و  عبرت ‌گرفتن  برای  سازندگی  زندگی  و  آبادا‌نی  زمين  بر اساس  همین  درک  و  فهم‌...

(الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ). 
نمازگزاران‌.

کسانیند  که  نماز  می‌خوانند  و  به  نماز  مـی‌ایسـتند،  به  گونه‌ای  که  گوئی  نماز صفت ثـابتی  از  صـفات  ایشـان  است‌،  و  انگار که  رکوع  بردن  و  سجده  کـردن  عـلامت  ممیّزه‌ای  برای  ایشان  در  میان  مردمان  است‌.

(الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ ).
دستور  دهندگان  به  کار  نیک‌،  و  باز  دارندگان  از  کار  بد.  هنگامی ‌که  بر  جامعۀ  اسلامی  شـریعت  خدا  فـرمانروا  شود،  و  پای‌بند  دین  یزدان  یگانۀ  جهان  شود  و  فقط  در  

برابر  خدا  کرنش  برد،  و  پای‌بند  آئین  دیگری  نگـردد  و  مطیع‌ کسی  جز  خدا  نشود،  امر  بـه  معروف  و  نـهی  از  منکر  در  داخل  ایـن  جـامعه  انـجام  مـی‌گیرد،  و  سـعی  مـی‌شود  خـطاها  و  اشـتباه‌هائی  کـه  در  درون  آن  روی  می‌دهد  زدوده  و  برطرف  گـردد،  و  انحرافـهائی  کـه  از  برنامه  و  شریعت  یزدان  یگانه  صورت  می‌پذیرد  اصلاح  و  از  آنها  جلوگیری  به  عمل  آید...  ولی  زمـانی ‌‌کـه  در  زمین  جامعۀ  اسلامی  وجود  نداشته  باشد،  و  آن  وقـتی  است  که  در  زمین  جـامعه‌ای  وجـود  نـدارد  که  در  آن  حاکمیّت  از  آن  یزدان  یگانۀ  جهان  باشد،  و  تنها  شریعت  خدا  در  آن  فرمانروا  شود،  امر  به  مـعروف  واجب  است  پیش  از  هر  چه  متوجّه  بزرگترین  امر  به  معروف‌ ‌گردد که  استوار  داشتن  الوهیّت  یـزدان  یگـانۀ  سـبحان‌..  و  پـدید  آوردن  و  استقرار  بخشیدن  جامعۀ  اسلامی  است،  و  نهی  از  منکر  واجب  است  پیش  از  هر  چیز  متوجّه  بزرگترین  نهی  از  منکر گردد  کـه  فـرمانروائـی  طـاغوت  و  بـنده  ساختن  مردمان  برای  غـیر  یـزدان  سبحان  است  از  راه  فرمانروائی  بر  ایشان  با  شرائع  و  قوانینی  جز  شریعت  و  قوانین  یزدان‌...  کسانی  که  به  محمّد  صلّی الله عليه وآله وسلّم  ايمان  آورده  بودند  هجرت‌ کردند  و  پیش  از  هر  چيـز  تـلاش کـردند  دولت  اسلامی  را  به  وجود  آورند،  دولتی ‌که  با  شریعت  خدا  فرمانروائی  کند،  و  جامعه‌ای  را  پـدید آو‌رنـد  کـه  فرمانبردار  این  شریعت  شود.  هنگامی‌ که  دولت  اسلامی  و  جامعۀ  اسلامی  برای  ایشان  تشکیل ‌گردید،  به  امر  به  معروف  و  نهی  از  منکر  در  فروع  متعلّق  به  طاعات  و  عبادات  و  معاصی  و گناهان  پرداختند.  آنان  ‌هیچ  وقت  تلاش  نکردند  پیش  از  برپائی  و  پابرجائی  دولت  اسلامی  و  جامعۀ  اسلامی  به  چیزی  از  این  فروع  و  شاخه‌هائی  بپردازند که  جز  پس  از  برپائی  و  پابرجائی  اصل  بنیادین  پدید  نمی‌آیند.  مفهوم  این  به  معروف  و  نهی  از  مـنکر  باید  از  مقتضیات  واقعیّت  برداشت  و  دریافت  شود.  امر  به  معروف  فرعی  را  و  نهی  از  منكر  فرعی  ر‌ا  پـیش  از  فارغ  شدن  از  بزرگ‌ترین  امر  به  معروف  و  بزرگ‌ترین  نهی  از  منکر  نباید  آغازید،  بدان  گونه  کـه  نخستین‌ بار  هنگام  پیدایش  جامعۀ  اسلامی  چنین  بود. 

(وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ ).
محافظان  قوانین  خدا.  اجراء  کنندگان  احکـام  و  شـرائـع خدا.

این  صفت‌،  حفاظت  و  حمایت  از  قوانین  خدا  برای  اجراء  آنها  در کار  و  بار  خود  و  در کار  و  بـار  مـردمان  است‌.  هــمچنین  مـبارزه  بـا کسـانی  و  ایسـتادگی  در  بـرابـر  اشخاصی  است ‌که  قوانین  یزدان  را  ضـایع  مـی‌کنند  یـا  بدانـها  تـعدّی  و  تـجاوز  مـی‌نمایند...  ولی  حـفاظت  و  حمایت  از  قوانین  خدا  همسان  امر  به  معروف  و  نهی  از  منکر،  برجا  و  پابرجا  نمی‌گردد  مگر  در  جامعۀ  اسلامی‌.  هیچ  جامعه‌ای  هم  اسلامی  نیست  مگر  آن  جامعه‌ای‌ که  تنها  شریعت  یزدان  یگانۀ  جهان  در  همۀ ‌کـار  و  بـار  آن  فرمانروائی‌ کند،  و  مگـر  آن  جـامعه‌ای ‌که  الوهـیّت  و  ربوبیّت  و  حاکمیّت  و  قانونگذاری  را  خاصّ  یزدان  بداند،  و  فرمان  و  فرمانروائـی  طـاغوت  را  نـپذیرد،  فـرمان  و  فرمانروائی  طاغوت ‌که  مجسّم  در  هر  شرع  و  شـریعتی  است  که  یزدان  اجازۀ  آن  را  نداده  است‌...  همۀ  تلاش  و  کوشش‌،  پیش  از  هر  چیز  لازم  است  بـرای  پیدایش  و  پابرجائی  این  جامعۀ  اسلامی  صرف  و  بذل  شود.  هـر  زمان  که  جامعۀ  اسلامی  پیدا  و  اسـتوار گـردید،  مکان  محافظان  قوانین  خدا  و  اجراء‌کنندگان  فرمان  الله  پدیدار  می‌شود...  همان‌ گونه  کـه  نـخستین‌ بار  هـنگام  پـیدایش  جامعۀ  اسلامی  روی  داد.

این  جماعت  مؤمنی  است ‌که  یزدان  با  ایشان  معامله ‌کرده  است  و  پیمان  بسته  است‌.  این  هم  صفات  و  خصالی  است  که‌ گـروه  مؤمنان  دارند:

توبه‌ای  است ‌که  بنده  را  به  سوی  خدا  بازمی‌گرداند،  و  او  را  از گناه  بازمی‌دارد،  و  وی  را  به‌ کار  نیک  برمی‌انگیزد.  عبادتی  است‌ که  او  را  به  خدا  می‌پیوندد  و  خدا  را  معبود  و  مقصود  و  منظور  او  می‌سازد.

حمد  و  سپاسی  است ‌که  در  خوشی  و  نـاخوشی  انجام  می‌دهد،  چرا  که  کاملاً  تسلیم  خدا  است  و  اعتماد  کاملی  به  رحمت  و  دادگری  خدا  دارد.

  سیر  و  سیاحتی  است‌ که  در  ملکوت  خدا  دارد،  و گشت  و  گذاری  است‌ که  با  آیات ‌گویای  یزدان  در  جهان  هستی  انجام  می‌دهد،  آیاتی ‌که  هر  یک  از  آنها  نشانگر  حکمت  و  بیانگر  حقّ  در  طرح  و  نقشۀ  آفرینش  است  و  دالّ  بـر  فلسفه  و  هدف  و  طرح‌ریزی  و  نقشه‌پردازی  در  پیکرۀ  یکایک  آفر‌یده‌ها  و  ساختارهای  جهان  هستی  است‌.

امر  به  معروف  و  نهی  از  منکری  است ‌که  آدمـی  را  از  اصلاح  خویش  برتر  می‏‎برد  و  به  اصلاح  بندگان  و  اصلاح  زندگی  می‏کشاند.

حفاظت  و  حمایت  از  قـوانـین  و  مـقرّرات  الهـی  است‌.  شخص  مؤمن  قوانـین  یـزدان  را  می‌پاید  و  پـاسداری  می‌نماید  و  دست  متجاوزا‌ن  و  ضایع‌کنندگان  را  از  آنها  کوتاه  می‌کند  و  ایشان  را  بر  سر  جای  خود  می‌نشاند،  و  قوانین  و  مقرّرات  خدا  را  از  تاخت  و  تاز  و  حرمت‌شکنی  تجاوز  پیشگان  و  نااهلان  محفوظ  و  مصون  می‌دارد.  این  است  جماعت  مؤمنی‌ که  خدا  در  برابر  بهشت  با  ایشان  معامله ‌کر‌ده  است  و  پیمان  بسته  است‌،  و  از  آنان  جانشان  و  مالشان  را  خریداری  فرموده  است‌،  تا  چـنين  جماعتی  رهسپار  راهی  شوند که  از  آن  زمان ‌کـه  آئـین  یزدان  و  پیغمبران  و  پیامبریهای  او  بو‌ده  است  همچون  راهی  نیر  بوده  است‌: ‌کارزار  و  پیکار  در  راه  خدا  برای  بالا  بر‌دن  فرمان  خدا،  و کشتن  دشمنان  خدا،  آن  کسانی  که  با  خدا  می‌ستیزند  و  دشمنی  می‌ورزند،  و  یا  شهید  شدن  نصیب  ایشان  می‌شود  در کارزار  و  پيکاری  که  میان  حقّ  و  باطل،  و  مـیان  اسلام  و  جـاهلیّت‌،  و  مـیان  شریعت  و  طاغوت‌،  و  میان  هـدایت  و  ضـلالت‌،  هرگز   سستی  نمی‌پذیرد  و  شـعله‌های  آتش  آ‌ن  فروکش  نمی‌کند.

زندگی  لهو و  لعب  و  بيهودگی  و  پوچگرائی  نـیست‌.  زندگی  خوردن  و  آشامیدن  بسان  خـوردن  و  آشـامیدن  چهارپایان  