  کُهّان  و  چه  دیگر  مردمان‌)  ساخته  و  پرداخته  نشده  است  و  بـلکه  (‌وحـی  خدا  است  و)  تـصدیق  کنندۀ  کتابهای  آسـمانی  پـیشین  (‌هـمچون  تـورات  و  انجیل‌)  است‌،  و  بیانگر  (‌شـرائـع  و  عقائد  و  احکـام‌)  کتابهای  گذشته  مــی‌باشد.  شکّ  و  تــردیدی  در  آن  نـیست‌،  و  از  سـوی  پروردگار  جهانیان  فرستاده  شـده  است‌.  بـلکه  آنـان  می‏‎گویند  که  (‌محمّد  قرآن  را  خود  سـاخته  و  پـرداخته  است  و)  او  آن  را  به  دروغ  به  خدا  نسـت  داده  است‌.  بگو:  (‌اگر  چنین  است  و  قرآن  سـاختۀ  بشـر  است‌)  شـما  یک  سورۀ  همانند  آن  را  بسازید  و  ارائه  دهید  و  در  ایـن  کار  هر  کسی  را  که  می‌خواهید  بجز  خدا  فـرا  خوانـید  و  بـه  کـمک  بـطلبید،  اگر  راست  میگوئید  (‌که  قرآن  را  مـن  ساخته  و  پرداخته‌ام‌)‌.  بلکه  آنان  چیزی  را  تـكذیب  می‌كنند  که  اصلاً  آگاهی  از  آن  ندارند  و  واقعیّت  آن  برای  ایشـان  روشن  نشده  است‌.  (‌مگر  این  صـحیح  است  کـه  انسـان  چیزی  را  تکذیب  کند  که  دربـارۀ  آن  نـیندیشیده  و  آن  را  مـورد  مـطالعۀ  دقیق  قرار  نـداده  و  مـوضوعات  آن  را  نفهمیده  است‌!)‌.  به  همین  منوال  پیشینیان  هم  (‌پیغمبران  و  کتابهای  آسمانی  را  خودسرانه  و  نـاآگاهانه‌)  تكـذیب  می‌کردند.  (‌ای  انسان‌!)  بنگر  که  سرانجام  ستمکار‌ان  بـه  کجا  کشید  (‌و  چگونه  نابود  گشتند.  ایـن  درس  عبرتی  برای  شما  و  آیندگان  بـعد  از  شـما  است  و  سرنوشت  ستمکاران  جز  همین  نیست‌)‌. (يونس/37-39)

(قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي شَكٍّ مِنْ دِينِي فَلا أَعْبُدُ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَكِنْ أَعْبُدُ اللَّهَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ (١٠٤) وَأَنْ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا وَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ (١٠٥) وَلا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لا يَنْفَعُكَ وَلا يَضُرُّكَ فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذًا مِنَ الظَّالِمِينَ (١٠٦) وَإِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا كَاشِفَ لَهُ إِلا هُوَ وَإِنْ يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلا رَادَّ لِفَضْلِهِ يُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (١٠٧) قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ (١٠٨) وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَاصْبِرْ حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ) (١٠٩)

بگو:  ای  مردمان‌!  اگر  دربارۀ  آئین  من  در  شکّ  و  تردید  هستید  (‌بدانید  كه‌)  من  کسانی  را  که  بجز  خدا  می‌پر‌ستید  نمی‌پرستم‌،  و لیکن  خداوندی  را  مـی‌پرستم  کـه  شما  را  می‌میراند  (‌و  بعد  از  مرگ  شمـا  را  زنده  مـی‌گرداند  و  بـه  سزای  خود  می‌رساند)  و  به  من  دستور  داده  شده    است  که  از  زمرۀ  مؤمنان  باشم  (‌آنان  که  خداوند  ایشـا‌ن  را  از  عذاب  دوزخ  می‌رهاند  و  به  بهشت  نائل  می‌گرداند).  و  (‌به  من  دستور  داده  شده  است‌)  این  که  به  آئینی  رو  كن  که  خالی  از  هر  گونه  شرک  و  انحرافی  است  (‌و  کاملاً  موافق  با  فطرت  است‌)  و  از  زمرۀ  مشرکان  مـباش‌.  و  به  جـای  خدا  کسی  و  چیزی  را  پرستش  مکن  و  به  فریاد  مخوان  که  به  تو  نه  سودی  می‌رساند  و  نه  زیانی‌.  اگر  چنین  کنی  (‌و  دعـا  و  عـبادت  خود  را  بـه  جـای  آفریدگار  مـتوجّه  آفریدگان  سازی‌)  از  ستمکاران  خواهی  شد.  اگر  خداوند  زیانی  به  تو  برساند،  هیچ  کس  جز  او  نـمی‌توانـد  آن  را  برطرف  گرداند،  و  اگر  بخواهد  خیری  بـه  تـو  بـرساند،  هیچ  کس  نمی‌تواند  فضل  و  لطف  او  را  از  تو  برگرداند.  خداوند  فضل  و  لطف  خود  را  شامل  هر  کس  از  بندگانش  که  بخواهد  می‌کند  (‌و  کسی  نمی‌تواند  مانع  آن  گردد)  و  او  دارای  مـغفرت  و  مــهر  فـراوان  است‌.  بگـو:  ای  مـردمان  (‌سراسر  جهان‌،  اعم  از  همعصران  و  آیندگان‌)  از  سـوی  پـروردگارتان‌،  حـقّ  (‌کـه  کـتاب  راسـتین  قرآن  است‌،  توسّط  پیغمبر  صادق  آخر  الزمـان‌)  بـه  سـویتان  آمـده  است‌.  هر  کس  کـه  (‌بـا  ایـمان  آوردن  بـه  شـریعت  خدا)  راهیاب  گردد،  بیگمان  به  سود  خود  راهیاب  می‌شود  (‌و  نفع  ایمان  عائد  خودش  می‌گردد)  و  هر  کس  که  (‌با  گردن  نهادن  به  کفر  و  پیروی  از  وسوسه‌های  شیطان‌)  گمراه  و  سرگشته  شود،  به  زیان  خود  گمراه  مـی‌شود  (‌و  زیان  کفر  و  بی‌دینی  گریبانگیر  خودش  می‏‎گردد.  کار  من  تنها  تبلیغ  فرموده‌های  خدا  است‌)  و  من  مأمور  (‌مـراقبت  از  اعمال‌،  و  مسؤول  نـظارت‌)  بـر  (‌افـعال‌)  شـما  نـیستم  (‌و  قـدرت  آن  را  نـدارم  کـه  شـما  را  از  کفر  بـاز  دارم  و  بـه  پذیرش  ایمان  وادارم‌)‌.  از  آنچه  بـر  تـو  وحـی  مـی‌شود،  پيروی  کن  و  شکیبا  باش  (‌و  در  برابر  اذیّت  و  آزاری  کـه  در  راه  تبلیغ  رسالت  آسمانی  به  تو  مـی‌رسد،  اسـتقامت  کن‌)  تا  خداوند  (‌مـیان  تـو  و  دیگـران‌)  داوری  می‏‎كند  (‌و  فـرمان  خود  را  صـادر  مـی‌نماید)  و  او  بـهترین  داوران  است‌.(‌یونس  /104-109) 

 بـا  ایـن  داوری  و  فـیصله  بخشی،  ایـن  سـوره  پـایان  می‌پذیرد،  و  این  همه  انگیزه‌ها  و  تأثیرگذارهائی  پـایان  می‌پذیرد  که  نمونه‌هائی  از  آنها  را  ذکر کردیم‌،  ولی  این  نمونه‌ها  نمی‌توانند  همچون  انگیزه‌ها  و  تأثیر  گذارهائی  را  بر  شمارد  و  به  پایان  آرد که  در  این  سوره  موجودند  و  این  برنامۀ  بی‌نظیر  قرآنی  آنها  را  در گفتگوی  با  دلها  و  خردها  بکار  می‌گیرد.
*  
این  سوره  پس  از  سورۀ  اسراء  نازل  شده  است‌،  بدان  گاه  که  بازار  جدل  و  ستیز  مشرکان‌،  پیرامون  صداقت  وحی،  و  پیرامون  این  قرآن‌،‌ گرم  و  شدید  بود.  قرآن  بـر  آنـان  می‌تازد  و  عقائدشان  را  سبک  و  نابخردانه  می‌شمارد،  و  بر  جاهلیّتشان  تاخت  می‌برد  و  مـورد  تـهدیدش  قـرار  می‌دهد،  و  تناقض  واضحی  را  می‌نمایاند  که  در  سرشت  جاهلیّت  است‌،  تناقضی  که  میان  اعـتقادشان  بـه  یـزدان  ســبحان  بـا  صفت  آفـریدگار  جهان‌،  رازق  همگان‌،  زندگی‌بخش  و  می‌راننده‌،  گردانندۀ  امور  جهان‌،  متصرّف  در  همه  چیز،  و  توانا  بر  همه  چیز،‌ که  ریشه‌های  بر  جای  ماندۀ  آئین  حقّگرای  ابراهیم  و  اسـماعیل عليه السّلام  است‌،  و  میان  اعتقادشان  به  فرزند  داشتن  یزدان  سبحان  است‌.  چه  آنان  ادّعاء  می‌کردند  که  فرشتگان  دخـتران  یزدانـند،  و  ایشان  آن  دختران  را  میانجیگران  خویشتن  در  پـیشگاه  خدا  می‌کنند!  این  است‌ که  مشرکان  مجسّمه‌های  سنگی  آن  دختران  را  می‌پرستند!  این  پریشانی  عقیدتی  آثار  و  تأثیراتی  در  زنـدگانی  ایشـان  داشت  و  پـیآمدهائی  به  دنبال  خود  می‌آورد.  در  سرآغـاز