  نمی‌خواهند  ایمان  بیاورند. (‌یونس /101 )

  ٢  -  این  سـوره  لبـریز  است  از  صحنه‌های  حـوادث  و  تجاربی‌ که  با  چشمان  خود  آنها  را  می‌بینند  و  خودشان  با  آنها  می‌زیند.  ولی  ایشان  غافل  و  بی‌خبر  از  دلالت  آنها  بـر  تـدبیر  و  تـقدیر  و  اداره  و  سـنجش  و گـردانـدن  و  چرخـاندن  از  کـنار  آنـها  مـی‌گذرند...  رونـد  قـرآنـی  صحنه‌هائی  از  واقعیّت  ایشان  را  در کار  پذیره  رفـتن  و  رویاروی  شدن  آنان  بـا  هـمچون  حـوادث  و  تـجاربی  عرضه  می‌دارد  و  بدان ‌گونه  ایشان  را  در  این  وقت  به  خودشان  نشان  می دهد  که  گوئی  آئینۀ  سـیمای  شـخص  غافل  را  برابر  خودش  فرامی‌دارد  و  او  خـود  را  چـنانکه  هست  می‌بیند!..  این  هم  نمونه‌هائی  است  از  آن  برنامۀ  نادر  قرآنی‌:

(وَإِذَا مَسَّ الإنْسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنْبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَائِمًا فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنَا إِلَى ضُرٍّ مَسَّهُ كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ) (١٢)

  هنگامی  که  به  انسان  نـاراحتی  و  بلائی  مــی‌رسد  (‌کــه  نـه  خود  و  نه  دیگران  نمی‌توانند  آن  را  دفع  و  چاره  کنند)‌،  چه  بر  پهلو  خوابیده‌،  و  چه  نشسـته‌،  و  چـه  ایسـتاده  بـاشد  (‌برای  رفع  مشکل‌)  ما  را  به  کمک  می‌خواند.  امـا  هنگامی  که  ناراحتی  و  بلائی  را  (‌که  در  مقابل  آن  درمانده  بود)  از  او  بدور  داشتیم‌،  آن  چنان  راه  (‌سابق‌)  خود  را  در  پـیش  می‏‎گیرد  (‌و  خدای  را  باز  هم  فراموش  می‌کند)  که  انگار  ما  را  بـرای  دفـع  مـحنتی  کـه  بـدو  رسیده  است  بــه  فریاد  نخوانده  است  (‌و  اصلاً  ضرر  و  زیانی  متوجّه  او  نبوده  و  بلائی  بدو  دست  نداده  است‌.  آری‌!  هـمیشه‌)  ایـن  چنین  اعمال  اسرافگـران  در  نـظرشان  آراسـته  شده  است  (‌و  تکرار  گناه  از  قباحت  آن  کاسته  است‌،  و  اهریمن  نابکار  باطل  را  برای  آنان  حقّ  جلوه  داده  است‌)‌.(‌يو‌نس  /  ١٢)

(وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُمْ إِذَا لَهُمْ مَكْرٌ فِي آيَاتِنَا قُلِ اللَّهُ أَسْرَعُ مَكْرًا إِنَّ رُسُلَنَا يَكْتُبُونَ مَا تَمْكُرُونَ (٢١) هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُوا بِهَا جَاءَتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنْجَيْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ (٢٢) فَلَمَّا أَنْجَاهُمْ إِذَا هُمْ يَبْغُونَ فِي الأرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْيُكُمْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ مَتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَيْنَا مَرْجِعُكُمْ فَنُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ) (٢٣)

