  انبازی  برای  خدا  برگزیده‌اند،  و  چنین  ناروائی  را  به  هم  بافته‌اند  و  سر  هم ‌کرده‌اند.  آنچه  را که  به  هم  می‌بافته‌اند  و  بدون  دلیل  به  یزدان  نسبت  می داده‌اند،  در  روز گرد همآئی  آن  سرای  و  حساب  و کتاب  با  خدای‌،‌گـم ‌گشـته  است  و  ناپیدا  شده  است‌!

این  تـفسیری  است‌ که  دلم  بدان  می‌آرامـد،  دربارۀ  سوگندی ‌که  در  روز  قیامت  یاد  می‌کنند  و  در  پـیشگاه  خدا  به  خدا  قسم  می‌خورند که  آنان  مشرک  نبوده‌اند!  و  در  بارۀ  این‌ که  با  خویشتن  دروغ‌ گفته‌انـد.  برخـی  از  تفاسیر  نیز  این  معنی  را  پذیرفته‌اند.  دیگر  مشرکان  در  روز  قیامت  سخنی  ا‌ز  خدا  پنهان  نمی‌دارند...  هنگامی‌ که  هول  و  هراس  شدید  روی  مـی‌دهد،  فـطرت  از  شرک  می‌پالاید،  و  در  آن  روز  اثری  از  این  باطل  دروغین  در  حـسّ  و  شعورشان  نمی‌ماند.  به  دنبال  آن  یزدان  سبحان  پیغمبرش  صلیّ الله عليه وآله وسّلم   را  به  شگفت  می‌انـدازد  از  ایـن ‌که  مشرکان  در  دنیا  با  خویشتن  دروغ‌ گفته‌اند،  و  چیزی  را  به  ناروا  انباز  خدا  شمرده‌اند که  در  روز  قیامت  شبحی  از  آن  نه  در  ذهن  و  درونشـان‌،  و  نه  در  جهان  واقـع  و  بیرونشان،  وجود  ندارد!

این  احتمالی  است ‌که  می‌دهیم‌،  و  در  همه  حال  خدا  آگاه‌تر  از  معبود  خویش  است‌.

*<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:281.xml">رهنمودهاي سوره‌ي يونس</a><a class="folder" href="w:html:287.xml">سوره‌ي يونس آيه‌ي 25-1</a><a class="folder" href="w:html:294.xml">سوره‌ي يونس آيه‌ي 70-26</a><a class="folder" href="w:html:305.xml">سوره‌ي يونس آيه‌ي 103-71</a><a class="text" href="w:text:311.txt">سوره‌ي يونس آيه‌ي 109-104</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:282.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:283.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:284.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:285.txt">قسمت چهارم</a><a class="text" href="w:text:286.txt">قسمت پنجم</a></body></html>رهنمودهاي سوره‌ي يونس
سورۀ  يونس  
مکّی  و  109  آيه  است‌.  

بسم  الله  الرحمن  الرحيم  
بار  دیگر  به  زندگی  مکّی  برمی‌گردیم‌،  و  در  فضای  ویژۀ  آن  بسر  می‏بریم،  و  در  زیر  سایه‌های  آن ‌گوش  به  نواها  و  آهنگها  و  الهامها  و  پیامهایش  فرا  می‌داریم‌.  پس  از  آن  که  مدّتی  در  زیــر  ایـن  سـایه‌ها  نشسـته  بـوديم  و  بـا  سوره‌های  انفال  و  توبۀ  قرآن  مدنی  زیسته  بودیم‌.

قرآن  مکّی  هر  چند  قرآن  است  و  از  زمرۀ  قرآن  ست  و  با  سائر  بخشهای  قرآن  در  ویژگيهای  هـمگانی  قرآنـی  مشترک  است‌،  و  همچون  تمام  سوره‌های  قرآن  هم  در  موضوع  و  هم  در  شیوۀ  بیان‌،  جدا  و  ممتاز  از  هر  سخنی  است  که  نشان  انحصاری  شگفت  یزدانی  را  ندارد،[1] با  وجود  همۀ  اینها  این  سوره  دارای  فضای  ویژۀ  خود،  و  طعم  و  مزۀ  معیّن  خویش  است‌ که  موضوع  بنیادین‌  خاص  آن  چنین  طعم  و  مزه‌ای  را  بدان  ارمغان  مـی‌دارد‌.  ایـن  موضوع  اساسی  چکیده‌وار  چنین  است‌:

حقیقت  الوهیّت‌،  و حقیقت  عبودیّت‌،  و  حـقیقت  ر‌وابـط  میان  آن  دو،  و  آشنا  کردن  مـردمان  بـا  پـروردگارشان‌،  پروردگار  حقّی‌ که  سزاوار  است  در  بر  ابر  او کرنش  برند  و  وی  را  پــرستش‌ کـنند  و  از  فـرمانش  اطـاعت  و  از  شریعتش  پیروی  نمایند،  و  به  دور  انـداختن  و  زدودن  تاریکیها  و  نادرستیها  و  کجرویها  و  ناروائیهائی  که  بـه  درون  عقیدۀ  صحیح  فطری  خزیده‌اند  و  داخل  گردیده‌اند،  و  برگرداندن  مردمان  به  سـوی  یـزدان  راسـتینشان  کـه  می‌سزد  در  برابر  ربوبیّت  او کرنش  برند...

