د)  را  بر  پایۀ  تقوا  و  پرهیز  از  (‌مخالفت  فرمان‌)  خدا  و  (‌جلب‌)  خشـنودی  (‌او)  بنیاد  نهاده  است‌،  (‌کارش‌)  بهتر  است  یا  کسی  که  شا‌لودۀ  آن  را  بر  لبۀ  پرتگاه  شکافته  و  فرو  تپیده‌ای  بنیاد  نها‌ده  است  و  (‌هر  آن  با  فرو  ریختن  خود)  او  را  به  آتش  دوزخ  فرو  می‌اندازد؟  خداوند  مردمان  ستم  پیشه  را  (‌به  چيزی  که  خیر  و  صلاح  ایشان  در  آن  باشد)  هدایت  نمی‌‌كند.

پس  لحظه‌ای  درنگ ‌کـنیم  و  بــایستیم  و  بـنای‌  تقوای  محکم  و  استوار  و  مطمئنّی  را  ورانداز کنیم‌...  سپس  به  سوی  دیگری  بنـگریم  و  ساختمان  ضرار  را  وراند‌از کنیم‌،  تا  هر  چه  زودتر  حرکت  سریع  سختی  را  در  آن  مشاهده  کنیم‌...  ساختمان  ضرار  بر  لبۀ  شکافته  و  درز  برداشته  و  فرو  تپیده‌ای  استوار  است‌...  بر  لبۀ  پرتگاهی  که در  حال  فروپاشی  و  سقوط  است‌...  بالای  خاک  نرم  و  شکافته  و  دهان  گشوده‌ای  بند  است‌ که  آماده  فرو  ریـخت‌،  و  فـرو  تپیدن  است‌...  هـمین  لحـظه  آن  را  مـی‌بینیم ‌كه  تـاب  می‌خورد  و  بدین  سو  و  آن  سو  می‌افتد  و  فرو  می لغزد!...  هان  دارد  فرو  می‌افتد ! هان  دارد  فرو  می‌لغزد!  هان  دارد  فرو  می‌تپد!  هان  ژرفای  پرتگاه  آن  را  در  خود  می‌بلعد!  وای  چه  هول  و  هراسی ‌!  واویلا  این  آتش  دوزخ   است‌که  آن  را  می‌قاپد!!

(وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ)(١٠٩)

خداوند  مردمان  سـتم  پیشه  را  (‌بـه  چیزی  كه  خیر  و  صلاح  ایشان  در  آن  باشد)  هدایت  نمی‌کند.

مردمان  ستم  پیشه‌،  کافران  مشرک  هستند،  کسانی  ایـن  ساختمان  را  ساخته‌اند  تا  در  سایۀ  آن  با  این  آئين  مکر  و  کيد  کنند!

صــحنۀ  شگــفتی  است‌.  لبــریز  از  حـرکت  و جنبش  هراس‌ انگیز  و  تکان  دهنده‌ای  است‌.  صحنۀ  شگفتی  است  که  با  چند  واژۀ  اندک  به  تصویر  زده  می‌شود  و  به  حرکت  و  جنبش  در انداخته  می‌شود!...  این  بدان  خاط‌ر  است  تا  دعوت ‌کنندگان  به  سوی  حقّ  و  حقیقت  از سرانـجام  و  سرنوشت  دعوت  خود  مطمئنّ  گردند  و  بدانند كه  دعوت  ایشان  در  رویاروئی  و  نبرد  با  دعوتهای‌ کـید  و کـفر  و  نفاق  پیروز  می‌گردد!  و  بنیانگذاران  ساختمان  تقوا  یقین  حاصل‌ کنند که  پیروزی  با  ایشان  است  هر  وقت ‌که  بـا  بنیانگذاران  ساختمانی  رویاروی  شـوند  کـه  آن  را  بـر  شالودۀ  مکر  و کید  و  ضرر  و  زیان  می‌سازند!

صحنۀ  دیگری  را  تعبیر  قرآنی  شگفت  از  آثـار  مسـجد  ضرار  در  دلهـا  و  درونـهای  بـنیانگذاران  اشـرار  آن‌،  و  بنیانگذاران  همۀ  مساجد  ضرار  به  تصویر  می‌کشد:

(لا يَزَالُ بُنْيَانُهُمُ الَّذِي بَنَوْا رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ إِلا أَنْ تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ )(١١٠)

بنائی  را  که  خودشان  بر  پا  کرده‌اند  هـمواره  بـه  عنوان  (‌یک  عامل  شکّ  و  تردید،  یا  یک  نتیجۀ)  شکّ  و  تردید،  در  قلوب  آنان  باقی  می‌ماند،  مگر  این  که  دلهـایشان  قطعه  قطعه  شود  (‌و  بمیرند،  و  یا  این  که  توبه  کنند  و  به  سـوی  خدا  برگردند)  و  خدا  آگاه  (‌از  هـر  چیزی  و)  حکـیم  (‌در  افعال  و  دادن  جزا  و  سزای  هر  کسی‌)  است‌.

