ت چهارم</a><a class="text" href="w:text:274.txt">قسمت پنجم</a><a class="text" href="w:text:275.txt">قسمت ششم</a><a class="text" href="w:text:276.txt">قسمت هفتم</a><a class="text" href="w:text:277.txt">قسمت هشتم</a><a class="text" href="w:text:278.txt">قسمت نهم</a><a class="text" href="w:text:279.txt">قسمت دهم</a></body></html>سوره‌ي انعام آيه‌ي 32-20

 (الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمُ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ (٢٠)وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ (٢١)وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا أَيْنَ شُرَكَاؤُكُمُ الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ (٢٢)ثُمَّ لَمْ تَكُنْ فِتْنَتُهُمْ إِلا أَنْ قَالُوا وَاللَّهِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشْرِكِينَ (٢٣)انْظُرْ كَيْفَ كَذَبُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ (٢٤)وَمِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِهَا حَتَّى إِذَا جَاءُوكَ يُجَادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلا أَسَاطِيرُ الأوَّلِينَ (٢٥)وَهُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَيَنْأَوْنَ عَنْهُ وَإِنْ يُهْلِكُونَ إِلا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ (٢٦)وَلَوْ تَرَى إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ فَقَالُوا يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلا نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ (٢٧)بَلْ بَدَا لَهُمْ مَا كَانُوا يُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ وَلَوْ رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ (٢٨)وَقَالُوا إِنْ هِيَ إِلا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ (٢٩)وَلَوْ تَرَى إِذْ وُقِفُوا عَلَى رَبِّهِمْ قَالَ أَلَيْسَ هَذَا بِالْحَقِّ قَالُوا بَلَى وَرَبِّنَا قَالَ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ (٣٠)قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِلِقَاءِ اللَّهِ حَتَّى إِذَا جَاءَتْهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً قَالُوا يَا حَسْرَتَنَا عَلَى مَا فَرَّطْنَا فِيهَا وَهُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزَارَهُمْ عَلَى ظُهُورِهِمْ أَلا سَاءَ مَا يَزِرُونَ (٣١)وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلا تَعْقِلُونَ) (٣٢)

این  چرخش  و گردش‌،  و  یا  این  موج  و  جهش‌،  به  سوی  مشرکانی  برمی‌گردد، ‌که  قرآ‌ن  مجید  را  تکذیب  می‌کنند  و  زندگی  دوباره  و  رستاخیز  را  دروغ  مـی‌دانند  و  به  آخرت  ایمان  ندارند  ...  امّا  این  بار  با  به  تصویر کشیدن  سرکشی  و  دشمنانگی  ایشان‌،  و  بیان  فرجام  پیشینیان  و  سـرنوشت  پـدران  و  نـیاکـان  تکذیب  کـنندۀ  آنـان  همانگونه  کـه  در  رونـد  سـوره  گـذشت  -  رویـاروی  نمی‌گردد.  بلکه  این‌ بار  با  بیان  سـرنوشت  خودشان  در  آخرت،  و  با  ذکر  سزا  و  جزای  ایشان  در  آن‌،  رویاروی  مــی‌گردد،  آخـرت  و  ســزا  و  جـزائـی‌ کـه  آن  را  دروغ  می‌دانند  و  بدان  ایمان  ندارند...  با  ذکـر  چـنین  سـزا  و  جزائی‌،  و  با  بیان  چنین  فرجام  و  سرنوشتی  در  صحنه‌های  زندۀ  برجسته  با  ایشان  رویاروی  می‌شود.  بدانگـاه  کـه  این  سزا  و  این  جزا  را  بدیشان  ا‌علام  مـی‌دارد  و  چنین  سرنوشت  و  فرجامی  را  بدانان  مـی‌نمایاند  کـه  هـمگی  ایشان  را  گرد  آورده‌انـد  ...  از  آنـان  پرسش  مـی‌شود،  پرسش  برا ی  نکوهش  و  سـرزنش  آنـان‌،  و  شـناساندن  ایشان  و  شگفت  از کارشان‌:

(أَيْنَ شُرَكَاؤُكُمُ الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ؟).

 انبازانی  که  گمان  می‌بردید،  کجایند؟‌.

