ن‌:

(لَهُم مِن جَهَنَّمَ مِهَادٌ وَمِن فَوْقِهِمْ غَوَاشٍ). 

برای  آنان  (‌در  دورخ‌)  بستری  از  آتش  و  بالاپوشهائی  از  آتش است.

برای  ایشان  از  آتش  دوزخ  بستری  است‌.  قرآن  این  لایۀ  آتش را  برای  تمسخر  بستر  می‏‎خواند.  در  صورتی  كه  بستر  نیست  و  نرم  و  آسایش‌بخش  هم  نیست‌.  از  آتش  دوزخ  بـرای  ایشان  رواندازها  و  بالاپوشهائی  است‌ که  از بالا آنان را فرا مي‌گيرد!

(وَكَذلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ). 

ما  این  چنین  جزا  و  سـزای  سـتمکاران  (گمراه  و  کفر پيشه را مي‌دهيم.

ستمكاران بزهكارانند. ستمكاران مشركاني هستند كه آیـات  یـزدان  را  تکذیب  مـی‌کنند،  و  بر  خـدا  دروغ  می‌بندند  و  از  زبان  خدا  ناروا  می‌گویند  ...  همۀ  ایـنها  اوصاف  مترادفی  در  تعبیر  قرآن  هستند.

اینک  به  صحنۀ  مقابل  بنگریم‌:

(وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لاَنُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَهَا أُولئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ. وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِنْ غِلٍّ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلاَ أَنْ هَدَانَا اللّهُ لَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ وَنُودُوا أَن تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ).

کسانی  که  ایمان  بیاورند  و  کارهای  شایسته  انجام  دهند  -  به  هيچ  کس  (‌از  آنـان‌)  جـز  بـه  انـدازۀ  تـاب  و  تـوانش  تکلیف  نمی‌کنیم  -  ایشان  بـهشتیانند  و  جـاودانـه  در  آن  می‌مانند.  هرگونه  كينه‌ای  را  از  دلهایشان  می‌زدائیم  (‌تـا  برادرانه  در  کمال  صـفا  و  صمیمیّت  در  بـهشت  بسر  بـرند)‌.  در  زیر  (‌قصرها  و  درختان‌)  آنان  رودبـارها  جـاری  می‏‎گردد.  (‌خرّم  و  خندان  خدای  را  سـپاس  می‌گذارند)  و  می‌گویند:  خدائی  را  سپاسگزاریم  که  ما  را  بدین  (‌نعمت  جاویدان  و  بی‌پایان‌)  رهنمود  فرمود  و  اگر  (‌لطف  و  فضل  و  کرم‌)  خدا  (‌نبود  و  توسّط  پیغمبران  ما  را  تـوفیق  عنایت  نـمی‌فرمود  و)  رهنمودمان  نـمی‌نمود،  هدایت  فـرا  چنگ  نـمی‌آوردیم‌.  واقـعاً  پـیغمبران  پروردگارمان  حقّ  آوردند  (‌و  حقّ  گفتند  و  به  سوی  حقّ  همگان  را  رهبری  نمودند.  در  اینجا  از  سـوی  فرشتگان  خدا)  ندا  داده  می‌شوند  که‌:  این  بهشت  شما  است  (‌که  در  جهان  به  شما  وعده  داده  شده  بود،  و  هم  اینک‌)  آن  را  به  خاطر  اعمالی  (‌بـایسته  و  کردارهـای  شـایسته‌ای‌)  کـه  انجام  داده‌اید  به  ارث  می‌برید.

اینان  کسانیند  که  ایمان  آورده‌اند  و  کارهای  خوب  و  پسندیده‌،  به  اندازۀ  توانشان  انجام  داده‌اند  ...  اینان  به  بهشت  خود  برمی‌گردند!  اینان  ساکنان  بهشتند  -  با  اجازۀ  خدا  و  در  سایۀ  لطف  او  -  خدا  در  پرتو  رحمتش  بهشت  را  ارث  و  نصیب  ایشان ‌کرده  است  و  در  برابر کارهای  نیکو‌ئی  که  کرده‌اند  و  ایمان  درستی  که  داشته‌اند،  آن  را  به  دست  آورده‌اند...

این  جزای  پـیروی‌ از  پیغمبران  یـزدان  و  سرکشی  از  شیطان  است‌.  جزاء  اطاعت  از  فرمان  خداوند  بزرگوار  و  مهربان،  و  سرکشی  از  وسوسۀ  دشمن  پست  قدیم  است‌!  اگر  رحمت  خدا  نبود،‌ کردارشان  -  به  اندازۀ  توانشان  -  بسنده  نبود.  پیغمبر  خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم  ‌فرموده  است‌:

(لَنْ يُدْخِلَ اَحَدًا مِنْكُم الْجَنَّةَ عَمَلُهُ).

