 

یـــزدان  ایــــن  را  از  ایشـان  سـراغ  داشت  و  بــه  پیغمبرش  صلّی الله عليه وآله وسلّم  خبر  می‌دهد  که  آنان  عذرخـواهـیهای  خود  را  با  سوگند  خوردن  به  خدا  مؤكّد  می‌سازند،  بدان  امید که  مسلمانان  از  ایشان  صرف  نظر کنند  و کردارشان  را  و  واپس‌ کشیدنشان  را  با  عفو  و  بزرگواری  خـود  ببخشایند،  و  آنان  را  بر  همچون  اعمال  و  افعال  پـلشتی  مورد  محاسبه  قرار  ندهند  و  در  برابر  آنـها  مـجازات  و  کیفر  روا  ندارند.

آن‌ گاه  پروردگارش  او  را  رهنمود  می‌فرماید که  فعلاً  از  ایشان  صرف  نظر  نماید،  و لیکن  نه  ایـن‌ کـه  ایشـان  را  ببخشاید  و  از  آنان گذشت  نماید.  بلکه  بدین  معنی‌ کـه  کارشان  را  به  عقب  بیندازد  و  از  آنان  دوری  و  اجتناب  کند،  زیرا  آنان ‌کثیف  و  ناپاکند  و  باید  از کثیف  و  ناپاک  کناره‌گیری  و  پرهیز کرد:

(فَأَعْرِضُوا عَنْهُمْ إِنَّهُمْ رِجْسٌ ).

از  ایشان  دوری  گزینید،  بیگمان  آنـان  پـلیدند  (‌و  دارای  نیّت  و  هدف  ناپاکی  هستند)‌.

این  بند،  پلید  معنوی  را  در  قالب  پلید  محسوس  مجسّم  می کند.  چه  منافقان  از  لحاظ  تن  و  پـیکر  پلید،  یـعنی  ناپاک  نبودند.  بلکه  از  نظر  ارواح  و  اعمال  پلید  بودند.  و لیکن  تصویر  برجسته‌،  زشتی  و  پلشتی  را  بهتر  نشـان  می‌دهد،  و  پلیدی  و  ناپاکی  را  خوبتر  و  روشن‌تر  پـیش  چشم  می‌دارد،  و  نیک‌تر  و گویاتر  انسان  را  به  بیزاری  و  پرهیز  فرا  می‌خواند،  و  همچنين  انسان  را  بیشتر  به  تحقیر  و  گریز  وامی‌دارد‌.

واپس  کشیدگان  از گروه  مبارزان  -  با  وجود  این ‌که  بر  جنبش  و  پویش  توانایند  -‌ کسانی  هستند کـه  تـرجـیح  سلامت  و کناره‌گیری  از  جهاد،  ایشان  را  در  خانه‌ها  بر  جـای  نشـانده  است  و  واپس  کشـانده  است‌،  همچون  کسانی  پلید  و  ناپاک  هسـتند...  در  ایـن  بـاره  شکّ  و  تردیدی  نیست‌...  آنان  پلیدند  و  ارواح  را  آلوده  می‌کنند  و  مــی‌آلایند.  ایشـان  نـاپاک  هستند  و  عـوا‌طـف  و  احساسات  را  می‌آزارند‌.  آنـان  به  لاشۀ  گندیده‌ای  می‌مانند  که  در  میان  مردمان  باشد،  لاشۀ  گندیده‌ای  که  قطعاً  می‌آزارد  و  بیماریهای  آن  سرایت  می‌نماید!

(وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ) (٩٥)

و  به  کیفر  کارهائی  کـه  می‏‎كند،  جایگاه  ایشـان  دوزخ  ا‌ست‌.

آنان  گمان  می‌بردند  که  با  واپس  کشیدن‌،  مال  و  دارائی  و  نام  و  آوازه‌ای  به  دست  می‌آورند،  و  با  خانه‌نشینی  سود  می‌برند،  و  آسـایش  و  آسـودگی  و  سـلامت  و  ایـمنی  حــاصل  مـی‌کنند،  و  از  درخت  سســتی  و  تــنبلی  و  نیرنگبازی  و  حیله‌گری‌،  میوۀ  خـوشبختی  مـی‌چینند،  و  تــندرستی  و  دارائــی  خـود  را  مـی‌پایند  و  مـحافظت  می‌نمایند...  و لیکن  حقیقت  این  است  که  آنـان  در  دنـیا  پلید  و  ناپاکند،  و  ایشان  در  آخرت  سهم  و  نصیب  خویش  را  هدر  می‌دهند  و  ضائع  می‌كنند.  همچون  زیانی‌،  زیان  است‌،  زیان  فراگیر  و  همه  جانبه  است  و  دارای  انواع  و  اصناف  است‌...  چه  کسی  سخن  او  از  سخن  خدا  راست‌تر  و  درست‌تر  است‌؟