هنگامی  کـه  پس  از  شـرّ  و  بـلائی  کـه  (‌بـرای  بيداری  و  آگاهی‌)  به  مردم  رسـیده  است‌،  مـزۀ  خیر  و  نعمتی  بـه  انسانها  می‌چشانیم  (‌و  ایشـان  را  بـه  قدرت  و  ثر‌وت  و  شادی  هـم  می‌آزمائیم‌)‌،  و  ناگاه  دربـارۀ  آیـه‌های  مـا  بـه  چاره‌سازی  می‌نشـیند  (‌و  به  تکذیب  آنها  می‌پردازند  و  با  توجیهات  نادرست  در  مـقام  انکـار  آیـه‌ها  بـرمی‌آیند،  و  پیغمبر  ما  را  شـاعر  و  سـاحر  و  دیـوانـه  مـی‌خوانند،  و  مشکلات  و  سختیها  را  ناشی  از  اسباب  و  علل  و  ‌تصادف  و  قهر  طبیعت  می‌دانند،  و  نعمتها  و  خوشیها  را  حمل  بـر  زرنگی  و  شایستگی  خود  و  شفقت  روزگار  می‌نمایند!)‌.  بگو:  خداوند  در  چـاره  سـازی  (‌حیله‌گریهای  شما)  از  سرعت  بیشتری  برخوردار  است  (‌و  می‌تواند  شما  را  در  اسرع  وقت  نابود  نـماید  و  سـریعاً  تـازیانۀ  عذاب  را  بـه  تنتان  آشنا  کند  و  فوراً  در  برابر  اعمال  زشتتان  سزایتان  دهد.  امّا  تا  آن  زمان  که  خود  می‌داند،  مهلتتان  می‌دهد  و  بــه  حال  خودتان  وامـی‌گذارد)‌.  بیگمان  فـرستادگان  (‌مأمور  ثبت  و  ضبط  کردار  و  گفتار  و  پندار  شما  یـعنی  فــرشتگان‌)  مـا  حـیله‌گریها  و  چـاره‌سازیهای  شـما  را  می‌نویسند  (‌و  در  قیامت  کیفر  آنـها  را  بـه  کف  دستتان  می‌گذاریـم‌)‌.  او  است  که  شـما  را  در  خشکـی  و  دریـا  راه  می‌برد  (‌و  امکان  سیر  و  حرکت  در  قاره‌ها  و  آبها  را  برای  شما  میسّر  می‌کند)‌.  حه  بسا  هنگامی  که  در  کشتیها  قرار  می‏گیرید  و  کشتیها  با  بـاد  مـوافق  سـرنشینان  را  (‌آرام  آرام  به  سوی  مـقصد)  حرکت  مـی‌دهند،  و  سـرنشینان  بدان  شادمان  می‌گردند،  به  ناگاه  بـاد  سخـتی  وزیـدن  می‏‎گیرد  و  از  هـر  سـو  مـوج  بـه  سـویشان  می دود  و  می‌پندارند  که  (‌توسّط  مرگ  از  هر  سو)  احاطه  شده‌اند  (‌و  راه  گریزی  نـیست‌.  در  ایـن  وقت‌)  خـدا  را  بــا،  فریاد  می‌خوانند  و  طاعت  و  عبادت  و  فرمانبرداری  و  دین  را  از  آن  او  می‌دانند  (‌چرا  که  همه  کس  و  همه  چیز  را  بسـی  ضعیف‌تر  و  ناتوان‌تر  از  آن  می‌بینند  که  کـاری  از  دست  آنان  برآید  و  از  ایـن  ورطـه  رسـتگارشان  نـمایی.  بـدین  هنگام  عهد  می‌کنند  که‌)  اگر  ما  را  از  این  حال  بـرهانی‌،  از  زمرۀ  سپاسگزاران  خواهـیم  بـود  (‌و  دیگر  بـه  کسـی  و  چیزی  جز  تو  روی  نمی‌آوریم  و  هرگز  ایـن  و  آن  را  بـه  فریاد  نمی‌خوانیم  و  نمی‌پرستیم‌)‌.  امّا  هنگامی  کـه  خدا  آنان  را  نجات  می‌دهد،  ناگهان  به  ناحقّ  در  زمین  شروع  به  ظلم  و  فسـاد  می‌کنند  (‌و  عـهد  و  پـیمان  را  فرامـوش  می‌نمایند)‌.  ای  مردم‌!  ظلم  و  ستمی  که  مرتکب  می‌شوید،  وبال  و  زیان  آن  متوجّه  خود  شما  می‌شود.  چند  روزی  از  مــتاع  و  لذّت  دنـیا  بــهره‌مند  مـی‌شوید.  پس  از  آن  بازگشت  شما  به  سوی  خدا  است  و  آن  گاه  ما  شما  را  از  آنـچه  انــجام  مــی‌داده‌ایـد  آگاه  مـی‌سازیم  (‌و  سـزای  اعمالتان  را  می‌دهیم‌)‌.(‌يونس  /  ٢١-‌23)

  ٣  -  این  سوره  پر  است  از  نقش  زمین  شـدنها  و  نـابود  گشتنهای  تکذیب‌کنندگان  پیشین‌،  گاهی  به  صورت  خبر  از  آنان‌،  و گاهی  به  شکل  داستان  بعضی  از  انبیاء‌.  هـمۀ  اینها  هم  در  نمایش  صحنه‌های  خـانه  خـرابـی  تکـذیب  کنندگان‌،  و  تهدید  ایشـان  به  هـمچون  سـرنوشتی‌ کـه  کسانی  پیش  از  آنان  بدان‌ گرفتار  آمده‌اند،  تا  زندگی  دنیا  ایشان  را  نفریبد.  چه  دنیا  جز  مدّت  کوتاهی  نیست‌،  آن  هم  برای  امتحان  است‌،  یا  جز  ساعتی  از  یک  روز  نیست  که  مردمان  در  آن  ساعت  با  یکدیگر  آشـنا  مـی‌شوند،  ســپس  بــه  سـرای  اقـامت  در  عـذاب  یـا  در  نـعمت  برمی‌گردند!

(وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُوا [3] وَجَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ وَمَا كَانُوا لِيُؤْمِن