شیوۀ  عرضۀ  این  موضوع  نیز  قرآن  مکّـی  را  مشخّص  می‌سازد،  شـیوه‌ای  کـه  الهـام‌بخش‌،  و  دارای  نـواها  و  آهنگهای  ژرف‌،  و  تأثیرات  فـراوان  است‌.  چـرا  کـه  در  ادای  این  هدف  همۀ  ویژگیهای  تـعبیر  و  تـبیین  شـرکت  می‌ورزد،  از  قـبیل  سـاختارهای  واژگـانی  و  لفـظی‌،  و  تأثیرات  موضوعی‌،  بدان  گونه‌ که  قبلاً  در  سورۀ  انعام [2]‌شرح  دادیم‌،  و  ان‌شاء‌الله  در  ایـنجا  نـیز  بـدان  خـواهـیم پرداخت.

آخرین  باری ‌که  در  این  فی  ظلال  القرآن  با  قرآن  مکّی  بودیم  در  سوره‌های  انعام  و  اعراف  بود  کـه  از  لحـاظ  ترتیب  سوره‌های  قرآن‌،  به  دنبال  یکدیگر  قـرار  دارنـد.  پس  از  آنها  سوره‌های  انفال  و  توبه  بود که  دارای  فضای  ویژه  و  سرشت  و  موضوعات  مدنی  ویـژه  بودند.  هم  اینک ‌که  به  قرآن  مکّی  برمی‌گردیم  سوره‌های  یونس  و  هود  را  پیاپی  می‌یابیم‌ که  ایـنها  نـیز  از  لحـاظ  تـرتیب  سوره‌ها  در  قرآن‌،  به  د‌نبال  یکدیگر  قـرار  گـرفته‌انـد...  شگفت  ایـن ‌که  مـیان  ایـن  دو  سوره  و  حتّی  مـیان  موضوعی  که  دربردارند  و  شیوۀ  عـرضۀ  آن  مشابهت  زیادی  است‌!  چه  سورۀ  انعام‌،  خـود  حـقیقت  عـقیده  را  توضیح  و  بیان  می‌دارد،  و  با  حقیقت  عقیده  به  مـبارزۀ  جاهلیّت  می‌نشیند،  و  با  باور  و  احسـاس  و  پـرستش  و  رفتار  جاهلیّت  می‌رزمد  و  آنها  را  از  میان  برمی‌دارد.  در  عین  حال  سورۀ  اعراف  حرکت  این  عـقیده  در  زمـین  را  پیگیری  مـی‌کند  و  داسـتان  آن  را  در  طول  تـاریخ  در  رویاروئی  با  جاهلیّت  دنبال  می‌نماید.  مـا  در  ایـنجا  در  سوره‌های  یونس  و  هود  نـیز  هـمین  چـیزها  را  هـم  در  موضوع  و  هم  در  شیوۀ  عرضه  خواهیم  یافت‌!  جز  این ‌که  سورۀ  انعام  از  سورۀ  یونس  جـدا  مـی‌گردد  در  بـلندا  و  ستبرای  نواها  و  آ‌هنگها،  و  در  سرعت  و  قوّت  تکانها،  و  در  درخشش  شدیدی ‌که  در  تصویر  و  حرکت  آن  موجود  است‌...  در  صورتی‌ که  سورۀ  یونس  با  نواهـای  نـرم  و  آهنگهای  زیر،  و  با  تکانهای  آرا‌م‌،  و  با  شیوائی  و  روانی  دلچسب  و  خوشایند،  به  پیش  می‌رود!  سورۀ  هـود  هـم  مشابهت  زیادی  با  سورۀ  اعراف  در  مــوضوع  و  نـحوۀ  عرضه  و  نواها  و  آهنگها  و  تکانها  دارد...  با  وجود  همۀ  این  مشابهتها  و  اختلافها،  هر  سوره‌ای  شـخصیّت  ویـژۀ  خود  را  و  سیماها  و  چشم‌اندازهای  خـاصّ  خـویش  را  دارد!

*
موضوع  اصـلی  سـورۀ  یـونس‌،  خود  هـمان  مـوضوع  همگانی  قرآن  مکّی  است ‌که  در  بخش  پیشین  تــوضیح  آن  گذشت‌...  سورۀ  یونس  برابر  شیوۀ  خـاصّ  خود کـه  شخصیّت  و  سیماهای  آن  را  معیّن  می‌دارد  به  مضامین  و  اهداف  خویش  می‌پردازد...  ما  در  این  دیباچه  جـز  ایـن  نمی‌توانیم  که  چکیدۀ  این  مضامین  و  اهـداف  را  یکـان  یکان  بیان  داریم  و کمال  اختصار  را  مراعات  نمائیم‌،  تـا  آن  زمان‌ که  در  لابلای  عرضۀ  نصوص  قرآنی  به  تفصیل  ا‌ز  آنها  سخن  خواهد  رفت‌:

١  -  این  سوره  پيش  از  هر  چیز  با  موضعگیری  مشرکان  در  مکّه  روبرو  می‌شود،  موضعگیری  ايشان  در  برابر  حقیقت  وحی  و  پیامی‌ که  به  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  می‌شود،  و  موضعگیری  آنان  به  پیروی  از  آن  در  برابر  خود  این  قرآن‌.  برای  ایشان  بیان  می‌دارد که  در  مسألۀ  وحی  هیچ  گونه  جای  شگفتی  نیست‌،  و  این  قرآن  چیزی