  و  پیش  از  ورود  به  مدینه  نازل‌ گردیده  است‌.

واپس  کشـــیدگان  برای  شــما  از  واپس  کشــیدن  و  خانه‌نشینی  خود  عذر  می‌آورند،  چرا  که  از  ظاهر  شـدن  کار  پلشت  و  ننگینشان  شـرم  و  خـجالت  می‌کشند،  و  می‌ترسند که  از  اسـباب  و  عـلل  حـقیقی کـار  زشت  و  ناجوانمردانۀ  آنان  پرده  برافتد.  این  هم  نشانی  از  ضعف  ایمان‌،  و  ترجیح  سلامت‌،  و  هراس  از  جهاد  است‌.

(قُلْ لا تَعْتَذِرُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكُمْ قَدْ نَبَّأَنَا اللَّهُ مِنْ أَخْبَارِكُمْ ).

بگو:  عذرخواهی  مکنید،  ما  هرگز  به  شما  باور  نمی‌کنیم‌.  خداوند  ما  را  از  خبرهایتان  آگاه  ساخته  است  (‌و  برخی  از  دروغـها  و  تـرفندهایتان  را  بـه  پـیغمبر  وحـی  کرده  است‌)‌.  

بگو:  هر  اندازه  عذرها  بیاورید  و  معذرت‌خواهیها  کنید،  به  شما  باور  نمی‌کنیم  و  به  شما  اطمینان  نداریم‌،  و  هرگز  هم  شما  را  راستگو  نمی‌پنداریـم  و  بـه  ظـاهر  پـذیرش  اسلامتان  عمل  نـمی‌کنیم‌،  بدان  گـونه‌ کـه  قبلاً  عـمل  می‌کردیم  و  به  ظاهرتان  می‌نگریستیم  و  بس‌.  زیرا  یزدان  ما  را  از  حقیقت  شما،  و  از  چیزی‌ که  در  سینه‌هایتان  نهان  است  آگاه  فرموده  است‌،  و  انگیزه‌های  اعمال  و  افعالتان  را  برایمان  روایت  نموده  است‌،  و  از  حال  و  احوالتان  به  ما  خبر  داده  است‌.  دیگر  حال  و  احوالتان  مثل ‌گذشته  بر  ما  پوشیده  نیست‌،  و  چنان  نیست‌ که  همچون  سابق  فقط  ظاهر  شما  را  ببینیم  و  از  باطن  شما  بی‌خبر  باشیم.

تعبیر  از  باور  نکردن  و  اطمینان  نداشتن  و  امین  ندانستن  منافقان  با  این  فرمودۀ  خدای  بزرگوار:

(لَنْ نُؤْمِنَ لَكُمْ ).

ما  هرگز  به  شما  باور  نمی‌کنیم‌.

دارای  معنی  و  دلالت  ویژه‌ای  است‌.  چه  ایمان  عـبارت  است  از:  تصدیق  و  اعتماد  و  اطمینان  و  امـین  دانسـتن‌.  تصدیق‌ کردن  با گفتار،  امین  شمردن  با  عـقل‌،  اطـمینان  نمودن  با  دل‌،  و  این ‌که  مؤمن  به  پروردگار  خـود  یـقین  داشته  باشد،  و  میان  او  و  میان  مـؤمنان  اعـتماد  برقرار  باشد.  تعبیر  قرآنی  همیشه  دارای  معنی  و  دلالت  و  الهام  و  پیام  خویش  است‌.

بگو:  عذرخواهی  نکنید.  سخن  فائده‌ای  ندارد  و  بر گفتار  تکیه  نمی‌شود.  و لیکن  در  عمل  کوشید  و  با کردار  خویشتن  را  بنمائید.  چـه  اگـر کـردارتـان  گـفتارتان  را  تصدیق  کـرد،  چـه  خـوب‌،  والا  اعـتمادی  و  ایـمانی  و  اطمینانی  به  گفتار  نیست‌:

(وَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ ).

خـدا  و  پـیغمبرش  عـمل  شـما  را  خواهند  ديد.  (‌اگر  کردارتان  گواهی  بر  صلاح  و  تقوایتان  داد  و  بیانگر  توبۀ  حقیقی  شما  از  نفاق  گردید،  از  همان  مزایائی  برخوردار  می‌شوید  که  سایر  مؤمنان  برخوردارند.  و  اگر  باز  هم  به  نفاق  خود  ادامه  دادید،  با  شـما  همان  شدّت  و  حدّت  و  جهاد  و  پیکاری  خواهد  شد  که  با  کافران  می‌گردد)‌.  

اعمال  بر  خدا  پوشیده  نمی‌ماند.  اسـراری ‌که  در  پشت  سر  اعمال  نهان  است  نیز  بر  او  مخفی  نمی‌ماند.  پیغمبر  خـدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  هـم  گـفتارتان  را  بـا  تـرازوی  کـردارتـان  می‌سنجد.  آن  گاه  بر  این  اساس  در  جامعۀ  اسـلامی  با  شما  رفتار  خواهد  شد.

به  هر  حال‌،  به  همین  چیزهائی ‌که  در  این‌ کرۀ  زمین  در  دوران  زندگی  دنیوی  می‌گذ‌رد،  کار  پایان  نـمی‌پذیرد  و  خاتمه  پیدا  نمی‌کند.  در  فراسوی  اینها  حساب  و كتاب  و  سزا  و  جزائی  است‌ که  برابر  علـم  مطلق  خدا  به  ظاهر  و  باطن  و  پیدا  و  ناپیدا  تعلّق  می‌گیرد:

(ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ) (٩٤)

پس  از  ایـن  (‌جـهان‌،  یـعنی  در  آخـرت‌)  بـه  سوی  خدا  برگردانده  می‌شوید  که  آگاه  از  پنهان  و  آشکار  (‌همگان  و  ظاهر  و  باطن  شما  مـنافقان‌)  است  و  شما  را  از  آنـچه  انجام  می‌داده‌اید  باخبر  می‌سازد  (‌و  پـاداش  و  پادافره  اعمال  و  اقوالتان  را  می‌دهد)‌.

غیب‌:  هر  آن  چـیزی  است ‌کـه  اطّـلاع  از  آن  خا‌رج  از  دسترس  مردمان  باشد.  شهادت‌:  هر  آن  چیزی  است کـه  مردمان  آن  را  ببینند  و  با  آن  آشنا  گردند.  یزدان  سبحان  آگاه  از  پنهان  و  نهان‌،  و  مطّلع  از  پیدا  و  هویدا،  بدین  معنی  و  در  معنی  فراگیرتر  و  بزرگتر  از  این  است.  چه  خداوند  سبحان  آگاه  از  هر  آن  چیزی  است‌ که  در  ایـن  جهان  دیدنی  و  پیدا  است‌،  و  باخبر  و  مـطّلع  از  هـر  آن  چیزی  است  که  در  جهانهای  نهان  از  دیدگان  و  بدور  از  دسترس  دانش  مردمان  است‌.  و  ایـن  فرمودۀ  یـزدان  سبحان  بدان  مخاطبان‌:

(فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ) (٩٤)

شما  را  از  آنچه  انـجام  می‌داده‌ایـد  بـاخبر  مـی‌سازد  (‌و  پاداش  و  پادافره  اعمال  و  اقوالتان  را  می‌دهد)‌.

اشاره  و  ایماء  لازم  است‌.  زیرا  آنان  می‌دانند کارهائی  را  که  کرده‌اند.  ولی  خدا  از  ایشان  بدان  چیزها  مـطّلع‌تر  و  آگاه‌تر  است  تا  آنجا که  ایشان  را  از  آنها  باخبر  خواهد  کرد!  بسیار  اتّفاق  می‌افتد  که  انگیزۀ  کـاری  کـه  انسـان  می‌کند  بر  خود  انجام  دهندۀ ‌کار  پنهان  مـی‌ماند  گـر چـه  خودش  آن  را  انجام  می‌دهد،  و  خدا  آگاه‌تر  از  او  بدان  کار  است‌.  چه  بسا  انسان  از  نتیجه  یا  نـتائج ‌کار  خود  آگاهی  ندارد،  ولی  یزدان  سبحان  از  نتیجه  یا  نـتائج  آن  باخبر  است‌!...  طبیعی  است  که  مقصود  از  ایـن  آگـاهی  نتیجه  و  حاصل  آن  است ‌که  حساب  و کـتاب  و  سـزا  و  جزائی  است‌ که  مترتّب  بر  اعمال  است‌.  امّا  یزدان  با  نصّ  قرآن  بدین  امر  تصریح  نفرموده  است  و  بلکه  بــر  خـود  خبر  دادن  و  آگاه  نمودن  با  نصّ  قرآن  تـصریح  فـرموده  است‌،  چون  این  اشاره  و  ایماء  با  ایـن  رونـد  قرآنـی  مناسبت  دارد.

(سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ إِذَا انْقَلَبْتُمْ إِلَيْهِمْ لِتُعْرِضُوا عَنْهُمْ فَأَعْرِضُوا عَنْهُمْ إِنَّهُمْ رِجْسٌ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ) (٩٥)

هنگامی  که  به  سوی  آنان  بازگردید،  برای  شما  سوگند  خـواهـند  خورد  (‌کـه  مـعذرتهایشان  راست  و  درست  است‌)  تا  از  آنان  صرف  نظر  کنید.  (‌ولی  از  کار  آنان  غافل  مشوید  و  از  آنان  درمگذرید  و)  از  ایشان  دوری  گزینید،  بیگمان  آنان  پلیدند  (‌و  دارای  نیّت  و  هدف  ناپاکی  هستند)  و  به  کیفر  کارهائی  که  می‌کنند  جایگاهشان  دوزخ  است‌.  این  خبر  دیگری  است  از  جانب  یـزدان  سبحان  به  پیغمبرش  صلّی الله عليه وآله وسلّم‌ داده  می‌شود.  بدو  خبر  می‌دهد  هنگامی  که  او  و  مؤمنان  مخلص  همراهش‌،  سالم  و  ایمن  به  سوی  منافقان  برمی‌گردند،  از  منافقان  چه  کارهائی  رخ  می‌دهد  و  چه  احوال  و  اوضاعی  خواهد  داشت‌،  آن  منافقانی  که  قبلاً گمان  نمی‌بردند که  مسـلمانان  از  رویـاروئی  با  رومیان  زنده  برگردند! 