سپس  روند  قرآنی  به  پـیش  مـی‌رود  و  خبر  از  ایـن  واپس کشـیدگان  مـی‌دهد  و  بـیان  مـی‌دارد کـه  پس  از  برگشتن  مجاهدین  چه  می‌گویند  و  چه  می کنند:

(يَحْلِفُونَ لَكُمْ لِتَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنْ تَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يَرْضَى عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ) (٩٦)

برای  شما  سوگندها  می‌خورند  تـا  از  آنان  درگذرید  و  خشنود  شوید.  تازه  اگر  هـم  شـما  از  آنـان  درگذرید  و  خشنود  شوید،  خداوند  (‌از  ایشان  خشمگین  است  و)  از  گروهی  که  سر  از  فرمان  تافته  و  بر  دین  شوریده  باشند،  درنمی‌گذرد  و  خشنود  نمی‌شود.

منافقان  پیش  از  هر  چیز  از  مسلمانان  درخواست  می‌کنند  که  از  ایشان  صرف  نظر کنند  و  با  بزرگواری  خود  از  آنان  گذشت  نمايند  و  چشم  پوشی‌ کنند.  سپس کم‌کم  از  این  مرتبه  فراتر  می‌روند  از  مسلمانان  می‌خواهند  از  ایشان  خشنود  شوند  تـا  در  جامعۀ  اسلامی  در  سـایۀ  این  خشنودی  ا‌یمن  باشند  و  آ‌سوده  بغنوند!  و  تضمین‌ کــنند  که  مسلمانان  هـمیشه  با  آنـان  از  روی  ظاهر  اسلام  آوردنشان  معامله  و  رفـتار  مـی‌کنند  هـمان  گونه  کـه  مسلمانان  با  ایشان  قبلاً  این  چنین  بودند.  دیگر  مسلمانان  با  ایشان  جهاد  و  مبارزه  نمی‌کنند  و  بـر  ایشـان  سـخت  نمی‌گیرند  بدان  شکلی‌ که  در  این  سوره  بـه  مسلمانان  دستور  داده  شده  است‌.  مقصودشان  از  این  امور،  روابط  و  ارتباطات  نهائی  میان  خود  منافقان  و  مسلمانان است‌.  ولی  یزدان  سبحان  مقرّر  و  مشخّص  می‌دارد  که  منافقان  با  این  واپس  کشیدن  از  جهاد  که  ناشی  از  نفاق  است  از  دائرۀ  دین  بیرون  رفته‌اند،  و  خدا  از گروه  منافقان  خشنود  نمی‌گردد،  حتّی  اگر  توانسته  باشند که  سوگند  بخورند  و  عذرخواهی کنند  تا  بدانجا که  مسلمانان  از  ایشان  راضی  و  خشنود  شوند!..  حکـم  و  فرمان  یزدان  دربـارۀ  ایشـان  حکم  و  فرمان  است  و  بس‌.  خشنودی  مردمان  از  ایشان  -  هر  چند  که  همچون  مردمانی  مسلمانان  باشند  -  در  این  حالت  خشم  خدا  را  بر  ایشان  دگرگون  نـمی‌کند،  و  هیچ  گونه  فائده‌ای  به  حال  ایشان  ندارد.  راه  خشنود  گرداندن  خدا  این  است‌ که  از  این  فسق  و  فجور  دست  بردارند،  و  به  سوی  آئین  راست  و  درست  یزدان  برگردند!

بدین  منوال  و  بر  ایـن  روال  خـدا  پـرده  از  ایـن  واپس  کشندگان  و  نشستگان  بدون  عذر  و  بهانه  در  میان ‌گروه  مسلمانان  برداشت‌،  و  روابط  و  ارتباطات  نـهائی‌  مـیان  مسلمانان  و  منافقان‌،  و  مسلمانان  و  مشرکان‌،  و  همچنین  مسلمانان  و  اهل‌ کـتاب  را  مقرّر  داشت‌...  ایـن  سوره  واپسین  و  آخرین  حکم  گردید.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:264.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:265.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:266.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:267.txt">قسمت چهارم</a><a class="text" href="w:text:268.txt">قسمت پنجم</a></body></html>سوره‌ي توبه آيه‌ي 110-97

(الأعْرَابُ أَشَدُّ كُفْرًا وَنِفَاقًا وَأَجْدَرُ أَلا يَعْلَمُوا حُدُودَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (٩٧) وَمِنَ الأعْرَابِ مَنْ يَتَّخِذُ مَا يُنْفِقُ مَغْرَمًا وَيَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوَائِرَ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (٩٨) وَمِنَ الأعْرَابِ مَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنْفِقُ قُرُبَاتٍ عِنْدَ اللَّهِ وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (٩٩) وَالسَّابِقُونَ الأوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَ