ز  کسـی  است  کـه  دروغی  را  به  خدا  نسبت  دهـد،  یا  آیـه‌های  او  را  تکذیب  کند؟  (‌دروغ  بستن  به  خدا  و  تکذیب  آیات  او،  کفر  بشمار  است  و  جـرم  بزرگی  در  بـر  دارد  و)  هرگز  مـجرمان  (‌کفرپیشه‌) رستگار  نـمی‌گردند (‌و  قطعاً  از عذاب  خدا  رهائی  نمی‌یابند  )‌.(‌یونس/15-17 )

  این  سوره  در  همچون  فضائی  نـازل  گـردیده  است‌.  ا‌ز  روند  آن  پیدا  است ‌که  سراسر  سوره  دارای  تار  و  پود  هـماوا  و  هـمبسته‌ای  است  و  بـا  واقـعیّت  پـیوسته‌ای  رویاروی  می‌گردد.  تا  آنجا که  تقسیم  آن  به  تکـّه‌ها  و  بخشهای  جـدای  از  هـمدیگر  دشوار  است‌.  ایـن  امـر  روایتی  را  نفی  می‌کند که  ناظران  قـرآن  اميری  به  آن  متوسّل  شده‌اند  و  بر  آن  رفته‌اند  و گفته‌اند:  آیه‌های4٠  و  ٩5  و  ٩6  مدنی  است‌...  چه  این  آیه‌ها  با  خود  رونـد  سوره  درهم  تنیده  است‌،  و  برخی  از  آنها  رونـد  سـخن  بدون  آن  اصلاً  هماهنگ  نمی‌گردد  و  بلکه ‌گسـیخته  می‌شود!

همبستگی  موجود  در  روند  سوره  سرآغاز  و  سرانجام  سوره  را  وحدت  و  یکپارچگی  می‏بخشد.  در  سرآغاز  سوره  این  فرمودۀ  یزدان  سبحان  آمده  است‌:

(الر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ (١) أَكَانَ لِلنَّاسِ عَجَبًا أَنْ أَوْحَيْنَا إِلَى رَجُلٍ مِنْهُمْ أَنْ أَنْذِرِ النَّاسَ وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ قَالَ الْكَافِرُونَ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ مُبِينٌ) (٢)

الف‌.  لام‌.  را...  این  آیه‌های  کتاب  استواری  است  (‌که  هـر  چند  از  همین  نوع  حرفها  فراهم  آمـده  است‌،  نـمی‌توانـید  هـمانند  آن  را  بسـازید.  از  اسـتحکام  و  نـظم  و  نـظام  برخوردار  است  و  باطل  و  خرافه  و  هزل  بدان  راه  ندارد،  و  پر  است  از  سخنان  حکـمت  آمـیزی  کـه  سـود  دنـیا  و  آخرت  مردم  را  در  بر  دارد)‌.  آیا  این  برای  مردم  شگـفتی  دارد  که  ما  مردی  از  خودشان  را  (‌پیغمبر  کردیم  و  بدو)  پيغام  دادیم  که  مـردمان  را  (‌از  عذاب  خدا)  بـترسان  و  مؤمنان  را  مژده  بـده  کـه  آنـان  در  نـزد  پـروردگارشان  دارای  مـقام  و  مـنزلت  عالی  هستند  (‌و  از  سـابقۀ  نیک  برخوردار  و  بـر  دیگران  بـرتری  دارنـد.  امّـا  با  وجود  صدق  رسول  و  اعجاز  قرآن‌)  کافران  می‏‎گویند  کـه‌:  ایـن  مرد  (‌محمّد  نام‌)  واقعاً  جادوگر  آشکاری  است‌.(‌یونس/1و2)  

و  در  سرانجام  آن  آمده  است‌:

(وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَاصْبِرْ حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ) (١٠٩)

از  آنچه  بر  تو  وحی  می‌شود،  پیروی  کن  و  شکیبا  بـاش  (‌و  در  بـرابـر  اذیّت  و  آزاری  کـه  در  راه  تـبلیغ  رسـالت  آسمانی  به  تو  می‌رسد،  استقامت  کن‌)  تا  خداوند  (‌مـیان  تو  و  دیگران‌)  داوری  می‌کند  (‌و  فرمان  خود  را  صـادر  می‌نماید)  و  او  بهترین  داوران  است‌. (‌يو‌نس/  109)  

سخن‌ گفتن  از  مسألۀ  وحی،  سرآغاز  و  سرانـجام  است‌.  همان ‌گونه‌ که  وحی  موضوع  پـیوستۀ  جوش  خوردۀ  موجود  در  میان  مطلع  و  مقطع‌،  یعنی  آغاز  و  انجام  سوره  است‌.

همچنین  پیوستگی  و  هـمبستگی  در  مـیان  انگـیزه‌های  گوناگون  سوره  است‌.  مثالی  را  راجع  به  بند  و  بخش  پاسخ  به  شتاب  ايشان  در  فرا  رسیدن  عذابی‌ که  از  آن  ترسانده  می‌شوند،  و  تهدید  کردنشان  به  این  که  قیامت  ناگهانی  رخ  می‌دهد،  و  آن  وقت  ایمان  آوردن  و  تـوبه  کردن‌،  بدیشان  سودی  نمی‌رساند،  ذکر  می‌کنیم‌...  پس  از  این  بند  و  بخش  در  سوره  داسـتانهائی  بـیان  مـی‌شود،  داستانهائی‌ که  همچون  صحنه‌ای  را  به  تصویر  می‌کشد  و  جایگاه‌های  نابودی  پیشینیان  را  چنان ‌که  بوده  است  پیش  چشم  می‌دارد.

در  پاسخ  بدیشان  و  عدم  پـذیرش  درخـواست  ایشـان‌،  یزدان  سبحان  می‌فرماید:

(وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (٤٨) قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَلا نَفْعًا إِلا مَا شَاءَ اللَّهُ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ فَلا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلا يَسْتَقْدِمُونَ (٤٩) قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُهُ بَيَاتًا أَوْ نَهَارًا مَاذَا يَسْتَعْجِلُ مِنْهُ الْمُجْرِمُونَ (٥٠) أَثُمَّ إِذَا مَا وَقَعَ آمَنْتُمْ بِهِ آلآنَ وَقَدْ كُنْتُمْ بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ (٥١) ثُمَّ قِيلَ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذَابَ الْخُلْدِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلا بِمَا كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ) (٥٢)

می‌گویند:  این  وعدۀ  (‌عذاب‌)  اگر  راست  میگوئید  (‌که  عذابی  در  مـیان  است‌)  کی  عملی  مـی‌شود  (‌و  مـوقع  و  موعد  آن  کی  خواهـد  بـود؟‌)‌.  بگو:  مـن  (‌تنها  پـیغمبر  و  رسانندۀ  اوامر  و  نواهی  الهی  هستم  و  اختیار)  هیچ  سود  و  زیانی  برای  خود  (‌یا  برای  مـردمان  در  دست‌)  نـدارم  مگر آن  چیزی  را  که  خدا  بخواهد  (‌و  مرا  از  طریق  وحـی  از  آن  بـیاگاهاند  و  بـر  انـجام  یـا  دوری  از  آن  تـوانـایم  گرداند.  پس  چگونه  مـی‌توانـم  عذاب  خدا  را  زودتـر  از  موقع  خود  به  شما  برسانم  یا  قیامت  را  هویدا  گردانـم‌)‌.  هر  ملّتی  دارای  مدّت  زمـان  مـحدودی  است‌.  هـر  وقت  زمان  آنان  بسر  رسید،  نه  لحظه‌ای  تأخیر  می‌کنند  و  نـه  لحظه‌ای  پیشی  می‏‎گیرند.  بگو:  به  من  بگوئید  اگر  عـذاب  خدا  شب  هنگام  یا  روزی  به  شـما  رسـد،  (‌چـه  فـائده‌ای  بـرای  شـما  گناهکاران  دارد؟‌)  بــه  خـاطر  چـه  چیز  گناهکاران  برای  فرا  رسیدن  آن  شتاب  دارنـد؟  (‌مگـر  نـه  این  است  که  هر  وقت  در  رسد،  مایۀ  بدبختی  آنان  است‌،  پس  شتاب  چرا؟‌!)‌.  آیا  بعدها،  پس  از  آن  كه  واقع  شد  بدان  ایمان  می‌آورند  (‌آن  وقت  که  به  شما  می‌گویند:‌)  اکنون‌؟‌!  (‌تازه  چه  فائده‌!  ایمان  کنونی  سودی  ندارد)  در  حالی  که  (‌قبلاً  در  دنیا  آن  را  به  بازی  می‌گرفتید  و  دائماً)  برای  فرا  رسیدن  آن  شـتاب  مـی‌ورزیدید.  سـپس  بـه  ستمکاران  می‌گویند:  عذاب  جاوید  و  همیشگی  را  بچشید.  آیا  جز  در  برابر  چیزهائی  که  کرده‌اید  کیفر  داده  می‌شوید؟‌.(‌یو‌نس/48-52)  

در  پایان  داسـتان  مـوسی عليه السّلام  در  سـوره‌،  ایـن  صـحنه  می‌آید،  صحنه‌ای‌ که  انگار  صورت  واقعی  آن ‌چنان  بیم  دادنی  است‌:

(وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ بَغْيًا وَعَدْوًا حَتَّى إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ (٩٠) آلآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ (٩١) فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُونَ) (٩٢)

بـنی‌اسـرائـیل  را  از  دریــا  عـبور  دادیـــم‌.  فرعون  و  لشکری