  جــهاد)  و  تـوبۀ  مـهاجرين  و  انصار  (‌از  لغزشهاي  جنگ  تبوك،  مثل  كُـندي  و  سستي  اراده  و  انديشۀ  بد  به  دل  راه  دادن  و  آهنگ  بازگشت  از  نيمۀ  راه  جهاد)  را  پذيرفت‌.  مهاجرين  و  انصاري  كه  در  روزگار  سختي  (‌با  وجود  گرماي  زياد،  كمي  وسـيلۀ  سواري  و  زاد،  فـصل  درو  و  چـيدن  محصول  خود)  از  پيغمبر  پپروي  كردند  (‌و  همراه  او  رهسپار  جنگ  تبو‌ك  شـدند)  بعد  از  آن  كـه  دلهاي  دسته‌اي  از  آنان  اندكي  مانده  بود  كه  (‌از  حقّ  به  سوي  باطل‌)  منحرف  شود.  (‌در  اين  حال‌)  باز  هم  خداونـد  تـوبۀ  آنــان  را  پـذيرفت‌.  چرا  كـه  او  بسـيار  رئوف  و  مهربان  است‌.  خداوند  توبۀ  آن  سه  نفري  را  هم  مي‌پذيرد  كه  (‌بي  هيچ  حكمي  به  آيند‌ه‌)  واگذ‌ار  شدند  (‌و  پيغمبر  و  مؤمنان  و  خانوادۀ  خودشان  را  با  ايشان  سخن  نگفتند  و  از  آنان  دوري  جستند)  تا  بدانجا  كه  (‌نـاراحتي  ايشان  به  حدّي  رسيد  كه‌)  زمين  با  همۀ  فراخي‌،  بر  آنـان  تنگ  شد،  و  دلشان  به  هم  آمد  و  (‌جانشان  به  لب  رسـيد.  هم  مردم  از  آنان  بيزار  و  هـم  خودشان  از  خود  بـيزار  شدند.  بالأحره‌)  دانسـتند  كه  هـيچ  پناهگاهي  از  (‌دست  خشم‌)  خدا  جـز  برگشت  به  خدا  (‌با  استغفار  از  او  و  پناه  بردن  بدو)  وجود  ندارد  (‌چرا  كه  پناه  بي‌پناهان  او  است  و  بس‌)‌.  آن  گاه  خدا  (‌به  نظر  مرحمت  در  ايشان  نگريست  و)  بديشان  پيغام  توبه  داد  تا  توبه  كنند  (‌و  آنان  هم  توبه  كردند  و  خدا  هم  توبۀ  ايشان  را  پـذيرفت‌)‌.  بـيگمان  خدا  بسيار  توبه‌پذير  و  مهريان  است‌. (‌توبه /117و118)  

(مَا كَانَ لأهْلِ الْمَدِينَةِ وَمَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الأعْرَابِ أَنْ يَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ وَلا يَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ لا يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَلا نَصَبٌ وَلا مَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلا يَطَئُونَ مَوْطِئًا يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَلا يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلا إِلا كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ إِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ (١٢٠) وَلا يُنْفِقُونَ نَفَقَةً صَغِيرَةً وَلا كَبِيرَةً وَلا يَقْطَعُونَ وَادِيًا إِلا كُتِبَ لَهُمْ لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (١٢١) وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ) (١٢٢)

درست  نيست  كه  اهل  مدينه  و  بـاديه‌نشينان  دور  و  بـر  آنان‌،  از  پيغمبر  خدا  جا  بمانند  (‌و  در  ركاب  او  بـه  جهاد  نروند،  و  در  راه  همان  چيزي  جان  نبازند  كه  او  در  راه  آن  جان  مي‌بازد)  و  جان  خود  را  از  جان  پپغمبر  دوست‌تـر  داشته  باشثد.  چرا  كه  هيچ  تشنگي  و  خستگي  و  گرسنگي در  راه  خـدا  بــه  آنــان  نـمي‌رسد،  و  گـامي  بـه  جـلو  برنمي‌دارند  كه  موجب  خشم  كافران  شود،  و  به  دشمنان  دســتبردي  نـمي‌زنند  (‌و  ضـرب  و  قـتل  و  جـرحـي  نمي‌چشانند  و  اسير  و  غنيمتي  نمي‌گيرند)  مگر  اين  كه  به  واسطۀ  آن‌،  كـار  نيكوئي  براي  آنان  نـوشته  مـي‌شود  (‌و  پاداش  نيكوئي  بدانان  داده  مي‌شود)‌.  بيگمان  خداونـد  پاداش  نيكوكاران  را  (‌بـي‌مزد  نمي‏گذارد  و  آن  را)  هـدر  نمي‌دهد.  (‌همچنين  مجاهدان  راه  حقّ‌)  هيچ  خرجي  خواه  كم  خواه  زياد  نمي‌كنند،  و  هيچ  سـرزميني  را  (‌در  رفت  و  برگشت  از  جهاد)  نمي‌سپرند،  مگر  اين  كه  (‌پاداش  آن‌)  برايشان  نوشته  مي‌شود،  تا  (‌از  اين  راه‌)  خداوند  پاداشي  نيكوتر  از  كاري  كه  مي‌كنند  بديشان  دهد.  (‌توبه  /  120-‌١٢2)

