌ده‌،  و  در  همۀ  مكانها  و  در  همۀ  زمـانها  مکرّر  می‌شوند.  ایـنان  مـردمانی  از  آدمیزادگانند.  هر  چند که  سخنان  را  می‌شنوند،  اما  انگار  که آنها  را  نمی‌شنوند. گوئی‌ گوشهایشان‌ کر  است و وظیفه  و كار  خود  را  انجام  نمی‌دهند.  انگار  ادراکشان  هم  در  میان  پرده ای  است  و  معانی  و  مفاهیمی‌ که  گوشها  شنیده‌اند  به  مراکز  فهم  و  شعو‌رشان  نمی‌رسد!
(وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِهَا حَتَّى إِذَا جَاءُوكَ يُجَادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلا أَسَاطِيرُ الأوَّلِينَ).

اگر آنان  همۀ  دلائل  و نشانه‌های  حقّ  را  هم  ببینند  بدان  باور  نمی‌دارند  و  ایمان  نمی‌آورند.  تا آنجا  که  وقتی  برای  مجادله  به  پیش  تو  می‌آیند  می‌گویند:  اینها  (‌که  تو  بر  مـا  می‌خوانی‌)  جز  افسـانه‌های  پـیشینیان  چیز  دیگری  نیست.

چشمان  آنان  نیز  می‏‎بیند،  ولی  تشـخیص  نمی‌دهد.  یـا  انگار  آنچه  را که  تشخیص  می‌دهد  به  دلها  و  خردهایشان  نمی‌رسد!

به  نظر  شما  چه  بلائی  بدین  قوم  رسیده  است‌؟  چه  چیز  ایشان  را  از  دریافت  و  پذیرش  باز داشته  است  و  مـیان  ایشان  و استجابتشان  حائل  و  مانع  شده  است‌؟  آخر  آنان  دارای‌ گوش  و  چشم  و خرد  هستند،  چرا  باید  چنین  باشند؟  خداوند  سبحان  می‌فرماید:

 

(وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِهَا).

 ما  بر  دلهایشان  پرده‌ها  افـكنده‌ایم  تا  آن  را  نفهمند  و  در  گوشهایشان  کری  قرار  داده‌ایم  (‌تا  ندای  آسمانی  قرآن  را  نشـنوند)‌.  اگر آنان  همۀ  دلائل  و نشانه‌های  حقّ  را  هم  ببینند  بدان  باور  نمی‌دارند  و  ایمان  نمی‌آورند.

این  امر  بيانگر  قضا  و  قدر  یزدان 