لبۀ  گودال  درز  برداشته  فرو  ریخت‌.  ساختمان  ضـراری  که  بر  روی  آن  ساخته  شده  بود  با  خود  فرو  انداخت‌.  آن  را  به  آتش  دوزخ  درانداخت  و  دوزخ  بـدترین  جـایگاه  است‌! ولی  تودۀ  آن  ساختمان  در  دلهای  سازندگان  آن  بر  جای  مانده  است‌.  در  این  دلها  «‌شکّ و  تردید»  و  نگرانی  و  پریشانی  و  سرگردانی  مـانده  است‌،  و  برجای  نـیز  خواهد  ماند  و  نمی‌گذارد  ایـن  دلها  آسـوده  شوند  و  اطمینان  یابند  و  آرامش  پیدا  کنند  و  اسـتوار  و  پـایدار  بمانند!  تنها  وقتی  این  دلها  می‌آسایند  و  مـی‌آرامـند  و  اطمینان  حاصل  می‌کنند  و  بر جای  می‌مانند  که  خود  این  دلها  برکنده  شوند  و  از  سینه‌ها  بیرون  افتند!

تصویر  ساختمان  فرو  تـپیده‌،  تصویر  شکّ  و  تـردید  و  نگـرانــی  و  نا آرامـی  است‌...  سـاختمان  یک  شکـل  محسوس  و  مادّی  است‌،  و  شکّ  و  تردید  و  نگرانـی  و  نا آرامی  یک  شکل  مـعنوی  و  ذهـنی  است‌...  ایـن  دو  تصویر  در  تابلوی  هنری  شگرفی‌که  تعبیر  شگفت  قرآنی  آن  را  ترسیم  می‌کند،  در  مقابل  یکدیگر  قرار گرفته‌اند،  و  در  واقعیّات  مکرّر  بشری  نیز  در  همۀ  ادوار  چنین  تقابلی  دیده  خوا‌هد  شد.  پیوسته  حیله‌گر  نـیرنگباز  و  پـریشان  عــقیده  و  دارای  وجدان  سرگردان‌،  نـا آرام  و  بیقرار  می‌ماند  و  آرامش  و  آسایش  نمی‌شناسد.  همیشه  نگران  آن  است‌ که  پرده  از کـارش  بــرافـتد.  در  مـیان  شکّ  و  تردیدی ‌گرفتار  است‌ که  آرام  و  قراری  به  همراه  ندارد.  این  هم  اعجازی  است‌ که  واقعیّت  روانی  را  با  قلم  موی  زیبای  هنری  ترسیم  می‌کند،  آن  هم  با  این  هـماهنگی  و  بدین  آسانی،  هم  در  تعبیر  و  هم  در  تصویر.

در  فراسوی  همۀ  اینها  است ‌که  فلسفۀ  برنامۀ  قرآنی  در  پـــرده‌ برداری  از  مســجد  ضـرار  و  ســازندگان  آن‌،  تـقسیم‌بندی  جــامعه  بـه  سـطحهای  روشـن  ایـمانی‌،  روشنگری  راه  حرکت  و  مسیر  جنبش  اسلامی‌،  و  ترسیم  همۀ  جوانب  و  زوایای  طبیعت  جولانگاهی ‌که  حرکت  و  جنبش  اسلامی  در  آن  بـه  پـیش  مـی‌رود  و  بـه  تکـان  درمی‌آید،  پيدا  و  هویدا  می‌گردد  و  بر  صفحۀ  دل  نـقش  می‌بندد.

قـرآن  مـجید  در کـار  رهـبری  جـامعۀ  اسـلامی‌،  و  در  رهنمودها  و  رهنمونهایش‌،  و  در  بیداری  و  هوشیاری  و  خردمندی  و  فرزانگیش‌،  و  در  آمـادگی  بـخشیدن  بـدو  برای  انجام  وظیفه  و  تکلیف  سخت  و  سنگینش‌، ‌کارگر  و  کارا  بود...  هرگز کسی  این  قرآن  را  نمی‌فهمد،  مگر  این  که  آن  را  در  جولانگاه  هولناک  حـرکت  و  جـنبش  آن  پژوهش‌ کند،  و  هرگز کسی  این  قرآن  را  نمی‌فهمد،  مگر  مردمانی‌ که  قرآن  را  در  همچون  جولانگاهی  با  خـود  همراه  می‌برند  و  آن  را  در  همچون  نـهضت  و  جـنبشی  شرکت  می‌دهند.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] آزادگان...کسانی ‌کـه در فـتح مكّه  مورد عـفو پـیغمبر صلّی الله عليه وآله وسلّم قـرار گرفتند.
[2] برای اطّلاع بیشتر مراجعه شود به جزء دهم صـفحۀ  745-776 و همچنین صفحۀ  814-824 
[3] از میان اهل القری پیغمبران برانگیخته شده‌اند. قری جـمع قـریه‌، بـه معنی مراکز و پایتخت‌ها  و شهرها است‌. (‌مؤلف‌) 
[4] مراجعه شود به کتاب‌: (‌التصویر الفنی فـی القـرآن‌‌) فـصل‌: (‌التّخییل الحسّی و التّجسیم‌).   
[5] مراجعه شود به صفحات‌: 745-776.   
[6] در روایتی آنان را سه نفر، و در روایتی ایشان را هفت نفر، و در روایت دیگری تعدادشان را ده  نفر بیان کرده‌اند که سه نفرشان خود را بـه ستون نبسته بودند. 
[7] ‌ترجمۀ این آیات در صفحات پیشين ‌گذشت‌.  <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:270.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:271.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:272.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:273.txt">قس