ُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (١٠٠) وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الأعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ (١٠١) وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (١٠٢) خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (١٠٣) أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ (١٠٤) وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (١٠٥) وَآخَرُونَ مُرْجَوْنَ لأمْرِ اللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَإِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (١٠٦) وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًا لِمَنْ حَارَبَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلا الْحُسْنَى وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ (١٠٧) لا تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ (١٠٨) أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (١٠٩) لا يَزَالُ بُنْيَانُهُمُ الَّذِي بَنَوْا رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ إِلا أَنْ تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ) (١١٠)

این  درس  به  طور کلی  دربارۀ  تشكّل  جامعۀ  اسلامی  در  آن  زمان  -  یعنی  در  هنگامۀ  جنگ  تبوک  -  است‌.  ایـن  درس  دسته‌ها  و  چینهای  ایمانی  جامعۀ  اسلامی  را  به  تصویر  می‌کشد که  در  داخل  ترکیب  بند  اندامی  همگانی  آن  جای  داشته‌اند،  و  هر  یک  از  آنها  از  صفات  و  اعمال  خاص  خود  برخودار  بوده‌اند.

در  جزء  دهم  هنگام  ذکر  مقدّمۀ  سوره‌،  از  اسباب  و  علل  تاریخی  به  تفصیل  سخن ‌گفتیم‌،  اسباب  و  عللی‌ که  ایـن  سطحهای  ایمانی  متعدّد  را  در  جامعۀ  اسلامی  در  مدینه  پدید  آورده  بـودند.  در  ایـنجا  گـزیده‌هائی  از  بندهای  واپسین  آن  سخنانی  را  انتخاب  می‌کنیم  تـا  شـرائـط  و  ظروفی  را  پیش  چشم  حاضر  آوریم ‌که  وجود  همچون  سطوح  متعدّدی  را  در  جامعۀ  یگانه‌ای  احاطه  می‌کرده‌اند  و  دور  می‌زده‌اند:

(‌ایستادگی ‌کينه‌توزانۀ  طولانی  قریش‌،  مانع  قوی  و  سدّ  محکمی  بر  سر  راه  حرکت  اسلام  در  جزیرة العرب  بود.  قریش  در  جزیرة العرب  در  امور  دینی  و کارهای  آئینی‌،  سخن  والای  نافذی  داشت‌،  گذشته  از  این  کـه  از  نـفوذ  اقتصادی  و  سیاسی  و  ادبی  نیز  برخوردار  بود.  ایستادگی  قریش  در  برابر  اسلام  بدین  صورت ‌کینه‌توزانه  عربها  را  در  اقطار  و  اکناف  جزیرة العرب  از  پذیرش  اسلام  باز  می‌داشت  و  آنان  را  به ‌گریز  از  آن  فرامی‌خواند،  یا  دست  کم  ایشان  را  بـه  درنگ‌ کـردن  و  شکّ  و گـمان  بردن  می‌انداخت  و  در  انتظارشان  نگاه  مـی‌داشت  تــا  ببینند  پیکار  میان  قریش  و  میان  این  پیغمبری‌ که  از  خود  آنان  ا‌ست  به ‌کجا  می‌کشد  و  فرجام  آن  روشن  و  هویدا  شود!..  هنگامی ‌که  با  فتح  مکّه  قریش  تسلیم‌ گردید  و  به  زانو  در  آمد،  و  پس  از  قریش  طوائف  هوازن  و  ثقیف  در  طائف  اطاعت‌ کرد  و  فرمان  برد،  و  قـبائل  سـه‌گـانۀ  نـیرومند  یهودیان  در  مدینه  سرانجام  از  توان  افتاد  و  شـوکت  و  شکوهی  برا‌یشان  نماند  و  بنی‌قینقاع  و  بنی‌نضیر  به  شام  تبعید  و  رانده  شدند،  و  بـنی‌قریظه  نابود  و  ریشـه‌کـن  گردید،  و  عاقبت  خیبر  تسلیم  شد،  این  امور  اعلان  دخول  مردمان‌ گروه  گروه  به  آئین  یزدان‌،  و  روان  شدن  اسلام  در  اقطار  و  اکناف  سراسر  جزیرة العرب  در  یک  سـال‌،  بلی  تنها  در  یک  سال  بود!

امّا  این‌ گسترش  افقی  در  سرزمین  اسلام‌،  با  خود  همۀ  عوارض  و  ظواهری  را  برگرداند کـه  در  جـامعه  پس  از  جنگ  بدر  پدیدار  و  نمایان‌ گردید،  و  ایـن  عـوارض  و  ظواهر  به  شکل  وسیع‌تری  و  به ‌گونۀ  فراخ‌تــری  وقتی  جلوه‌گر  آمد که  جامعه  نزدیک  بود  در  خلال  هفت  سال  بعد  از  جنگ  بدر  بزرگ،  در  پرتو  تأثیر  تربیت  طولانی  و  پیاپی‌،  از  این  عوارض  و  ظوا‌هر  بیزاری  جوید  و گـریز  زند.  اگر  جامعۀ  مدینه  مخلصانه  به  پایه  و  اساس  محکم  و  استوار  این  عقیده‌،  و  به  رکن  رکین  و  متین  این  جامعه‌،  تبدیل  نمی‌شد  و  سرافراز  و  سربلند  در  برابر  تـهاجمات  گردن  نمی‌افراشت  و  سینه  سپر  نمی‌کرد،  خطر  بزرگی  از  این‌ گسترش  افقی  سریع  در  سرزمین  اسلام  در  جـزیرة  العرب  پدید  می‌آمد...  و لیکن  خدائی‌ که  ایـن‌ کار  را  می‌پاید  و  اداره  مـی‌نماید،  گـروه  متّحد  و  مـتشکّل  از  سابقین  نخستین  مـهاجر‌ین  و  انـصار  را  مـهیّا  و  آمـاده  فرمود  تا  پایه  و  اساس  استوار  و  مورد  اطمینان  و  امینی  برای  ایـن  آئـین‌ گـردند  پس  از  تـوسعۀ  نسـبی‌ای‌ کـه  پیروزی  بدر  به  دنبال  خود  آورد،  همان‌ گونه ‌که  جامعۀ  مدینه  را  به  طور کلّی  مهیّا  و  آماده  فـرمود  تـا  پایه  و  اساس  مورد  اطمینان  و  امینی  پس  ا‌ز  تـوسعۀ  تند  و  سریعی‌ گردند که  فتح  مکّه  به  دنبال  خود  آورد...  خـدا  بهتر  می‌داند که  نبوّت  خود  را  به  چه‌ کسـی  واگذار  می‌فرماید،  و  رسالت  خویش  را  در کجا  قرار  می‌دهد  و  استقرار  می‌بخشد.

نخستبن  چیزی  که  از  این ‌کار  پدیدار گردید  جنگ  حنین  بود که  در  همین  سورۀ  توبه  راجع  بدان  آمده  است‌:

(لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئًا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الأرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ (٢٥) ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنْزَلَ جُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ) (٢٦)

خداوند  شما  را  در  مواقع  زیادی  یاری  کرد  و  