داشته  باشند  که  پیش  از  ایشان  بوده‌اند؟  (‌نه‌؛  انتظار  جز  این  را  نداشته  باشند،  که  خــدا  در  دنــیا  و  آخــرت  بــه  مــصیبتها  و  بدبختیـها  گرفتارشان  سازد)‌.  بگو  منتظر  (‌فرمان  خدا)  باشد  و  من  هم  با  شما  چشم  به  راه  می‌مانم‌،  (‌ولی  می‌دانم  پيروزی  دنیا  و  سعادت  عقبی  از  آن  ما  مؤمنان‌،  و  شکست  دنیا  و  بدبختی  عقبی  از  آن  شما  کــافران  مـی‌گردد)‌.  پس  از  آن  (‌که  بلا  و  عذاب  گریبانگیر  کافران  گردید)  پیغمبران  خود  و  مؤمنان  را  می‌رهانیم  (‌ایـن  هـم  اخـتصاص  بـه  اقـوام  گذشتـه  و  پیغمبران  و  مؤمنان  پیشین  ندارد،  بلكه )  همین  طور  ایمان  آورندگان  (‌به  تو)  را  (‌نیز)  نجات  خواهیم  داد  و  این  حقّی  است  بر  ما  (‌حقّی  مسلّم  و  تخلّف  ناپذیر)‌.  (‌یونس/102و103)  

3-  این  سوره  پر  از  صحنه‌های  قـیامت  است‌.  فـرجـام  تکذیب‌کنندگان  و  فرجام  مؤمنان  را  زنده  و  پویا  و  مؤثّر  عــرضه  مـی‌دارد،  و  تأثـیر  آن  را  بـه  ژرفـاهای  د‌لهـا  می‌رساند.  همراه  با  صحنه‌های  مهلکه‌ها  در  زندگی  دنیا،  و  توأم  با  صحنه‌های  نابودی  گـناهکاران  و  رسـتگاری  مؤمنان‌،  دو  صفحۀ  زندگی  در  دو  سرا،  و  آغاز  و  پایان  گشت  و  گذار  ورق  می‌خورد،  پایان  گشت  و  گذار  این  چند  روزۀ  حیات‌ که  گریزی  و گزيری  از  آن  نیست‌:

(لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنَى وَزِيَادَةٌ وَلا يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَلا ذِلَّةٌ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (٢٦) وَالَّذِينَ كَسَبُوا السَّيِّئَاتِ جَزَاءُ سَيِّئَةٍ بِمِثْلِهَا وَتَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ مَا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ عَاصِمٍ كَأَنَّمَا أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعًا مِنَ اللَّيْلِ مُظْلِمًا أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ) (٢٧)

کسانی  که  کارهای  نـیکو  می‏‎کنند،  منزلت  نـیکو  (‌یعنی  بهشت‌)  از  آن  ایشان  است  و  افزون  (‌بر  آن  هم  كه  مغفرت  و  رضوان  است‌)  دارند،  و  غبار  غم  و  اندوه  بـر  پـیشانی  ایشان  نمی‌نشیند  و  خواری  و  رسوائی  نمی‌بينند‌.  آنــان  اهل  بهشتند  و  جاودانه  در  آن  مـی‌مانند.  و  کسـانی  که  کارهای  زشت  می‌کنند،  کیفر  هر  کار  زشتی  به  اندازۀ    آن  خواهد  بود  (‌نـه  بیشتر)‌،  و  خواری  و  حقارت  آنــان  را  فرامی‌گیرد.  هیچ  کس  و  هیچ  چیزی  نمی‌تواند  آنان  را  از  (‌دست  عذاب‌)  خدا  رهائی  بخشد  (‌و  در  پـناه  خـود  دارد  آن  اندازه  روسـیاه  و  گرفتار  غـم  و  اندوهند)  انگار  بـا  پاره‌های  تاریکی از شب چهره‌هایشان  پوشانده  شـده  است‌.  آنان  دورخیانند  و  جاودانه  در  آن  می‌مانند.(يونس/26و27)

(وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مَكَانَكُمْ أَنْتُمْ وَشُرَكَاؤُكُمْ فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ وَقَالَ شُرَكَاؤُهُمْ مَا كُنْتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ (٢٨) فَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ إِنْ كُنَّا عَنْ عِبَادَتِكُمْ لَغَافِلِينَ (٢٩) هُنَالِكَ تَبْلُو كُلُّ نَفْسٍ مَا أَسْلَفَتْ وَرُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ) (٣٠)

