 را  برگرفته‌اند  و  به  نصیب  خویش  دست  یافته‌اند.  مدّت  روزگاری  هم  که  می‏‎بایست  در  صحنۀ  امتحان  جهان  بمانند  و  مورد  آزمایش  یزدان  قرار  بگیرند،  مانده‌اند  و  زندگی  را  سپری  کرده‌اند.  اینان  به  نصیب  خود  از  آیات  الهی  رسیده‌اند که  یـزدان  تـوسّط  پیغمبران  برایشان  فرستاده  است  و  پیغمبران  آنها  را  بدیشان  رسانده‌اند:

(فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى‏ عَلَى اللّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ أُوْلئِكَ يَنَالُهُمْ نَصِيبُهُم مِنَ الْكِتَابِ حَتَّى‏ إِذَا جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا يَتَوَفَّوْنَهُمْ قَالُوا أَيْنَ مَاكُنتُمْ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ قَالُوا ضَلُّوا عَنَّا وَشَهِدُوا عَلَى‏ أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِينَ). 

آخر  چه  کسی  ستمکارتر  از  کسـانی  است  که  بر  خدا  دروغ  می‌بندند  یا  این  كه  آیـات  او  را  تکـذیب  مـی‌نمایند؟  نصیب  مقدّرشان  بدیشان  می‌رسد  (‌و  در  جهان  روزگار  معیّن  خود  را  بسر می‌برند  و رزق  و روزی  مشخّص  خویش  را  می‌خورند)  تا  آن گاه  که  فرستادگان  ما  (‌یعنی  فرشتگان  قبض  ارواح‌)  به  سراغشان  می‌آیند  تا  جانشان  را  بگیرند.  (‌بدین  هنگام  بدیشان‌)  می‌گویند:  مـعبودهائی  که  جز  خدا  مـی‌پرستیدید  کـجایند؟  (‌بـدیشان  بگوئید  بیایند  و  شما  را  از  چنگال  مرگ  بربایند!)‌.  می‌گویند:  از  ما  نهان  و  ناپیدا  شده‌اند  و  به  ترک  ما  گفته‌اند  (‌و  امید  نفع  و  خیری  بدانان  نداریم‌.  در  اینجا  است  که‌)  آنان  علیه  خود  گواهی  می‌دهند  و  اعتراف  می‌کنند  که  کافر  بوده‌اند.

هم  اینک  ما  در  برابر  صحنۀ کسانی  قرار  داریم ‌که  بر  خدا  دروغ  بسته‌اند  و  از  زبان  خدا  ناروا گفته‌اند،  یا  آیات  یزدان  را  تکذیب  نموده‌اند  و  دروغ  نامیده‌اند.  فرشتگان  مأمور  الهی  به  نزدشان  آمده‌اند  و  آنان  را  می‌میرانند  و  جانشان  را  می‌گیرند.  میان  فرشتگان  و  این  چنین‌ کسانی  گفتگو  در گرفته  است‌:

(قَالُوا أَيْنَ مَاكُنتُمْ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ). 

(‌بدین  هنگام  فرشتگان  بدیشان‌)  می‌گویند:  مـعبودهائی  که  جز  خدا  می‌پرستیدید  کجایند؟‌.

ادعاهائی‌ که  داشتید  و  به  خدا  نسبت  می‌دادید  چه  شد؟  خداگونگان  و  بتانی ‌که  در  دنیا  به  سرپرستی  و  دوستی  می‌گرفتید،  و  شما  را  غافل ‌کردند  و  باز  داشتند  از  آنچه  خدا  بر  زبان  انبیاء  برایتان  فرستاده  بود،‌ کجایند  و  چرا  به  کمک  شما  نمی‌آیند؟  آنان ‌کجایند  در  این  لحظۀ  سخت  و  ناگواری ‌که  در  آن  جان  شما  را  می‌گیرند  و  از  زنـدگی  محرومتان  می‌کنند،  و کسی  را  نمی‌یابید که  شـما  را  از  دست  مرگ  برهاند  و  از  اجلی ‌که  یزدان  تعیین  فرموده  است  مدّتی  شما  را  نجات  دهد  و  اندکی  بیش  از  آن  بر  عمرتان  بیفزاید  و  فرصت  ماندن  عطاء  نماید؟

تنها  پاسخ  ایشان  یک  پاسخ  است  و  نه  بیش‌!  پاسخی‌ که  از  آن  تـجاوز  نـمی‌شود  و  سفسطه‌ای  در  آن  انـجام  نمی‌گیرد:

(قَالُوا ضَلُّوا عَنَّا). 

می‌گویند:  از  ما  پنهان  و  نهان  شده‌اند!.

از  دیدگان  ما  پنهان  شده‌اند  و  حیران  و  ویلان  گشته‌اند!  ما  منزل  و  مأوای  ایشان  را  نمی‌دانیم‌،  و  ایشان  هم  به  سوی  ما  راه  نمی‌برند!...  عمر  بندگانی  بسی  هدر  رفته  است  و  بیهوده  شده  است‌ که  خدایانشان  به  سویشان  راه  نمی‌برند  و  نمی‌دانند کجایند،  و  در  این  لحظۀ  سخت  و  دشوار  به ‌کمک  و  مددشان  نـمی‌آیند!  چه   بدبخت  خدایـانی ‌که  به  سوی  بندگانشان  راه  نمی‌برند  و  نمی‌دانند  کجایند!  آن‌ هم  در  همچون  زمانی‌!

(وَشَهِدُوا عَلَى‏ أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِينَ). 

(‌در  اینجا  است  که‌)  آنان  علیه  خود  گواهی  مـی‌دهند  و  اعتراف  می‌کنند  که  کافر  بوده‌اند.

همچنین  پیش  از  این  نیز  در  روند  سوره  هنگام  نـزول  عذاب  خدا  در  دنیا،  ایشان  را  این  چنین  دیده‌ایم‌:

(فَمَا كَانَ دَعْوَاهُمْ إِذْ جَاءَهُم بَأْسُنَا إِلَّا أَن قَالُوا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ). 

در  آن  موقع  که  عذاب  ما  به  سراغ  ایشان  آمده  است‌،  دعا  و  استغاثه‌ای  جز  این  نداشته‌اند  که  گفته‌انـد:  واقـعاً  مـا  ستمکار  بوده‌ایم  (‌و  با  دست  خود  بر  خود  ستم  کرده‌ایم  و  هم  اینک  پشیمانیم  و  چشم  بـه  راه  عفو  یـزدانـیم‌!  امّـا  بدین  هنگام  پشیمانی  را  چه  سود؟‌!. (اعراف/5)همین ‌که  صحنۀ  دم  مرگ  پایان  می‌گیرد،  ما  خود  را  در  برابر  صحنۀ  بعدی  می‏‎بینیم،  در  حالی ‌که  کسانی ‌که  در  دم  مرگ  بودند  و  واپسین  لحظات  عمر  خود  را  سپری  مي‌‌کردند،  هم  اینک  در  آتش  دوزخ  قرار  دارند!  ...  روند  قرآنی  از  فاصلۀ  زمانی  میان  دم  مرگ  و  افتادن  به  د‌وزخ  سخن  نمی‌گوید،  و  دوران  مرگ  و  دوباره  زنده  شدن  و  گرد  آمـدن  در  حشر  را  حذف  می‌کند.  انگار  ایـن  محتضران  و  به  دم  مرگ  رسـیدگان  از  خانه  گرفته  می‌شوند  و  بلافاصله  به  آتش  دوزخ  انداخته  می‌شوند!  فوراً‌ از دار به‌ نار!

(قَالَ ادْخُلُوا فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِكُم مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ فِي النَّارِ كُلَّمَا دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَهَا حَتَّى‏ إِذَا ادَّارَكُوا فِيهَا جَمِيعاً قَالَتْ أُخْرَاهُمْ لِأُولاَهُمْ رَبَّنَا هَؤُلاَءِ أَضَلُّونَا فَآتِهِمْ عَذَابَاً ضِعْفاً مِنَ النَّارِ قَالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ وَلكِن لاَتَعْلَمُونَ). 

(‌در  روز  قیامت  خداونـد  بـه  این  کـافران‌)  مـی‌گوید:  بــه  همراه  گروهها  و  دسته‌هائی  از  کـافران  انس  و  جنّی  کـه  پیش  از  شما  (‌در  دنیا  مدّتی  زندگی  کرده‌اند  و  آنگاه  از  جهان‌)  رفته‌اند  وارد  آتش  دورخ  شوید!  (‌در  این  هنگام‌)  هـر  وقت  گروهی  داخل  آتش  شـود،  گروه  همجنس  (‌پیشین‌)  خود  را  نفرین  می‌فرستد،  تا  آنگاه  که  هـمه  بـه  هم  می‌رسند  و  پیش  هم  گرد  می‌آیند،  آن  وقت  پسـینیان  خطاب  به  پیشینیان  مـی‌گویند:  پروردگارا!  ایـنان  مـا  را  گمراه  کرده‌اند  (‌زیرا  که  پیش  از  ما  بـوده‌انـد  و  مـا  را  بـه  سوی  کفر  رهبری  نموده‌اند)  پس  آتش  آنـان  را  چندین  برابر  (‌تیزتر  و  عذابشان  را  بیشتر)  گردان.  (‌پـروردگار  خطاب  بدیشان‌)  می‌گوید:  عذاب  هر  یک  از  شما  (‌پیروان  و  پسروان  و  بالادستان  و  زیردستان‌،  به  سـبب  کـفر  و  ضلال  و  تقلید  كورکورانـه  از  همدیکر)  چندین  بـرابـر  است‌،  ولی  (‌به  علّت  عذاب  سـخت  خود،  اندازۀ  عذاب  دیگران  را)‌ نمی‌دانید.  و  رؤساء  و  پیشینیان  به  پيروان  و  پسینیان  می‌گویند:  شما  هيچ‌گونه  امتیازی  بر  ما  ندارید  (‌و  تخفیفی  از  عقاب  نه  شما  را  است  و  نه  ما  را،  چاره‌ای  نیست  جز  واویلا  و  مدارا!)  پس  بچشید  عذاب  را  به  سبب  کاری  که  خود کرده‌اید  (‌و  خود  کرده  را  چاره  نیست‌)‌.  

(ادْخُلُوا فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِكُم مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ ف