كه  ديگر  دچار  معصيت  نشـوند  و  مشـمول  مغفرت  و  مرحمت  خدا  شوند.  چرا  كه‌)  بيگمان  خداوند  داراي  مغفرت  فراوان  و  رحمت  بيكران  است‌.(توبه/102و103)

(وَآخَرُونَ مُرْجَوْنَ لأمْرِ اللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَإِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ) (١٠٦)

و  گروه  ديگري  (‌از  متخلّفان  از  جـهاد)  هسـتند  كه  بـه  فرمان  خدا  واگذار  گرديده‌اند  (‌و  مـردم  بايد  در  انتظار  بمانند  تا  ببينند  كه  دستور  خدا  دربارۀ  ايـن  دسته  كه  بدون  عذر  از  جهاد  بازپس  مانده‌اند  چه  بـاشد)  يـا  خدا  ايشان  را  به  گناه  خود  مي‏‎گيرد  و  يا  بر  آنان  مي‌بخشايد.  خداوند  آگاه  (‌از  احوال  و  نيّات  آنان  بوده  و)  حكيم  است  (‌و  برابر  حكمت‌،  بندگان  را  ثواب  يا  عقاب  مي‌دهد)‌.(توبه/106)

(وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًا لِمَنْ حَارَبَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلا الْحُسْنَى وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ (١٠٧) لا تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ) (١٠٨)

و  (‌از  ميان  منافقان‌)  كساني  هستند  كه  مسـجدي  را  بـنا  كـردند  و  مـنظورشان  از  آن‌،  زيــان  (‌بــه  مـؤمنان‌)  و  كفرورزي  (‌در  آن‌)  و  تفرقه‌اندازي  ميان  مـؤمنان  (‌و  در  هم  كوبيدن  صفوف  مسلمانان‌)  و  كمينگاه  ساختن  براي  كسي  بود  كه  قبلاً  با  خدا  و  پيغمبرش  جنگيده  بود  و  (‌علم  طغيان  برافراشته  بود)  سوگند  هم  مي‌خوردند  كه  نظري  جز  نيكي  نداشته‌اند  (‌و  تنها  مرادشان  خدمت  به  مردمان  و  اقامۀ  نماز  در  آن  بـوده  و  بس‌)  امّـا  خداونـد  گواهي  مي‌دهد  كه  آنان  (‌در  سوگند  خود)  دروغ  مي‏‎گويند.  (‌اي  پيغمبر!)  هرگز  در  آن  (‌مسجد  ضـرار)  نـايست  و  نماز  مگذار.  مسجدي  (‌مانند  مسجد  قبا)  كه  از  روز  نخست  بر  پايۀ  تقوا  بنا  گرديده  است  (‌و  مـراد  سازندگان  آن  تـنها  رضاي  الله  بوده  است‌)  سزاوار  آن  است  كه  در  آن  بر  پاي  ايسـتي  و  نماز  بگزاري.  در  آنـجا  كسـاني  هسـتند  كـه  مـي‌خواهـند  (‌جسـم  و  روح‌)  خود  را  (‌بـا  اداي  عـبادت  درست‌)  پاكيزه  دارند  و  خداوند  هم  پاكيزگان  را  دوست  مي‌دارد. (توبه/107و108)                                                

 خواهيم  كوشيد  روشن‌ گردانيم  كه  مقصود  از  هر  دسته  و  گروهي  از  اين  دسته‌ها  و گروه‌ها  چه  كساني  هستند،  بدان  گاه ‌كه  بعداً  به  طور  مشروح  به  بررسي  نـصوص  آيات  خواهيم  پرداخت‌.

و  امّا  بند  و  بخش  ششم ‌كه  واپسـين  مـقطع  در  سـوره  است‌،  بيانگر  سرشت  معاملۀ  اسلامي  با  يزدان  سبحان  بر  جهاد  در  راه  خداوند  منّان  است‌،  و  نشـان  مـي‌دهد  كـه  سرشت  اين  جهاد  و  حدود  و  ثغو‌ر  و كيفيّت  و  چگونگي  آن  چيست  و  به  چه  شكلي  است‌.  وظيفۀ  اهل  مـدينه  و  اهالي  باديه‌نشين  عرب  پيرامون  مدينه  كدام  و  بر  چـه  منوال  و  روال  است‌...  همچنين  ا‌ين  مقطع‌،  دوري‌ كامل  و  جدائي  عام  ميان  مسلمانان  و  دشـمنانشان  را  بر اساس  عقيده  ضروري  مي‌داند،  و  ارتباط  مـيان  مسـلمانان  و  ميان  ديگران  را  بر  اين  پيوند  و  بر  اين  راستا  می شمارد  و  بس‌.  يعني  برابر  فرمان  يزدان  بايد  با  دشمنان  عقيدۀ  خود  كاملاً  بگسلند  و  با  ديگران  تنها  بر  بنياد  عقيده  نـه  چيز  ديگري  تكيه ‌كنند،  هر  چند كه  ديگران  اهل  و  خويشان  و  عشيرۀ  خودشان  باشند...  آن‌ گاه  اين  بند  و  بخش ‌گفتاري  دارد  دربـارۀ  سـرنوشت  كسـاني  كـه  از  جنگ  واپس  كشيده‌اند  و  جداي  از  منافقان  و  توطئه‌گران  بـوده انـد،  همراه  با  ذكر  برخي  از  احوال  و  اوضاع  منافقان  و  بـيان  موضعگيريهاي  ويژۀ  ايشان  در  برابر  اوامر  قـرآنـي‌،  از  قبيل  اين‌ گونه  نصوص‌:

(إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالإنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ) (١١١)

 بيگمان  خداوند  (‌كالاي‌)  جان  و  مال  مؤمنان  را  به  (‌بهاي‌)  بهشت  خريداري  مي‌كند.  (‌آنان  بايد)  در  راه  خدا  بجنگند  و  بكشند  و  كشته  شوند.  اين  وعده‌اي  است  كه  خداوند  آن  را  در  (‌كتابهاي  آسماني‌)  تورات  و  انجيل  و  قرآن  (‌به  عنوان  سند  معتبري  ثبت  كرده  است‌)  و  وعـدۀ  راسـتين  آن  را  داده  است‌،  و  چه  كسي  از  خدا  بـه  عـهد  خود  وفـا  كننده‌تر  است‌؟  پس  به  معامله‌اي  كه  كرده‌ايد  شاد  باشيد، و  اين  پيروزي  بزرگ  و  رستگاري  سترگي  است‌.  

(مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قُرْبَى مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ (١١٣) وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لأبِيهِ إِلا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لأوَّاهٌ حَلِيمٌ) (١١٤)

پـيغمبر  و  مـؤمنان  را  نسـزد  كـه  بـراي  مشـركان  طلب  آمرزش  كنند،  هر  چند  كه  خويشاوند  باشند،  هنگامي  كه  براي  آنان  روشـن  شـود  كـه  (‌بـا  كفر  و  شرك‌  از  دنيا  رفته‌اند،  و)  مشركان  اهل  دوزخند.  طلب  آمرزش‌  ابراهيم  براي  پدرش‌،  به  خاطر  وعده‌اي  بود  كه  بـدو  داده  بـود،  ولي  هنگامي  كه  براي  او  روشن  شد  كه  پـدرش  (‌در  قيد  حيات  بر  كفر  اصرار  مي‌ورزد  و  برابر  وحي  آسماني  دار  فاني  را  با  كفر  وداع  مي‏‎گويد،  دانست  كه  او)  دشمن  خـدا  است‌،  از  او  بيزاري  جست  (‌و  ترك  طلب  آمرزش  بـراي  وي  گفت‌)‌.  واقعاً  ابراهيم  بسيار  مهربان  و  دست  به  دعا  و  فروتن  و  شكيبا  بود. (‌توبه /113و114) 

(لَقَدْ تَابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالأنْصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِنْ بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَءُوفٌ رَحِيمٌ (١١٧) وَعَلَى الثَّلاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا حَتَّى إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الأرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ وَظَنُّوا أَنْ لا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلا إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ) (١١٨)

خداوند  توبۀ  پيغمبر  (‌از  اجـازه  دادن  مـنافقان  بـه  عدم  شـركت  د