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ) (١٢٣)

اي  مؤمنان‌!  با  كافراني  بجنگيد  كه  به  شما  نـزديكترند،  و  بايد  كه  (‌در  جنگ‌)  از  شـما  شـدّت  و  حدّت  (‌و  جرأت  و  شهامت‌)  ببينند.  و  بدانيد  كه  خداوند  (‌ياري  و  لطفش‌)  بـا  پرهيزگاران  است. (‌توبه  /  ١٢٣) 

(وَإِذَا مَا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ أَيُّكُمْ زَادَتْهُ هَذِهِ إِيمَانًا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَزَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَهُمْ يَسْتَبْشِرُونَ (١٢٤) وَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَتْهُمْ رِجْسًا إِلَى رِجْسِهِمْ وَمَاتُوا وَهُمْ كَافِرُونَ) (١٢٥)

هنگامي  كـه  سـوره‌اي  (‌از  سـوره‌هاي  قرآن‌)  نازل  مي‌شود،  كساني  از  آنان  (‌كه  منافقند،  از  روي  تمسخر  و  استهزاء‌،  برخي  به  برخي  رو  مي‌كنند  و)  مـي‌گويند:  ايـن  سوره  بر  ايمان  كدام  يك  از  شما  افزود؟  (‌و  آيا  چيز  مهمّ  و  مفيدي  گفت  و  نمود؟‌!)  و  امّـا  مؤمنان،  (‌هـمان  سـورۀ  قرآن‌)  بر  ايمانشان  مي‌افزايد  و  (‌نور  آن  بيش  از  پيش  راه  حقّ  را  بديشان  مي‌نمايد،  و  از  اين  نزول  قرآن  كه  مايۀ  افزايش  ايمان  و  پرتو  جان  و  سعادت  هر  دو  جهان  آنان  مي‌شود  )  شادمان  مي‌گردند.(‌توبه  /  124و 125) 

(وَإِذَا مَا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ هَلْ يَرَاكُمْ مِنْ أَحَدٍ ثُمَّ انْصَرَفُوا صَرَفَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ) (١٢٧)

هر گاه  آنان  (‌در  مجلس  پيغمبر  باشند  و)  سوره‌اي  نازل  گردد،  برخي  به  برخي  مي‏نگرند  (‌و  با  اشاره  به  همديگر  مي‌فهمانند  كه‌)  آيا  كسي  شـما  را  مـي‌بيند  (‌و  مـتوجّه  ما  مي‌باشد؟  همين  كه  اطمينان  يافتند  مؤمنان  بـه  سـخنان  پيغمبر  سرگرم  و  سـراپاگـوشند)  آن  وقت  (‌از  مـجلس‌)  بيرون  مي‌روند  (‌و  نداي  هدايت  را  نـمي‌شنوند.  چـرا  كـه  تـحمّل  شنيدن  پـيام  آسـماني  را  ندارند  و  از  ايمان  و  ايمانداران  بيزارند)‌.  از  آنجا  كه  قوم  بـي‌دانش  و  نفهمي  هسـتند،  خـداونـد  دلهـايشان  را  (‌از  حقّ‌)  بگردانيده  است‌. (توبه  /  ١٢٧)  

در پايان  سوره  با  صفت  پيغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم ‌و  با  رهنمود  او  از  سوي  خدا  به  توكّل‌ كردن  بر  خدا،  و  بسنده‌ كردن  به  حفاظت  و  مراقبت  يزدان  سبحان،  خاتمه  مي‌پذيرد:

(لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ (١٢٨) فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ) (١٢٩)

بيگمان  پيغمبري  (‌محمّد  نام‌)  از  خود  شما  (‌انسـانها)  بـه  سويتان  آمده  است‌.  هرگونه  درد  و  رنج  و  بلا  و  مصيبتي  كه  به  شما  برسد،  بر  او  سخت  و  گران  مي‌آيد.  بـه  شـما  عشق  مي‌ورزد  و  اصرار  به  هدايت  شما  دارد،  و  ن