ای  ناتوانان  و  بیماران  خود  ساخته‌اند  تا  در  شبهای  زمستان  بدانجا  پناهنده  شـوند.  خداوند  بزرگوار  نگذ‌اشت  کـه  پـیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  در  آن  مکان  نماز  بخواند.  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  فرمود:

(إنا على سفر , ولكن إذا رجعنا - إن شاء الله -).

ما  اکنون  بر  سر  سفر  و  آمادۀ  کوچ  هستیم‌،  ولی  زمـانی  که  برگشتیم  -  اگر  خدا  بخواهد  -  (‌خواهیم  آمد)‌.

زمانی‌ که  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  از  تبوک  به  مدینه  بازمی‌گشت‌،  و  یک  روز  یا کمتر  از  یک  روز  با  مدینه  فاصله  داشت‌،  جبرئیل  دربارۀ  مسجد  ضرار  بر‌ای  او  خبر  آورد  و  او  را  آگاه‌ کرد  از کفر  و  تفرقه‌اندازی  میان‌ گروه  مؤمنان‌ که  در  دل  سازندگان  مسجد  ضرار  است  و  توطئه‌ای ‌که  چیده‌اند  تا  بدان  مؤمنان  را  از  مسـجد  قـباء  پـراکـنده  سـازند،  مسجدی  که  مسجد  اصـلی  مسـلمانان  است  و  از  روز  نخست  بر  شالودۀ  تقوا  و  پرهیزگاری  بنا  نهاده  شده  است‌.  پس  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم‌ کسانی  را  به  سوی  آن  مسجد  فرستاد  تا  پیش  از  برگشتن  او  به  مـدینه  آن  را  ویـران‌ کـنند.  فرستادگان  چنین  کردند...

ابن‌کثیر  با  اسنادی  که  داشته  است  از  ابن  عبّاس‌،  سـعید  پسر  جبیر،  مجاهد،  عروه  پسر  زبیر،  و  قتاده،  این  چـنین  روایت  کرده  است‌.

این  بود  داستان  مسجد  ضراری ‌که  یزدان  جهان  به  پیغمبر  خود  صلّی الله عليه وآله وسلّم  دستور  داد  در  آن  نایستد  و  نـماز  نگـزارد.  بلکه  در  مسجد  پیشین‌،  یعنی  مسجد  قباء ‌که  شالودۀ  آن  از  روز  نخست  بر  تقوا  بنا  نهاده  شده  است  بایستد  و  نماز  بگزارد،  مسجدی‌ که  کسانی  را  در  خود  جای  می‌دهد که  دوست  دارند  پاک  و  پاکیزه  شوند.

(وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ) (١٠٨)

و  خداوند  پاکیزگان  را  دوست  می‌دارد.

این  مسجد  -  مسجد  ضـرار  -‌ کـه  در  روزگـار  پـیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  به  عنوان‌ کمینگاهی  برای  نـیرنگ  زدن  بـه  اسلام  و  مسلمین  بنا گردید،  و  هدف  و  مقصودی  از  آن  جز  زیان  رساندن  به  مسـلمانان  نـبود،  و  مـرادی  از  آن  سوای ‌کفر  ورزیدن‌،  و  جایگاهی  جز  برای  توطئه  بر  علیه  گــروه  مســلمانان‌،  و  مکـانی  جـز  برای  گـردهمآئی  نـیرنگبازان  بـرای  نـیرنگ  زدن  بـه  مسـلمانان‌،  و  جـز  پایگاهی  برای  مکّاران  برای  همکاری  بـا  دشـمنان  ایـن  آئین  برای  توطئه  بر  ضدّ  مسلمانان‌،  آن  هم  تحت  عنوان  دین  و  در  پس  پردۀ  دین  نبود.  همچون  مسجدهائی  هنوز  که  هنوز  است  به  شکلهای  گوناگونی  ساخته  مـی‌شود،  شکلهائی‌ که  با  ابزارهای  ناپاکی  همساز  باشد که  دشمنان  این  آئین  آنها  را  به  دست  می‌گيرند.  با  تـمام  توان  به  تلاش  می‌ایستند  و کاری  را  می‌آغازند که  ظاهر  آن  به  سود  اسلام  است  و  باطن  آن  برای  نابودی  آن  است‌!  یا  برای  زشت  و  ناشیرین‌ کردن  آن‌،  و  یا  نیرنگ  زدن  به  اسلام‌،  و  شل  و  آبکی‌ گرداندن  آن  است‌!  دشمنان  احوال  و  اوضاعی  پيش  می‌آورند  که  پلاکـارتها  و  تـابلوهای  دین  بالای  آنها  نصب  گردیده‌اند  و  با  باندها  و  نشانهای  اسلامی  پیچیده  و  آراسته  شده‌اند،  تا  در  فراسوی  آنـها  سنگر گیرند  و  سپر  بر  سر  اندازند،  و  به  سوی  این  آئین  تیراندازی‌ کنند!  همچنین  دشمنان  تشکیلات  و  تنظیمات  و  مــؤسّسات  و  بـنیادهائی  را  مـی‌سازند  و کـتابها  و  مقاله‌هائی  خواهند  نوشت  و  سخنرانیها  و  پژوهشـهائی  را  رو  به  راه  می‌کنند که  راجع  به  اسلام  و  از  اسلام  صحبت  کند،  تا  بدین  وسیله  افرادی  را  آرام ‌کنند  و  هوش  از  سرشان  بربایند که  پریشان  و  بیقرار  از  آن  هستند کـه  می‌بینند  اسلام  جلو  چشمانشان  ذبح  مـی‌گردد  و  نابود  می‌شود!  این  چنین  تشکیلات  و  تنظیمات  و  مؤسّسات  و  بنیادها  و کتابهائی  ایشـان  را  بـنگ  و  مـنگ  مـی‌کند  و  بیداری  و  هوشیاری  را  از  آنان  می‌گیرد  و  بدیشان  چنین  وانمود  می‌کند که  جای  نگرانی  نیست‌.  اسلام‌ کاملاً  سالم  و  سر  حال  و  خوب  و  خوش  است  و ترس  و  هراسی  بر  آن  نیست‌!..  این  دوز  و کلکها  به  شکلهای ‌گوناگون  و  از  راه‌های  جوراجور  فراوانی  انجام  می‌گیرد...

همین  مسجدهای  ضرار  فراوان  است  که  بـاید  پـرده  از  روی  آنها  برداشت  و  پلاکارتها  و  تابلوهای  گول  زننده  را  از  بالای  آنها  فرو کـشيد  و  پائین  آورد،  و  حـقیقت  و  ماهیّت  آنها  را  برای  مردمان‌ گفت  و  بدیشان  نمود که  در  فراسوی  آنها  چه  چیزهائی  نهفته  است‌. در کشف  مسجد  ضرار  در  روزگار  پیغصر  خدا صلّی الله عليه والّه وسلّم آن  هم  با  این  بیان  نیرومند  صریح  و  آشکار  برای  ما  سـرمشق  و  رهنمود  ا‌ست‌:

(وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًا لِمَنْ حَارَبَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلا الْحُسْنَى وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ (١٠٧) لا تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ (١٠٨) أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (١٠٩) لا يَزَالُ بُنْيَانُهُمُ الَّذِي بَنَوْا رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ إِلا أَنْ تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ) (١١٠)[7]

تعبیر  شگفت  قرآنی  در  اینجا  تصویری  را  ترسیم  می‌کند  که  لبریز  از  حرکت  و  جنبش  است‌.  این  تـصویر  زنـده  و  گویا  خبر  از  سرنوشت  و  فرجام  هر  مسجد  ضراری  را  می‌دهد که  در  نزدیکی  مسجد  تقوا  و  پرهیزگاری  بنیاد  و  بر پا  مـی‌گردد  و مـراد  از  آن  هـمان  چـیزی  است ‌کـه  ا‌ز  مسجد  ضرار  مراد  بود.  این  آیـات  بـا  تـصویر  رسـا  و  روشــن  خـود  پـرده  از  نـهایت  و  غایت  هـر  تـلاش  نیرنگبازانه و هر  کوشش  حیله‌گرانه‌ای  بر  می‌دارد که در فراسوی آن  نیّت  پلیدی  پنهان  و  نـهان  شـده  باشد،  و  مسلمانان‌ کوشا  و  پویای پاک را  از هر گونه ‌کید  و  مکری  اطمینان  می‏بخشد  و  خاطر  جمع  می‌کند که خواسته  شود  دچار  ایشان ‌گردد  و  بر  سر  آ‌نان  رود،  هر  چند  هم  هـمچون  نیرنگبازانی  و  دغلکارانی  جامه‌های  مصلحان  و  خـوبان  را  به  تن‌ کرده  باشند:

(أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ)(١٠٩)

   آیا  کسی  كه  شالودۀ  آن  (‌مسج