روزی  (‌برای  رسیدگی  به  حساب  و  کتاب  مردم‌)  جملگی  (‌کافران  و  مؤمنان‌)  را  گرد  می‌آوریم  و  سپس  به  کافران  می‌گوئیم‌:  شما  و  معبودهایتان  در  جای  خود  بـایستید.  بعد  آنـها  را  از  هـم  جدا  مـی‌سازیم  (‌و  ایشـان  را  مـقابل  مـعبودهایشان  نگاه  مـی‌داریـم  و  در  مـیان  طرفین  بـه  داوری  می‌پردازیم‌)  و  معبودهایشان  می‌گویند:  شما  ما  را  نپرستیده‌اید  (‌بلکه  به  وسوسۀ  اهریمن  و  به  سخن  دل  گوش  فرا  داده‌اید  و  مجسّمۀ  ما  را  به  خاطر  مـنافع  خـود  پرستش  نموده‌اید.  معبود  حقّ  ذات  پروردگار  است  و  بس‌)‌.  همین  بس  که  خدا  میان  ما  و  شما  گواه  است  که  ما  بدون  شکّ  از  عبادت  شما  بی‌خبر  بوده‌ایم‌.  در  آنجا  (‌که  مـیدان  مــحشر  و  پــهنۀ  گردهمائی  است‌)  هـر  کسـی  کارهائی  را  که  قبلاً  (‌در  دنـیا)  کـرده  است  مـی‌آزماید،  و  جملگی  مردم  بـه  سـوی  آقـا  و  مـولای  حقیقی  خویش  برگردانده  می‌شوند،  و  چیزهائی  را  که  به  دروغ  ساخته  و  به  هم  بافته  بودند  از  میان  برمی‌خیزند. (‌يونس  /  ٢٨-‌٣٠)  

(وَلَوْ أَنَّ لِكُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ مَا فِي الأرْضِ لافْتَدَتْ بِهِ وَأَسَرُّوا النَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ وَقُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ) (٥٤)

اگر آنچه  در  زمین  است  متعلّق  به  کسی  باشد  که  (‌با  کفر  و  شرک‌،  به  خود  و  دیگـران‌)  سـتم  کرده  است  و  آن  را  بـرای  بـازخرید  (‌و  نـجات  خویشتن  از  عداب  دوزخ‌)  بپردازد،  (‌از  او  پذیرفته  نمی‏گردد.  او  و  دیگر  کافران  از  روپاروئی  با  عذاب  دوزخ  سخت  به  هـراس  مـی‌افتند  و  بغض  می‌کنند)  و  آهسـته  (‌نـاله  سـر  مـی‌دهند  و)  اظـهار  پشــیمانی  مــی‌نمایند.  در  مـیانشان  دادگـرانـه  داوری  می‌گردد  و  بدیشان  ستمی  نمی‌رود. (‌یونس/54)  از  چیزهای  مؤثّری ‌که  این ‌سوره  لبریز  از  آنها  است  به  مبارزه  طلبیدن  و  به  میدان  خواستن  مشـرکان  تکـذیب  کـنندۀ  وحـی  است‌.  از  ایشـان  خواسـته  مـی‌شود کـه  سوره‌ای‌[4] همچون  ا‌ین  قـرآن  را  بسـازند  و  بـیاورند.  سپس  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  رهنمود  می‌گردد که  پس  از  دعوت  ایشان  و  به  مبارزه  طلبیدنشان‌،  آنان  را  رها  کـند  و  به  سرنوشت  خود  واگذارد  -  سرنوشت  تکـذیب  کـنندگان  ستمگری  که  قبل  از  آنان  بوده‌اند  -  و  راه  راست  خویش  را  در  پیش‌ گیرد  و  بدیشان  و  به‌ کار  و  بارشان  توجّهی  نکند  و  اهمیّتی  ندهد...  به  مبارزه  طلبیدن  و  بـه  مـیدان  خواستن  ایشان  و  پایان  گرفتن کار  و  برتری  یافتن  بدین  شکل  و  شیوه‌،  چیزی  است ‌که  به  دلهایشان  می‌افکند که  این  پیغمبر  از  حقّ  و  حقیقتی ‌کـه  بـا  خـود  آورده  است  مطمئن  است‌،  و  به  خدائی‌ که  او  را  سرپرستی  می‌نماید  و  وی  را  می‌پاید  یقین  کامل  دارد.  این  هم  در جای  خود  چیزی  است ‌که  دلها  را  به  تکـان  مـی‌انـدازد  و  عـناد  و  سرکشی  را  متزلزل  می‌سازد:

(وَمَا كَانَ هَذَا الْقُرْآنُ أَنْ يُفْتَرَى مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لا رَيْبَ فِيهِ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ (٣٧) أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (٣٨) بَلْ كَذَّبُوا بِمَا لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ) (٣٩)

این  قرآن  از  سوی  غیرخدا،  (‌چـه  مـحمّد  و  چـه  احبار  و