  نیست ‌که  بتوان  از  زبان  خدا  آ‌ن  را  ساخت  و  بهم  بافت‌:

(الر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ (١) أَكَانَ لِلنَّاسِ عَجَبًا أَنْ أَوْحَيْنَا إِلَى رَجُلٍ مِنْهُمْ أَنْ أَنْذِرِ النَّاسَ وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ قَالَ الْكَافِرُونَ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ مُبِينٌ) (٢)

الف‌.  لام‌.  را.  این  آیه‌های  کتاب  اسـتواری  است  (‌كه  هـر  چند  از  همین  نوع  حرفها  فراهم  آمده  است‌،  نـمی‌توانـید  هـمانند  آن  را  بســازید.  از  اسـتحکام  و  نـظم  و  نـظام  برخوردار  است  و  باطل  و  خرافه  و  هزل  بدان  راه  ندارد،  و  پـر  است  از  سـخنان  حکمت‌آمیزی  کـه  سـود  دنـیا  و  آخرت  مردم  را  در  بر  دارد)‌.  آیا  این  برای  مردم  شگفتی  دارد  که  ما  مردی  از  خودشان  را  (‌پیغمبر  کردیم  و  بدو)  پیغام  دادیم  کـه  مـردمان  را  (‌از  عـذاب  خدا)  بـترسان  و  مؤمنان  را  مژده  بـده  که  آنان  در  نـزد  پـروردگارشان  دارای  مقام  و  منزلت  عـالی  هسـتند  (‌و  از  سـابقۀ  نـیک  برخوردار  و  بـر  دیگران  بـرتری  دارنـد.  امّـا  بـا  وجود  صدق  رسول  و  اعجاز  قرآن‌)  کافران  می‌گویند  كه‌:  ایـن  مرد،  (‌محمّد  نام‌)  واقعاً  جادوگر  آشکاری  است‌. (يونس/1و2)

(وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلا مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ (١٥) قُلْ لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَلا أَدْرَاكُمْ بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُرًا مِنْ قَبْلِهِ أَفَلا تَعْقِلُونَ (١٦) فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ) (١٧)

هنگامی  که  آیه‌های  روشن  ما  بر  آنان  خوانده  می‌شود،  کسـانی  کـه  بـه  ملاقات  مـا  (‌در  روز  رسـتاخیز)  ایـمان  ندارند  می‌گویند:  قرآنـی  جز  ایـن  را  بـرای  مـا  بـیاور  (‌و  کتابی  جز  قرآن  را  ارائه  بده‌)  یا  این  که  آن  را  تغییر  بده  (‌و  آیه‌های  مربوط  به  قیامت  و  آیه‌های  راجع  به  بتان  ما  را  حذف  و  دگرگون  کن‌)‌.  بگو:  مرا  نرسد  که  خودسرانـه  و  به  میل  خود  آن  را  تغییر  دهم‌.  من  جز  بـه  دنـبال  چیزی  نمی‌روم  و  جز  چیزی  را  نمیگویم  که  بر  من  وحی  گردد.  اگر  از  فرمان  پـروردگارم  تخطّی  کنم‌،  از  عذاب  روز  بزرگ  می‌ترسم  (‌که  دامنگیرم  شـود  و  تـغییر  و  تـبدیل  قــرآن  مـایۀ  عقاب  و  عذابـم  گردد)‌.  بگـو:  اگر  خدای  می‌خواست  (‌قرآنی  بر  من  نازل  نمی‌کرد  و  من‌)  آن  را  بر  شما  نمی‌خواندم  (‌و  آن  را  به  کسی  از  شما  نمی‌رساندم‌،  و  خدا  توسّط  من‌)  شما  را  از  آن  آگاه  نـمی‌کرد.  (‌بــه  هـر  حال  من  تنها  مبلّغ  قرآنـم  نـه  مؤلف  آن‌،  و  در  ایـن  بـاره  اختیاری  از  خود  نـدارم‌.  سـالهائی  در  میان  شـما  بسر  برده‌ام  و  از  این  نوع  سخنان  چیزی  نگفته‌ام  و)  عمری  پیش  از  این  با  شما  بوده‌ام  (‌و  صدق  و  امـانت  خود  را  نشان  داده‌ام‌.  از  بررسی  گذشته  و  حال  می‌توانید  بفهمید  که  آنچه  برای  شما  می‌خوانم  وحی  آسمانی  است‌)‌.  آیـا  (‌مـطلبی  بــه  ایـن  روشنی  را)  نمی‌فهمید؟  چه  کسـی  ستمکارتر  از  کسی  است  که  دروغی  را  بـه  خـدا  نسـبت  دهد،  یا  آیه‌های  او  را  تکذیب  کند؟  (‌دروغ  بستن  به  خدا  و  تکذیب  آیات  او،  کفر  بشمار  است  و  جرم  بزرگی  در  بـر  دارد  و)  هرگز  مجرمان  (‌کفرپیشه‌)  رستگار  نمی‌گردند  (‌و  قطعاً  از  عذاب  خدا  رهائی  نمی‌یابند)‌. (‌یونس  /  ١5-١٧) 

(وَمَا كَانَ هَذَا الْقُرْآنُ أَنْ يُفْتَرَى مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لا رَيْبَ فِيهِ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ (٣٧) أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ) (٣٨)

این  قرآن  از  سوی  غیرخدا،  (‌چه  مـحمّد  و  چـه  احبار  و  کُهّان  و  چه  دیگر  مردمان‌)  ساخته  و  پرداخته  نشده  است  و  بــلکه  (‌وحـی  خدا  است  و)  تـصدیق  کنندۀ  كتابهای  آســمانی  پـیشین  (‌هـمچون  تـورات  و  انجیل‌)  است‌،  و  بیانگر  (‌شـرائــع  و  عقائد  و  احکام‌)  کتابهای  گذشته  مـی‌باشد.  شکّ  و  تـردیدی  در  آن  نـیست‌،  و  از  سـوی  پروردگار  جـهانیان  فرستاده  شـده  است‌.  بلکه  آنـان  می‌گویند  که  (‌محمّد  قرآن  را  خود  ســاخته  و  پرداخته  است  و)  او  آن  را  به  دروغ  به  خدا  نسبت  داده  است‌.  بگو:  (‌اگر  چنین  است  و  قرآن  سـاختۀ  بشـر  است‌)  شما  یک  سورۀ  همانند  آن  را  بسازید  و  ارائه  دهید  و  در  ایـن  کـار  هر  کسی  را  که  می‌خواهید  بجز  خـدا  فـرا  خوانید  و  بـه  کـمک  بـطلبید،  اگر  راست  میگوئید  (‌کـه  قـرآن  را  مـن  ساخته  و  پرداخته‌ام  )‌.  

2-  این  سوره  با  درخواست  مـعجزۀ  مـادی  ايشان  -  جدای  از  قرآن  -  رویاروی  می‌گردد،  و  شتاب  نـمودن  ایشان  را  در  فرا  رسیدن ‌کیفر  و  شکنجه  می‌نمایاند، ‌کیفر  و  شکنجه‌ای  که  بدان  تهدید  می‌گردند  و  سخنان  راجع  بدان  می‌شنوند.  این  سوره  بدیشان  می‌گوید  که  معجزۀ  این  آئین  قرآن  است‌.  قرآن  دلیل  و  برهان  صدق  خود  را  با  خود  برمی‌دارد،  و  برای  نشان  دادن  منحصر  به  فـرد  بودن  و  معجزه  بودن  خـویش  ایشـان  را  بـه  مـبارزه  می‌طلبد.  بدیشان  می‌گوید:  آیات  د‌ر  دست  خدا  و  تحت  مشیّت  او  است‌.  و  موعد کیفرشان  منوط  و  مربوط  به  مدّتی  است ‌که  یزدان  آن  را  مقدّر  و  مقرّر  می‌فرماید،  و  پیغمبر صلّی الله عليه وآله وسلّم  ‌کاری  از  دستش  برنمی‌آید،  چه  او  بنده‌ای  از  بندگان  یزدان  است‌...  در  این  کار  گـوشه‌ای  از  آشـنا  کردن  ایشان  به  خدای  راستینشان  و  به  حقیقت  الوهیّت  و  به  حقیقت  عبودیّت  است‌:

(وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَجَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ وَمَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا كَذَلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ (١٣) ثُمَّ جَعَلْنَاكُمْ خَلائِفَ فِي الأرْضِ مِنْ بَعْدِهِمْ لِنَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ) (١٤)

ما  گروهها  (‌و  نسلهای  زیادی‌)  را  هلاک  کرده‌ایم  که  پيش  از  شما  بوده‌اند،  بدان  گاه  که  ستـم  کرده‌انـد  (‌و  راه  گناه  سپرده‌اند)  و  پیغمبرانشان  برای  آنـان  دلائـل  روشـن  و  معجزات  آشکاری  آورده‌ند  و  ارائه  نموده‌اند.  ولی  آنـان  جزو  کسانی  نـبوده‌اند  کـه  ایمان  بـیاورند  (‌و  سـخنان  پیغمبران  را  بشنوند  و  به  دنـبال  ایشـان  رونـد.  آری  در  گذ‌شته  و  حال  و  آینده‌)  این  چنین  گرو