عمل  هيچ  کسی  از  شما  او  را  داخل  بهشت  نمی‌گرداند.  بدو  عرض‌ کردند:  و  حتّی  تو  را  ای  پیغمبر  خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم  فرمود:

(وَ لَا اَنَا اِلَّا اَنْ يَتَغَمَّدَنِيَ اللهُ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ).[1]

حتّی  مرا،  مگر  این  که  یزدان  با  مهر  فراوان  و  بزرگواری  بیکران  خود  مرا  دریابد  و  مشمول  عنایت  خویش  قرار  دهد.

در  اینجا  هیچ‌گونه  تناقض  و  اختلافی  میان  فرمودۀ  یزدان  سبحان  در  ایـن‌باره‌،  و  فرمودۀ  پیغمبر  یزدان صلّي الله عليه و آله و سلّم نیست‌.

او  از  روی  هوا  و  هوس  خود  صحبت  نـمی‌کند  ...  همۀ  جدالهائی  کـه  پـیرامون  این  مسأله‌،  مـیان  فـرقه‌ها  و  دسته‌های  اسلامی  درگرفته  است‌،  قطعاً  به  سبب  برداشت  درست  از  این  آئین  نبوده  است‌.  بلکه  از  روی  هوا  و  هوس  خود  سخن‌ گفته‌اند!  خدا  می‌دانسته  است‌ که  ضعف  و  عجز  و  قصور  آدمیزا‌دگان  بدان  اندازه  است ‌که  اعمال  و  افعال  ایشان  بهای  بهشت  را  تکمیل  نمی‌کند  و  برای  دریافت  آن  بسنده  نیست‌.  حتّی  عملکرد  آنان  بهای  یک  نعمت  از  نعمتهای  یزدان  در  همین  جـهان ‌که  بدیشان  عطاء  فرموده  است  نمی‏باشد.  بدین  خاطر  یزدان  مهر  و  عطوفت  را  بر  خود  واجب‌ کرده  است‌،  و  از  انسانها  تلاش  فقیر کوتاه  دست  ناتوان  را  پذیرفته  است‌،  و  در  برابر  این  تلاش  ناچیزشان‌،  ا‌ز  روی  لطف  و  مرحمت  خود،  بهشت  را  برایشان  واجب  و  لازم  گردانده  است‌،  لذا  با  اعمال  و  افعالشان  بلی ‌که  مستحقّ  و  سزاوار  بهشت  می‌گردند  امّا  در پرتو  این  چنین  لطفی  و  مـرحمتی  و  بزرگواری  و  عنایتی‌.

از  این  موضوع  بگذریم.  اگر  دقّت  شود،  آنان ‌که  از  زبان  خدا  دروغ ‌گفته‌اند  و  تکذیب  حقائق ‌کرده‌اند  و  ستمگر  و  کافر  و  مشرک  بوده‌اند،  در  میان  آتش  دوزخ‌،  همدیگر  را  نفرین  می‌کنند،  و  با  یکدیگر  دشمنی  می‌ورزند،  و  دیگ  سینه‌هایشان  از کینه‌ها  و کینه‌توزیها  می‌جوشد  و  در  غلیان  است‌،  پس  از  این ‌که  قبلًا دوستان  صمیمی  و  یاران  مخلص  یکـدیگر  بوده‌اند  ...  امّـا  کسـانی  که  ایـمان  آورده‌اند  و کارهای  نیکو  انجام  داده‌اند،  با  یکدیگر  در  بهشت  برادر  و  دوستدار  و  مخلص  و  مهربان  هسـتند  و  در  آنجا  خوش  و  خرّم  می‌گذرانند،  و  پرندۀ  امن  و  امان  و  رفاقت  و  دوستی  بر  بالای  سرشان  در  پرواز  است‌:  (وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِنْ غِلٍّ) 

هرگونه  كینه‌‏ای  را  از  دلهایشان  می‌زدائیم  (‌تا  بـرادرانـه  در  کمال  صفا  و  صمیمیّت  در  بهشت  بسر  برند).

آنان  انسان  بوده‌اند.  همچون  انسان  زیست  کرده‌اند.  چه  بسا  در  زندگی  دنیا کینه  و کینه‌توزی  میانشان  برانگیخته  شده  است  و  پــدیدار گـردیده  است‌،  ولی  آن  را  فرو خورده‌اند،  و  با  هرگونه  دشمنی  و  دشمنانگی  مبارزه  کرده‌اند  و  بر  آن  پیروز  شده‌اند  ...  امّا  با  وجود  ایـن‌،  آثاری  از کینه  و  دشمنی  در  دلها  مانده  است‌.

رسول  خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم ‌فرموده  است‌:

(اَلْغِلُّ عَلَي اَبْوَابِ الْجَنَّةِ كَمُبَارِكِ الْاِبِلِ قَدْ نَزَعَهُ اللهُ مِنْ قُلُوْبِ الْمُؤْمِنِيْنَ).

کـینه  و  دشـمنی  بـر  درگاه‌های  بـهشت  بسـان  پشکل  خوابگاههای  شتران  فرو  افتاده‌اند.  خدا  آنها  را  از  دلهای  مؤمنان  بیرون  کشیده  است  و  به  دور  افکنده  است‌.  

از  علی رضي الله عنه  روایت  شـده  است ‌که  فرمود