 -  به‌ گواهی  خود  پژوهشگران  مسیحی  -  و  مقدّم  بر  آنان  به  گواهی  یزدان  سبحان  همان  گونه ‌که  در کتاب  خود  قرآن  وارد  شده  است‌،‌ کتابی‌ که  محفوظ  و  مصون  است  و:

(لا يأتيه الباطل من بين يديه ولا من خلفه ).

هیچ  گونه  باطلی‌،  از  هيچ  جهتی  و  نـظری‌،  متوجّه  آن  نمی‏گردد. (فصّلت/42)                                                      

خداوند  سبحان  در کتاب  محفوظ  و  مصون  خود  قـرآن  می‌فرماید:  وعدۀ  یزدان  به  بهشت  جاویدان  به ‌كسانی ‌که  در  راه  خدا  مـی‌جنگند  و  مـی‌کشند  و کشـته  می‌شوند  موجود  و  ثابت  است  در  تورات  و  انجیل  و  قرآن‌...  این  سخن  در  این  صورت  سخن  قـاطعانه  و  فـیصله بخشی  است‌ که  پس  از  آن  برای ‌کسی  جای  سخنی  نمانده  است  و کسی  افزون  بر  آن  حقّ  سخن  و  چانه  زدن  ندارد.

قطعاً  جهاد  در  راه  خدا،  بیعتی  است  کـه  بـر گر‌دن  هـر  مؤمنی  بسته  شده  است  و  بر عهدۀ  او  است‌،  هر  مؤمنی  به  طور  مطلق‌،  از  آن  زمان ‌که  پیغمبران  بوده‌اند،  و  از  آن  زمان ‌که  آئین  یزدان  بوده  است‌.

ولی  جهاد  در  راه  خدا  تنها  میل  به  جنگ  و گـرایش  بـه  کارزار  نیست‌.  بلکه  قلّه‌ای  است  که  بر  پایه‌ای  از  ایمان  قرار  دارد،  ایمانی  که  در  عواطف  و  مراسم  و  اخـلاق  و  اعمالی  تجسّم  پیدا  می‌کند  و  جلوه‌گر  می‌آید.  و  مؤمنانی  که  خدا  با  ایشان  معامله ‌کرده  است  و  پیمان  بسته  است‌،  و  حقیقت  ایمان  در  ایشان  نمودار  می‌شود،  کسانی  هستند  که  صفات  اصیل  ایمانی  در  آنان  پیدا  و  هویدا  می‌گـردد: 

(التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ) (١١٢)

 (‌از  جملۀ  اوصاف  این  مؤمنان  و  سـائر  مسلمانان  ایـن  است  کــه‌)  آنـان  تـوبه  کنندۀ  (‌از  مـعاصی‌)‌،  پـرستندۀ  (‌دادار)‌،  سپاسگزار  (‌پروردگار)‌،  گردنده  (‌در  زمـین  و  اندیشمند  در  آفاق  و  انفس‌)‌،  نمازگزار،  دستور  دهندۀ  بـه  کار  نیک‌،  بازدارندۀ  از  کـار  بـد،  و  حـافظ  قوانـین  خـدا  می‌باشند.

(التَّائِبُونَ). 
توبه  کنندگان.

آنان  از  آنچه  کرده‌اند  توبه  می‌کنند،  و  آمرزش  خواهان  به  سوی  یزدان  برمی‌گردند.  توبه  احساس  پشیمانی  بـر  کارهائی  است‌ که  انجام‌ گرفته  است  و گذشته  است‌،  و  رو  کردن  به  جانب  خدا  در کارهائی  است‌ که  مانده  است  و  سپری  نگـردیده  است‌،  و  دست  کشـیدن  از گـناهان‌،  و  پرداختن  به‌ کارهای  نیکوئی  است ‌که  توبه  را  در  عـمل  نشان  دهد،  همان ‌گونه‌ که  شخص  با  ترک  بدیها  عـملاً  توبه  را  نشان  می‌دهد.  پس  توبه‌،  پاک  شدن  و  پاک  بودن  و  رو  به  خدا کردن  و  اصلاح  حال  نمودن  است‌.

(الْعَابِدُونَ). 
پرستش  کنندگان‌.

آنان  با  پرستش  و  بندگی  به  یزدان  یگانۀ  جــهان  روی  می‌آورند،  و  بـه  ربـوبیّت  و  پـروردگاری  او  مـعتقد  و  مقرّند...  این  صفت  در  وجود  ایشان  ثابت  و  استوار  است  و  شعائر  و  مراسم  عبادی  نمایانگر  آن  هستند،  همان‌ گونه  که  رو کردن  به  خداوند  یکتا  در  هر کـرداری  و  در  هـر  گفتاری  و  در  هر  طاعت  و  عبادتی  و  در  هـر  پـیروی  و  متابعتی‌،  بیانگر  آن  است‌.  پس  توبه  اعتراف  به  الوهیّت  و  ربوبیّت  خدا  به  شکل  عملی  واقعی  است‌.

(الْحَامِدُونَ). 
ستایشگران.  سپاسگزاران‌.