آنان  که  هراسناک  و  وحشت ‌زده  هستند،  و  نزدیک  است  که  از  پای  بیفتند  و  بیهوش  شوند،  به  یزدان  سوگند  یاد  مــی‌کنند  و  بــه  یگـانگی  خـداونـدگاری  او  اعـتراف  می‏‎نمایند،  می‌گویند:

(وَاللَّهِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشْرِكِينَ).

 به  خداوندی  که  پروردگار  ما  است  سوگند  کـه  مشـرک  نبوده‌ایم  (‌و  هرگز  جر  تو  را  نپرستیده‌ایم‌!)‌.

این  سزا  و  جزا،  و  این  سرنوشت  و  فرجام،  بدیشان  ابلاغ  و  نموده  می‌گردد،  در  آن  حالی‌ که  آنان  را  در  آتش  نگاه  داشته‌اند  و  در  میانۀ  آن  زندانی  کرده‌اند،  و  هـراســان  و  شیون‌ کنان  ایستاده‌اند،  و  آه  و  فغان  پشیمانی  سرداده‌اند،  دردا  و  حسرتا  گویان  می‌گویند:

(يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلا نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ).

 ای  کاش  (‌برای  نجات  از  این  سرنوشت  شوم‌،  بار  دیگر)  بـــه  دنـــیا  بـرمی‌گشتیم  و  (‌در  آنـجا  دیگر)  آیــات  پروردگارمان  را  تكذیب  نمی‌کردیم  و  از  زمـرۀ  مـؤمنان می شديم!

این  سزا  و جزا،  و  این  سرنوشت  و  فرجام‌،  بدیشان  ابلاغ  و  اعلام  می‌گردد،  در  آن  حال‌ کـه  ایشـان  را  در  برابر  پروردگارشان  نگاه  داشته‌اند،  و  ایشان  کمی  مانده  است  که  از  شرم  و  خجالت  و  پشیمانی  آب  شوند،  و  از  خوف و هراس به دل زمين فرو روند،يزدان سبحان از ايشان می پرسد:  

(أَلَيْسَ هَذَا بِالْحَقِّ ؟!).

  آیا  این  (‌چیزهائی  را  که  می‏‎بینید  و  دامنگیرتان  است‌)  حقّ  نيست‌؟.

با خواری و شرمندگی پاسخ می دهند:

  (بَلَى وَرَبِّنَا!).

آری به پروردگارمان سوگند (حقّ است).

این  چنین  اقرا‌ر  و  اعترافی  كمترین  سودی  بـه  حـالشان ندارد :

(قَالَ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ).

(آنگاه خداوند باز بديشان )می گويد: پس به سبب كفری كه می ورزيديد عذاب (دوزخ) را بچشيد.

آ‌نان  را  با  عذاب  رویاروی  و  گرفتار  می‌گردانند،  در  حالی  كه  خویشتن  را  باخته‌اند!  بلكه  همه  چـیز  خود  را  باخته‌اند.  بار  گناهانشان  را  بر  دوش  گرفته‌اند  و  در  زیر  بار گناهان قد خم كرده اند و چميده اند! می نالند و بسان چهارپايان  به  فریاد  در  آمده‌اند!  بر  كوتاهی  كردن  خویش  دربارۀ  كار  و  بار  آخرت‌،  دردا  و  حسرتا  سر  دا‌ده اند‌!‌ هم  اینك  ایشان  به  فرجام  مـعاملۀ  زیـانبار  خود  گرفتار شده اند و سرنوشت ناگواری پيدا كرده اند!

صحنه‌ای  پس  از  صحنه‌ای  پیاپی  می‌آید.  هر  صحنه‌ای  هم  دلها  را  به  لرزه  می‌اندازد،  و  بندهای  پیكـر  را  سست می گرداند و وجود انسان را به تكان در می آورد و چشم  و  دل  كسی  را  باز  می‌گرداند  كه  یـزدان  بخواهـد  چشم  و  دلش  را  بگشاید  و  حقّ  و  حقیقتی  را  بدو  بنماید  كه  پیغمبر  خدا  صلیّ الله عليه وآله وسّلم   و  كتاب  قرآن  آن  را  به  مـردمان  نشــان  داده  ا‌ست‌.  هـمان  قرآنی  كه  آن  را  دروغ  می پندارند،  هر  چند  كه  اهل  كتاب‌،  قرآن  را  بدان  گونه می شناسند  كه  فرزندان  خویش  را  می‌شناسند!
*
(الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْ