 وَالإنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (١١١) التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ) (١١٢)

 بیگمان  خداوند  (‌کالای‌)  جان  و  مال  مؤمنان  را  به  (‌بهای‌)  بهشت  خریداری  می‌کند.  (‌آنان  باید)  در  راه  خدا  بجنگند  و  بکشند  و  کشته  شوند.  این  وعده‌ای  است  که  خداونـد  آن  را  در  (‌کتابهای  آسمانی‌)  تورات  و  انجیل  و  قرآن  (‌به  عنوان  سند  معتبری  ثبت  کرده  است‌)  و  وعدۀ  راستین  آن  را  داده  است‌،  و  چه  کسی  از  خدا  بـه  عـهد  خود  وفـا  کننده‌تر  است‌؟  پس  به  معامله‌ای  که  کرده‌اید  شاد  باشید،  و  این  پـیروزی  بزرگ  و  رستگاری  سـترگی  است‌.  (‌از  جملۀ  اوصاف  این  مؤمنان  و  سائر  مسلمانان  ایـن  است  که‌)  آنـان  تـوبه  كنندۀ  (‌از  معاصی‌)‌،  پـرستندۀ  (‌دادار)‌،  سپاسگزار  (‌پروردگار)‌،  گردنده  (‌در  زمین  و  اندیشمند  در  آفاق  و  انفس‌)‌،  نمازگزار،  دستور  دهندۀ  به  کار  نیک‌،  بازدارندۀ  از  كار  بد،  و  حافظ  قوانین  خدا  می‌باشند.  (‌ای  پیغمبر!)  مژده  بده  به  مؤمنان  (‌به  چیزهائی  که  خارج  از  توصیف  و  تعریف  و  بدور  از  فهم  مردمان  است‌)‌.

این  آیاتی  است  که  قبلاً  آن  را  خوانـده‌ام  و  شـنیده‌ام‌.  هنگام  از  بركردن  قرآن‌،  و  در  اوقات  تلاوت  قـرآن‌،  و  بعدها  در  زمان  بررسی  و  پژوهش  قرآ‌ن‌،  ا‌ین  آ‌یـات  را  بارها  و  بارها  خوانده‌ام  و  شنیده‌ام‌،  آن  اندازه  خوانده‌ام  و  شنیده‌ا‌م‌ که  نمی‌توانم  بگویم  در  مدّتی  بیش  از  ربع  قرن  چند  بار  آن  را  خوانده‌ام  و  شنیده‌ام‌...  هنگامی ‌که  در  «‌فی  ظلال  القـرآن‌«  با  ایـن  آیـات  رویـاروی  شـدم‌،  احساس  کردم‌ که  از  آنها  چیزی  را  فهمیده‌ام  که  قبلاً  در  دفعاتی  که  نمی‌توانم  بگویم  در  طو‌ل  این  ربع  قرن  چند  بار  بوده  است  همچون  چیزی  را  درک  ننموده‌ام‌!

نـصوص‌ گـیرا  و  باشکوه  هـراس  انگـیزی  است‌!  ایـن  نصوص  پرده  از  حقیقت  ارتباط  و  پیوندی  برمی‌دا‌رد که  میان  مؤمنان  و  یزدان  است‌،  و  حقیقت  بیعتی  را  آشکـار  می‌سازد که  مؤمنان  با  اسلام  آوردنشان  آن  را  بسته‌اند  و  در  طول  زندگی  آن  را  تـعهّد کـرده‌انـد  و  بر گردن  گرفته‌اند.  کسی ‌که  این  بیعت  را  پذیرفته  است  و  بـدان  وفاء  نموده  است  واقعاً  مؤمن  راستین  است‌،  مؤمنی  که  صفت  «‌مؤمن‌«  بر  او  منطبق  است  و  برازندۀ  او  است‌،  و  حقیقت  ایمان  در  او  مجسّم  و  جلوه‌گر  می‌شود.  در  غـیر  این  صورت  ادّعائی  است ‌که  نیاز  به  تصدیق  و  تـحقیق  دارد‌.  یعنی  باید  آن  را  راست ‌گرداند  و  در  زندگی  پیاده  کرد  و  نشان  داد.