کسانیند  که  پیوسته  دلهایشان  مـالامال  از  اعتراف  بـه  نعمت  نعمت  دهنده  است‌،  و  زبانهایشان  در  وقت  خوشی  و  برخورداری  از  نـعمت‌،  و  در  زمـان  نـاخوشی  و  زیانمندی  و  فقدان  نعمت  سپاس  خدا  می‌گوید.  در  وقت  خوشی  و  برخورداری  از  نعمت‌،  سـپاسگزاریشـان  از  نعمت  ظاهر  است‌،  و  در  زمان  ناخوشی  و  زیـانمندی  و  فقدان  نعمت‌،  سپاسگزاریشان  از  این  است  که  احسـاس  می‌کنند  در  امتحان‌،  رحمت  یزدان  نهفته  است‌...  حمد  و  سپاس  تنها  به  زمان  خوشی  و  بـهره‌مندی  از  دارائـی  و  نعمت  اختصاص  ندارد.  بلـکه  حمد  و  سپاس  در  زمانی  هم  باید  صورت  بگیرد کـه  هـنگام  ناخوشی  و  نـاداری  و  زیانمندی  است‌،  بدان  هنگام‌ که  دل  لبریز  از  ایمان  درک  می‌کند که  خداوند  مـهربان  دادگـر،  مؤمن  را  مبتلا  و  امتحان  نکرده  است  مگر  به  خاطر  خیر  و  صـلاحی ‌کـه  خودش  از  آن  آ‌گاه  است‌،  هر  چند  هم  فهم  آن  بر  بندگان  پنهان  و  پوشیده  باشد.

(السَّائِحُونَ). 
گردندگان  در  زمین  برای  اطّلاع  از  آثار  و  درس  گرفتن  و  عبرت  آموختن  از  تاریخ  گذشتگان  و  دیـدن  عجائب  و  غرائب  جهان‌...  روزه  داران‌.

دربارۀ  این  دسته  روایات  مختلف  است‌.  بعضی  می‌گویند  که  ایشان  مهاجرانند.  و  بعضی  دیگر  آنان  را  مـجاهدان  می‌دانند.  برخی  ایشان  را  کسانی  ميدانند که  برای  کسب  دانش  بدینجا  و  آ‌نجا  بار  سفر  مـی‌بندند  و  نقل  مکـان  می کنند.  برخی  نیز  می‌گویند که  آنان  روزه‌دارا‌نـند.  بـه  نظر  ما  این  گروه  اندیشمندان  دربارۀ  آفریده‌های  یزدان  و  پژوهشگران  دربارۀ  قوانین  و  سنن  ایزد  منّان  هستند.  از  زمرۀ ‌کسـانی  هستند کـه  در  جـای  دیگـری  راجـع  بدیشان  چنین  آمده  است‌:

(إن في خلق السماوات والأرض . واختلاف الليل والنهار لآيات لأولي الألباب , الذين يذكرون اللّه قياماً وقعوداً وعلى جنوبهم , ويتفكرون في خلق السماوات والأرض:ربنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانك !...) 

(‌مسلّماً  در  آفرینش  (‌عجیب  و  غریب  و  منظّم  و  مرتّب‌)  آسـمانها  و  زمـین‌،  و  آمـد  و  رفت  (‌پـیاپی‌،  و  تـاریکی  و  روشنی‌،  و  کوتاهی  و  درازی‌)  شب  و  روز،  نشـانه‌ها  و  دلائلی  (‌آشکار  برای  شناخت  آفریدگار  و  کـمال  دانش  و  قـدرت  او)  بـرای  خردمندان  است‌.  کســانی  کــه  خدا  را  ایستاده  و  نشسته  و  بر  پهلوهایشان  افتاده  (‌و  در  هـمۀ  اوضاع  و  احوال  خود)  یاد  می‌کنند  و  دربـارۀ  آفرینش  (‌شگفت‌انگیز  و  دلهره‌انگیز  و  اسـرارآمیز)  آسـمانها  و  زمین  می‌اندیشند  (‌و  نقشۀ  دلربـا  و  سـاختار  حیرتزای  آن‌،  شور  و  غوغائی  در  آنان  بـرمی‌انگـیزد،  و  بـه  زبـان  حال  و  قال  می‌گویند)  :  پروردگارا!  این  (‌دستگاه  شگفت  کائنات‌)  را  بیهوده  و  عبث  نیافریده‌ای‌؛  تو  منزّه  و  پـاکـی  (‌از  دست  یازیدن  به  کار  باطل‌!).(‌آل‌عمر‌ان  / 190و191‌) 

 این  صفت‌،  با  فضای  سخن  از  توبه  و  عبادت  و  حـمد  سازگارتر  است‌.  چه  با  توبه  و  عبادت  و  حمد،  اندیشیدن  دربارۀ  ملکوت  خدا  همراه  می‌گردد،  اندیشیدنی‌ که  بدین  نحو  به  توبه  و  پشیمانی  و  برگشت  به  خـدا،  و  درک  و  فهم  حکمت  خدا  در  آفریده‌هایش‌،  و  به  درک  و  فهم  حقّ  و  حقیقتی  منتهی  می‌شود  که  آفرینش  بر  آن  اسـتوار  و  پایدار  است‌،  نه  بسنده‌ کردن  به  درک  و  فهم  و  صـرف  عمر  در  کار  اندیشیدن  و  عبرت  گرفتن  تنها  و  بـدون  بهره‌برداری  از  آن‌.  بلکه  اندیشیدن  