اجرینی ‌که  این ‌کاخ  اسلام  نام  را  ساختند  و  این  چنین  خود  را  آمادۀ  جانبازی  کردند  و  جزو  سنگهای  زیر  بنای  استوار  جامعۀ  اسلامی  در  نخـستين  روزهـای  حکـومت  اسلامی  در  مدینه  گردیدند.

لیکن  جامعۀ  مدینه  همیشه  بـر  ایـن  خـلوص  و  پـاکـی  نماند...  اسلام  ظاهر گردید  و  در  مدینه  پخش  و  آشکار  شد.  اشخاص  زیادی  که  بیشترشان  بـزرگان  قوم  خود  بودند  مجبور گردیدند  برای  حفظ  جاه  و  مقام  خویش  با  قوم  خود  همراه  و  همگام  بشوند  و  به  ظاهر  اسلام  را  بپذیرند...  هنـگامی ‌که  جنگ  بدر  پیش  آمد،  بزرگ  این  چنین  اشخاصی  عبدالله  پسر  ابیّ  پسر  سلول  گفت‌:  ایـن  کاری  است ‌که  روی  آورده  است ‌!  از  روی  نفاق  مسلمان  شد.  قطعاً  باید  بسیاری  از  افراد  را  امواج  زمان  همراه  با  دیگران  به  سوی  اسلام  برده  باشد  و  بـا  تـقلید  از  آنـان  مسلمان  شده  باشند.  هر  چند که  اینان  منافق  نـبوده انـد،  ولی  از  اسلام  سر  در  نیاورده‌اند  و  آگاهی  چندانی  پیدا  نکرده‌اند  و  بـا  قـالب  اسـلامی  قالبریزی  و  سـاخته  و  پرداخته  نشده‌اند...  این  هم  مـایۀ  تـزلزل  بـنای  جامعۀ  نوبنیاد  مدینه  شده  بود،  و  اختلاف  سطح  ایمان  در  میان  مسلمانان‌،  رخنه  درکار  ايشان  ایجاد  نموده  بود.

در  اینجا  بود که  برنامۀ  تربیتی  مـمتاز  قرآنـی‌،  تـحت  رهبری  پیغمبر  خدا صلّی الله عليه وآله وسلّم  شروع ‌کرد  به‌ کار کــردن  بر  روی  این  عناصر  تازه‌، و  دست‌اندرکار  برگشت  همنوائی  و  همآوائی  و  سازگاری  و  همطرازی  سطحهای  عقیده  و  خلق  و  خوی  و  رفتار  و کردار  عناصر گوناگونی‌ گردید  که  به  پیکرۀ  جامعۀ  نوپا  و  نوخاسته  داخل  شده  بودند.  وقتی ‌که  به  سوره‌های  مدنی  -  به  ترتیب  تقریبی  نزول  آنها  -  مراجعه  می‌کنیم‌،  مـا  مـتوجۀ ‌کـوشش  و  پـویش  فراوانی‌ می‌گردیم  کـه  بذل  کـار  ذوب  مـجدّد  عناصر  گوناگونی  شده  است  که  به  جامعۀ  اسلامی  درآمده‌اند.  مـخصوصاً  این  عناصر  پیوسته  و  پیاپی  بدین  جامعه  درآمده‌اند،  با  وجود  این‌ که  قریش  به  دشمنی  خـود  و  برانگیختن  همۀ  قبائل  جزیرة‌العرب  ادامـه  داده  است‌،  و  یهودیان  نابکار  نیز  مـوضع  زشت  و  پـلشتی  به  خـود  گرفته‌اند  و  به  تحریک  عناصر  دشمن  و  بدسگال  آئـین  جــدید  و  مجموعۀ  جـدید  کوشیده انـد.  کـار  ذوب  و  هماهنگی  بخشیدن‌،  پیوسته  ادامه  یافته  است‌،  و  لحظه‌ای  سستی  و  غفلت  نورزیده  است‌.

با  وجود  همۀ  این  تلاشها  پیوسته  در  زمانهای  مختلف  -  به  ویژه  در  اوقـات  سـختی  و  دشـواری  -  بيماریهای  ضعف  و  نفاق  و  شکّ  و  تردید  و  بخل  جان  و  مال  و  ترس  از  رویاروئی  با  خطرها  پدیدار  و  نمودار گردیده  است‌...  مخصوصاً  چنین  بیماریهائی  پیدا  و  هویدا  شد،  بر  اثــر  روشن  نـبودن  عقیده‌ا‌ی‌کـه  رابطۀ  مـیان  مسلمان  و  خویشاوندان  اهل  جـاهلیّت  او  را  قـاطعانه  بـیان  کـند  و  توضیح  دهد...  نصوص  قـرآنـی در  سـوره های  پـیاپی‌،  برایمان  پرده  از  بیماریهائی  به  کنار  می‌زند کـه  برنامۀ  قرآنی  به  شکلها  و  شیوه‌های ‌گوناگون  ممتاز  یزد‌انی  به  مداوای  آنها  می‌پردازد  و  در  معالجۀ  آنها  کمال  كوشش  را  مبذول  می‌دارد.

امّا  بنیاد  جامعۀ  اسلامی  از  آن  جهت  در  مدینه  سالم  و  در  امان  ماند  چون  ارکـان  مخلص  آن  در  اصـل  بر  پـایۀ  استواری  بر  جا  و  بر  پا  بود کـه  از  مـهاجرین  و  ا‌نـصار  تشکیل  و  فراهم  آمده  بود،  پایه‌ای‌ که  به  سبب  استحکام  و  ارتباط  لازم  میان  بخشها  و  قسمتهای  تشکیل  د‌هندۀ  ساختار  آن‌،  می‌توانست  تاب  مقاومت  در  بـرابـر  هـمۀ  بیماریها  و  ناگواریها  و  پدیده‌ها  و  آشفگیهائی  را  ‌بياورد  که  چه  بسا  روی  می‌داد  و  آن  را  در  معرض  خط‌هائی  می‌انداخت  که  عناصری  را  می‌نمایاند  کـه  هنوز  ذوب  نگردیده‌انـد  و  پـخته  و  رسيده  نشـده‌انـد  و  پـیو‌ند  و  همبستگی  پیدا  نکرده‌اند.

این  چنین  عناصری  هـم‌ کم‌کم  ذوب  می‌گردیدند  و  پاکیژه  ه  پالوده  می‌شدند  و  با  پایۀ  اصیل  و  بنیادین  هماهنگی  و  همبستگی  پیدا  می‌کردند،  و  گریزپایان  و  نافرمانان  که  از  سست‌دلان  و  مـنافقان‌،  و  هـمچنین  از  مـتردّدان  و  ترسویان‌،  و  از  کسانی  فراهم  آمده  بودند  که  هنوز  پرتو  عقیده  در  درونشان  فـروزان  و  تـابان  نگـردیده  بـود،  عقیده‌ای  که  همۀ  روابط  و  ارتباطات  خود  را  با  دیگران  بر  اساس  آن  برجا  و  برپا  می‌داشـتند...  ایـن  وضـع  تـا  اندکی  پیش  از  فتح  مکّه  ادامه  داشت‌.  آن  زمان  بود  که  جامعۀ  اسلامی  تا  اند‌ازۀ  زیادی  هماهنگی‌ کـامل  بـا  بنیانگذاران  مخلص  را  پیدا کرد،  و  می‌توان  گفت  تا  حدّ  زیادی  به  جامعۀ  نمونه‌ا‌ی  تبدیل‌ گردید که  برنامۀ  تربیتی  ممتاز  الهی  هدفش  فراهم  آمدن  آن  است  و  برا‌ی  تشکیل  آن  می‌کوشد.

بلی  همیشه  در  این  جامعه  مراتب  متفاوتی  بود‌ه  است كه  خود  حرکت  اسلامی  آن  مراتب  را  پد‌یدار کـرده  است‌.  مجموعه‌هائی  از  مؤمنان  مراتب  ممتازی  پیدا کرده‌اند  به  اندازۀ  تلاشی‌ که  داشته‌اند  و  زحماتی  که  کشـیده‌انـد  و  دلیری  و  شهامتی‌ که  در  جنبش  و  پیشتازی  و  استواری  از  خود  نشان  داده‌اند...  پیشتازان  نخستین  مـهاجرین  و  انصار،  و  اهل  بدر،  و  اصحاب  بیعة‌الرضوان  در  حدیبیّه‌،  امتیازات  و  درجاتی  بوده  است ‌کـه  به  تـرتیب  نـصیب  گروه‌هائی  از  مـؤمنان  راستين  شـده  است‌.  سـپس  بـه  صورت  همگانی  کسانی  ممتاز  بوده‌اند  که  پیش  ا‌ز  فتح  مکّه  اموال  خود  را  انفاق  و  هزینه  کرده‌اند  و  در  راه  خدا  جنگيده‌اند.  نصوص  قرآنی،  و  احادیث  نبوی‌،  و  اوضاع  عملی  در  جامعۀ  اسلامی‌،  این  مراتب  و  منازل  عالی  را  تأکید  می‌کنند،  درجات  و  امتیازاتی ‌که  جنبش  عقیده  آنها  را  پدیدار کرده  است  و  بر  آنها  صراحت  دارد...

امّا  این  طبقه‌ها  و  دسته‌هائی ‌که  با  منزلت  و  درجۀ  ایمانی  خود  ممتاز  می‌گردیدند  و  آن  منازل  و  درجـات  را  هـم  حرکت  اسلامی  پدیدار گردانده  بود،  مانع  این  نـمی‌شد  سطحهای  ایمانی  به  یکديگر  نزدیک  شوند  و  در  جامعۀ  مدینه  پیش  از  فتح  مکّه  هماهنگ  و  همساز گـردند،  و  بسیاری  از  عـوارض  تزلزل  در  صف  مسلمانان‌،  و  بسیاری  از  پدیده‌های  ضعف  و  شکّ  و  دودلی‌،  و  بخل  جانی  و  مالی‌،  و  روشن  نبودن  پرتو  عقیدتی‌،  و  نفاق‌،  و  ...  از  آن  جامعه  رخت  برندد  و  ناپدید گردد.  به‌ گونه‌ای که  می توان  جامعۀ  مدینه  را  رویهمرفته  بنیاد  اسـلامی  بشمار  آورد.

ولی  فتح  مکّه  در  سال  هشتم  هجری‌،  و  تسـلیم  شـدن  هوازن  و  ثقیف  در  طائف ‌که  پیآمد  فتح  مکّه  بود،  هوازن  و  ثــقیفی‌ کــه  پس  از  قـریش  دو  نـیروی  بزرگ  در  جزیرة العرب  بودند،  دیگر  باره  گروه‌های  تازۀ  فراوانی  را  به  جامعۀ  اسلامی  سرازیر کرد  و  آئین  اسلام  را  پذیرفتند  و  با  تفاوتهای ‌گوناگون  سطحهای  ایمانی