حقیقت  این  بیعت،  یا  این  معامله  -  همان‌ گونه‌ که  یزدان  از  روی  فضل  و کـرم  و  بزرگواری  خود  آن  را  چـنین  نامیده  است  -  یزدان  سبحان‌ گرانبهاترین  چیز  مؤمنان  و  اموال  ایشان  را  برای  خود  برگزیده  است  و  نصوص  خود گردانیده  است‌،  و  از  جان  و  مال  آنان  چیزی  برای خودشان  بر  جـای  نـمانده  است‌...  چـیزی  از  آن  برای  ایشان  بر  جای  نمانده  است  تا  آن  را  نگاه  دارند  و  در  راه  او  خرج  و  صرف  نکنند.  برای  ایشان  اختیاری  نیست  تا  بخواهند  چیزی  را  ببخشند  تا  نگاه  دارند...  هرگز!  هرگز...  این  معامله‌ای  است  که  صورت  گرفته  است  و  خریدار  کالا  را  خریده  است‌.  هر گونه  که  بخواهد  در  آن  تصرّف  می‌کند.  هر گونه ‌که  واجب  گرداند  و  مشخّص  نماید، باید  مورد  بهره‌برداری  قرار گیرد.  فروشنده  در  این‌ کالا  حقّی  ندارد  و کاری  نمی‌تواند  دربارۀ  آن  انجام  دهد،  جز  این  که  باید  راه  ترسیم  و تعیین  شده  را  طی ‌کند  و  به  چپ  و  راست  ننگرد  و  برود.  نباید  چیزی  را  بخواهد  و  برگزیند  و  ستیزه  و  جدالی  بکند.  باید  زبان  از  چون  و  چرا  فـرو  بندد  و  چیزی  را  از  خود  نباید  بگوید  و  بلکه  باید  تـنها  بشنود  و  اطاعت  کند  و  عـمل  نـماید  و  تسـلیم  فرمان  شود...  بهای  آن  چیست‌!  بـهشت‌!...  راه  بهشت  کـدام  است‌؟  جهاد  و  کشتن  و کشته  شدن  و  جنگیدن‌...  پـایان  جهاد  و کشتن  و کشته  شدن  و  جنگیدن  چه  چـیز  است‌؟  پیروزی  یا  شهادت  است‌:

(إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ).

 بیگمان  خداوند  (‌کالای‌)  جان  و  مال  مؤمنان  را  به  (بهای‌)  بهشت  خریداری  می‌کند.  (‌آنان  باید)  در  راه  خدا  بجنگند  و  بکشند  و  کشته  شوند.

کسی‌ که  این  چنین  داد  و  ستدی  را  انجام  دهد،  کسی‌ که  پیمان  نامۀ  این  معامله  را  اجراء‌ کند،  و کسی‌ که  بدین  بها  خشنود  شود  و  برابر  آن  وفا کند،  همچون ‌کسی مؤمن  است‌...  یزدان  از  مؤمنان  کالا  را  خریداری  کرده  است  و  مؤمنان  کالا  را  به  یزدان  فروخته‌اند...  این  کمال  مر‌حمت  خدا  است  که  برای  این  معامله  بهائی  تعیین  کرده  است‌.  زیرا  خدا  بخشندۀ  جان  و  مال  است‌،  و  او  مالک  جان  و  مال  است‌.  ولی  یزدان  انسان  را  مکرّم  و  محترم  داشـته  است  و  او  را  صاحب  اراده‌ گردانده  است‌،  و  او  را  معزّز  و  ارجمند  داشته  است  و  بـدو  اخـتیار  بـخشیده  است  کـه  معاملات  را  انجام  دهد  و  آنها  را  اجراء‌ کند  -  حتّی  با  یزدان  جهان‌!  -  و  او  را  بزرگی  و  سترگ  داده  است‌،  چه  او  را  متعهّد  به  عهدها  و  پـیمانها  و  قـرار  دادها  نـموده  است‌،  و  وفـای  بـدانـها  را  مـعیار  و  مـلاک  انسـانیّت  بزرگوارانۀ  او  گردانده  است‌،  و  نقض  آنـها  را  مـعیار  و  ملاک  برگشت  به  جهان  چـهارپایان  قـرار  داده  است‌...  بدترین  چهارپایان‌...

(إن شر الدواب عند اللّه الذين كفروا فهم لا يؤمنون الذين عاهدت منهم ثم ينقضون عهدهم في كل مرة وهم لا يتقون). 

بیگمان  بـدترین  انسـانها  در  پیشگاه  یـزدان‌،  کسـانی  هستند  که  کافرند  و  ایمان  نمی‌آورند.  کسانی  که  از  آنان  پیمان  گرفته‌ای  (‌که  مشرکان  را  کمک  و  یاری  نكنند)  ولی  آنان  هر  بـار  پـیمان  خود  را  مـی‌شکنند  و  (‌از  خیانت  و  نقض  عهد)  پرهیز  نمی‏‎کنند. (انفال/55و56) 

همچنین  یزدان  جهان  ملاک  حساب  و  پاداش  و کیفر  را  وفای  به  این  عهد  و  پیمان  یا  شکستن  این  عهد  و  پیمان  قرار  داده  است‌.

واقعاً  بیعت  هراس  انگیزی  است‌.  امّا  بر  عهدۀ  هر  مؤمنی  است‌،  مؤمنی ‌که  بر  اجراء  آن  توانا  باشد.  از  عهدۀ  مؤمن  فرونمی‌افتد  مگر  با  فرو  افتادن  ایمان  او.  از  اینجا  است  که  من  این  هول  و  هراس  را  همین  لحظه  احساس  می‌کنم  که  دارم  این  واژه‌ها  را  می‌نگارم‌:

(إِنَّ ال